15 ساله بودم که با آمدن بچه ، محمود به ناچار مرا عروس خودش کرد !


22 دی 1397 - 09:55
5c398868497e2_2019-01-12_09-55
نمی دانم عاقبت این ازدواج که از آشنایی در فضای مجازی آغاز شد چه سرانجامی خواهد داشت چرا که تاکنون ...

زن 15 ساله در حالی که دادخواست ترک انفاق را در دست می فشرد و همسرش را با این شکایت قضایی به کلانتری کشانده بود در شرح داستان ازدواجش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت : سال گذشته هنوز تحصیل در مقطع راهنمایی را به پایان نرسانده بودم که با یک کامنت در فضای اینستاگرام با محمود آشنا شدم آن روز هم مانند خیلی از روزهای دیگر دلم گرفته بود که با دیدن کلیپ زیبایی آن را لایک کردم و گفتم چقدر زیباست!!

گشت و گذار در فضای مجازی تنها دلخوشی من بود چرا که پدر و مادرم مدام به خاطر مسائل مالی و بیکاری پدرم با یکدیگر درگیر بودند و من برای فاصله گرفتن از مشاجرات آن ها خودم را با گوشی هوشمندی که مادرم برایم خریده بود سرگرم می کردم این گونه بود که ارتباط بین من و محمود در فضای مجازی با همین لایک ادامه یافت و به درد دل های خصوصی و خانوادگی کشید.

محمود دانشجوی یکی از رشته های مهندسی در مشهد بود و او هم از بدرفتاری های پدرش گلایه می کرد خلاصه ارتباط عمیق و عاطفی بین من و محمود به وجود آمد به طوری که تصمیم به ازدواج گرفتیم اما مخالفت خانواده هایمان سد راه بود در نهایت محمود خانواده اش را با لجبازی و ترک دانشگاه تحت فشار قرار داد تا این که مجبور به رضایت شدند ولی هنوز دو ماه از مراسم عقدمان نگذشته بود که من باردار شدم و به ناچار زندگی مشترک مان را در منزل پدر شوهرم آغاز کردیم محمود به دانشگاه می رفت و خانواده اش آشکارا و گاهی با نیش و کنایه با من بدرفتاری می کردند چرا که هیچ وقت به چشم عروس خودشان به من نگاه نمی کردند از روزی هم که مشخص شد فرزندم دختر است بهانه ای برای شدت بداخلاقی های شان شد زیرا مدعی بودند دختر دوست ندارند! حالا هم حتی هزینه های پزشکی را پرداخت نمی کنند و من نگرانم که ...

نمی دانم عاقبت این ازدواج که از آشنایی در فضای مجازی آغاز شد چه سرانجامی خواهد داشت چرا که تاکنون ...

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5c398868497e2_2019-01-12_09-55

زن 15 ساله در حالی که دادخواست ترک انفاق را در دست می فشرد و همسرش را با این شکایت قضایی به کلانتری کشانده بود در شرح داستان ازدواجش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت : سال گذشته هنوز تحصیل در مقطع راهنمایی را به پایان نرسانده بودم که با یک کامنت در فضای اینستاگرام با محمود آشنا شدم آن روز هم مانند خیلی از روزهای دیگر دلم گرفته بود که با دیدن کلیپ زیبایی آن را لایک کردم و گفتم چقدر زیباست!!

گشت و گذار در فضای مجازی تنها دلخوشی من بود چرا که پدر و مادرم مدام به خاطر مسائل مالی و بیکاری پدرم با یکدیگر درگیر بودند و من برای فاصله گرفتن از مشاجرات آن ها خودم را با گوشی هوشمندی که مادرم برایم خریده بود سرگرم می کردم این گونه بود که ارتباط بین من و محمود در فضای مجازی با همین لایک ادامه یافت و به درد دل های خصوصی و خانوادگی کشید.

محمود دانشجوی یکی از رشته های مهندسی در مشهد بود و او هم از بدرفتاری های پدرش گلایه می کرد خلاصه ارتباط عمیق و عاطفی بین من و محمود به وجود آمد به طوری که تصمیم به ازدواج گرفتیم اما مخالفت خانواده هایمان سد راه بود در نهایت محمود خانواده اش را با لجبازی و ترک دانشگاه تحت فشار قرار داد تا این که مجبور به رضایت شدند ولی هنوز دو ماه از مراسم عقدمان نگذشته بود که من باردار شدم و به ناچار زندگی مشترک مان را در منزل پدر شوهرم آغاز کردیم محمود به دانشگاه می رفت و خانواده اش آشکارا و گاهی با نیش و کنایه با من بدرفتاری می کردند چرا که هیچ وقت به چشم عروس خودشان به من نگاه نمی کردند از روزی هم که مشخص شد فرزندم دختر است بهانه ای برای شدت بداخلاقی های شان شد زیرا مدعی بودند دختر دوست ندارند! حالا هم حتی هزینه های پزشکی را پرداخت نمی کنند و من نگرانم که ...

منبع: رکنا

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


763

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
;