روایت بخشی از تاریخ انقلاب همزمان با سالگرد نامه تند امام؛

داستان تنها قائم مقام؛ چرا منتظری دو ماه مانده به رهبر شدن از قدرت کنار رفت؟


6 فروردین 1399 - 06:39
5e6dee441c68d_2020-03-15_12-28
آیت الله حسینعلی منتظری تنها کسی است که در طول 41 سال بعد از انقلاب اسلامی در ایران به عنوان قائم مقام رهبری شناخته می‌شد اما چرا هیچگاه رهبر نشد؟

مریم محمدپور- بر اساس قانون اساسی "در زمان غیبت حضرت ولی عصر ولایت امر بر عهده رهبر است و مجلس خبرگان مسئول انتخاب رهبر است". در قانون اساسی اولیه شرط رهبری بر این بود که " ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است، که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند..." اما در سال 68 با به روزرسانی قانون اساسی بخش " اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند" حذف شد.

چرا قائم مقام رهبری شکل گرفت؟

قائم‌مقام رهبر اگرچه در قانون اساسی نیامده‌بود ولی آیت الله منتظری تنها فردی است که به این عنوان در جمهوری اسلامی ایران رسیده و نزدیک به چهار سال این جایگاه را داشته است. تیرماه سال 64 مجلس خبرگان مصوبه ای دارد مبنی بر اینکه در زمان حیات هر رهبر درباره رهبر آینده تصمیم گیری شود که پس از فوت رهبر، خلایی پیش نیاید. چند روز پس از این مصوبه 50 عضو مجلس خبرگان طرحی برای رهبریت آیت الله منتظری به جلسه ارائه می دهند. اکبر هاشمی رفسنجانی که نایب رئیس مجلس خبرگان بود ماجرا را اینگونه روایت کرده: " رهبریت آقای منتظری در دستور بود و کسی جرات مخالفت صریح را نداشت یا مخالف صریح نبود. عده ای به عنوان اینکه اقدام باعجله است و باعث اتهام و حرف مخالفان می شود، می گفتند به عنوان تحقیق درباره افراد مورد احتمال، به تاخیر بیندازیم.... بیشتر آقای خامنه ای اصرار بر اتمام کار می کردند."
در آن جلسه موضوع بسته نمی شود و مرحوم آیت الله مشکینی، رئیس وقت مجلس خبرگان پیشنهاد می دهد که "دو یا سه ماه آینده جلسه ای برگزار شود و پنج نفر به عنوان تحقیق معین شوند".

 رهبر آینده و افشای آن

موضوع در 18 آبان همان سال دوباره در دستور کار مجلس خبرگان قرار می گیرد. هاشمی در خاطرات خود ماجرا را اینگونه روایت کرده است: «ساعت هفت و نیم، جلسه هیئت رئیسِ مجلس خبرگان تشکیل شد. سپس به تالار رفتیم. جلسه رسمی ساعت هشت و نیم تشکیل شد. آقای مشکینی مختصری صحبت کردند و سپس نامه آقای منتظری را خواندند که با تشکر از خبرگان خواسته بودند که از انتخاب ایشان به عنوان جانشین امام در زمان حیات امام منصرف شویم. بحث‌‏ها شروع شد. احمدآقا اطلاع داد که امام به آقای محمدی [گیلانی] گفته‌‏اند موضوع پیام را پیگیری نکنند. هم در جلسه صبح و هم در جلسه عصر در این باره بحث کردیم و در تنفس‌‏ها به مشورت پرداختیم و سرانجام بعداز نماز مغرب با بیش از دوسوم حضار تصویب شد که آیت‌‏الله منتظری، مصداق صدر اصل 107 قانون اساسی هستند؛ یعنی از طرف مردم به مرجعیت و رهبری برای بعد از امام پذیرفته شده‌‏اند.»

بنا بوده ماجرا علنی نشوند اما این خبر روز دوم آذرماه ۱۳۶۴ به نقل از باریک‌بین عضو خبرگان و امام‌جمعه قزوین، در صفحه نخست روزنامه کیهان نقش بست: «مجلس خبرگان آیت‌الله‌العظمی منتظری را به‌عنوان رهبر آینده برگزید».

آیت‌الله سیدجعفر کریمی از نمایندگان دوره اول مجلس خبرگان رهبری و دوستان آیت‌الله منتظری به شمار می‌رود. او با این همه، از مخالفان برگزیدن منتظری به قائم‌مقامی رهبری بود و آن را در مجلس خبرگان نیز بیان کرد. وی بعد‌ها در خاطرات خویش نوشت: «از آنجا که این تصمیم در جلسه غیرعلنی خبرگان اتخاذ شد، قرار بود فعلاً رسانه‌ای نشود تا سر فرصت شیوه درستی برای اعلام آن پیش‌بینی شود، ولی امام جمعه وقت قزوین این خبر را رسانه‌ای کرد!»

 تغییر جایگاه "رهبر آینده" به "قائم مقام رهبری"

افشای تصمیم خبرگان و حوادث متعاقب آن، ماهیت این تصمیم را از یک «آینده‌نگری درون سازمانی» عملاً به یک «نهادسازی جدید» در ساختار جمهوری اسلامی تغییر داد. اندک اندک بیت آیت‌الله منتظری، اطرافیان ایشان و برخی رسانه‌ها، عنوان «قائم‌مقام رهبری» را برای او به کار بردند و در عمل جایگاهی در ذیل امام و صدر سایر ارگان‌های کشور برای آیت‌الله منتظری ایجاد شد. شعارهایی نظیر «قائم‌مقام رهبری، آیت حق منتظری» نیز اندک‌اندک فراگیر شد و به تثبیت این جایگاه کمک کرد.

چرا منتظری قائم مقام شد؟

میزان مقبولیت و محوریت منتظری در مبارزه و انقلاب تا آنجا بود که امام در زمان تبعید، او را به عنوان نماینده تام‌الاختیار خویش در ایران منصوب کرده بود و در نامه‌ای از وی خواست که بر جریانات بیت او در قم اشراف داشته باشد؛ و درباره او با تعابیری همچون «فقیه عالیقدر»، «مجاهد بزرگوار»، «حاصل عمر من»، «ذخیره انقلاب» و «برج بلند اسلام» یاد می‌کرد و حیثیت او را «واجب المراعات» دانسته و پس از پیروزی انقلاب بسیاری از مسائل فقهی و سیاسی مربوط به قوه قضائیه و وزارتخانه‌ها را به او ارجاع می‌داد.

زندگی  سیاسی مرد همیشه در تبعید

منتظری از شاگردان سید حسین بروجردی و امام خمینی و نماینده تام‌الاختیار وی در ایران بود. او به دلیل مخالفت با حکومت پهلوی سال‌ها در زندان یا تبعید به سر برد و از شهری به شهر دیگر تبعید شد. منتظری در زندان اوین نیز نماز جمعه را اقامه کرد و بسیاری از زندانیان سیاسی مسلمان از جمله آقایان طالقانی، مهدی کروبی، مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، لاهوتی و دیگران در نماز جمعه حاضر می‌شدند.

این مبارز نجف آبادی که پدری کشاورز داشت، پس از پیروزی انقلاب به ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی رسید و در گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی ایران نقش مهمی داشت.

واکنش امام؛ نباید عجله کرد

اما آیا امام با انتخاب منتظری به عنوان رهبر بعدی موافق بود؟ در افکار عمومی منتظری به عنوان جانشین امام شناخته می شد و تصور عمومی این بود که نظر امام هم همین است. خلخالی در این باره گفته بود: «حضرت امام روزی نیست، هفته‌ای نیست، ماهی نیست که مسائل و مشکلات مملکتی را به ایشان ارجاع ندهند. کدام امامی تا به حالا به این امام بعدی اینقدر مراجعه کرده؟» خلخالی نقل قول دیگری نیز دارد: «یک بار دو سال پیش درباره آیت‌الله منتظری از امام سوال کرده‌اند و امام پاسخ مثبت داده اما فرموده‌اند نباید عجله کرد؛ یک بار هم بهمن‌ماه ۱۳۶۳ شق اول اصل ۱۰۷ را درباره آیت‌الله منتظری برای امام خوانده‌اند و امام باز فرموده‌اند عین مساله است، منتها نباید عجله کرد.»

اما پس از انتخاب منتظری واکنش امام سکوت بود. امام خمینی  نهم آذرماه (یعنی یک هفته بعد از علنی شدن ماجرا) به‌مناسبت میلاد حضرت رسول اکرم با مسئولان نظام دیدار داشتند و نخستین دیدار عمومی‌شان پس از انتشار و اعلام رسمی خبر انتخاب آیت‌الله منتظری بود و همچنین در دیدارهای عمومی پس از آن، هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکردند. هفدهم آذرماه بیش از ۲۰۰ نماینده مجلس طی نامه‌ای به محضر امام که در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی نیز قرائت شد، انتخاب آیت‌الله منتظری را به ایشان تبریک گفته و از این انتخاب حمایت کردند،« اما پاسخ امام همچنان سکوت بود.

دو روایت از یک ماجرا

روایتی هم هست که محمدی گیلانی می گوید امام با مطرح شدن ماجرا در مجلس خبرگان مخالف بوده است. این موضوع در خاطراتِ آیت‌الله ری‌شهری از زبانِ گیلانی به طور مبسوط نقل شده است که پس از اطلاعِ امام از ماجرا توسط آیت‌الله گیلانی، آقای هاشمی برای تذکر به عدم برگزاری خبرگان به جماران فراخوانده می‌شود، ولی با این توجیه که دعوت خبرگان انجام شده و دیگر نمی‌توان جلوی این اقدام را گرفت، حرف امام را زمین می‌گذارد.

محمدی گیلانی درباره عمکرد هاشمی پس از این ماجرا می گوید: «روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: «موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن.» گفتم: «چرا؟! ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم.» فرمود: «نه، یکی از دوستان آمده و چنین گفته... ». گفتم: ما اعلام کرده‌ایم. نمی‌شود ... .»

هاشمی رفسنجانی درباره همین دیدار با امام و صحبت با آیت‌الله محمدی گیلانی در خاطرات روز 14آبان 1364 می‌نویسد: «آقای محمدی گیلانی به دفترم آمد و پیام امام را درباره برنامه مجلس خبرگان آورد و برای مسکن خودش استمداد نمود... گفت که امام با انتخاب آقای منتظری [برای جانشینی رهبر] موافق نیستند. ... شب، خدمت امام رفتم و راجع به پیام ایشان در مورد مجلس خبرگان مذاکره کردیم. نگرانند که تعیین آیت‏الله منتظری به عنوان رهبر آینده، باعث عداوت و کارشکنی رقبای دیگر شود. باید با احتیاط و مراعات جوانب کار، عمل شود».

 داستان اختلافات رهبری و قائم مقامش

دو ماجرا اختلافات اساسی بین منتظری و امام رقم زد. ابتدا ماجرای دستگیری و اعدام سیدمهدی هاشمی معروف به «آقا مهدی» بود. آقا مهدی برادر داماد منتظری بود و برخی معتقد بودند منتظری تحت تاثیر اوست. سید مهدی هاشمی که هم عضو سازمان مجاهدین خلق بود و هم مسئول نهضت های آزادی بخش سپاه پاسداران، به اتهام دستور قتل افرادی مانند ابوالحسن شمس آبادی و صفرعلی قنبرزاده و عباسقلی حشمت بازداشت شد، اما گفته می شد دلیل اصلی بازداشت او افشای ماجرای مک فارلین و داشتن خانه تیمی در یوسف آباد تهران بود. ری شهری پیگیر پرونده او شد و در نهایت علی رازینی، رئیس دادگاه حکم اعدام را به اتهام «محارب و مفسد» صادر کرد.

منتظری پس از بازداشت سید مهدی هاشمی، از آنجاکه مهدی هاشمی را بی‌گناه می‌دانست به نشانه اعتراض درس‌های خود را تعطیل کرد. اما سید مهدی در سال ۱۳۶۶ اعدام شد و تلاش‌های منتظری برای نجاتش بی‌ثمر ماند.

امام ضمن قاطعیتی که در پیگیری پرونده مهدی هاشمی داشت، از هر راهی که ممکن بود تلاش کرد که وقتی سیدمهدی هاشمی دستگیر می‌شود، عضو دفتر آیت‌الله منتظری نباشد. در همین راستا، چهار روز پس از ارائه گزارش وزیر اطلاعات خدمت امام، ایشان نامه‌ای به منتظری نوشته و نسبت به خطری که از ناحیه مهدی هاشمی حیثیت و آبروی ایشان را تهدید می‌کند، هشدار داد.

آیت‌الله منتظری نیز در پاسخ به این نامه خود را از متأثر شدن از اطرافیان مبرا دانست و گفت اگر بناست کسی محاکمه شود، چون سیدمهدی از خود او حکم دارد، محاکمه باید متوجه او شود. در انتهای نامه نیز اعلام کرد که با این اوضاع از کارهای سیاسی کشور کنار خواهد ماند: «بالاخره با وضع فعلی ناچارم از کارهای سیاسی کشور کنار بمانم و به درس و بحث طلبگی و کارهای حوزوی بپردازم؛ به همان نحو که حضرتعالی در اواخر با مرحوم آیت‌الله بروجردی عمل کردید؛ زیرا مخالفت با حضرتعالی و نظام را صحیح نمی‌دانم بلکه حرام می‌دانم و در چارچوب فعلی تایید و همکاری را نیز با مشاهده کارهای خلاف مشروع نمی‌دانم؛ بنابراین تقاضا می‌کنم به من کاری ارجاع نشود.»

نهایتا جلسه‌ای در منزل حاج‌احمد خمینی در محضر امام و با حضور سران قوا، نخست‌وزیر وقت و آیت‌الله منتظری در رابطه با این موضوع برگزار شد. آیت‌الله خامنه‌ای درباره این جلسه نقل می‌کنند: «در آن جلسه امام به ایشان اصرار می‌کردند که شما این کار را نکنید. لحن امام در آن جلسه خیلی لحن ملایم و مهربانانه‌ای بود. لحن آقای منتظری تند و ستیزه‌گرانه بود… امام می‌گفتند نه، مصلحت نیست، کارهایتان را شروع کنید، ادامه بدهید، ایشان هم قرص و محکم می‌گفت نه. هی امام استدلال می‌کردند، وجهی ذکر می‌کردند و ایشان با یک لحن تندی جواب می‌داد. این حالت طول کشید. شاید مثلاً ۱۰، ۲۰ دقیقه یا بیشتر همین‌طور هی امام یک چیزی می‌گفتند، خیلی با حلم. ماها هم تعجب می‌کردیم و واقعاً از امام مستَبعَد بود که در مقابل ناسازگاری یک نفر این مقدار حلم به خرج بدهد و ملایمت کند و او با جواب‌های تندی چیزهایی بگوید. من حوصله‌ام سر رفت. یک مقداری گذشت، به امام گفتم: «آقا! اجازه می‌دهید من یک کلمه بگویم؟» ایشان مثل اینکه همچنین یک نفس راحتی کشیدند. رو کردم به آقای منتظری، گفتم: «آقای منتظری! شما با چه کسی داری حرف می‌زنی؟ ایشان مگر ولی‌امر من و شما نیستند؟ ایشان دارند دستور می‌دهند، شما تخلف می‌کنید. شما ولایت فقیه را قبول داری یا نداری؟» آقای منتظری ماند. خیلی تند شدم به ایشان. گفتم: «شما مثل اینکه نمی‌دانید با چه کسی دارید حرف می‌زنید. امام دارد به شما اصرار می‌کند، با ملایمت می‌گوید، دستور می‌دهد به شما، چندین بار تا حالا در خلال صحبت دستور دادند؛ شما همین‌طور هی می‌گویید نه، نه. خب پس دستور ولی‌فقیه کجاست؟ شما چرا برخلاف مبانی خودت حرف می‌زنی؟» ایشان ساکت شد.»

موضوع اساسی دیگری که مبنای اختلاف شد، به نام "اعدام های 67" شناخته می شود. شش روز بعد از قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت یعنی در  تاریخ ۴مرداد ماه ۱۳۶۷ نیروهای سازمان مجاهدین با حمایت ارتش عراق به غرب ایران حمله کردند. مطابق روایت رسمی، زندانیان مجاهدین از حمله خبر داشته و خشنودی خود را از طریق برپایی جشن و سرودخوانی در زندان اعلام کرده بودند. آنان قرار بود پس از اشغال هر شهر، به ارتش آن پیوسته و در فتح تهران شرکت کنند و به همین دلیل، آن‌ها به عنوان مزدوران دشمن متجاوز در زمان جنگ اعدام شدند. در اعتراض به اعدام کسانی که در زندان بودند، منتظری به امام نامه نوشت. منتظری سال ها بعد در گفت و گویی با عمادالدین باقی، از شاگردانش به تشریح مواضع خود در محکومیت آن اعدام‌ها پرداخت. تصویر این گفت وگو چند هفته پیش از درگذشت وی از طریق تلویزیون بی بی سی فارسی پخش شد. چند سال بعد فایل صوتی از منتظری منتشر شد که در آن به هیات سه نفره اعدام ها که ابراهیم رئیسی، مصطفی پورمحمدی و حسینعلی نیری عضو آن بودند، به تندی صحبت می کند.

عزل یا استعفا

امام در ششم فروردین  سال 68در نامه‌ای به منتظری نوشت: «... صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید.» منتظری یک روز پس از این نامه درخواست استعفا کرد و نوشت: «خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده‌است و اکنون نیز عدم آمادگی خود را صریحاً اعلام می‌کنم» امام نیز یک روز پس از درخواست استعفای منتظری، با پذیرش این استعفا نوشت: «برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت می‌کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید؛ و از رفت‌وآمد مخالفین نظام، که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا می‌زنند، جداً جلوگیری کنید… از پخش دروغهای رادیو بیگانه متأثر نباشید. مردم ما شما را خوب می‌شناسند، و حیله‌های دشمن را هم خوب درک کرده‌اند.»

ماجرای وساطت / آقای منتظری «فاسد» و «فاسق» و «فاجر» است

آیت‌الله خامنه‌ای در توضیح جزئیات مذاکرات هیات‌رئیسه خبرگان بعد از قرار گرفتن در جریان نامه ششم فروردین امام، در این باره می‌گویند: «مشورت کردیم که چه کنیم. به ذهن‌مان رسید که برویم با امام ملاقات کنیم و ایشان را از این کار منصرف کنیم. حرکت ما به سمت منزل امام اصلاً به این قصد بود که برویم امام را از این اقدام منصرف کنیم. ما چهار نفر من و آقای هاشمی و آقای مشکینی و آقای امینی رفتیم بیت امام.

وقتی نشستیم، آقای هاشمی شروع کرد به صحبت و گفت که آمده‌ایم که یک فکری بکنیم برای این کار. تا این حرف از ایشان صادر شد، امام برگشتند گفتند: «چه فکری؟» یک تعبیر این‌جوری. «آقای منتظری «فاسد» و «فاسق» و «فاجر» است.» این سه تعبیر را ایشان کردند. خب واقعاً برق از چشم همه ما پرید. این تعبیر؟! امام در حرف زدن خیلی آدم مواظبی بود. یعنی حقیقتاً آدمی بود که من داستان‌ها دارم از اینکه چیزی را که می‌خواست نسبت به کسی مخصوصاً بیان کند، مواظبت می‌کرد که زیاد و کم نشود… ایشان کلام تعریض‌گونه شدیدی نسبت به آقای منتظری گفتند.» بعد آقای هاشمی یک مقداری بیشتر اصرار کرد و تعبیرات دیگری گفت. امام دو بار به ایشان خطاب کردند. یک بار گفتند: «اگر تا صبح هم اینجا اصرار کنید فایده ندارد.» یک‌بار دیگر گفتند: «اگر خیلی اصرار کنید، می‌گویم همین امشب نامه را (در رادیو) بخوانند.» یعنی تهدید کردند».

پاک کردن منتظری از خاطرات عمومی

به دنبال این مسئله اقداماتی به شکل تخریب دیوار و حصار اطراف بیت، محو و حذف نام و عکس‌های منتظری از کتب درسی، ادارات دولتی و معابر عمومی، تغییر نام خیابان‌ها و اماکنی که به نام منتظری نام‌گذاری شده بود و جمع‌آوری رساله و تألیفات او صورت گرفت. احمد خمینی با نوشتن «رنجنامه» و ری شهری با نوشتن «خاطرات سیاسی» به نقد وی پرداختند. مقالاتی در روزنامه‌ها، سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایی در نقدش از طریق رادیو و تلویزیون و در مجالس و خطبه‌های نماز جمعه به‌طور مکرر صورت می‌گرفت. مخالفانش به او «شیخ ساده لوح» می‌گفتند.

مصوبه پس از فوت امام

اما این استعفا یا عزل باید روند قانونی خود را نیز طی می کرد. از همین رو در روز چهاردهم خرداد که مجلس خبرگان رهبری برای انتخاب رهبر بعدی ایران جلسه تشکیل داد ابتدا عزل منتظری را رای گیری کرد. رای گیری به روش قیام و قعود صورت گرفت.

دو نفری که در 14 خرداد به عزل منتظری رای ندادند

پیشنهاد مرحوم مشکینی این بود که با توجه به پذیرش استعفای آیت‌الله منتظری توسط امام (ره)، این استعفا به پذیرش خبرگان هم برسد.  هاشمی‌رفسنجانی، نایب‌رئیس، این پیشنهاد را مبنا قرار داد و گفت اگر خبرگان بحثی ندارند، درباره پذیرش استعفا رای‌گیری شود. کسی برای بحث ثبت‌نام نکرد. نایب‌رئیس استعفا را به رای گذاشت: «آقایانی که با پذیرش استعفای آیت‌الله منتظری موافق هستند، قیام بفرمایند.» تمامی اعضا به جز دو نفر قیام کردند، بنابراین استعفای وی با اکثریت قریب به اتفاق آرا پذیرفته شد.

پایان داستان اولین و آخرین قائم مقام

این رای گیری پایان داستان جایگاه قائم مقام رهبری در ایران بود. مجلس خبرگان دیگر به مصوبه تیرماه سال 64 خود رجوع نکرد و اگر چنین کرده، هیچگاه آن را رسانه ای نکرد، چراکه گاهی زمزمه هایی شنیده شد اما به سرعت از طرف اعضای خبرگان تکذیب شد.

منتظری پس از این داستان ها دیگر در صدر خبرها نبود و کم کم تبدیل به دومین مرجعی شد که بعد از پیروزی انقلاب موضعی انتقادی می گرفت، او حالا بیشتر شبیه آیت الله شریعتمداری بود. تیر خلاص به جایگاه او را سخنرانی سیزده رجب سال 1376 زد. چند ماه پس از پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد آن سال، منتظری در سخنرانی تندی مواضعی را مطرح کرد. مواضعی که با عکس العمل تند مخالفانش روبه رو شد و پس از حمله به بیت او در نجف آباد کسی که کتابی با نام "ولایت فقیه"  داشت، با اتهام ضدیت با ولایت فقیه به حصر خانگی رفت. او در این حصر ماند تا چند ماه پس از اتفاقات سال 88 از دنیا رفت و مراسم تشییع پیکرش تبدیل به یک رویارویی سیاسی شد.

آیت الله حسینعلی منتظری تنها کسی است که در طول 41 سال بعد از انقلاب اسلامی در ایران به عنوان قائم مقام رهبری شناخته می‌شد اما چرا هیچگاه رهبر نشد؟

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5e6dee441c68d_2020-03-15_12-28
6 فروردین 1399 - 06:39

مریم محمدپور- بر اساس قانون اساسی "در زمان غیبت حضرت ولی عصر ولایت امر بر عهده رهبر است و مجلس خبرگان مسئول انتخاب رهبر است". در قانون اساسی اولیه شرط رهبری بر این بود که " ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است، که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند..." اما در سال 68 با به روزرسانی قانون اساسی بخش " اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند" حذف شد.

چرا قائم مقام رهبری شکل گرفت؟

قائم‌مقام رهبر اگرچه در قانون اساسی نیامده‌بود ولی آیت الله منتظری تنها فردی است که به این عنوان در جمهوری اسلامی ایران رسیده و نزدیک به چهار سال این جایگاه را داشته است. تیرماه سال 64 مجلس خبرگان مصوبه ای دارد مبنی بر اینکه در زمان حیات هر رهبر درباره رهبر آینده تصمیم گیری شود که پس از فوت رهبر، خلایی پیش نیاید. چند روز پس از این مصوبه 50 عضو مجلس خبرگان طرحی برای رهبریت آیت الله منتظری به جلسه ارائه می دهند. اکبر هاشمی رفسنجانی که نایب رئیس مجلس خبرگان بود ماجرا را اینگونه روایت کرده: " رهبریت آقای منتظری در دستور بود و کسی جرات مخالفت صریح را نداشت یا مخالف صریح نبود. عده ای به عنوان اینکه اقدام باعجله است و باعث اتهام و حرف مخالفان می شود، می گفتند به عنوان تحقیق درباره افراد مورد احتمال، به تاخیر بیندازیم.... بیشتر آقای خامنه ای اصرار بر اتمام کار می کردند."
در آن جلسه موضوع بسته نمی شود و مرحوم آیت الله مشکینی، رئیس وقت مجلس خبرگان پیشنهاد می دهد که "دو یا سه ماه آینده جلسه ای برگزار شود و پنج نفر به عنوان تحقیق معین شوند".

 رهبر آینده و افشای آن

موضوع در 18 آبان همان سال دوباره در دستور کار مجلس خبرگان قرار می گیرد. هاشمی در خاطرات خود ماجرا را اینگونه روایت کرده است: «ساعت هفت و نیم، جلسه هیئت رئیسِ مجلس خبرگان تشکیل شد. سپس به تالار رفتیم. جلسه رسمی ساعت هشت و نیم تشکیل شد. آقای مشکینی مختصری صحبت کردند و سپس نامه آقای منتظری را خواندند که با تشکر از خبرگان خواسته بودند که از انتخاب ایشان به عنوان جانشین امام در زمان حیات امام منصرف شویم. بحث‌‏ها شروع شد. احمدآقا اطلاع داد که امام به آقای محمدی [گیلانی] گفته‌‏اند موضوع پیام را پیگیری نکنند. هم در جلسه صبح و هم در جلسه عصر در این باره بحث کردیم و در تنفس‌‏ها به مشورت پرداختیم و سرانجام بعداز نماز مغرب با بیش از دوسوم حضار تصویب شد که آیت‌‏الله منتظری، مصداق صدر اصل 107 قانون اساسی هستند؛ یعنی از طرف مردم به مرجعیت و رهبری برای بعد از امام پذیرفته شده‌‏اند.»

بنا بوده ماجرا علنی نشوند اما این خبر روز دوم آذرماه ۱۳۶۴ به نقل از باریک‌بین عضو خبرگان و امام‌جمعه قزوین، در صفحه نخست روزنامه کیهان نقش بست: «مجلس خبرگان آیت‌الله‌العظمی منتظری را به‌عنوان رهبر آینده برگزید».

آیت‌الله سیدجعفر کریمی از نمایندگان دوره اول مجلس خبرگان رهبری و دوستان آیت‌الله منتظری به شمار می‌رود. او با این همه، از مخالفان برگزیدن منتظری به قائم‌مقامی رهبری بود و آن را در مجلس خبرگان نیز بیان کرد. وی بعد‌ها در خاطرات خویش نوشت: «از آنجا که این تصمیم در جلسه غیرعلنی خبرگان اتخاذ شد، قرار بود فعلاً رسانه‌ای نشود تا سر فرصت شیوه درستی برای اعلام آن پیش‌بینی شود، ولی امام جمعه وقت قزوین این خبر را رسانه‌ای کرد!»

 تغییر جایگاه "رهبر آینده" به "قائم مقام رهبری"

افشای تصمیم خبرگان و حوادث متعاقب آن، ماهیت این تصمیم را از یک «آینده‌نگری درون سازمانی» عملاً به یک «نهادسازی جدید» در ساختار جمهوری اسلامی تغییر داد. اندک اندک بیت آیت‌الله منتظری، اطرافیان ایشان و برخی رسانه‌ها، عنوان «قائم‌مقام رهبری» را برای او به کار بردند و در عمل جایگاهی در ذیل امام و صدر سایر ارگان‌های کشور برای آیت‌الله منتظری ایجاد شد. شعارهایی نظیر «قائم‌مقام رهبری، آیت حق منتظری» نیز اندک‌اندک فراگیر شد و به تثبیت این جایگاه کمک کرد.

چرا منتظری قائم مقام شد؟

میزان مقبولیت و محوریت منتظری در مبارزه و انقلاب تا آنجا بود که امام در زمان تبعید، او را به عنوان نماینده تام‌الاختیار خویش در ایران منصوب کرده بود و در نامه‌ای از وی خواست که بر جریانات بیت او در قم اشراف داشته باشد؛ و درباره او با تعابیری همچون «فقیه عالیقدر»، «مجاهد بزرگوار»، «حاصل عمر من»، «ذخیره انقلاب» و «برج بلند اسلام» یاد می‌کرد و حیثیت او را «واجب المراعات» دانسته و پس از پیروزی انقلاب بسیاری از مسائل فقهی و سیاسی مربوط به قوه قضائیه و وزارتخانه‌ها را به او ارجاع می‌داد.

زندگی  سیاسی مرد همیشه در تبعید

منتظری از شاگردان سید حسین بروجردی و امام خمینی و نماینده تام‌الاختیار وی در ایران بود. او به دلیل مخالفت با حکومت پهلوی سال‌ها در زندان یا تبعید به سر برد و از شهری به شهر دیگر تبعید شد. منتظری در زندان اوین نیز نماز جمعه را اقامه کرد و بسیاری از زندانیان سیاسی مسلمان از جمله آقایان طالقانی، مهدی کروبی، مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، لاهوتی و دیگران در نماز جمعه حاضر می‌شدند.

این مبارز نجف آبادی که پدری کشاورز داشت، پس از پیروزی انقلاب به ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی رسید و در گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی ایران نقش مهمی داشت.

واکنش امام؛ نباید عجله کرد

اما آیا امام با انتخاب منتظری به عنوان رهبر بعدی موافق بود؟ در افکار عمومی منتظری به عنوان جانشین امام شناخته می شد و تصور عمومی این بود که نظر امام هم همین است. خلخالی در این باره گفته بود: «حضرت امام روزی نیست، هفته‌ای نیست، ماهی نیست که مسائل و مشکلات مملکتی را به ایشان ارجاع ندهند. کدام امامی تا به حالا به این امام بعدی اینقدر مراجعه کرده؟» خلخالی نقل قول دیگری نیز دارد: «یک بار دو سال پیش درباره آیت‌الله منتظری از امام سوال کرده‌اند و امام پاسخ مثبت داده اما فرموده‌اند نباید عجله کرد؛ یک بار هم بهمن‌ماه ۱۳۶۳ شق اول اصل ۱۰۷ را درباره آیت‌الله منتظری برای امام خوانده‌اند و امام باز فرموده‌اند عین مساله است، منتها نباید عجله کرد.»

اما پس از انتخاب منتظری واکنش امام سکوت بود. امام خمینی  نهم آذرماه (یعنی یک هفته بعد از علنی شدن ماجرا) به‌مناسبت میلاد حضرت رسول اکرم با مسئولان نظام دیدار داشتند و نخستین دیدار عمومی‌شان پس از انتشار و اعلام رسمی خبر انتخاب آیت‌الله منتظری بود و همچنین در دیدارهای عمومی پس از آن، هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکردند. هفدهم آذرماه بیش از ۲۰۰ نماینده مجلس طی نامه‌ای به محضر امام که در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی نیز قرائت شد، انتخاب آیت‌الله منتظری را به ایشان تبریک گفته و از این انتخاب حمایت کردند،« اما پاسخ امام همچنان سکوت بود.

دو روایت از یک ماجرا

روایتی هم هست که محمدی گیلانی می گوید امام با مطرح شدن ماجرا در مجلس خبرگان مخالف بوده است. این موضوع در خاطراتِ آیت‌الله ری‌شهری از زبانِ گیلانی به طور مبسوط نقل شده است که پس از اطلاعِ امام از ماجرا توسط آیت‌الله گیلانی، آقای هاشمی برای تذکر به عدم برگزاری خبرگان به جماران فراخوانده می‌شود، ولی با این توجیه که دعوت خبرگان انجام شده و دیگر نمی‌توان جلوی این اقدام را گرفت، حرف امام را زمین می‌گذارد.

محمدی گیلانی درباره عمکرد هاشمی پس از این ماجرا می گوید: «روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: «موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن.» گفتم: «چرا؟! ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم.» فرمود: «نه، یکی از دوستان آمده و چنین گفته... ». گفتم: ما اعلام کرده‌ایم. نمی‌شود ... .»

هاشمی رفسنجانی درباره همین دیدار با امام و صحبت با آیت‌الله محمدی گیلانی در خاطرات روز 14آبان 1364 می‌نویسد: «آقای محمدی گیلانی به دفترم آمد و پیام امام را درباره برنامه مجلس خبرگان آورد و برای مسکن خودش استمداد نمود... گفت که امام با انتخاب آقای منتظری [برای جانشینی رهبر] موافق نیستند. ... شب، خدمت امام رفتم و راجع به پیام ایشان در مورد مجلس خبرگان مذاکره کردیم. نگرانند که تعیین آیت‏الله منتظری به عنوان رهبر آینده، باعث عداوت و کارشکنی رقبای دیگر شود. باید با احتیاط و مراعات جوانب کار، عمل شود».

 داستان اختلافات رهبری و قائم مقامش

دو ماجرا اختلافات اساسی بین منتظری و امام رقم زد. ابتدا ماجرای دستگیری و اعدام سیدمهدی هاشمی معروف به «آقا مهدی» بود. آقا مهدی برادر داماد منتظری بود و برخی معتقد بودند منتظری تحت تاثیر اوست. سید مهدی هاشمی که هم عضو سازمان مجاهدین خلق بود و هم مسئول نهضت های آزادی بخش سپاه پاسداران، به اتهام دستور قتل افرادی مانند ابوالحسن شمس آبادی و صفرعلی قنبرزاده و عباسقلی حشمت بازداشت شد، اما گفته می شد دلیل اصلی بازداشت او افشای ماجرای مک فارلین و داشتن خانه تیمی در یوسف آباد تهران بود. ری شهری پیگیر پرونده او شد و در نهایت علی رازینی، رئیس دادگاه حکم اعدام را به اتهام «محارب و مفسد» صادر کرد.

منتظری پس از بازداشت سید مهدی هاشمی، از آنجاکه مهدی هاشمی را بی‌گناه می‌دانست به نشانه اعتراض درس‌های خود را تعطیل کرد. اما سید مهدی در سال ۱۳۶۶ اعدام شد و تلاش‌های منتظری برای نجاتش بی‌ثمر ماند.

امام ضمن قاطعیتی که در پیگیری پرونده مهدی هاشمی داشت، از هر راهی که ممکن بود تلاش کرد که وقتی سیدمهدی هاشمی دستگیر می‌شود، عضو دفتر آیت‌الله منتظری نباشد. در همین راستا، چهار روز پس از ارائه گزارش وزیر اطلاعات خدمت امام، ایشان نامه‌ای به منتظری نوشته و نسبت به خطری که از ناحیه مهدی هاشمی حیثیت و آبروی ایشان را تهدید می‌کند، هشدار داد.

آیت‌الله منتظری نیز در پاسخ به این نامه خود را از متأثر شدن از اطرافیان مبرا دانست و گفت اگر بناست کسی محاکمه شود، چون سیدمهدی از خود او حکم دارد، محاکمه باید متوجه او شود. در انتهای نامه نیز اعلام کرد که با این اوضاع از کارهای سیاسی کشور کنار خواهد ماند: «بالاخره با وضع فعلی ناچارم از کارهای سیاسی کشور کنار بمانم و به درس و بحث طلبگی و کارهای حوزوی بپردازم؛ به همان نحو که حضرتعالی در اواخر با مرحوم آیت‌الله بروجردی عمل کردید؛ زیرا مخالفت با حضرتعالی و نظام را صحیح نمی‌دانم بلکه حرام می‌دانم و در چارچوب فعلی تایید و همکاری را نیز با مشاهده کارهای خلاف مشروع نمی‌دانم؛ بنابراین تقاضا می‌کنم به من کاری ارجاع نشود.»

نهایتا جلسه‌ای در منزل حاج‌احمد خمینی در محضر امام و با حضور سران قوا، نخست‌وزیر وقت و آیت‌الله منتظری در رابطه با این موضوع برگزار شد. آیت‌الله خامنه‌ای درباره این جلسه نقل می‌کنند: «در آن جلسه امام به ایشان اصرار می‌کردند که شما این کار را نکنید. لحن امام در آن جلسه خیلی لحن ملایم و مهربانانه‌ای بود. لحن آقای منتظری تند و ستیزه‌گرانه بود… امام می‌گفتند نه، مصلحت نیست، کارهایتان را شروع کنید، ادامه بدهید، ایشان هم قرص و محکم می‌گفت نه. هی امام استدلال می‌کردند، وجهی ذکر می‌کردند و ایشان با یک لحن تندی جواب می‌داد. این حالت طول کشید. شاید مثلاً ۱۰، ۲۰ دقیقه یا بیشتر همین‌طور هی امام یک چیزی می‌گفتند، خیلی با حلم. ماها هم تعجب می‌کردیم و واقعاً از امام مستَبعَد بود که در مقابل ناسازگاری یک نفر این مقدار حلم به خرج بدهد و ملایمت کند و او با جواب‌های تندی چیزهایی بگوید. من حوصله‌ام سر رفت. یک مقداری گذشت، به امام گفتم: «آقا! اجازه می‌دهید من یک کلمه بگویم؟» ایشان مثل اینکه همچنین یک نفس راحتی کشیدند. رو کردم به آقای منتظری، گفتم: «آقای منتظری! شما با چه کسی داری حرف می‌زنی؟ ایشان مگر ولی‌امر من و شما نیستند؟ ایشان دارند دستور می‌دهند، شما تخلف می‌کنید. شما ولایت فقیه را قبول داری یا نداری؟» آقای منتظری ماند. خیلی تند شدم به ایشان. گفتم: «شما مثل اینکه نمی‌دانید با چه کسی دارید حرف می‌زنید. امام دارد به شما اصرار می‌کند، با ملایمت می‌گوید، دستور می‌دهد به شما، چندین بار تا حالا در خلال صحبت دستور دادند؛ شما همین‌طور هی می‌گویید نه، نه. خب پس دستور ولی‌فقیه کجاست؟ شما چرا برخلاف مبانی خودت حرف می‌زنی؟» ایشان ساکت شد.»

موضوع اساسی دیگری که مبنای اختلاف شد، به نام "اعدام های 67" شناخته می شود. شش روز بعد از قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت یعنی در  تاریخ ۴مرداد ماه ۱۳۶۷ نیروهای سازمان مجاهدین با حمایت ارتش عراق به غرب ایران حمله کردند. مطابق روایت رسمی، زندانیان مجاهدین از حمله خبر داشته و خشنودی خود را از طریق برپایی جشن و سرودخوانی در زندان اعلام کرده بودند. آنان قرار بود پس از اشغال هر شهر، به ارتش آن پیوسته و در فتح تهران شرکت کنند و به همین دلیل، آن‌ها به عنوان مزدوران دشمن متجاوز در زمان جنگ اعدام شدند. در اعتراض به اعدام کسانی که در زندان بودند، منتظری به امام نامه نوشت. منتظری سال ها بعد در گفت و گویی با عمادالدین باقی، از شاگردانش به تشریح مواضع خود در محکومیت آن اعدام‌ها پرداخت. تصویر این گفت وگو چند هفته پیش از درگذشت وی از طریق تلویزیون بی بی سی فارسی پخش شد. چند سال بعد فایل صوتی از منتظری منتشر شد که در آن به هیات سه نفره اعدام ها که ابراهیم رئیسی، مصطفی پورمحمدی و حسینعلی نیری عضو آن بودند، به تندی صحبت می کند.

عزل یا استعفا

امام در ششم فروردین  سال 68در نامه‌ای به منتظری نوشت: «... صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید.» منتظری یک روز پس از این نامه درخواست استعفا کرد و نوشت: «خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده‌است و اکنون نیز عدم آمادگی خود را صریحاً اعلام می‌کنم» امام نیز یک روز پس از درخواست استعفای منتظری، با پذیرش این استعفا نوشت: «برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت می‌کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید؛ و از رفت‌وآمد مخالفین نظام، که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا می‌زنند، جداً جلوگیری کنید… از پخش دروغهای رادیو بیگانه متأثر نباشید. مردم ما شما را خوب می‌شناسند، و حیله‌های دشمن را هم خوب درک کرده‌اند.»

ماجرای وساطت / آقای منتظری «فاسد» و «فاسق» و «فاجر» است

آیت‌الله خامنه‌ای در توضیح جزئیات مذاکرات هیات‌رئیسه خبرگان بعد از قرار گرفتن در جریان نامه ششم فروردین امام، در این باره می‌گویند: «مشورت کردیم که چه کنیم. به ذهن‌مان رسید که برویم با امام ملاقات کنیم و ایشان را از این کار منصرف کنیم. حرکت ما به سمت منزل امام اصلاً به این قصد بود که برویم امام را از این اقدام منصرف کنیم. ما چهار نفر من و آقای هاشمی و آقای مشکینی و آقای امینی رفتیم بیت امام.

وقتی نشستیم، آقای هاشمی شروع کرد به صحبت و گفت که آمده‌ایم که یک فکری بکنیم برای این کار. تا این حرف از ایشان صادر شد، امام برگشتند گفتند: «چه فکری؟» یک تعبیر این‌جوری. «آقای منتظری «فاسد» و «فاسق» و «فاجر» است.» این سه تعبیر را ایشان کردند. خب واقعاً برق از چشم همه ما پرید. این تعبیر؟! امام در حرف زدن خیلی آدم مواظبی بود. یعنی حقیقتاً آدمی بود که من داستان‌ها دارم از اینکه چیزی را که می‌خواست نسبت به کسی مخصوصاً بیان کند، مواظبت می‌کرد که زیاد و کم نشود… ایشان کلام تعریض‌گونه شدیدی نسبت به آقای منتظری گفتند.» بعد آقای هاشمی یک مقداری بیشتر اصرار کرد و تعبیرات دیگری گفت. امام دو بار به ایشان خطاب کردند. یک بار گفتند: «اگر تا صبح هم اینجا اصرار کنید فایده ندارد.» یک‌بار دیگر گفتند: «اگر خیلی اصرار کنید، می‌گویم همین امشب نامه را (در رادیو) بخوانند.» یعنی تهدید کردند».

پاک کردن منتظری از خاطرات عمومی

به دنبال این مسئله اقداماتی به شکل تخریب دیوار و حصار اطراف بیت، محو و حذف نام و عکس‌های منتظری از کتب درسی، ادارات دولتی و معابر عمومی، تغییر نام خیابان‌ها و اماکنی که به نام منتظری نام‌گذاری شده بود و جمع‌آوری رساله و تألیفات او صورت گرفت. احمد خمینی با نوشتن «رنجنامه» و ری شهری با نوشتن «خاطرات سیاسی» به نقد وی پرداختند. مقالاتی در روزنامه‌ها، سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایی در نقدش از طریق رادیو و تلویزیون و در مجالس و خطبه‌های نماز جمعه به‌طور مکرر صورت می‌گرفت. مخالفانش به او «شیخ ساده لوح» می‌گفتند.

مصوبه پس از فوت امام

اما این استعفا یا عزل باید روند قانونی خود را نیز طی می کرد. از همین رو در روز چهاردهم خرداد که مجلس خبرگان رهبری برای انتخاب رهبر بعدی ایران جلسه تشکیل داد ابتدا عزل منتظری را رای گیری کرد. رای گیری به روش قیام و قعود صورت گرفت.

دو نفری که در 14 خرداد به عزل منتظری رای ندادند

پیشنهاد مرحوم مشکینی این بود که با توجه به پذیرش استعفای آیت‌الله منتظری توسط امام (ره)، این استعفا به پذیرش خبرگان هم برسد.  هاشمی‌رفسنجانی، نایب‌رئیس، این پیشنهاد را مبنا قرار داد و گفت اگر خبرگان بحثی ندارند، درباره پذیرش استعفا رای‌گیری شود. کسی برای بحث ثبت‌نام نکرد. نایب‌رئیس استعفا را به رای گذاشت: «آقایانی که با پذیرش استعفای آیت‌الله منتظری موافق هستند، قیام بفرمایند.» تمامی اعضا به جز دو نفر قیام کردند، بنابراین استعفای وی با اکثریت قریب به اتفاق آرا پذیرفته شد.

پایان داستان اولین و آخرین قائم مقام

این رای گیری پایان داستان جایگاه قائم مقام رهبری در ایران بود. مجلس خبرگان دیگر به مصوبه تیرماه سال 64 خود رجوع نکرد و اگر چنین کرده، هیچگاه آن را رسانه ای نکرد، چراکه گاهی زمزمه هایی شنیده شد اما به سرعت از طرف اعضای خبرگان تکذیب شد.

منتظری پس از این داستان ها دیگر در صدر خبرها نبود و کم کم تبدیل به دومین مرجعی شد که بعد از پیروزی انقلاب موضعی انتقادی می گرفت، او حالا بیشتر شبیه آیت الله شریعتمداری بود. تیر خلاص به جایگاه او را سخنرانی سیزده رجب سال 1376 زد. چند ماه پس از پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد آن سال، منتظری در سخنرانی تندی مواضعی را مطرح کرد. مواضعی که با عکس العمل تند مخالفانش روبه رو شد و پس از حمله به بیت او در نجف آباد کسی که کتابی با نام "ولایت فقیه"  داشت، با اتهام ضدیت با ولایت فقیه به حصر خانگی رفت. او در این حصر ماند تا چند ماه پس از اتفاقات سال 88 از دنیا رفت و مراسم تشییع پیکرش تبدیل به یک رویارویی سیاسی شد.

منبع: خبر فوری

18

نظرات 48
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
حسام 0 1 پاسخ 1399/2/4 -14:43

بسیار مبتدی نظرها را سانسور میکنی هیچ کدام ازین حرفها را امام نگفت و نزد ... تمام توتعه بود ... برادر دامادش هم بی گناه بود کسی‌ که احمد را فریب داد به نوشتن رنج نامه ، و بعد احمد را از سیاست کنار زد ... همان هم نقشه این کنار گذاشتن را داشته بود الحق که همگی کم خردید

ایرانی 2 1 پاسخ 1399/1/13 -14:08

خداراشکر که منتظری نشد رهبر مملکت والا ههمین موشکها را هم نداشتیم

حسان 5 2 پاسخ 1399/1/11 -01:25

کسانی که به میهن خودخیانت میکنندوبادشمن هم پیمان میشوندبایداعدام می شدندامام وسایراقایان جواب خیانت کوردلان روخوب دادند

محمد 2 2 پاسخ 1399/1/8 -04:38

سلام داداشا زور نزنیم الان به فکر مملکت باشیم که پر جاسوس و نفوذی و خودفروخته هستش دارن مملکتمونو از داخل داغون میکنن از بیرون که هیچ گ نمیتونن بخورن این حرومزادها آگه نبودن مملکت ما بهشت میشد

مهدی 3 3 پاسخ 1399/1/8 -02:07

منتظری دیدکشتاراعدامهابالاس وازدستوراوسرپیچی شده ک اعدام بسته واعتنایی به حرفاش نشده ویک طرف دیدک دردوران رهبری اوسوال میشدازکشتارچه جوابی بایدبده خودراکنارزدتاجلوی تخریب خودرابگیرد.

ح خ 2 1 پاسخ 1399/1/8 -01:41

بجای پرداختن به گذاشته که گناه و ثوابش مال شما نیست و شما هیچ خبر ناشته اید به فکر گرسنها کشور باشید واکسن کرونا را زودتر از یهودیها بسازید خود به خدا اگر یهودیها بسازند و فراوان به کشور ما هم بدهند دو آتشه ها اگر جان خودو خانواده وبچه هایشان در خطر باشد استفاده نمی کنند آیا ترجی می دهند بمیررند چون یهودی ها ساخته اند تزریق نکنند از صدها هزار اخترا که اروپا آمریکاه کرده کدام را بفور استفاده نمی کنیم

حسام 1399/2/4 -14:37

به جهنم که استفاده نکنند و بمیرن ... الان تمام دغدغه شما همین است؟ مردم در حال پرپر شدن هستند ،چه از کرونا و چه از گرسنکی ... وضعیت همین طور بدتر میشود و شما فکر دشمنان داخلی هستید یا واکسن را زودتر از اسراییل بسازید که یه وقت دو اتیشه ها نمیرند بخدا که دو اتیشه ها اول استفاده میکنند و ما باقی را به مردم میفروشند به قیمت جان

ح خ 0 0 پاسخ 1399/1/8 -01:06

بیچاره ما که هنوز اندر خم یک کو چه ایم

میثم 1 0 پاسخ 1399/1/8 -00:43

سلام. پیشنهاد میکنم تو این مبحث این مستند که در رابطه با قائم مقامی منتظری رو ببینید. http://mobinmedia.ir/8474/فیلم-مستند-قائم-مقام-روایتی-بدون-سانسو.html

علی 1 1 پاسخ 1399/1/7 -23:23

بخاطر برادر زنش داشاخخ هم نمی شد

علیرضا 3 9 پاسخ 1399/1/7 -15:11

قائم مقام رهبری آقای منتظر از اولین فتنه های بعد انقلاب بود برای مصادره ی انقلاب مکر و و مکر الله والا ه و،،، که دست خدا ان را باطل کردو هم چنان فتنه ها وجود دارد و هم خداوند بالا تر و والاتر است و امیدوارم که هرگونه یاد آوری و تجزیه و تحلیل این وقایع برای روشنگری باشد ودر موقع هم باشد نه در زمانی که جامعه و دنیا درگیر این ویروس است، البته هم ویروس وهم حرفهای بی ربط برای انحراف اذهان از نابودی پایگاه شیطان اسرائیل و آمریکا است،

سرافراز 3 4 پاسخ 1399/1/7 -07:49

دوستان عزیز قبل از نظر دهی شما را دعوت میکنم به (دشمن شناسی در سیره حضرت علی) حضرت ویژه گیهای دشمنان خودرا صریحا علام میکند

...... 1 0 پاسخ 1399/1/7 -06:54

سلام به هر حال زیست مازندران بهم نریزید... چاکراه زمین ۷..یا ۸‌. است... چرخه حیات است

ووووو 4 3 پاسخ 1399/1/7 -06:48

سلام حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا، اعتماد را نشاید، و سیم و زر در سفر، بر محل خطرست، یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد.... در کل هنر به از مال پدر .. هنر زنده کنه نام پدر ...

عادل 11 8 پاسخ 1399/1/7 -06:46

روحش شاد .واقعا عالم به دین بود .خدا لعنت کند سیاست و دیکتاتوری دینی را

اااا 0 0 پاسخ 1399/1/7 -06:24

سلام چرخه حیات است.. جنگل مازدرون... پستهای جوانی تنگی عروق چرخه حیات است پس زیست بی زیست..

Nn 0 0 پاسخ 1399/1/7 -06:17

سلام ...چرخه حیات است... و همچان چرخه حیات است...

ش 3 6 پاسخ 1399/1/7 -06:16

سلام ایت اله ساده بود سیاست روز نداشت.نمیتوانست رهبر سیای مذهبی داشته باشد.شیاتین گولش مزدن .ایران بخال امریکا میفروخت.

احمد بابایی 5 5 پاسخ 1399/1/7 -03:25

سلام عزیزان . در اختلاف بین امام خمینی و مرحوم منتظری حتما حق با امام راحل بود . با مطالعه دقیق حوادث و نیز مشاهده فیلم مستند "قائم مقام" به این نتیجه می رسیم که : منتظری فردی ساده لوح بود که ظرفیت و توان رهبری کشور رو نداشت . فردی که نتوانست بیت خودش را از حضور نفوذی های خطرناک حفظ کند ، چطور می توانست کشور را در دنیای مکر و فریب ، رهبری کند ؟؟ امام به موقع فهمید و به موقع عمل کرد .

رضا 6 3 پاسخ 1399/1/7 -03:13

انسان بزرگی بود

مراد 6 16 پاسخ 1399/1/7 -01:27

ساده لوحی منتظری و دستور گرفتن از منافقین همانطوری که روحانی و افساد طلبان تو این چند سال ساده لوحی کردن و ملت رو بفنا دادن با برجام......جالب اینجاست اروپا و آمریکا الان تو بحث کرونا احتیاج به کمک دارن خودشون یعنی خاک عالم بر سر روحانی و فساد طلبان که میخواستن آب و نون ما رو از آمریکا و اروپا تامین کنه کرونا اگه هر بدی داشت این یه حسن رو داشت که ماهیت آمریکا و اروپا رو نشون داد که اینا خودشون نیاز به کمک دارن و این چند سال فقط مثل طبل تو خالی بودن فقط صدا هستن هیچ چیز نیستن

ناشناس 2 3 پاسخ 1399/1/7 -00:18

سیاست حواشی زیاد داره

سروستانی 6 15 پاسخ 1399/1/6 -22:52

منتظری نستوه. چپوندنش تو پستو

Mk 1399/1/7 -03:04

اونکه دیگر زنده نیست جواب تو بده؟ توفکرمیکنی خودتوکجا می چپونند لیاقت طویله هم که نداری چون جیوانات اعتراض میکنند

رضا 1399/1/7 -14:00

جناب MK چه انتظاری از نسل فعلی که وقایع انقلاب و دهه 60 را نه دیده نه درک کرده نه مطالعه کرده باشد داری؟امان از سیاست که حاظر است قرآن بر سر نیزه کند.

مهدی کردی 7 0 پاسخ 1399/1/6 -21:14

اون ۲ نفری که بلند نشدند کی بودن ؟ اسمشون رو نگفتید

حسن 16 13 پاسخ 1399/1/6 -20:48

با انتقادهایش و صریح گویی و فاصله گرفتن از نظام برای خود ارزش خرید مرد نیکی بود

ف م 11 5 پاسخ 1399/1/6 -20:36

چه خوب بود باتوجه به اینکه قضیه قائم مقامی ایشان رسانه ای شده بود قضیه ی عزل ایشان وعلت آن نیز رسانه ای میشدوبه ایشان نیز دررسانه حق دفاع داد ه میشدتااینگونه ماجرای عزل ایشان ودلایل آن درحاله ای ازابهام قرارنگیرد

یه آدم 10 5 پاسخ 1399/1/6 -20:03

اگه آدم خوبی بود خدا بیامرزتش اکه نبود هم خدا خودش می دونه باهاش چی کار کنه، ولی این دوستانی که با قاطعیت در مورد خوب یا بد بودنش نظر میدن مطمئنن واقعا؟؟ هرچند اینجا ایرانه اون موقع هم همینجوری بود در مورد بالا تا پایین آدم نظر می دادن یا می گفتن پاک و معصوم بود یا می گفتن شمر بوده مثل نظرات الان این صفحه

علی 8 10 پاسخ 1399/1/6 -19:19

خدا رحمتش کند.آدم سالمی بود.اطرافیانش .... بعد هم امان از سیاست.ما که نمی دونیم .چون اگه قرار بود ما بدونیم که نمی گفتن سیاست

آریا 14 16 پاسخ 1399/1/6 -17:32

مگ زیبر نبود از سوی پیامبر بهترین صحابه و حواری بود اما پسرش خرابش کرد و از کافرین شد زبیر ک‌پیامبر گفت بهشتیه اونطوری شد این اقا که در مقابلش هیچه و خانه اش پر از رفت امد مجاهدین خلق شده بود

ح م 1399/1/6 -19:40

اگر پیامبر فرمودند که زبیر از اهل بهشته پس چرا زبیر بهشتی نشد به قول شما کافر شد. نعوذبالله مگر میشود پیامبر دروغ گفته باشد....

امیر 1399/1/6 -23:06

روزی که زبیر در جنگ جمل مقابل حضرت علی ایستاد .گفت یا علی آیا تو نشنیدی که پیامبر فرمود هر کس با زبیر بجنگد اهل جهنم است .وزبیر اهل بهشت است.حضرت علی فرمود یازبیر من شنیدم .ولی تو یادت هست که پیامبردر ادامه فرمود اما تو زبیر اگر مقابل علی بایستی اهل جهنمی.بله .این شد که زبیر شمشیر را غلاف کرد وجنگ را ترک کرد .

علی 1399/1/6 -23:44

آریا ی عزیز خواهش می کنم وقتی در مورد تاریخ اسلامی چیزی می نویسی دقت کن. تا افرادی مثل ح م اینجوری ننویسند. نوشته امیر را با دقت بخوان و در موردش سوال کن از یک روحانی یا یک تاریخ دان

حمید 6 5 پاسخ 1399/1/6 -17:12

خوب و بد رفتند ، ما هم می رویم ، فقط اینکه به دو پا بودن خود مقرور نباشید ، هرچی بلاست زیر سر همین موجود دوپاست تشخیص خوب و بد در توان این موجود دوپا نیست ، هیچ کس نمی خواهد بد باشد پس این همه دشمنی از کجاست کاش من دو پا جزو اشرف مخلوقات نبودم ،

امیرحسین 13 16 پاسخ 1399/1/6 -16:59

منتظری چوب ساده لوحی و زودباوری خودش، حضور باند مهدی هاشمی و نفوذ مجاهدین خلق در دفترش و نهایتا لج بازی و یکدندگی شو خورد و خسرالدنیا والآخره شد.

ب.رضاوندی 11 2 پاسخ 1399/1/6 -15:54

با سلام خدا قوت. با صرف نظر از حسن و قبح آنچه به وقوع پیوست و با پرهیز از سنجش اعتبار و جایگاه آن فقید، ای کاش هرگز بحث قائم مقام رهبری در سال ۱۳۶۴ مطرح نمی شد، زیرا هیچ مبنای قانونی نداشت، نه در قانون اساسی و نه در قوانین دیگر. این اقدام تنها باعث شد آن فقید (که می توانست با گذر ایام و تعامل و توجیه بیشتر، سرمایه ای برای نظام باشد،) از کف برود. به اعتقاد بنده یکی از بارزترین اقدامات خارج از قانون در دوران معاصر، نصب آن فقیه برجسته بود که همگان دیدیم این اقدام فراقانونی چه هزینه سنگینی را برای مردم و میهن به بار آورد ... کاش همگان، در هر جایگاه و مقامی، و در هر شرایطی، فقط و فقط حول محور قانون بچرخیم و لا غیر ...

رضا 8 10 پاسخ 1399/1/6 -13:24

درود بر مردم ایران زمین راست میگویند سیاست پدر و مادر ندارد . هیچ حکومتی تاب شنیدن انتقاد را ندارد و برای بقای خود دست به هر کاری میزند این یک اصل در حکومت داریست سرانجام قربانیانش مردمند. رضا از شهر شکم پرستان رشت

ایرانی 29 6 پاسخ 1399/1/6 -12:27

دست های پشت پرده را خدا می داند و بس .

ناشناس 4 8 پاسخ 1399/1/6 -11:38

همه ی این ماجراهای نصب و عزل قائم مقام رهبری و قبول و رد این نصب و عزل بنظر این بنده یک علت اساسی دارد و آن این است که فقیه وارسته بویژه در این گونه موارد حکومتی که به سرنوشت یک ملت بلکه یک امت بستگی دارد چون به نهان های مکنون در درون انسانهای ذی ربط و به وحی الهی دست رسی ندارد ناگزیر است بر حسب وظیفه ی شرعی – انسانی سنگینی که به دوش دارد با رعایت اجتهاد مبتنی بر حد اکثر شواهد حال و بر اصول و متون شرعی تاریخی مرجع در استنباط احکام شرعی با رعایت اصل عدالت محوری دین خدا تصمیم قاطع خود را بگیرد. والله اعلم این نظر ، شخصی است و با برداشتهای عقلی تنظیم گردیده و فقهی نیست.

داد خواه 1399/1/13 -15:19

ای کاش ناقدان این نظر بجای زدن تیک منفی ، نظر ارزشمند خود را کتبا در همین جا مرقوم می فرمودند تا می شد به کاستیهای نظر فوق آگاه می شدیم .

. 32 19 پاسخ 1399/1/6 -11:16

خود کرده را تدبیر نیست.همان قانونی را که خودش نوشت بر علیه خودش ازش استفاده کردند.انقلابها همیشه فرزندان واقعی خودش را می خورد و فقط یک عده ادم فرصت طلب و نان به نرخ روز خور باقی خواهند ماند و انقلاب را به نفع خود مصادره خواهند کرد

محمود 47 22 پاسخ 1399/1/6 -10:49

خدارحمتش کنه انسان بزرگی بود راحت می تونست سکوت کنه وخیلی منافع به دست بیاره ولی هرگز این کاررونکرد انسان مگه چندسال زنده است ارزش نداره هدف زندگی رودرک کرده بود ازخیلی های دیگه هم درانقلاب مهم تروسرشناس تربود.

حبیب 1399/1/6 -19:28

واقعا انسان بزرگی بودمن مقلدش یودم می تونست سکوت کنه ولی آزاده بودآدمهای بزرگ همیشه دشمن دارند ک تخریبش کتتد الهی بشکنه دست اونایی ک ب منزلش حمله کردند

Mk 1399/1/7 -13:43

لعنت برانکسی که دستورتخریب وخودش وبیتش راصادرکرداونی که به خاه اش حمله کردیک عامل بود که دستورمی گرفت چراریشه راول کردی شاخ وبرگ رانفرین میکنید تبر رابایدبه ریشه زد

عدالت بر گل نشسته 36 5 پاسخ 1399/1/6 -09:29

خدا میداند و بس...

میرزایی 1399/1/7 -02:34

همش دورغ است خدامی داندو دروغگویان این. ماجرا

بنده خدا 1399/1/8 -01:23

لعنت به سیاست وسیاسیون که مافیاهایی رابوجود میاوردوهمه صداهارادرگلوخفه میکند که کسینفس مخالف نکشدوگرنه

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks