منظور عزتالله ضرغامی در بازخوانی سریال «سرگذشت ندیمه» چه بود؟ | راز سقوط در پس «تابوهای مقدس»
خبرنگار: علی محزونتوئیت اخیر عزتالله ضرغامی درباره سریال مشهور «سرگذشت ندیمه» و تأکید او بر اینکه این اثر حامل هشدارهایی حیاتی برای حکومتهای ایدئولوژیک است، توجهها را به بازخوانی پادآرمانشهرهای سینمایی و نسبت آنها با واقعیتهای حکمرانی جلب کرده است.
به گزارش خبرفوری ضرغامی با اشاره به مضامین این مجموعه، صراحتا هشدار داد که «توجیه و انکار فساد و انحراف در قالب تابوهای مقدس، بلای جان نظامهای ایدئولوژیک است.»
مدینه فاضلهای که به جهنم تبدیل شد
سریال «سرگذشت ندیمه» که بر اساس رمان مارگارت اتوود ساخته شده، روایتی هولناک از شکلگیری جامعهای توتالیتر و تئوکراتیک به نام «گیلیاد» در خاک آمریکاست. در این پادآرمانشهر، حاکمان با سوءاستفاده از بحران کاهش باروری و با تمسک به آموزههای مذهبی و اخلاقی، نظامی به شدت طبقاتی بنا میکنند. در این ساختار، زنان بارور به عنوان «ندیمه» به بردگی گرفته میشوند و تحت لوای شعائر قدسی، مورد استثمار سیستماتیک قرار میگیرند.
اما لایه عمیقتر داستان، نه صرفا خشونت عریان، بلکه «تقدسبخشی به تباهی» است. فرماندهان و طبقه حاکم گیلیاد، هرگونه سرکوب، فساد اخلاقی و ناکارآمدی خود را پشت نقاب دفاع از ارزشهای الهی و اصول مقدس پنهان میکنند؛ پوششی که امکان هرگونه نقد، اصلاح و نظارت مردمی را سلب میکند.
دام توجیه در نظامهای بسته
ربط دادن این اثر داستانی به دینامیک قدرت در جهان واقعی، دست روی نقطهای حساس میگذارد: خطری که هر حکومت آرمانگرا را از درون تهدید میکند. در ساختارهای متکی بر ایدئولوژی، خط قرمزها به مرور گسترش مییابند و دایره «مقدسات» چنان فراخ میشود که هرگونه نقدِ عملکرد کارگزاران، بهمثابه تضعیف اصل نظام و خیانت تلقی میگردد.
بیشتر بخوانید:
رمزگشایی از «مرد سه هزارچهره» | آیا مسعود شصتچی روایتی کنایی از محمود احمدینژاد بود؟
بازیگر زن مشهور به خاطر شغل اجدادش از سریال اخراج شد!
بازیگر زن مشهور جان یک مرد را از مرگ نجات داد
عکس منشوری بازیگر زن صدای مردم را درآورد
پیامد چنین رویکردی، ایجاد مصونیت نانوشته برای صاحبان قدرت، پنهانسازی انحرافات و در نهایت فرسایش پایگاه اجتماعی است؛ چرا که جامعه به مرور میان «شعارهای والا» و «واقعیتهای فاسد»، تعارضی بنیادین مشاهده میکند.

اصلاحات مداوم و نظارت بر قدرت
همانطور که سرنوشت گیلیاد در این درام سیاسی نشان میدهد، نظامهایی که تاب شنیدن صدای منتقدان را ندارند و خطاهای خود را با توجیهات قدسی لاپوشانی میکنند، زمینه فروپاشی تدریجی خود را فراهم میآورند.
ضرغامی با استناد به سرنوشت چنین ساختارهایی یادآور میشود که تنها پادزهر در برابر زوال حکومتهای ایدئولوژیک، شکستن تابوهای خودساخته، شفافیت، نظارت مستمر بر هرم قدرت و پذیرش شجاعانه اصلاحات دائمی است؛ پیش از آنکه فاصله میان حاکمیت و واقعیتهای جامعه به نقطهای بازگشتناپذیر برسد.
رسیده خودتونم خبر دارید پس الکی دلخوشکنک توئیت نزار