امنیت زنان پشت خط قرمز قانون
گواهینامه زنان؛ «موضوع دست چندم» یا مساله امنیت و حقوق شهروندی؟
وقتی درباره گواهینامه زنان صحبت میشود، موضوع فقط «امکان موتورسواری» نیست؛ صحبت از آموزش رسمی، کاهش ریسک، مسئولیتپذیری راننده، پوشش بیمهای، تکلیف پلیس در زمان برخورد با تخلفات و وضعیت حقوقی فرد در هنگام تصادف است.
«فعلاً نباید از موتور استفاده کنند.» این بخشی از پاسخ یکی از اعضای کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس، به پرسشی درباره وضعیت زنان موتورسوار است؛ نمایندهای که صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان را در شرایط فعلی موضوعی «دستچندم» دانسته و معتقد است مجلس در شرایطی که مسائل اقتصادی و امنیتی را در اولویت دارد، فعلاً نباید وارد این موضوع شود. او همچنین تأکید کرده است که قانون فعلی مجوز صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان را نداده است.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که موضوع گواهینامه موتورسیکلت زنان دیگر صرفاً یک بحث نظری درباره یک امکان رانندگی نیست. مساله امروز، وضعیت زنانی است که بخشی از آنها در شهر از موتورسیکلت استفاده میکنند، اما به دلیل وضعیت حقوقی موجود، امکان عبور از مسیر رسمی آموزش، آزمون و دریافت گواهینامه را ندارند. در مقابل، دولت در بهمن ۱۴۰۴ مصوبهای ابلاغ کرد که بر اساس آن فرماندهی انتظامی مکلف به فراهم کردن آموزش عملی و برگزاری آزمون و صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان شد؛ در نتیجه، اختلاف اکنون بیش از آنکه صرفاً درباره اصل استفاده زنان از موتورسیکلت باشد، به تعارض یا ابهام میان قانون موجود و مصوبه دولت بازمیگردد.
یک کلمه در قانون، یک بنبست در زندگی روزمره / حتی پیش از مصوبه دولت نیز اختلاف درباره دامنه آرای قضایی و امکان تسری آنها به عموم زنان وجود داشت
ریشه اختلاف را باید در تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹ جستوجو کرد. در این تبصره آمده است که صدور گواهینامه رانندگی موتورسیکلت برای «مردان» بر عهده نیروی انتظامی است. همین عبارت، طی سالهای گذشته مبنای خودداری از صدور گواهینامه برای زنان شده است.
در مقابل، در مقاطعی استدلال شده که در متن قوانین، ممنوعیت صریحی برای اصل موتورسواری زنان وجود ندارد و اختلاف اصلی بر سر نحوه تفسیر مقررات و مبنای صدور گواهینامه است. همین دو برداشت متفاوت، موضوع را میان دولت، پلیس و مجلس به یک مساله حقوقی چندلایه تبدیل کرده است.
حتی پیش از مصوبه دولت نیز اختلاف درباره دامنه آرای قضایی و امکان تسری آنها به عموم زنان وجود داشت و پلیس راهور بر این نکته تأکید کرده بود که برخی آرای دیوان عدالت اداری جنبه فردی دارند.
امنیت بدون آموزش رسمی چگونه تأمین میشود؟ / یک اختلاف حقوقی درباره صدور مجوز میتواند در زمان حادثه به مسالهای مالی و قضایی تبدیل شود
یکی از مهمترین ابعاد موضوع، امنیت است. داشتن گواهینامه به خودی خود به معنای تضمین ایمنی رانندگی نیست، اما نظام گواهینامه دقیقاً برای همین طراحی شده که راننده پیش از ورود رسمی به چرخه تردد، آموزش ببیند، مهارتش ارزیابی شود و مسئولیت حقوقی او مشخص باشد.
بلاتکلیفی گواهینامه برای زنان، این مسیر رسمی را دشوار میکند. زنی که امکان استفاده از دوره استاندارد و آزمون رسمی را ندارد، ممکن است مهارتهای رانندگی را به شکل غیررسمی کسب کند؛ در نتیجه، تفاوت میان «راننده آموزشدیده و آزمودهشده» و «فردی که صرفاً نحوه استفاده از وسیله را آموخته» میتواند اهمیت پیدا کند.
از سوی دیگر، مساله بیمه و مسئولیت حقوقی نیز مطرح است. گزارشهای منتشرشده درباره زنان موتورسوار، از محدودیت دسترسی آنها به پوششهای قانونی و بیمهای در صورت نداشتن گواهینامه حکایت داشتهاند. در چنین شرایطی، یک اختلاف حقوقی درباره صدور مجوز میتواند در زمان حادثه به مسالهای مالی و قضایی برای فرد و خانواده او تبدیل شود.
جامعه قبل از قانون حرکت کرده است / موتورسواری زنان بخشی از تغییر الگوی حضور زنان در فضای عمومی است
امانالله قرایی، جامعهشناس و استاد دانشگاه در تحلیلهای منتشرشده درباره موتورسواری زنان، این پدیده را بخشی از تغییر الگوی حضور زنان در فضای عمومی میداند و میگوید: حضور زنان در فضاهای عمومی در دهههای گذشته گستردهتر شده و دیگر نمیتوان زندگی شهری را صرفاً با الگوهایی تعریف کرد که زنان را از برخی وسایل، مکانها یا شیوههای جابهجایی کنار میگذارد.
او میافزاید: از این منظر، موتورسیکلت را نباید فقط به عنوان یک وسیله تفریحی دید. در شهرهای پرترافیک، استفاده از موتورسیکلت میتواند با مسائلی مانند زمان رفتوآمد، هزینه حملونقل، دسترسی به محل کار و انجام امور روزمره گره بخورد.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: چنین نگاهی، یک نکته مهم را برجسته میکند، سیاستگذار تنها زمانی با یک مطالبه اجتماعی مواجه نیست که آن مطالبه به شکل رسمی روی میز مجلس قرار بگیرد؛ گاهی تغییرات اجتماعی سالها زودتر در رفتار مردم اتفاق افتاده و قانون پس از آن با مساله روبهرو میشود.
وقتی درباره گواهینامه زنان صحبت میشود، موضوع فقط «امکان موتورسواری» نیست؛ صحبت از آموزش رسمی، کاهش ریسک و… است
قرایی در واکنش به دست چندم خواندن مطالبه زنان از سوی نماینده مجلس اظهار میدارد: اولویتبندی مسائل کشور، در نهایت یک تصمیم سیاسی و اجرایی است. مسائل اقتصادی، معیشتی و… نیز نیازمند تصمیمگیری هستند. اما در این میان، از پیامدهای یک موضوع اجتماعی تنها به دلیل اینکه در مقایسه با برخی مسائل کلانتر، فوری به نظر نمیرسد، نمی توان چشم پوشید.
او میافزاید: وقتی درباره گواهینامه زنان صحبت میشود، موضوع فقط «امکان موتورسواری» نیست؛ صحبت از آموزش رسمی، کاهش ریسک، مسئولیتپذیری راننده، پوشش بیمهای، تکلیف پلیس در زمان برخورد با تخلفات و وضعیت حقوقی فرد در هنگام تصادف است.
این جامعهشناس تاکید میکند: از منظر جامعهشناختی نیز فاصله میان رفتار واقعی مردم و قواعد رسمی، خود میتواند به مسالهای اجتماعی تبدیل شود. هرچه این فاصله طولانیتر شود، امکان شکلگیری وضعیتهای مبهم بیشتر خواهد شد؛
قرایی ادامه میدهد: اگر رفتاری در جامعه وجود داشته باشد، اما برای آن مسیر روشن قانونی تعریف نشده باشد. چنین وضعیتی نه لزوماً رفتار اجتماعی را متوقف میکند و نه نیاز شهروندان را از بین میبرد؛ بلکه میتواند آن را به فضایی غیرشفاف منتقل کند.
وقتی یک تصمیم ظاهراً اداری، به مسالهای مرتبط با حقوق شهروندی و حمایت قانونی تبدیل میشود
یکی از پرسشهای مهم در این ماجرا آن است که زنی که در یک تصادف مقصر نیست، اما فاقد گواهینامه موتورسیکلت است، از چه موقعیتی برخوردار خواهد بود؟ این همان نقطهای است که یک تصمیم ظاهراً اداری، به مسالهای مرتبط با حقوق شهروندی و حمایت قانونی تبدیل میشود.
در واقع، نظام حقوقی معمولاً با «وجود یا نبود یک رفتار» مواجه نیست، بلکه باید درباره پیامدهای آن نیز تعیین تکلیف کند. اگر استفاده از موتورسیکلت در جامعه واقعیتی عینی شده باشد، سیاستگذاری درباره چگونگی آموزش، نظارت، آزمون، صدور مجوز و مسئولیت ناشی از حوادث، میتواند از خود اصل استفاده مهمتر باشد.
مصوبه دولت در بهمن ۱۴۰۴ نشان داد که این موضوع دستکم در سطح قوه مجریه به اندازهای جدی بوده که برای آن سازوکار اجرایی تعریف شود. در مقابل، منتقدان این مصوبه معتقدند متن قانون فعلی نیازمند اصلاح است و مصوبه دولت نمیتواند جای قانونگذاری مجلس را بگیرد. همین اختلاف حقوقی هنوز حلوفصل کامل نشده است.
وقتی الگوهای زندگی مردم تغییر میکند، قانون با چه سرعتی باید خود را با این تغییرات هماهنگ کند؟
بحث گواهینامه موتورسیکلت زنان را میتوان بزرگتر از خود موتورسیکلت دید. این پرونده نمونهای از یک پرسش عمومیتر درباره سیاستگذاری است: وقتی الگوهای زندگی مردم تغییر میکند، قانون با چه سرعتی باید خود را با این تغییرات هماهنگ کند؟
جامعهشناسانی که درباره این موضوع اظهارنظر کردهاند، بر شکاف میان تجربه زندگی روزمره زنان و برخی چارچوبهای رسمی تأکید کردهاند. در این نگاه، مساله اصلی نه اعطای یک امتیاز ویژه به زنان، بلکه تنظیم قانونی یک واقعیت اجتماعی و فراهم کردن سازوکار آموزش و نظارت است.
کم سه ساله بهشون حال دادین!؟ کشف حجاب، حذف مانتو، تی شرت ...تاپ بالای ناف... حالا با گواهینامه این قشر خودشیفته اعتماد به سقف کاذب، تورم و دلار پایین میاد!؟ چه گره ای از مردم باز میشه!؟