پدر به پسرانش سفارش سرقت می‌داد

دعوای خونین سارق تازه‌کار با مالخر پیر در پاتوق تبهکاران، راز 3باند سرقت و مالخری را فاش کرد.

پدر به پسرانش سفارش سرقت می‌داد

از چندی قبل گزارش گوشی‌قاپی‌های سریالی در خیابان‌های تهران، کارآگاهان پلیس را با پرونده‌ای پیچیده روبه‌رو کرده بود.

براساس شکایت مالباختگان، 2مرد قوی‌هیکل و تنومند سوار بر یک موتورسیکلت، با چهره‌هایی پوشیده و کلاه به سر، طعمه‌های خود را غافلگیر می‌کردند و گوشی‌هایشان را می‌قاپیدند. آنها علاوه بر عابران پیاده، از راننده‌هایی که در ترافیک گرفتار شده بودند نیز سرقت می‌کردند.

در شرایطی که جست‌وجو برای شناسایی سارقان مخوف ادامه داشت، تماس ساکنان یکی از محله‌های جنوب غرب تهران با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ مسیر پرونده را تغییر داد. اهالی محل از درگیری شدید چند مرد در یک خانه خبر دادند و مأموران پلیس بلافاصله در محل حاضر و با صحنه کتک‌کاری و درگیری روبه‌رو شدند که در آن، 2جوان تنومند، در حال کتک زدن پسری جوان بودند و مردی میانسال نیز نظاره‌گر ماجرا بود.

با ورود ضربتی ماموران، درگیری پایان یافت و هر 4نفر بازداشت شدند. پسر جوان که هدف ضرب و جرح قرار گرفته بود، در ادعای اولیه‌اش مدعی شد که از این مرد میانسال طلب داشتم. جنسی به او فروخته بودم و پولم را نمی‌داد؛ وقتی برای گرفتن پولم آمدم، این 2پسر تنومند که بادیگارد او هستند به جانم افتادند و مرا کتک زدند. اما مأموران با بازجویی‌های فنی دریافتند ماجرا فراتر از یک اختلاف مالی ساده است.

در بررسی سوابق مشخص شد مرد میانسال، یک تبهکار ۶۵ ساله و سابقه‌داری معروف به جادوگر است و آن 2جوان تنومند نه بادیگارد، بلکه فرزندان او و همان سارقان خشن و موبایل‌قاپ تحت تعقیب هستند. از سوی دیگر، پسری که در این ماجرا کتک خورده و مجروح شده بود نیز سارقی تازه‌کار بود که اموال مسروقه ازجمله سکه‌های طلا را به جادوگر می‌فروخت.

در ادامه مشخص شد علت دعوا، طمع پیرمرد مالخر بوده است. جادوگر ۳سکه طلای سرقتی از سارق‌ تازه‌کار خریده، اما فقط پول ۲ سکه را داده بود و قصد داشت او را دور بزند. همین اختلاف منجر به دعوای سارق تازه‌کار با مالخر پیر شده بود و لحظاتی پس از این درگیری، پسران مرد مالخر که همان گوشی‌قاپ‌های تحت تعقیب بودند از راه رسیده و سارق تازه‌کار را به باد کتک گرفته بودند. با این اطلاعات، اسرار 2باند سرقت و یک باند مالخری که پیرمرد آن را هدایت می‌کرد فاش شد و تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.

از طلسم‌گشایی تا آموزش دزدی

مرد ۶۵ ساله که به جادوگر معروف است، سابقه طولانی‌ای در تبهکاری دارد؛ از کلاهبرداری به شیوه رمالی گرفته تا سرقت و مالخری. گفت‌وگو او با او را بخوانید.

*چرا به تو می‌گویند جادوگر؟

حدود ۲۵ سال پیش با فالگیری و رمالی، امرار معاش می‌کردم اما چند نفر از من شکایت کردند و به جرم کلاهبرداری دستگیر شدم؛ سال‌ها در زندان بودم و همانجا بین زندانی‌ها به جادوگر معروف شدم.

*چه شد که در مسیر سرقت قرار گرفتی؟

وقتی از زندان آزاد شدم، افتادم در مسیر دزدی و سرقت. اما سنم که بالا رفت، دیگر توان فیزیکی نداشتم و وارد کار مالخری شدم.

*خانواده‌ات چطور وارد این مسیر شدند؟

همسرم سال‌ها پیش فوت کرد. یک دختر داشتم که وقتی ۱۸ سالش شد، مهاجرت کرد و به کانادا رفت و درآنجا ازدواج کرد، زندگی موفقی برای خودش ساخت و سال‌هاست که هیچ خبری از من و برادرهایش ندارد. اما 2پسرم ماندند و من خودم از نوجوانی دزدی، زورگیری، خفت‌گیری و موبایل‌قاپی را به آنها آموزش و سفارش سرقت می‌دادم.

*چرا باید یک پدر به پسرانش، ‌آموزش دزدی و خلاف بدهد؟

چون آنها از وقتی چشم باز کردند، پدرشان پشت میله‌های زندان بود. از سوی دیگر، خودشان هم نخواسته‌اند که درس بخوانند و مانند دخترم کاره‌ای شوند. ژن دزدی و خلاف در وجودشان بود و متأسفانه از من به ارث برده بودند. من هم وقتی دیدم سرقت در خونشان است و به دزدی علاقه دارند، ‌تصمیم گرفتم به آنها آموزش بدهم تا از خطر دستگیری در امان بمانند.

*یعنی این نخستین باری است که دستگیر می‌شوند؟

نه. چندین بار به جرم زورگیری و خفت‌گیری دستگیر و زندانی شدند. البته این‌بار من پیشنهاد دادم تا گوشی قاپی کنند؛ چون برای من فروش گوشی راحت‌تر است. از سوی دیگر، پسرانم جثه قوی و تنومندی دارند و ورزشکار هستند. شگردشان این بود که پشت موتور از مردم گوشی می‌قاپیدند و برایم می‌آوردند اما در نهایت طمع کار دستم داد.

*چرا؟

من با سارقان کار می‌کردم؛ چون مالخرم. سارق تازه‌کاری به من معرفی شد و برایم 3سکه طلای سرقتی آورد. من دیدم تازه‌کار است و پول ۲ سکه را دادم و می‌خواستم سرش کلاه بگذارم. عصبانی شد، به خانه‌ام آمد و با من دست‌ به‌ یقه شد و مرا کتک زد. پسرانم از راه رسیدند و تا توانستند او را زدند. داد و فریاد بالا گرفت، همسایه‌ها زنگ زدند پلیس و همه‌مان گیر افتادیم؛ به همین راحتی طمع چند میلیون تومان پول، کار دستمان داد.

منبع: همشهری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید