آیا با رستاخیز جوکرها روبه‌رو خواهیم شد؟


20 آذر 1398 - 06:30
5debb53a1ea4d_2019-12-07_17-50
هر چند ریشه اعتراضات امسال فقر بود اما نباید این فقر را به معنای عامیانه اش گرفت. فقیر در معنای جدیدش متفاوت از معنای کلاسیکش شده است. فقیر آن کسی است که نمی‌تواند توانایی هایش را شکوفا کند.

حسین نیازبخش - بعد از اوج گیری اعتراضات اخیر در آبان 98 بسیاری از این گفتند که فقر علت اصلی این اعتراضات بود. شاید این حرف تا حدی درست باشد اما باید کمی موشکافانه ‌تر به این قضیه نگریست. برای فهم بهتر بیایید واژگان مربوط به "فقر" را تحلیل کنیم.

واژه شناسی فقر

به طور کلی فقر یا تهیدستی یا تنگدستی به معنای وضعیتی است که فرد فاقدِ میزان معینی دارایی‌های مادی یا پول باشد. اما واژه "فقر" معنایی وسیع‌تر را به ما عرضه می‌کند. فقر در لغت به معنی فرودآمدن حادثه بر کسی و شکستن مهره های پشت او است به نحوی که شخص مربوطه نتواند از جای خود تکان بخورد. در حقیقت به لحاظ لغوی، شخص فقیر قصد ایستادن و حرکت را داشته و نسبت به وضعیت خود نیز شعور دارد اما به علت مشکل کمر نمی‌تواند حرکت کند. همچنین طبق گفته برخی لغت شناسان، فقر به معنی عمل استخوان بریدن بینی شتر بوده تا حیوان رام گردد.

عبارات شبیه به فقر نیز معنای لغوی خاصی دارند که کمتر به آن توجه شده است. بسیاری برای اشاره به فقرا از کلمه مستضغف استفاده می‌کنند. واژه "مستضعف" از ریشۀ (ض ع ف) و در باب استفعال است و به معنای کسی است که او را به ضعف کشانده و در بند و زنجیر کرده‌اند. این شخص آگاه است؛ دیگران را می‌بیند که آزادانه حرکت می‌کنند اما قادر نیست اقدامی انجام دهد. طبق روایتی دیگر، مُسْتَضْعَفْ در لغت به کسی گویند که دیگران او را ضعیف می‌شمارند. این شخص خود احساس می‌کند قدرتمند است و می‌تواند با قوت کارهایی را انجام دهد اما دیگران اجازه شکوفایی استعدادهای او را نمی‌دهند.

برخی مفسرین معتقدند این واژه در قرآن به کسانى تعلق می‌گیرد  که از نظر فکرى، یا بدنى، یا اقتصادى، آن چنان ضعیف باشند و چنان در محدودیت قرار گرفته باشند که بر اثر ناتوانى جسمى یا ضعف مالى و یا محدودیت‌هایى که محیط بر آنها تحمیل کرده، قادر به انجام وظائف خود به طور کامل نبوده و نتوانند مهاجرت کنند.

با بررسی واژه لاتین فقر می‌توان به نتیجه مشابهی رسید.  در مورد ریشه واژه  poverty   به معنی فقر(در زبان انگلیسی)، دو حدس زده شده است. برخی گویند این واژه از ریشه لاتین Pauper است که با واژه یونانی- لاتینی Penia  به معنی گرسنه و واژه Ponos به معنی درد هم ریشه است.  برخی دیگر، ریشه این واژه را اصطلاح یونانی  aporia می‌دانند. Aporia در اصطلاح فلسفی به معنی دغدغه، مساله و ابهام  است اما پیش از شکل گیری واژگان فلسفی به معنی  "راه به جایی نداشتن" بوده است. به این معنی که شخص دارای aporia علی رغم میل شدید به رهایی، قادر نبود خود را از وضعیتی که در آن گرفتار است برهاند.

جامعه شناسی فقر

اگر این جستار کوتاه در "لغت شناسی" را با تبیینات و نظریات جامعه‌شناسی در باب فقر ترکیب کنیم، می‌توانیم به نتایج جالب توجهی برسیم. فقر در اصطلاح جامعه شناسی و اقتصاد به دو معنای مطلق و نسبی به کار می‌رود. فقر مطلق مربوط به  نیازهای انسان در پایین‌ترین سطح ممکن یعنی نیاز به خوراک، پوشاک، آب و سرپناهی برای زندگی است. اگر کسی از این منابع محروم شود فقیر مطلق نامیده می‌شود. گونه‌ دوم فقر، فقر نسبی است که مفهومی به مراتب عام‌تر دارد. این دسته توانایی برآوردن نیازهای اولیه خود را دارند اما نسبت به سایر افراد توانایی تامین سایر نیازهای خود را به دلیل محدودیت مالی ندارند. برای مثال ممکن است کارمندی که برای خرید امکانات عرفی در جامعه مثل خرید کامپیوتر یا تدارک برای یک مسافرت یا دعوت مهمان به خانه، مجبور باشد بیشتر از حد معمول کار کند فقیر به‌حساب می‌آید. به قول یک اقتصاددان، حتی اگر شخصی میلیاردر هم باشد باز اگر درآمد ماهیانه‌اش 10دلار کمتر از باجناقش باشد، فقیر به حساب می‌آید.

پدیده‌ای نو؛ اعتراض جمعیت باهوش اما خشمگین

جمع مباحث بالا به ما این نکته را یادآور می‌شود که هر چند ریشه اعتراضات امسال فقر بود اما نباید این فقر را به معنای عامیانه‌اش گرفت. فقیر در معنای جدیدش متفاوت از معنای کلاسیکش شده است. فقیر آن کسی است که نمی‌تواند توانایی هایش را شکوفا کند. او از فرصتهای برابر با سایرین بهره مند نیست؛ دائما تحقیر می‌شود؛ کوچک شمرده می‌شود و پایین نگه داشته می‌شود اما می‌داند و به این باور رسیده که جایگاهش فوق همه است. این شخص درد آب و نان ندارد؛ درد دیده شدن دارد. در آرزوهایش خود را در قامت یک سلبریتی، سیاستمدار، کارآفرین، جهانگرد و... می‌بیند اما جایگاه اجتماعیش به نحوی است که حتی به این موقعیت‌ها نزدیک هم نمی‌شود.

حاشیه شهرها؛ مرکز اعتراضات طبقه فقیر جدید

حاصل خروج چنین طبقه‌ نوینی (که بدون شک در اعترضات کلاسیک سابقه نداشته) بسیار نو و عجیب خواهد بود. اعتراضات اخیر ایران به خوبی این را نشان داد. مرکز شلوغی ها نه شهرهای بزرگ بود و نه روستاها؛ مرکز فعالیت حاشیه شهرهای بزرگ و شهرکهای نوین بود. بیشتر این شهرکها به شدت مهاجرپذیر بودند. این مهاجرها چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که نتوانسته اند جایگاه خود را در شهر پیدا کنند و به همین دلیل پس زده شده‌اند. این اتفاقی است که تا پیش از این نیفتاده بود.

معترض جدید موبایل دارد، اینترنت دارد، صاحب خودرو است و رانندگی می‌کند؛ حتی دانشگاه و مدرسه رفته است. هیچ کدام از المانهای فقر مطلق را ندارد اما آرزوهایی در سر دارد که همگی نابود شده‌اند. او مصداق همان کسی است که ضعیف نگه داشته شده است؛ همان کسی که راه به جایی ندارد؛ همان کسی  که کمرش طوری شکسته که علیرغم زنده بودن نمی‌تواند زندگی کند.

مشخص است که اعتراضات این طبقه خشن هم خواهد بود. جمعیتی که آرزو و هدف دارد اما به اهدافش نمی‌رسد. این آرزوهای پر پر شده به عقده تبدیل می‌شود و این عقده گشایی خشونت به بار می‌آورد. خشم این جمعیت در صورت سرکوب بیشتر هم خواهد شد. این خشم کم کم تبدیل به تنفر می‌شود. تنفر از که؟ از هر شهروندی که به گمانش جایگاه او را اشغال کرده است؛ از سیاستمدار گرفته تا تاجر میلیاردر و حتی سلبریتی‌ها.

جوکرها در حال تکثیر هستند

نباید فراموش کرد که اتفاقی که درحال وقوع است، خاص ایران نیست. بی جهت نبود که در اعترضات اخیر در لبنان، عراق ، شیلی، بولیوی و... معترضین از ماسک "جوکر" استفاده می‌کردند. به نظر می‌رسد جوکرها در حال زنده شدن هستند؛ جماعتی خشمگین اما ترحم برانگیز که با خشمشان همه چیز را می‌سوزانند.

هر چند ریشه اعتراضات امسال فقر بود اما نباید این فقر را به معنای عامیانه اش گرفت. فقیر در معنای جدیدش متفاوت از معنای کلاسیکش شده است. فقیر آن کسی است که نمی‌تواند توانایی هایش را شکوفا کند.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5debb53a1ea4d_2019-12-07_17-50
20 آذر 1398 - 06:30

حسین نیازبخش - بعد از اوج گیری اعتراضات اخیر در آبان 98 بسیاری از این گفتند که فقر علت اصلی این اعتراضات بود. شاید این حرف تا حدی درست باشد اما باید کمی موشکافانه ‌تر به این قضیه نگریست. برای فهم بهتر بیایید واژگان مربوط به "فقر" را تحلیل کنیم.

واژه شناسی فقر

به طور کلی فقر یا تهیدستی یا تنگدستی به معنای وضعیتی است که فرد فاقدِ میزان معینی دارایی‌های مادی یا پول باشد. اما واژه "فقر" معنایی وسیع‌تر را به ما عرضه می‌کند. فقر در لغت به معنی فرودآمدن حادثه بر کسی و شکستن مهره های پشت او است به نحوی که شخص مربوطه نتواند از جای خود تکان بخورد. در حقیقت به لحاظ لغوی، شخص فقیر قصد ایستادن و حرکت را داشته و نسبت به وضعیت خود نیز شعور دارد اما به علت مشکل کمر نمی‌تواند حرکت کند. همچنین طبق گفته برخی لغت شناسان، فقر به معنی عمل استخوان بریدن بینی شتر بوده تا حیوان رام گردد.

عبارات شبیه به فقر نیز معنای لغوی خاصی دارند که کمتر به آن توجه شده است. بسیاری برای اشاره به فقرا از کلمه مستضغف استفاده می‌کنند. واژه "مستضعف" از ریشۀ (ض ع ف) و در باب استفعال است و به معنای کسی است که او را به ضعف کشانده و در بند و زنجیر کرده‌اند. این شخص آگاه است؛ دیگران را می‌بیند که آزادانه حرکت می‌کنند اما قادر نیست اقدامی انجام دهد. طبق روایتی دیگر، مُسْتَضْعَفْ در لغت به کسی گویند که دیگران او را ضعیف می‌شمارند. این شخص خود احساس می‌کند قدرتمند است و می‌تواند با قوت کارهایی را انجام دهد اما دیگران اجازه شکوفایی استعدادهای او را نمی‌دهند.

برخی مفسرین معتقدند این واژه در قرآن به کسانى تعلق می‌گیرد  که از نظر فکرى، یا بدنى، یا اقتصادى، آن چنان ضعیف باشند و چنان در محدودیت قرار گرفته باشند که بر اثر ناتوانى جسمى یا ضعف مالى و یا محدودیت‌هایى که محیط بر آنها تحمیل کرده، قادر به انجام وظائف خود به طور کامل نبوده و نتوانند مهاجرت کنند.

با بررسی واژه لاتین فقر می‌توان به نتیجه مشابهی رسید.  در مورد ریشه واژه  poverty   به معنی فقر(در زبان انگلیسی)، دو حدس زده شده است. برخی گویند این واژه از ریشه لاتین Pauper است که با واژه یونانی- لاتینی Penia  به معنی گرسنه و واژه Ponos به معنی درد هم ریشه است.  برخی دیگر، ریشه این واژه را اصطلاح یونانی  aporia می‌دانند. Aporia در اصطلاح فلسفی به معنی دغدغه، مساله و ابهام  است اما پیش از شکل گیری واژگان فلسفی به معنی  "راه به جایی نداشتن" بوده است. به این معنی که شخص دارای aporia علی رغم میل شدید به رهایی، قادر نبود خود را از وضعیتی که در آن گرفتار است برهاند.

جامعه شناسی فقر

اگر این جستار کوتاه در "لغت شناسی" را با تبیینات و نظریات جامعه‌شناسی در باب فقر ترکیب کنیم، می‌توانیم به نتایج جالب توجهی برسیم. فقر در اصطلاح جامعه شناسی و اقتصاد به دو معنای مطلق و نسبی به کار می‌رود. فقر مطلق مربوط به  نیازهای انسان در پایین‌ترین سطح ممکن یعنی نیاز به خوراک، پوشاک، آب و سرپناهی برای زندگی است. اگر کسی از این منابع محروم شود فقیر مطلق نامیده می‌شود. گونه‌ دوم فقر، فقر نسبی است که مفهومی به مراتب عام‌تر دارد. این دسته توانایی برآوردن نیازهای اولیه خود را دارند اما نسبت به سایر افراد توانایی تامین سایر نیازهای خود را به دلیل محدودیت مالی ندارند. برای مثال ممکن است کارمندی که برای خرید امکانات عرفی در جامعه مثل خرید کامپیوتر یا تدارک برای یک مسافرت یا دعوت مهمان به خانه، مجبور باشد بیشتر از حد معمول کار کند فقیر به‌حساب می‌آید. به قول یک اقتصاددان، حتی اگر شخصی میلیاردر هم باشد باز اگر درآمد ماهیانه‌اش 10دلار کمتر از باجناقش باشد، فقیر به حساب می‌آید.

پدیده‌ای نو؛ اعتراض جمعیت باهوش اما خشمگین

جمع مباحث بالا به ما این نکته را یادآور می‌شود که هر چند ریشه اعتراضات امسال فقر بود اما نباید این فقر را به معنای عامیانه‌اش گرفت. فقیر در معنای جدیدش متفاوت از معنای کلاسیکش شده است. فقیر آن کسی است که نمی‌تواند توانایی هایش را شکوفا کند. او از فرصتهای برابر با سایرین بهره مند نیست؛ دائما تحقیر می‌شود؛ کوچک شمرده می‌شود و پایین نگه داشته می‌شود اما می‌داند و به این باور رسیده که جایگاهش فوق همه است. این شخص درد آب و نان ندارد؛ درد دیده شدن دارد. در آرزوهایش خود را در قامت یک سلبریتی، سیاستمدار، کارآفرین، جهانگرد و... می‌بیند اما جایگاه اجتماعیش به نحوی است که حتی به این موقعیت‌ها نزدیک هم نمی‌شود.

حاشیه شهرها؛ مرکز اعتراضات طبقه فقیر جدید

حاصل خروج چنین طبقه‌ نوینی (که بدون شک در اعترضات کلاسیک سابقه نداشته) بسیار نو و عجیب خواهد بود. اعتراضات اخیر ایران به خوبی این را نشان داد. مرکز شلوغی ها نه شهرهای بزرگ بود و نه روستاها؛ مرکز فعالیت حاشیه شهرهای بزرگ و شهرکهای نوین بود. بیشتر این شهرکها به شدت مهاجرپذیر بودند. این مهاجرها چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که نتوانسته اند جایگاه خود را در شهر پیدا کنند و به همین دلیل پس زده شده‌اند. این اتفاقی است که تا پیش از این نیفتاده بود.

معترض جدید موبایل دارد، اینترنت دارد، صاحب خودرو است و رانندگی می‌کند؛ حتی دانشگاه و مدرسه رفته است. هیچ کدام از المانهای فقر مطلق را ندارد اما آرزوهایی در سر دارد که همگی نابود شده‌اند. او مصداق همان کسی است که ضعیف نگه داشته شده است؛ همان کسی که راه به جایی ندارد؛ همان کسی  که کمرش طوری شکسته که علیرغم زنده بودن نمی‌تواند زندگی کند.

مشخص است که اعتراضات این طبقه خشن هم خواهد بود. جمعیتی که آرزو و هدف دارد اما به اهدافش نمی‌رسد. این آرزوهای پر پر شده به عقده تبدیل می‌شود و این عقده گشایی خشونت به بار می‌آورد. خشم این جمعیت در صورت سرکوب بیشتر هم خواهد شد. این خشم کم کم تبدیل به تنفر می‌شود. تنفر از که؟ از هر شهروندی که به گمانش جایگاه او را اشغال کرده است؛ از سیاستمدار گرفته تا تاجر میلیاردر و حتی سلبریتی‌ها.

جوکرها در حال تکثیر هستند

نباید فراموش کرد که اتفاقی که درحال وقوع است، خاص ایران نیست. بی جهت نبود که در اعترضات اخیر در لبنان، عراق ، شیلی، بولیوی و... معترضین از ماسک "جوکر" استفاده می‌کردند. به نظر می‌رسد جوکرها در حال زنده شدن هستند؛ جماعتی خشمگین اما ترحم برانگیز که با خشمشان همه چیز را می‌سوزانند.

38

نظرات 23
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
عدالت 2 0 پاسخ 1398/9/21 -13:11

همه اعتراض دارند بخصوص نظامیها ولی دولت روحانی با کلک مردم را مقابل نظام قرار می دهد تا گند کاریهای دولت ........................

محمد 1 2 پاسخ 1398/9/21 -10:43

معترض جدید موبایل دارد، اینترنت دارد، صاحب خودرو است و رانندگی می‌کند؛ حتی دانشگاه و مدرسه رفته است.جهت یادآوری به نویسنده این مطلب: اولا اگر آن معترض جدید که همه چیز را می سوزاند دانشگا رفته است درس زندگی نخوانده است. اگر درس زندگی خوانده بود می دانست که راه اعتراض همه چیز را سوزاندن نیست یک جامعه بالغ و رشید با فریاد وبا شعار اعتراضش را بگوش میرساند نه با آتش زدن. سوزاندن و ویران کردن تاسیسات شهری که از جیب همین مردم مستضعف ساخته شده کار بچه گانه و نابالغان است.فردا خسارت همین ویرانی ها را همین مردم فقیر و رنج کشیده باید بدهند. ثانیا اگر درس زندگی خوانده بود میدانست که بسیاری از بزرگان علم و دانش و هنر باسختی و رنج بسیار و در فقر به قله های موفقیت رسیده اند یک نمونه آن دکتر حسابی دانشمند برجسته ایران و صدها نمونه دیگر. نکته دیگر مردم ما زیر بار فقر کمرشان شکسته و از نظر معیشتی بسیار تحت فشارند و حق اعتراض دارند باید اعتراضات توسط دعوت احزاب با مجوز قانونی برگزار شود . خواسته مردم واضح و شفاف با شعار و با سخنرانی و قطعنامه بیان شود. آنوقت است که سواستفاده کنندگان جرئت تحریک مردم و جوگیر کردن آنها جهت آتش زدن و ویرانی شهر را نخواهند داشت.

فهيمه 1398/9/21 -19:50

احسنت

شیما 1 2 پاسخ 1398/9/21 -10:16

پس بفر مایید اونهایی که با فقر مطلق شروع کردند و با کار و رنج بسیار طاقت فرسا با سختی ها مبارزه کردند و رسیدند به یک زندگی آبرومند و موفق اشتباه کردند . همان اول نباید به خود رنج سختی میدادند باید میریختند تو خیابون آمبو لانی ماشین آتش نشانی و فروشگاه و بانک آتش میزدند.

میلاد 0 0 پاسخ 1398/9/21 -10:09

خداکنه ریشه فقر بخشکد. اما با جمله آخرتون > به نوعی آموزش دادبد. فراموش نکنید اگر با خشمشان همه چیز را بسوزانند خودشان نیز خواهند سوخت چون خودشان هم شامل همین جامعه هستند.

رضوان 1 1 پاسخ 1398/9/21 -07:50

فقیر وغنی بنده این خاک درند، انان که غنی ترند محتاج ترند....

شهرام 6 2 پاسخ 1398/9/21 -05:16

یکی از علل اعتراضات آبان فقر بود . عامل اصلی اما دیکتاتوری دینی حاکم بر ایرانه. دیگه خسته شدیم از این اسلام اسلام گفتن های الکی آقایون و حجت الاسلام ها و حاج آقا ها و ایت اله ها

علرضا قلی زاده 3 1 پاسخ 1398/9/21 -02:35

من نه سیاسیم ونه اقتصادانم پرستارم که در بیمارستان دولتی کار میکنم حالا یه سوال مردم باید اعتراض کنند تا مسولین بدونند که ملت به مشکل خوردند اگه مردم اعتراض نکنند و خیابون نریزند دولت از مشکل انها باخبر نمیشه ول کنید ما را یک کودک ده ساله اگه یه سر بزنه بیمارستان یا کوچه بازار از فشار زندگی اینها باخبر میشه حالا ریس جمهور یک مملکت میگه من از چهره مردم خوندم که از زندگی لذت میبرن حیف به اون خونهایی که ریخته شد تا شماها سوار ما بشیم و عجب هم خری دارین

سینا 1398/9/21 -10:53

مردم به خیابان بریزند شعار بدهند فریاد بزنند اما اجازه ندهند یک عده فرصت طلب اموال مردم - فروشگاه - بانک- ماشین آتشنشانی و اورژانس را آتش بزنند چون آنوقت است که اعتراض مردم در این آتش سوزی ها گم خواهد شد

فهيمه 1 2 پاسخ 1398/9/21 -01:11

چرا فكر ميكنه جايگاهش فوق !فوق!همه اس؟!دانشمند يا پروفسور خاصيه كه فوق همه باشه؟متاسفانه يه مشت تنبل و بيسواد ميخوان در حد يه دكتر يا تاجر زندگي كنن و درامد داشته باشن چون فووووق همه ان؟!تو اين مملكت كه بسياري از دكترهاي سرشناس از روستاها و خانواده فقير هستن حتي سلبريتي ها و ورزشكاران سرشناس ،راه موفقيت براي همه بازه،اينها با تحليل شما عقده اي و بيمار رواني ان كه خود شيفتگي دارن و با اينكه هيچي نيستن فكر ميكنن بقيه جاي اين فووق همه ها رو گرفتن

فدایی رهبرم سید علی 4 0 پاسخ 1398/9/21 -00:27

مرگ بر این مسولیت بی درد که اصلا به فکر مردم نیستند هر روز فاصله طبقاتی زیادتر میشه . عدالت دیگه مرده باید کسی بیاد که اون رو زنده کنه

بهروز 0 9 پاسخ 1398/9/20 -17:23

خیلی دوست دارم بدونم تحلیل گرِ این مقاله ، چی میزنه که با این نتایج و برداشت رسیده؟!

ناشناس 1398/9/21 -00:36

سلام اقا بهروز این تحلیل گر در شبانه روز حتما سه الی چهار ساعت مطالعه دارد مثل شما نیست که همه اش درفکر چیز زدن میباشی ودور خودت پیله تنیده ای

مولا 6 0 پاسخ 1398/9/20 -16:35

اگر دولت واقعا حماقت سیاسی را کنار بگذارد و یک محلی برای اعتراض و شنیدن صدای مردم ایجاد کند . برد کرده . اگر واقعا بفهمد .

رضا 1398/9/21 -10:48

کاملا درسته مردم ما زیر بار فقر کمرشان شکسته و از نظر معیشتی بسیار تحت فشارند و حق اعتراض دارند باید اعتراضات توسط دعوت احزاب با مجوز قانونی برگزار شود . خواسته مردم واضح و شفاف با شعار و با سخنرانی و قطعنامه بیان شود. و چون مسئولیت این تجمعات را احزاب میپذیرند آنوقت است که سواستفاده کنندگان جرئت تحریک مردم و جوگیر کردن آنها جهت آتش زدن و ویرانی شهر را نخواهند داشت.

ر 1 0 پاسخ 1398/9/20 -16:10

تحلیل غیر علمی وعاری از هرگونه حقیقت بود.برای مصالح کشور واقعیت را بگوییم تا مسولان و مجلس بیسواد متنبه شوند.این نارضایتی ها را باید جدی گرفت

کاربر ناشناس 1 6 پاسخ 1398/9/20 -13:21

آخه اونایی که اعتراض کردند با معنی لغت فقر کاری نداشتند که

آزاده 5 0 پاسخ 1398/9/20 -11:41

دروغ طبق گفته های دین ما از گناهان کبیره است و صد البته ویرانگرو خانمان سوز است جناب تحلیل گر چرا از دروغهای مسئولین ما تحلیل نمی کنی که بعد از سالهای جنگ سی ساله که با دروغهای شان مردمو به این حال و روز رسوندن به مردم گفتند راه اینه .. خودشون راه دیگری رفتند ..و انقدر زیاده روی کردند که مردم با چشم خود دیدند که همش دروغه .. اینطوری تحلیل کن جنابه تحلیل گر ..و خیلی موارد دیگر که همه اینجا نمی گنجه ..والعاقبه للمتقین

حسین 4 4 پاسخ 1398/9/20 -11:34

ما همه مردم به دولت روحانی بابت افتضاحات اقتصادیش اعتراض داریم اما.....لعنت خدا بر اغتشاش گرانی که باعث شدن دولت از زیر بار در بره

حسن 13 0 پاسخ 1398/9/20 -09:40

اینو میدونم در طول تاریخ در این مملکت خراب شده یک عده خاص همیشه با سو استفاده از عواطف و احساسات مردم و صد البته اعتقادات دینی مردم دست به غارت اموال و دارایی مردم زده و سپس با سرکوب شدید فکر میکنند میتوانند خود را از خطرات مصون نگه دارند دوست عزیز این اتفاقات اخیر خلق الساعه اتفاق نیفتاده این ها نه حاشیه شهری هستن نه مهاجر نه فضایی ...این ها همان طبقه کارگر و کارمندی هستند که حقشان را نمیدهید حقوق کارگر یک میلیونو پانصد؟! یعنی حدود 100 دلار ...هر کجای دنیا مردمی این مقدار حقوق میگیرند و اعتراض نمیکنند نام ببرید والا سومالی و جیبوتی هم این گونه ظلمی به ملت خود نکرده اند یک توصیه از سر خیرخواهی بینش و نوع تفکر شما غلط بوده و با عوض شدن ادم ها چیزی تغییر نخواهد کرد اگر بعد جنگ را ملاک بگیریم 30 سال زمان داشتید ولی هر روز وضعیت اقتصادی بدتر شد باید این اقتصاد و سی...به دست اهلش باشد تا مردم زندگی کنند

علی 4 6 پاسخ 1398/9/20 -08:38

تحلیل عالی بود ممنون

توحید 4 3 پاسخ 1398/9/20 -08:26

مثل اینکه دوس دارید مملکت آروم نباشه

حامی 5 5 پاسخ 1398/9/20 -08:10

عالی بود

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks