در آستانه فصل سرما و نگرانی از تکرار محدودیتهای گاز صنایع؛
چه کسی هزینه خاموشی صنعت را حساب میکند؟
برای کاهش گاز صنایع شاید صدور یک ابلاغیه کافی باشد، اما جبران خسارتهای ناشی از آن به این سادگی نیست.
طی سالهای گذشته، ناترازی برق و گاز میلیاردها دلار خسارت به صنعت کشور تحمیل کرده و اکنون، در شرایطی که بسیاری از بنگاههای بزرگ صنعتی با پیامدهای جنگ، هزینههای بازسازی و دشواری حفظ بازارهای صادراتی روبهرو هستند، دوباره زمزمه محدودیت گاز شنیده میشود. پرسش این است که دستگاههای متولی تأمین انرژی تا چه اندازه هزینه اقتصادی تصمیمهای خود را محاسبه میکنند؟ در ترازنامه مدیریت انرژی، حجم گاز صرفهجوییشده ثبت میشود، اما تکلیف تولید ازدسترفته، کاهش صادرات، افت درآمد و فرصتهای شغلی آسیبدیده چه میشود؟ در شرایط دشوار اقتصادی کشور، انتظار میرود مدیریت ناترازی بر پایه محاسبه مجموع هزینهها و منافع ملی باشد، نه انتخاب راهکاری که اجرای آن آسانتر است و خسارتش را بخش دیگری از اقتصاد میپردازد.
این مسئله در خوزستان ابعاد بهمراتب پیچیدهتری دارد. بر اساس آمار اعلامشده از سوی شرکت گاز استان، بیش از ۹۵ درصد گاز تحویلی خوزستان در صنایع و نیروگاهها مصرف میشود و سهم مصارف خانگی کمتر از پنج درصد است. گاز در بخش مهمی از صنایع استان، بهویژه پتروشیمیها و واحدهای احیای مستقیم فولاد، نقشی اساسی در فرایند تولید دارد و جایگزینی آن با حاملهای دیگر بهآسانی امکانپذیر نیست. از طرفی، اقتصاد خوزستان با صنایع بزرگ و شبکه گستردهای از پیمانکاران، حملونقل، خدمات فنی و فعالیتهای پاییندستی پیوند خورده است. محدودیت گاز در چنین ساختاری، به کاهش تولید کارخانهها محدود نمیماند و آثار آن به اشتغال، درآمد خانوارها و معیشت مردم منتقل میشود. فولاد خوزستان که امسال علاوه بر فشارهای گذشته، خسارت جنگ و دشواری بازسازی و بازگشت به تولید را نیز تجربه کرده، نمونه روشنی از این وضعیت است. آیا منطقی است چنین صنعتی، پس از تحمل این همه هزینه، دوباره با محدودیت انرژی از ادامه فعالیت و بازیابی بازارهای خود بازبماند؟
از دولت انتظار میرود پیش از فرا رسیدن اوج مصرف زمستانی، برنامه مشخصی برای صیانت از تولید صنعتی تدوین کند و خوزستان را با توجه به ویژگیهای اقتصادی و صنعتی آن، مشمول ترتیبات ویژه تأمین گاز قرار دهد. سهمیهبندی یکسان برای استانهایی با ساختارهای اقتصادی متفاوت، الزاماً عادلانه و بهصرفه نیست. باید گاز مورد نیاز فرایندهای حیاتی تولید تضمین شود و هرگونه تصمیم محدودکننده بر اساس ارزیابی آثار آن بر ارزش افزوده، اشتغال، صادرات و معیشت مردم اتخاذ شود.
افزایش بهرهوری و اصلاح الگوی مصرف ضروری است، اما مسئولیت مدیریت ناترازی را نمیتوان هر سال با کاهش سهم صنعت به پایان رساند. وقت آن رسیده که متولیان انرژی، در کنار پاسخگویی درباره میزان گاز تأمینشده، درباره خسارت گاز تأمیننشده نیز پاسخگو باشند. اقتصاد خوزستان و صنایع راهبردی کشور نباید هزینه تکرار تصمیمهایی را بپردازند که آسانترین راه عبور از زمستاناند، اما پرهزینهترین پیامدها را برای تولید و معیشت به همراه دارند.
مگر صنعتی هم گذاشتن برای مردم