بازار میلیونی اضطراب | از رمل و اسطرلاب تا اینستاگرام؛ رونق جادو و جنبل در ایران | مردم از چه چیزی میترسند؟
رواج پدیدههایی چون فالگیری، طلسم، رمل و گرایش به پیشبینیهای غیبی در ایران امروز، بیش از آنکه صرفا یک باور خرافی سنتی باشد، پدیدهای بازتولیدشونده و آینهای تمامنما از وضعیت زیست اجتماعی و روانی جامعه است.
به گزارش خبرفوری، باور به نیروهای جادویی پیشینهای طولانی در تاریخ بشر دارد و از طالعبینی و احضار ارواح تا دعانویسی و انواع سحر همواره حضور داشته است. با این حال، خلاف تصور اولیه، پیشرفت فناوری، علم مدرن و گسترش شهرنشینی نتوانستهاند این گرایش دیرینه را ریشهکن کنند؛ بلکه این پدیده با خروج از قالبهای کهن روستایی، اکنون در دل کلانشهرها و حتی در بستر پلتفرمهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی بازتولید شده است.
وقتی اعتماد آب میرود
موتور محرک اصلی گسترش این گرایشها در روزگار معاصر، تضعیف سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. هنگامی که جامعه با بحران کارآمدی، تورم مزمن و نااطمینانی نسبت به فردا روبهرو میشود و اعتماد عمومی به نهادهای رسمی، دانشگاهی و ساختارهای تصمیمگیری کاهش مییابد، افراد در جستجوی پاسخهایی برمیآیند که مجاری رسمی قادر به ارائه آن نیستند. در شرایطی که پیشبینیپذیری زندگی از میان میرود، فالگیری و ادعاهای شبهعلم نقشی چون یک مسکن و آرامبخش موقت را ایفا میکنند تا فرد بتواند اضطراب ناشی از آینده مبهم را تحمل کند؛ هرچند این آرامش ناپایدار است و با بازگشت واقعیتهای عریان، بحران اضطراب و بیاعتمادی عمیقتر میشود.
بیشتر بخوانید:
کاهش سن آغاز قمار آنلاین به ۱۵ سالگی | در تاریکخانه صنعت میلیاردی قمار چه میگذرد؟
رونمایی از کفش ۱۰ میلیارد تومانی در تهران | جنجال یک جفت کفش به قیمت یک خانه
«ارابه مرگ» میلیاردی شد | داستان عجیب پرایدهای کلکسیونی چیست؟
اجاره خودرو برای «دور دور» | نمایشی از شکاف طبقاتی یا واقعیت اقتصادی؟
گذشتهگرایی؛ پشت پرده گرایش به غیب
در مواجهه با این عدم قطعیت، دو رویکرد عمده شکل میگیرد: «گذشتهگرایی» با پناه بردن به نوستالژی دوران طلایی گذشته، و «آیندهگرایی» با خلق رویاهای دست نیافتنی و فریبنده. هر دو گرایش، زمین حاصلخیزی برای رشد بازار خدمات شبهعلمی و وعدههای فوری فراهم میسازند.
جادو در لباس علم
این ادعا که خرافهگرایی تنها مختص اقشار کمدرآمد یا کمسواد است، با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. گرچه این پدیده در طبقات محروم به دلیل شدت فشارها عیانتر است، اما طبقات برخوردار و حتی افراد با تحصیلات عالی نیز به این سازوکارها متوسل میشوند. پدیدههایی نظیر «پیراروانشناسی تجاری»، «انرژی ـ درمانیهای بیاساس» و جلسات مدرن پیشگویی نشان میدهد که این گرایش بیش از سطح سواد، ریشه در جستجوی معنا، کنترل روانی و گریز از استیصال ساختاری دارد.
کارکردهای روانشناختی و جامعهشناختی
از منظر روانشناختی، تمسک به غیب و سحر توهمی از «کنترل بر رویدادها» ایجاد میکند؛ احساسی کاذب که فرد را در برابر ترسها و ناتوانیهای فردی محافظت میکند. از دیدگاه جامعه شناختی نیز، رونق این بازارها محصول مستقیم ناکارآمدی شبکههای حمایتی، مسدود بودن مسیرهای عادلانه ارتقای اجتماعی و گسست پیوندهای مدنی است. علاوه بر این، ظهور «علمزدگی» و ادعای پاسخهای قطعی سادهانگارانه به جای تبیین پیچیدگیهای جهان، سبب شده تا سحر و جادو لباسی به ظاهر علمی بر تن کند و راحتتر پذیرفته شود.
پیامدها و راهکارهای سیاستی
مهار این پدیده و کاهش آسیبهای ناشی از آن، نیازمند تغییر ریل در سیاستگذاریهای کلان است. مقابله صرفا قهری یا تحقیر باورمندان راهگشا نیست؛ بلکه راهحل در ارتقای سرمایه اجتماعی، افزایش شفافیت، تقویت اعتماد به نهادهای کارشناسی، توسعه آموزش نقادانه و بهبود زیرساختهای اقتصادی نهفته است. رسانهها نیز باید به جای دامن زدن به احساسات سطحی یا ترویج غیرعلمی، به تبیین دقیق مفاهیم علمی و تاریخی بپردازند.