ترامپ برای پایان جنگ ایران چقدر باید تحقیر را بپذیرد؟ | شکست را قورت بده!

توماس فریدمن، ستون‌نویس برجسته نیویورک تایمز، استدلال می‌کند که دولت ترامپ پس از آغاز جنگ با ایران اکنون در موقعیتی قرار گرفته که برای خروج از بحران ناچار است به توافقی تن دهد که بسیار شبیه همان توافق هسته‌ای دوران اوباما خواهد بود؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را «فاجعه‌بار» خواند و از آن خارج شد.

ترامپ برای پایان جنگ ایران چقدر باید تحقیر را بپذیرد؟ | شکست را قورت بده!

به گزارش خبرفوری به باور فریدمن، آمریکا و اسرائیل اگرچه مدعی‌اند خسارت‌هایی به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران وارد کردند، اما در نهایت نه نظام جمهوری اسلامی سقوط کرد و نه نفوذ منطقه‌ای ایران از بین رفت؛ بلکه تهران اکنون در برخی حوزه‌ها حتی اهرم‌های جدید و خطرناک‌تری به دست آورده است. فریدمن توضیح می‌دهد که تنها راه واقعی برای وضعیت برنامه هسته‌ای ایران، توافقی است که در آن جمهوری اسلامی حدود ۶۰۰ کیلو اورانیوم خود را واگذار کند. اما چنین توافقی ناگزیر مستلزم کاهش بخشی از تحریم‌ها و محدودیت‌های صادرات نفت ایران خواهد بود؛ اقدامی که به گفته او عملاً به ایران «فرصتی دوباره» می‌دهد.

بیشتر بخوانید:
چگونه کار در ایران را تمام کنیم؟ | حمله به زیر ساخت؛ تصرف جزایر؛ تداوم محاصره؛ حملات شدید به شهرها؛ ورود زمینی به ایران

 چرا سیاستمداران اینقدر مشتاقند که در حال دویدن دیده شوند؟ | گاف شلوارک زیادی کوتاه نخست‌وزیر 

 اگر تنگه هرمز باز نشود چه می‌شود؟ | کابوسی که هنوز جدی نگرفته شده است 

یکی از محورهای اصلی مقاله، انتقاد شدید از نبود برنامه‌ریزی راهبردی در دولت ترامپ است. فریدمن می‌گوید ترامپ و بنیامین نتانیاهو تصور می‌کردند جمهوری اسلامی پس از چند هفته بمباران گسترده مانند «خانه‌ای پوشالی» فرو خواهد ریخت، اما هیچ‌گونه بررسی جدی درباره سناریوهای جایگزین انجام ندادند. به گفته او، آنها این احتمال را دست‌کم گرفتند که ایران بتواند با ابزارهای بسیار ارزان‌تر اما مؤثر، هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. فریدمن توضیح می‌دهد که ایران با استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت، موشک‌های کروز و قایق‌های تندرو نشان داد که می‌تواند تنگه هرمز ــ مسیر عبور حدود بیست درصد نفت جهان ــ را مختل کند و عملاً اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد. او این توانایی را «سلاح اختلال گسترده» می‌نامد؛ ابزاری که برخلاف تسلیحات فوق‌پیشرفته و میلیارددلاری آمریکا، بسیار ارزان اما فوق‌العاده مؤثر است. به باور او، جنگ باعث شد هم ایران و هم جهان متوجه شوند که تهران اکنون توان واقعی ایجاد بحران در بازار جهانی انرژی را دارد و این اهرم راهبردی جدید، ارزش ژئوپلیتیکی عظیمی برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.

نویسنده همچنین به حملات ایران علیه زیرساخت‌های انرژی کشورهای عرب خلیج فارس اشاره می‌کند و می‌گوید تهران با حملات پهپادی و موشکی به قطر و دیگر تأسیسات منطقه‌ای نشان داد که امنیت اقتصادی عربستان، امارات، قطر و سایر متحدان آمریکا در صورت وقوع جنگ گسترده با ایران به‌شدت آسیب‌پذیر است. او به‌ویژه به حمله‌ای اشاره می‌کند که بخشی از ظرفیت صادرات گاز مایع قطر را برای چند سال مختل کرد و میلیاردها دلار خسارت اقتصادی به جا گذاشت.

بخش مهمی از مقاله به استعاره معروف «eat crow» اختصاص دارد؛ اصطلاحی آمریکایی که به معنای پذیرفتن تحقیر یا بلعیدن شکست است. فریدمن می‌گوید ترامپ احتمالا مجبور خواهد شد برای پایان دادن به جنگ، بخشی از شعارهای اولیه خود مانند «تسلیم بی‌قیدوشرط ایران» را کنار بگذارد. اما در عین حال، او این عقب‌نشینی را به افکار عمومی آمریکا طوری عرضه خواهد کرد که انگار «لابستر» یا «فیله مینیون» خورده است؛ یعنی یک شکست یا توافق ناقص را به‌عنوان پیروزی بزرگ و تاریخی نمایش خواهد داد. فریدمن در پایان مقاله تأکید می‌کند که دستیابی به پیروزی هدفی نیازمند برنامه‌ای بسیار پیچیده، ائتلافی گسترده، مشروعیت بین‌المللی و آمادگی برای یک روند طولانی و دشوار بود؛ چیزی که به گفته او ترامپ و «تیم سیرک‌گونه‌اش» هرگز نداشتند.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید