تنگه هرمز در آستانه یک معامله بزرگ؛ ایران و آمریکا بر سر چه چیزی چانه میزنند؟
تهران و مسقط به یک تفاهم موقت برای عبور کشتیهای تجاری نزدیک شدهاند، اما اختلاف بر سر شروط ایران، نقش آمریکا و آینده مدیریت هرمز همچنان پابرجاست و به نظر میرسد که این وضعیت تنها آغاز یک چانهزنی بزرگتر باشد.
تنگه هرمز بار دیگر به نقطه جوش معادلات منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است. در حالی که اخبار تحرکات دیپلماتیک در مسقط، ژنو و پایتختهای منطقهای از نزدیکشدن ایران و آمریکا به یک توافق موقت ۶۰ روزه حکایت دارد، تحولات میدانی و موضعگیریهای تازه در تهران نشان میدهد آنچه در ظاهر یک توافق برای بازگشت کشتیرانی تجاری خوانده میشود، در واقع نبردی سنگین بر سر بازتعریف نظم امنیتی خلیج فارس و تعیین متولی اصلی این شریان حیاتی انرژی است.
چرا تنگه هرمز هنوز باز نشده است؟
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، جزئیات تازهای از روند مذاکرات با مسقط ارائه کرد و از نزدیکشدن به توافق نهایی بر سر تعیین یک مسیر جدید تردد (TSS) خبر داد. به گفته وزیر خارجه، مسیر قدیمی طرح تفکیک تردد دیگر از نظر جمهوری اسلامی ایران قابل قبول نیست و تعیین مسیر جدید بهدلیل ابعاد فنی و حقوقی، پیچیدگیهای گستردهای دارد. عراقچی صریحاً اعلام کرد که تا زمان جمعبندی نهایی میان نیروهای نظامی و دریایی ایران و عمان، یک مسیر موقت بر اساس نقشههای موجود در نظر گرفته شده است که پایه مسیر اصلی خواهد بود.
اما نکته کلیدی در سخنان سکاندار دیپلماسی کشور، تفکیک واضح میان توافق فنی با عمان و بازگشایی واقعی تنگه هرمز است. عراقچی تأکید کرد که توافق با عمان به منزله بازگشایی آبراه نیست و لغو محدودیتها، منوط به شرایط دیگر و جبران نقض تفاهمنامه از سوی آمریکا است. وی با اشاره به اینکه آمریکا بند ۵ تفاهمنامه قبلی را نقض کرد و مانع از بازگشت کامل ترددها شد، یادآور شد که جمهوری اسلامی مدیریت یکجانبه یا تلاش واشنگتن برای ایجاد مسیرهای جدید و خدشهدار کردن مدیریت ایران بر تنگه را به هیچ عنوان نخواهد پذیرفت.
همزمان با اظهارات وزیر خارجه، مواضع حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، نشان میدهد که تهران هرمز را نه یک سوژه محض دریانوردی، بلکه مولفه قدرت جغرافیایی و استراتژیک میداند. محبی با تأکید بر اینکه باز شدن تنگه تابع پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا و کوتاه آمدن واشنگتن از مداخلات در روند مذاکرات منطقهای است، نشان داد که مدیریت اجرایی و حاکمیتی بر هرمز همچنان در اختیار نیروهای مسلح ایران است و بازگشایی آن تنها زمانی رخ میدهد که آمریکا به شروط تهران تن دهد.
روایت واشنگتن از توافق؛ هرمز بدون عوارض و با تعهدات ایران
بررسی ارزیابیها و گزارشهای منتشرشده در رسانههای برجسته غربی نشان میدهد که واشنگتن تلاش میکند پرونده هرمز را به یک تفاهم محدود تکنیکال تقلیل دهد، در حالی که گزارشهای تحلیلی همین رسانهها ابعاد عمیقتر این چانهزنی را فاش میکند.
خبرگزاری رویترز در گزارشهای متوالی خود به نقل از یک مقام مسئول آمریکایی مدعی شده است که مذاکرات ایران و عمان درباره ترتیبات جدید کشتیرانی پیشرفت چشمگیری داشته و واشنگتن انتظار دارد توافقی بهزودی اعلام شود. به نوشته رویترز، در صورت اجرای تعهدات ایران و عبور بدون مانع شناورها، آمریکا قصد دارد محاصره بنادر، مناطق ساحلی و پایانههای نفتی ایران را که از ۱۴ ژوئیه آغاز کرده بود، لغو کند. با این حال، رویترز در تحلیل دیگری افشا کرده که اختلاف اصلی بر سر میزان اختیارات ایران است؛ واشنگتن به شدت با طرحهایی که به تهران اختیار یکجانبه برای کنترل تمام کشتیهای ورودی، بررسی شناورها یا دریافت عوارض بدهد مخالف است.
بررسی ارزیابیها و گزارشهای منتشرشده در رسانههای برجسته غربی نشان میدهد که واشنگتن تلاش میکند پرونده هرمز را به یک تفاهم محدود تکنیکال تقلیل دهد، در حالی که گزارشهای تحلیلی همین رسانهها ابعاد عمیقتر این چانهزنی را فاش میکند
از سوی دیگر، پایگاه خبری آکسیوس در گزارشی اختصاصی به نقل از منابع دیپلماتیک اعلام کرده که تهران، واشنگتن و مسقط به یک توافق موقت ۶۰ روزه بسیار نزدیک شدهاند. بر اساس گزارش آکسیوس، این توافق موقت با هدف ایجاد نظارت مشترک بر تنگه، بازگشایی مسیرهای تجاری بدون دریافت عوارض و زمینهسازی برای آغاز مجدد گفتوگوهای کلانتر درباره پرونده هستهای ایران طراحی شده است.
همچنین رویترز در تحلیل رویکرد دو کشور اشاره کرده که ۶ ماه جنگ و تنش در خلیج فارس، کاخ سفید و دونالد ترامپ را با یک معضل فزاینده و پرهزینه روبهرو کرده است، از این رو واشنگتن انگیزهای جدی برای خروج از این بنبست دارد. در آن سو، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز با تأکید بر کارآمدی دیپلماسی نسبت به جنگ، دیپلماسی را مسیر مؤثرتری دانسته و مایل به خروج از چرخه فشار اقتصادی از طریق لغو محاصره بنادر است.
هرمز فقط مسئله کشتیرانی نیست؛ پای امنیت خلیج فارس در میان است
پیامهای اخیر در فضای سیاسی منطقه نشان میدهد که بازی هرمز، شطرنجی پیچیده میان ایران و بلوک غربی-عربی است. علیاکبر ولایتی، مشاور بینالملل رهبر انقلاب، در توییتی صریح تأکید کرد که ایستادگی نیروهای مسلح و جبهه مقاومت، شکست الگوی آمریکایی-اسرائیلی را رقم زده و اکنون زمان آن فرا رسیده که نیروهای خارجی بهعنوان عاملان اصلی ناامنی، منطقه را ترک کنند و امنیت خلیج فارس به کشورهای همجوار واگذار شود. این موضع در واقع تلاشی برای تغییر قواعد بازی و گره زدن توافق هرمز به خروج نظامی آمریکا از منطقه و بازتعریف ترتیبات امنیتی خلیج فارس است.
در نقطه مقابل، واکنش پایتختهای عربی نشاندهنده مقاومت شدید در برابر تثبیت الگوی ایران است. وزارت خارجه امارات متحده عربی در پی هدف قرار گرفتن یک نفتکش متعلق به شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک)، استفاده از هرمز بهعنوان ابزار فشار یا باجگیری اقتصادی را محکوم کرده و خواستار توقف حملات و بازگشایی کامل و بدون قیدوشرط آبراه بر اساس مقررات بینالمللی شده است. همزمان، شکلگیری پیمان دفاعی و امنیتی سهجانبه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در مکه و هشدارهای ریاض نسبت به تهدیدات منطقهای، نشان میدهد که پایتختهای عربی از کمرنگ شدن نقش حمایتی آمریکا و تسلط شبکهای ایران بر آبراههای جنوبی به شدت نگران هستند.
بزرگترین ابهام: چه کسی حق مدیریت هرمز را دارد؟
ابعاد قانونی و نظارتی مدیریت ایران بر تنگه همچنان چالشبرانگیز است. در حالی که مجلس شورای اسلامی در حال بررسی طرحی برای ممنوعیت عبور کشتیهای آمریکایی، اسرائیلی و دیگر کشتیهای متخاصم از تنگه هرمز است، ابهامات حول تفاهمهای اعلامشده حتی در بیانیههای داخلی نیز به چشم میخورد؛ جایی که سپاه پاسداران در بیانیهای تفاهمنامه حاصلشده را نشانه تسلیم آمریکا در برابر واقعیتهای میدانی توصیف کرده، اما متن دقیق و ابعاد این تفاهمنامه هنوز مشخص نشده است.
هرمز باز شود، اختلاف اصلی تازه شروع میشود
تنگه هرمز در ماههای گذشته از یک مسیر کشتیرانی به مهمترین اهرم چانهزنی دو طرف تبدیل شده است. از نگاه ایران، کنترل امنیت این آبراه یک ابزار راهبردی برای فشار بر آمریکا و تأمین منافع کشور است؛ در حالی که از نگاه واشنگتن، اختلال در عبور بیش از یکپنجم نفت جهان و محمولههای بزرگ گاز طبیعی مایع، تهدیدی مستقیم برای اقتصاد جهانی و امنیت انرژی محسوب میشود.
در نهایت، پرونده تنگه هرمز از یک آبراه اقتصادی ساده به نقطه پایانی جنگ یا سرآغاز یک آتشبس شکننده تبدیل شده است. اگر واشنگتن به پذیرش نقش حاکمیتی و نظارتی ایران در هرمز و لغو واقعی و راستیآزماییشده محاصره بنادر تن دهد، توافق مسقط میتواند نخستین گام از یک معامله بزرگتر باشد. اما اگر آمریکا مجدداً به دنبال دور زدن مدیریت ایران بر تنگه یا اعمال فشارهای جدید باشد، اهرم هرمز همچنان بهعنوان قاطعترین کارت بازی تهران روی میز باقی خواهد ماند.