یک روز همسرم با عصبانیت به خانه آمد و با چهره ای خشمگین از من خواست لوازم شخصی ام را جمع کنم و به خانه پدرم بروم تا…
از سایه خودم هم وحشت دارم، با ترس و لرز در کوچه و خیابان قدم برمی دارم چرا که می ترسم آن نامرد با چاقو به سراغم بیاید…
قصد نداشتم به مردی خیانت کنم که مرا از هرنظر حمایت می کرد، من به خاطر ثروت آن مرد ۷۰ ساله حاضر شدم به عقد موقت او…
زن 21 ساله ای به نام المیرا که به اتهام سرقت خودرو یک شب را در بازداشتگاه به سر برده بود، درباره ماجرای سرقت خودرو به…
نیلوفر دختر 17 ساله مشهدی به خاطر رفتارهای زشت و غیرمتعارف ناپدری اش به خانه خاله اش پناه برد و تازه آنجا بود که دست…
من آن زن 48 ساله را دوست دارم و به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم، من دیوانه وار عاشق او هستم و از آبروریزی هم نمی ترسم.…
در بد مخمصه ای گیر افتاده بودم. راه فراری نداشتم مات و مبهوت به آن جوان تازه وارد می نگریستم حتی فرصت پوشیدن یک مانتو…