جنگ چگونه نرخ تورم را افزایش میدهد؟
جنگ میتواند با افزایش قیمت انرژی، تشدید انتظارات تورمی و اختلال در تجارت فشار بیشتری بر قیمتها وارد کند.
بر اساس گزارش پژوهشکده پولی و بانکی جنگ و تشدید ریسکهای ژئوپلیتیک میتواند از مسیر افزایش هزینه انرژی و کالاهای اساسی، اختلال در زنجیره تامین، تشدید انتظارات تورمی و افزایش مخارج نظامی، فشار تورمی ایجاد کند.
بر اساس گزارش پژوهشکده پولی و بانکی تورم در دوره جنگ ترکیبی از شوک عرضه، افزایش انتظارات تورمی و فشارهای مالی دولت است؛ بنابراین سیاستگذار به یک بسته چند لایه نیاز دارد.
یکی از راههای مهار توم در شرایط جنگی حفظ یک لنگر پولی قابلراستیآزمایی از طریق کنترل رشد پایه پولی، نقدینگی و اعتبارات است. در این چارچوب تعیین سقف رشد ترازنامه بانکها و محدود کردن تسهیلات غیرمولد و سفتهبازانه میتواند از تشدید فشارهای پولی جلوگیری کند.
روش دیگر مهار کسری بودجه و جلوگیری از پولیشدن هزینههای جنگ است. در این راستا افزایش مخارج نظامی، در صورت تامین مالی از مسیر خلق پول میتواند فشار تورمی را تشدید کند.
از سوی دیگر سیاستگذار باید با اولویتدهی اعتبارات بانکی به سرمایه در گردش تولیدکنندگان کالاهای ضروری از تشدید اختلالات سمت عرضه جلوگیری کند. مدیریت انتظارات و تامین کالاهای حیاتی نیز دو حلقه دیگر این سیاست هستند.
اطلاعرسانی شفاف، اعلام قواعد خروج از سیاستهای اضطراری و استفاده هدفمند و موقت از ابزارهایی مانند کنترل قیمت و سهمیهبندی برای اقلام حیاتی، میتواند به مهار موجهای تورمی کمک کند. به این ترتیب، «لنگر پولی، انضباط مالی، مدیریت انتظارات و تامین کالاهای حیاتی» چهار پایه تثبیت تورم در شرایط جنگی خواهند بود.
تنشهای ژئوپلیتیک از مهمترین منابع نااطمینانی در اقتصاد هستند و میتوانند از مسیرهای مختلفی بر تولید، سرمایهگذاری، تجارت، اشتغال و تورم اثر بگذارند. افزایش نااطمینانی معمولا باعث تعویق سرمایهگذاری و استخدام بنگاهها میشود و همزمان اختلال در تجارت، انرژی، زنجیره تامین و بازارهای مالی، هزینه تولید و مبادله را افزایش میدهد.
اثر جنگ بر تورم حاصل تعامل چند کانال از جمله انرژی، انتظارات، کالاهای اساسی، زنجیره تامین، نااطمینانی و نحوه تامین مالی مخارج نظامی است. شدت اثر این عوامل به ساختار اقتصاد، میزان وابستگی به واردات و انرژی، وضعیت مالی دولت و اعتبار سیاست پولی بستگی دارد.
یکی از مهمترین کانالهای تاثیرگذاری جنگ بر تورم بازار انرژی است. افزایش احتمال جنگ یا تشدید تنش انتظارات فعالان اقتصادی را تغییر میدهد و قیمت نفت، انرژی و کالاهای اساسی را بالا میبرد. افزایش هزینه انرژی میتواند هم تورم را افزایش دهد و هم تولید را کاهش دهد و در نتیجه به رکود تورمی منجر شود.
با افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک زنجیرههای تامین و تجارت جهانی نیز در معرض آسیب قرار میگیرند. تحریم، محدودیت صادرات، افزایش هزینه حملونقل و بیمه و تغییر مسیر تجارت، دسترسی به نهادهها را دشوار و هزینه تولید را بیشتر میکند.
اقتصاد ایران بهدلیل سالها تحریم و محدودیت منابع پیش از جنگ نیز در شرایطی شبیه «جنگ اقتصادی» قرار داشته و وقوع جنگ نظامی توانسته مشکلات موجود در رشد، سرمایهگذاری، تورم و بازار ارز را تشدید کند.
در بازار ارز، هدف اصلی نباید تثبیت یک نرخ مشخص باشد بلکه باید جلوگیری از جهشهای شدید و بیثباتکننده باشد؛ زیرا نوسان شدید ارز میتواند به سرعت به قیمت کالاهای اساسی منتقل شود.