پیام جدید آمریکا به ایران به روایت شمس الواعظین؛ وقتی «اطلاع قبلی» بوی بحران میدهد
اظهارات یک عضو شورای اطلاعرسانی دولت درباره «اطلاعرسانی آمریکا پیش از حمله احتمالی» و همزمان، هشدار صریح تهران درباره تلقی هرگونه حمله بهعنوان اقدام جنگی، بار دیگر فضای مبهم، اما پرتنش روابط ایران و آمریکا را به صدر اخبار بازگردانده است؛ فضایی که بیش از آنکه شفاف باشد، سرشار از پیامهای غیرمستقیم، تکذیبهای احتمالی و بازی با رسانههاست.
ماشاءالله شمسالواعظین، عضو شورای اطلاعرسانی دولت، در گفتوگو با شبکه المیادین مدعی شده است که یالات متحده از طریق یک طرف ثالث، تهران را از احتمال حمله به برخی تأسیسات مطلع کرده و خواستار جمعآوری آنها شده است.
همزمان، خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ایرانی گزارش داد که هرگونه حمله به تأسیسات ایران، از سوی تهران بهعنوان «اقدام جنگی» تلقی خواهد شد و پاسخ ایران بر همین مبنا تنظیم میشود. تاکنون مقامات رسمی ایرانی و آمریکایی در اینباره واکنشی نشان ندادند.
این مجموعه اظهارات و گزارشها، هرچند هنوز در سطح «غیررسمی» و رسانهای باقی مانده، اما بهسرعت به یکی از حساسترین خبرهای سیاسی و امنیتی روز تبدیل شده است؛ چرا که از یکسو به احتمال بروز یک درگیری مستقیم اشاره دارد و از سوی دیگر، از وجود کانالهای ارتباطی پنهان میان تهران و واشنگتن پرده برمیدارد.
پیام غیرمستقیم؛ دیپلماسی از مسیر واسطهها
ادعای شمسالواعظین درباره اطلاعرسانی آمریکا از طریق «طرف ثالث» نکتهای کلیدی در این ماجراست. استفاده از واسطهها در روابط ایران و آمریکا موضوع تازهای نیست. در سالهای گذشته، کشورهایی، چون عمان، قطر، سوئیس و حتی برخی بازیگران اروپایی بارها نقش «پیامرسان» را میان دو طرف ایفا کردهاند. اگر این ادعا صحت داشته باشد، نشان میدهد که با وجود تنشهای علنی، همچنان کانالهایی برای مدیریت بحران فعال است؛ کانالهایی که هدف اصلیشان جلوگیری از خروج اوضاع از کنترل است.
در ادبیات روابط بینالملل، اطلاع دادن پیشاپیش درباره حمله احتمالی، بیش از آنکه نشانه تمایل به جنگ باشد، میتواند تلاشی برای «کنترل تبعات» تلقی شود. چنین رفتاری معمولاً با این هدف انجام میشود که طرف مقابل غافلگیر نشود و واکنش آن، به سمت یک جنگ تمامعیار سوق پیدا نکند.
خط قرمز تهران؛ از هشدار تا بازدارندگی
در مقابل، گزارش رویترز به نقل از یک مقام ایرانی، حامل پیامی کاملاً روشن است: هرگونه حمله به تأسیسات ایران، «اقدام جنگی» محسوب خواهد شد. این موضعگیری، حتی اگر غیررسمی باشد، در چارچوب دکترین بازدارندگی ایران قابل تحلیل است. تهران در سالهای اخیر بارها تأکید کرده که تفاوتی میان حمله محدود و گسترده قائل نیست و پاسخ خود را بر اساس «ماهیت اقدام» تنظیم میکند، نه صرفاً ابعاد آن.
چنین پیامی بیش از آنکه برای افکار عمومی داخلی ارسال شده باشد، مخاطب خارجی دارد؛ بهویژه واشنگتن و متحدان منطقهایاش. این هشدار میکوشد هزینه هرگونه اقدام نظامی را از پیش بالا ببرد و تصمیمگیران را وارد محاسبات پیچیدهتری کند.
سکوت رسمی؛ تاکتیک یا تردید؟
نکته قابل توجه، سکوت مقامات رسمی ایران و آمریکا در قبال این خبرهاست. این سکوت میتواند معانی متفاوتی داشته باشد: از بیاعتنایی به یک خبرسازی رسانهای گرفته تا تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش از طریق موضعگیریهای شتابزده. در بسیاری از موارد، تکذیب یا تأیید رسمی، خود به یک عامل تشدیدکننده بحران تبدیل میشود؛ بهویژه زمانی که فضا از قبل ملتهب است.
بازی رسانهای یا نشانه بحران واقعی؟
برخی تحلیلگران معتقدند طرح چنین موضوعاتی در رسانههایی مانند المیادین یا رویترز، میتواند بخشی از یک «بازی روانی» باشد؛ بازیای که هدف آن سنجش واکنش طرف مقابل یا آمادهسازی افکار عمومی برای سناریوهای مختلف است. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده که بسیاری از بحرانهای بزرگ، دقیقاً با همین خبرهای غیررسمی و مبهم آغاز شدهاند.
در مجموع، آنچه امروز بیش از همه به چشم میآید، نه خود ادعای حمله، بلکه فضای خاکستری و پرابهامی است که پیرامون آن شکل گرفته است. فضایی که در آن، پیامها از مسیر سوم ردوبدل میشود، هشدارها غیرمستقیماند و سکوت رسمی، بهاندازه هر اظهار نظری، معنا و پیام دارد. این وضعیت اگرچه لزوماً به معنای وقوع یک درگیری قریبالوقوع نیست، اما بیتردید نشانهای از ورود روابط ایران و آمریکا به مرحلهای حساس و شکنندهتر است.
بابامردیم درنه جنگ ونه صلح.مرگ یکبارشیون یکبار