کمک به آسیبدیدگان جنگ رمضان شرط بخشش قاتل فرزند
خانوادهای که پسرشان به دست مرد همسایه کشته شده بود به شرط کمک به آسیبدیدگان جنگ رمضان از قصاص قاتل گذشتند.
23 آذر سال 95 جوانی 34 ساله در یک درگیری با اصابت ضربه میلهای آهنی به قتل رسید. شناسایی هویت قاتل مدت زیادی طول نکشید چرا که جنایت مقابل چشمان همسایهها رخ داده بود و آنها به پلیس گفتند، مرد جوانی به نام محسن که همسایه مقتول بود او را زده و فرار کرده است.
تحقیقات برای دستگیری قاتل فراری ادامه داشت تا اینکه ساعاتی بعد وی قدم در کلانتری گذاشت و به افسر نگهبان گفت: «من 24 ساعت قبل ناخواسته یک نفر را کشتم و فرار کردم. اما عذاب وجدان لحظهای مرا رها نکرد و تصمیم گرفتم خودم را تسلیم کنم.»
او در رابطه با قتلی که مرتکب شده بود، گفت: «مقتول همسایهمان بود و همیشه زبالهها را مقابل خانه ما میگذاشت. بارها اعتراض کرده بودم این کار را انجام ندهد چرا که باعث کثیفی و جمع شدن حشرات میشد. اما او گوشش به این حرفها بدهکار نبود و در برابر اعتراضات من بازهم کارش را تکرار میکرد. روز حادثه به محض اینکه از خانه بیرون آمدم کیوان را دیدم که دوباره داشت کیسههای زباله را جلوی ساختمان ما میگذاشت.
به او اعتراض کردم اما ناراحت شد و با لحن بدی با من صحبت کرد. دعوا بر سر کیسه زباله بالا گرفت و در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و با میله آهنی که کنار باغچه افتاده بود به او ضربه زدم. اگر عصبانیتم را کنترل کرده بودم الان این اتفاق نیفتاده بود.»
درخواست قصاص
با اعتراف متهم و بازسازی صحنه قتل، پرونده تکمیل و به دادگاه کیفری استان ارجاع شد. او زمانی که پای میز محاکمه رفت به دفاع از خود پرداخت اما با توجه به درخواست اولیایدم، دادگاه حکم بر اشد مجازات صادر کرد. با تأیید این حکم در دیوانعالی کشور پرونده برای اجرای حکم به دادسرا ارجاع شد. با تأیید این حکم و به درخواست اولیایدم، محسن یکبار تا چند قدمی چوبه دار رفت، اما اولیایدم در آخرین لحظات به او مهلت دادند.
با پایان مهلت، بار دیگر نام محسن در لیست محکومان به اجرای حکم قرار گرفت. این در حالی بود که با شروع جنگ تحمیلی سوم، خانواده محسن در اقدامی خداپسندانه به کمک آسیبدیدگان جنگ میرفتند و به همراه امدادگران هلالاحمر و آتشنشانی به آواربرداری و کمک به مردم آسیبدیده میپرداختند. هر چند آنها نمیخواستند کسی از این ماجرا باخبر شود، اما این اقدام خداپسندانه آنها سرنوشت پسر دربندشان را تغییر داد.
شرطی برای بخشش
وقتی خانواده مقتول متوجه این موضوع شدند در آخرین جلسه صلح و سازشی که در دادسرا برگزار شد، ناگهان تغییر عقیده دادند و با یک شرط از تصمیم خود برای اجرای حکم قصاص چشمپوشی کردند. آنها شرط گذاشتند که محسن پس از آزادی به شهرستانهایی که مورد حمله دشمن قرار گرفته برود و به خانوادههایی که خانههایش تخریب شده و نیاز مالی داشتند کمک کند تا بتوانند خانههایشان را بسازند و تعمیر کنند. همچنین به آنها در خرید وسایل خانه نیز کمک کند.
با قبول این شرط از سوی مرد زندانی، او که در چند قدمی چوبه دار بود، تا چند روز دیگر آزاد خواهد شد تا زندگی جدیدی را آغاز کند.