دردسرهای یک دوجنسیتی ۱۹ ساله


24 فروردین 1398 - 11:46
5cb18cc8b1e22_2019-04-13_11-46
دختر۱۹ ساله‌ای که باپوشش پسرانه موردظن کارکنان یکی از مراکزتجاری قرارگرفته درحالی که بیان می‌کرد نه تنهاجامعه بلکه خانواده‌ها نیز آگاهی درباره افراددوجنسیتی ندارند درباره سرگذشت خودبه مددکاراجتماعی کلانتری مشهدتوضیح داد.

وی گفت: ۱۹ سال قبل زمانی که در یک خانواده متوسط به دنیا آمدم پدر و مادرم با گرفتن شناسنامه ای نام «کیومرث» را برایم انتخاب کردند من هم با همین نام رشد کردم و به مدرسه رفتم اما همواره احساس می کردم با دیگر همکلاسی هایم فرق دارم حتی رفتارهایم طنازانه بود تا این که وقتی بزرگ تر شدم فهمیدم که گرایش بیشتری به جنسیت دخترانه دارم این درحالی بود که در مقطع دبیرستان تحصیل می کردم و دیگر دوست نداشتم در این شرایط باقی بمانم.

وقتی برای انجام امور درمانی به پزشک مراجعه کردم پس از انجام آزمایش های دقیق پزشکی مشخص شد که من دو جنسیتی هستم و باید جنسیت دختر را برای خودم انتخاب کنم اما وقتی خانواده ام در جریان موضوع قرار گرفتند به شدت ناراحت شدند و با تغییر جنسیت مخالفت کردند. دیگر چاره ای برایم باقی نمانده بود جز آن که به قانون متوسل شوم، چرا که پدر و مادرم معتقد بودند اگر چنین کاری انجام بدهم با آبروی آن ها بازی کرده ام.

مادرم می گفت در میان دوست و آشنا همه تو را به عنوان پسر می شناسند حالا چگونه به یک باره به آن ها بگوییم تو دختر شده ای! با آن که خواست پدر و مادرم قابل احترام بود اما نمی توانستم سرنوشت و آینده ام را قربانی کنم و در حالی که همه رفتارها و حرکاتم دخترانه است همچنان پسر باقی بمانم. این گونه بود که با مراجعه به دستگاه قضایی دستور تغییر جنسیت خودم را گرفتم تا از این شرایط تردیدآمیز وحشتناک خارج شوم اما این ماجرا سرآغاز بدبختی های من بود چرا که پدر و مادرم دیگر نتوانستند این موضوع را تحمل کنند و به خاطر حفظ آبروی خودشان مرا از خانه بیرون کردند. وقتی در کوچه و خیابان سرگردان شدم به ناچار سراغ یکی از دوستانم رفتم و با یکدیگر منزلی را در حاشیه شهر اجاره کردیم ولی باید کاری در بیرون از منزل برای خودم دست و پا می کردم تا بتوانم هزینه های زندگی را تامین کنم از سوی دیگر هم باید مبالغی را برای مخارج درمانی پس انداز می کردم این بود که برای یافتن شغل صفحه نیازمندی های روزنامه ها را ورق می زدم و برای مشاغلی که مناسب بود تماس می گرفتم اما در این میان متوجه شدم فروشندگی ساده ترین و راحت ترین شغلی است که می توانم انجام بدهم به همین دلیل به یکی از مراکز تجاری معروف مشهد رفتم و در جست و جوی شغل فروشندگی برآمدم تا این که یکی از مغازه دارها مرا در حالی استخدام کرد که پوشش زنانه داشتم اما وقتی از من کارت شناسایی خواست مجبور شدم حقیقت ماجرای دو جنسی بودنم را برایش بازگو کنم با وجود این هنوز مدت زیادی از آغاز به کارم در آن فروشگاه نمی گذشت که صاحب مغازه از من خواست با پوشش و تیپ پسرانه مشغول کار شوم این در حالی بود که همه فروشندگان و مغازه داران آن مرکز تجاری مرا با پوشش دخترانه دیده بودند به همین دلیل با پلیس تماس گرفتند و مرا به کلانتری آوردند و ...

دختر۱۹ ساله‌ای که باپوشش پسرانه موردظن کارکنان یکی از مراکزتجاری قرارگرفته درحالی که بیان می‌کرد نه تنهاجامعه بلکه خانواده‌ها نیز آگاهی درباره افراددوجنسیتی ندارند درباره سرگذشت خودبه مددکاراجتماعی کلانتری مشهدتوضیح داد.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5cb18cc8b1e22_2019-04-13_11-46
24 فروردین 1398 - 11:46

وی گفت: ۱۹ سال قبل زمانی که در یک خانواده متوسط به دنیا آمدم پدر و مادرم با گرفتن شناسنامه ای نام «کیومرث» را برایم انتخاب کردند من هم با همین نام رشد کردم و به مدرسه رفتم اما همواره احساس می کردم با دیگر همکلاسی هایم فرق دارم حتی رفتارهایم طنازانه بود تا این که وقتی بزرگ تر شدم فهمیدم که گرایش بیشتری به جنسیت دخترانه دارم این درحالی بود که در مقطع دبیرستان تحصیل می کردم و دیگر دوست نداشتم در این شرایط باقی بمانم.

وقتی برای انجام امور درمانی به پزشک مراجعه کردم پس از انجام آزمایش های دقیق پزشکی مشخص شد که من دو جنسیتی هستم و باید جنسیت دختر را برای خودم انتخاب کنم اما وقتی خانواده ام در جریان موضوع قرار گرفتند به شدت ناراحت شدند و با تغییر جنسیت مخالفت کردند. دیگر چاره ای برایم باقی نمانده بود جز آن که به قانون متوسل شوم، چرا که پدر و مادرم معتقد بودند اگر چنین کاری انجام بدهم با آبروی آن ها بازی کرده ام.

مادرم می گفت در میان دوست و آشنا همه تو را به عنوان پسر می شناسند حالا چگونه به یک باره به آن ها بگوییم تو دختر شده ای! با آن که خواست پدر و مادرم قابل احترام بود اما نمی توانستم سرنوشت و آینده ام را قربانی کنم و در حالی که همه رفتارها و حرکاتم دخترانه است همچنان پسر باقی بمانم. این گونه بود که با مراجعه به دستگاه قضایی دستور تغییر جنسیت خودم را گرفتم تا از این شرایط تردیدآمیز وحشتناک خارج شوم اما این ماجرا سرآغاز بدبختی های من بود چرا که پدر و مادرم دیگر نتوانستند این موضوع را تحمل کنند و به خاطر حفظ آبروی خودشان مرا از خانه بیرون کردند. وقتی در کوچه و خیابان سرگردان شدم به ناچار سراغ یکی از دوستانم رفتم و با یکدیگر منزلی را در حاشیه شهر اجاره کردیم ولی باید کاری در بیرون از منزل برای خودم دست و پا می کردم تا بتوانم هزینه های زندگی را تامین کنم از سوی دیگر هم باید مبالغی را برای مخارج درمانی پس انداز می کردم این بود که برای یافتن شغل صفحه نیازمندی های روزنامه ها را ورق می زدم و برای مشاغلی که مناسب بود تماس می گرفتم اما در این میان متوجه شدم فروشندگی ساده ترین و راحت ترین شغلی است که می توانم انجام بدهم به همین دلیل به یکی از مراکز تجاری معروف مشهد رفتم و در جست و جوی شغل فروشندگی برآمدم تا این که یکی از مغازه دارها مرا در حالی استخدام کرد که پوشش زنانه داشتم اما وقتی از من کارت شناسایی خواست مجبور شدم حقیقت ماجرای دو جنسی بودنم را برایش بازگو کنم با وجود این هنوز مدت زیادی از آغاز به کارم در آن فروشگاه نمی گذشت که صاحب مغازه از من خواست با پوشش و تیپ پسرانه مشغول کار شوم این در حالی بود که همه فروشندگان و مغازه داران آن مرکز تجاری مرا با پوشش دخترانه دیده بودند به همین دلیل با پلیس تماس گرفتند و مرا به کلانتری آوردند و ...

منبع: خراسان

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


1981

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
;
پیشنهاد ما
ایران هیچوقت نگفت خرمشهر سقوط کرده/ عراقی‌ها تانک داشتند و ما نداشتیم
رئیس مجلس برای اقناع نمایندگان رابطانی دارد/ دنبال اصلاح‌طلب‌های ضعیف‌تر که برویم، مظلمه‌اش می‌ماند/ مجلس بعدی یکدست است و اصولگرا/ رابط مشخص رهبری برای ارتباط با سران قوا
پرفسور کردوانی: سیل از مدیریت سد می‌آید نه از خود سد/ تصور نکنیم که این بارندگی‌ها، تابستان بدون خشکسالی در پی دارد
باید از مردم عذرخواهی کنیم / از روزی که دنبال ژن برتر رفتیم، اصلاح‌طلبی هویت خود را از دست داد/  در خبرگان به کسانی رای دادم که دیناری قبولشان نداشتم/ شما که می‌گویید "رضاشاه روحت شاد"، از او چه سراغ دارید؟ چهار تا سد؟
احتمال کودتای آمریکا دانشجویان را به تسخیر سفارت وادار کرد/ دانشجویان براساس درک واقعیت‌ها اقدام کردند/ سازمان‌های بین المللی اذعان دارند که ایران به مذاکره پایبند بوده است
تمام حواشی تماس‌های تلفنی ترامپ؛ از قطع کردن بدون خداحافظی تا شایعه شنود روسها / روش ترامپ در گفتگوی تلفنی چیست و چرا اصرار دارد ایرانی‌ها با او تماس بگیرند؟
رفع حصر شروع شده اما تدریجی است/ تُن صدای رئیس‌جمهور و بردارش شباهتی ندارد/ رئیسی با روحانی، مثل ناطق با خاتمی رفتار کند