زن سارق، گوش و گوشواره را با هم برد!


16 مهر 1398 - 12:43
5d9c52ae8864c_5d9c52ae8864f
زن معتادی که پس از مصرف موادمخدرصنعتی در خیابان های شهر پرسه می زد، وقتی برق طلاهای روی گوش یک پیرزن را دید، دست به اقدام جنون آمیزی زد و حین سرقت گوشواره ها گوش طعمه را هم پاره کرد.

به گزارش مشهد فوری، دو روز پیش متهم پرونده سرقت یک جفت گوشواره به دادسرای ناحیه 7 منتقل و برای رسیدگی به اقدامات مجرمانه مقابل پازپرس پرونده ایستاد. قاضی غلامی، دادیار شعبه 772 از زن جوان که مدام اشک می ریخت خواست ماجرای آن روز و نحوه دقیق سرقت را بیان کند که متهم عنوان کرد: متولد ســال57 هستم. تا مدتی پیش هم در یکی از هتل های شــهر مشهد کارگری می کردم. همه بدبختی هایم از زمانی آغاز شد که تسلیم خواسته شوهر سابقم شدم و برای نخستین بار همراه با او پای بساط موادمخدر نشستم.

**یک پای همه بدبختی ها، موادمخدر

بهانه این کارهم این بود که اگر کریستال بزنم انرژی زیادی به من خواهــد داد و تا صبح می توانم شیفت بدهم و خوابم نمی گیرد. البته مدت ها بعد از او جدا شدم و در حال حاضر او و پسرم به جرم سرقت در زندان هستند، این جدایی هم موجب نشد که کریستال را ترک کنم. چند سالی تنها بودم تا اینکه هشت ماه پیش با فردی کــه او هم به موادمخدر اعتیاد داشــت، ازدواج کردم. شب قبل آن اتفاق بین همسرم و خواهرش درگیری لفظی ایجاد شد و او می خواست با کارد خواهرش را بزند که من کارد را از او گرفتم و در کیفم گذاشتم. از طرفی شــوهر جدیدم پسر خانه بود و پس از ازدواج چندین بار به من گفت تو باید کاری بکنی که من پیش خانواده ام سربلند باشم، این خواسته هم برای آن بود کــه او ابتدا عاشق یک دختر خانه بود.

**طعمه محبت کرد، زن معتاد خیانت!

زن سارق ادامه داد: صبح روز بعد اصلا حال خوشی نداشتم و خمار شــده بودم. خواهر شوهرم که او هم مواد مصرف می کرد وقتی من را دید گفت دوای تو مصرف شیشه است. دوباره مــواد مصرف کردم و بعد از خانه زدم بیرون، توهم مــواد بدجور مــن را گرفته بــود؛ ابتدا روی پل عابرپیاده صدمتری رفتم و می خواستم خودم را پایین پرت کنم که چند رهگذر جلو من را گرفتند. در ادامه به ســمت خیابان مصطفی خمینــی حرکت کردم و درها پرسه می زدم تا اینکه یک پیرزن را خیابان دیدم که َدر خانه نشسته بود، نزدیکش رفتم، چون خیلی تشنه شده بودم از او خواستم یک لیوان آب برایم بیاورد.

بنــده خداهــم داخل خانه رفت و برایم آب آورد. لیوان آب را که به دســتم داد یک ضرب همه را سرکشــیدم. پیرزن به من گفت اگر تشنه هستی چرا این گونه آب را تر این خــوردی کمــی آرام کار را می کــردی. در یــک لحظه روسری اش کنار رفت و چشمم به گوشواره های او افتاد و نقشه سرقت به سرم زد. از او خواستم یک لیوان دیگر هم برایم آب بیاورد. پیرزن بازهم قبول کرد و به داخل حیاط برگشــت، چند قدمی که دور شد یک مرتبه داخل خانه پریدم و عصای او را که کنار دیوار بود برداشتم و از پشت سر ضربه سختی به سر او زدم.

زن کریستالی دربــاره نحوه کشیدن گوشــواره ها هم گفت: همین ضربه موجب شــد تا او روی زمین بیفتد، روی سینه اش نشســتم و با یک دست با او درگیر و با دست دیگرم گوشواره ها را از هر دو گوشش کشیدم، این کار موجب شد تا هر دو گوش او پاره شــود. دست هایم پر خون شده بود، به سرعت از خانه بیرون پریدم و پا به فرار گذاشتم. اما چندین متر آن طرف تر توسط همســایه ها دستگیر و تحویل پلیس داده شدم. کاردی هم که از کیف من کشف شد ماجرایش را برای شــما عنوان کردم، از شب قبل همراه من بود و با آن اقدامی نکردم.

قاضی غلامی در ادامه به متهم گفت: تو عنوان کرده ای یک ضربه به سر او زده ای در صورتی که مستندات پرونده گویای این اســت که چندین ضربه به سر او وارد شده است. متهم درمقابل مدعی شـد: توهم مواد داشتم شاید تعداد ضربات بیشتر بوده است.

عامل ســرقت وحشیانه همچنین در پاسخ قاضی پرونده که از او پرســید این سرقت را با چه انگیزه ای انجام داده ای، عنوان کرد: نیاز به پول داشــتم و می خواستم با پول آن متادون بخرم . در پایان جلسه رسیدگی به سرقت وحشیانه ها، دســتورات تکمیلی قضایی برای گوشواره روشن شدن دیگر جرایم احتمالی متهم در روز واقعه صادر و متهم به زندان منتقل شد.

زن معتادی که پس از مصرف موادمخدرصنعتی در خیابان های شهر پرسه می زد، وقتی برق طلاهای روی گوش یک پیرزن را دید، دست به اقدام جنون آمیزی زد و حین سرقت گوشواره ها گوش طعمه را هم پاره کرد.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5d9c52ae8864c_5d9c52ae8864f
16 مهر 1398 - 12:43

به گزارش مشهد فوری، دو روز پیش متهم پرونده سرقت یک جفت گوشواره به دادسرای ناحیه 7 منتقل و برای رسیدگی به اقدامات مجرمانه مقابل پازپرس پرونده ایستاد. قاضی غلامی، دادیار شعبه 772 از زن جوان که مدام اشک می ریخت خواست ماجرای آن روز و نحوه دقیق سرقت را بیان کند که متهم عنوان کرد: متولد ســال57 هستم. تا مدتی پیش هم در یکی از هتل های شــهر مشهد کارگری می کردم. همه بدبختی هایم از زمانی آغاز شد که تسلیم خواسته شوهر سابقم شدم و برای نخستین بار همراه با او پای بساط موادمخدر نشستم.

**یک پای همه بدبختی ها، موادمخدر

بهانه این کارهم این بود که اگر کریستال بزنم انرژی زیادی به من خواهــد داد و تا صبح می توانم شیفت بدهم و خوابم نمی گیرد. البته مدت ها بعد از او جدا شدم و در حال حاضر او و پسرم به جرم سرقت در زندان هستند، این جدایی هم موجب نشد که کریستال را ترک کنم. چند سالی تنها بودم تا اینکه هشت ماه پیش با فردی کــه او هم به موادمخدر اعتیاد داشــت، ازدواج کردم. شب قبل آن اتفاق بین همسرم و خواهرش درگیری لفظی ایجاد شد و او می خواست با کارد خواهرش را بزند که من کارد را از او گرفتم و در کیفم گذاشتم. از طرفی شــوهر جدیدم پسر خانه بود و پس از ازدواج چندین بار به من گفت تو باید کاری بکنی که من پیش خانواده ام سربلند باشم، این خواسته هم برای آن بود کــه او ابتدا عاشق یک دختر خانه بود.

**طعمه محبت کرد، زن معتاد خیانت!

زن سارق ادامه داد: صبح روز بعد اصلا حال خوشی نداشتم و خمار شــده بودم. خواهر شوهرم که او هم مواد مصرف می کرد وقتی من را دید گفت دوای تو مصرف شیشه است. دوباره مــواد مصرف کردم و بعد از خانه زدم بیرون، توهم مــواد بدجور مــن را گرفته بــود؛ ابتدا روی پل عابرپیاده صدمتری رفتم و می خواستم خودم را پایین پرت کنم که چند رهگذر جلو من را گرفتند. در ادامه به ســمت خیابان مصطفی خمینــی حرکت کردم و درها پرسه می زدم تا اینکه یک پیرزن را خیابان دیدم که َدر خانه نشسته بود، نزدیکش رفتم، چون خیلی تشنه شده بودم از او خواستم یک لیوان آب برایم بیاورد.

بنــده خداهــم داخل خانه رفت و برایم آب آورد. لیوان آب را که به دســتم داد یک ضرب همه را سرکشــیدم. پیرزن به من گفت اگر تشنه هستی چرا این گونه آب را تر این خــوردی کمــی آرام کار را می کــردی. در یــک لحظه روسری اش کنار رفت و چشمم به گوشواره های او افتاد و نقشه سرقت به سرم زد. از او خواستم یک لیوان دیگر هم برایم آب بیاورد. پیرزن بازهم قبول کرد و به داخل حیاط برگشــت، چند قدمی که دور شد یک مرتبه داخل خانه پریدم و عصای او را که کنار دیوار بود برداشتم و از پشت سر ضربه سختی به سر او زدم.

زن کریستالی دربــاره نحوه کشیدن گوشــواره ها هم گفت: همین ضربه موجب شــد تا او روی زمین بیفتد، روی سینه اش نشســتم و با یک دست با او درگیر و با دست دیگرم گوشواره ها را از هر دو گوشش کشیدم، این کار موجب شد تا هر دو گوش او پاره شــود. دست هایم پر خون شده بود، به سرعت از خانه بیرون پریدم و پا به فرار گذاشتم. اما چندین متر آن طرف تر توسط همســایه ها دستگیر و تحویل پلیس داده شدم. کاردی هم که از کیف من کشف شد ماجرایش را برای شــما عنوان کردم، از شب قبل همراه من بود و با آن اقدامی نکردم.

قاضی غلامی در ادامه به متهم گفت: تو عنوان کرده ای یک ضربه به سر او زده ای در صورتی که مستندات پرونده گویای این اســت که چندین ضربه به سر او وارد شده است. متهم درمقابل مدعی شـد: توهم مواد داشتم شاید تعداد ضربات بیشتر بوده است.

عامل ســرقت وحشیانه همچنین در پاسخ قاضی پرونده که از او پرســید این سرقت را با چه انگیزه ای انجام داده ای، عنوان کرد: نیاز به پول داشــتم و می خواستم با پول آن متادون بخرم . در پایان جلسه رسیدگی به سرقت وحشیانه ها، دســتورات تکمیلی قضایی برای گوشواره روشن شدن دیگر جرایم احتمالی متهم در روز واقعه صادر و متهم به زندان منتقل شد.

منبع: قدس

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


2222

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks