وقتی ادبیات چالهمیدانی تطهیر میشود | دفاع تراکتور از فحاشی، فاجعهبارتر از خودِ دشنام!
خبرنگار: علی محزونفوتبال ایران سالهاست با انواع و اقسام ناهنجاریهای رفتاری، بحرانهای اخلاقی و سقوط استانداردهای حرفهای دستوپنجه نرم میکند، اما اتفاقات اخیر پیرامون رفتار و ادبیات خداداد عزیزی و از آن بدتر، نوع مواجهه مدیران باشگاه تراکتور با این ماجرا، رکوردی تازه در عادیسازی پردهدری و وقاحت در ویترین ورزش کشور ثبت کرد.
به گزارش خبرفوری، ماجرا تنها به یک فوران خشم یا واژههای رکیک ختم نمیشود؛ مسئله اصلی، ساختاری است که تصمیم میگیرد نهتنها چشم بر بیاخلاقی ببندد، بلکه آن را تا حد «ایثار» و «فداکاری» ارتقا دهد.
سقوط اسطوره به ورطه دشنام
خداداد عزیزی که روزگاری «غزال تیزپای فوتبال ایران» لقب داشت و خاطره گل ملبورن او شناسنامه شادی جمعی یک ملت بود، سالهاست که در قامت مربی، مدیر یا کارشناس، تصویری بهشدت پرخاشگر، طلبکار و دور از شأن یک چهره ملی از خود به نمایش میگذارد. رفتارها و فایلهای صوتی یا اظهارات تند و توهینآمیز اخیر او که سرشار از کلمات رکیک و ادبیات چالهمیدانی بود، بار دیگر نشان داد که او کوچکترین کنترلی بر کلام و رفتار خود ندارد.
بیشتر بخوانید:
از خداداد عزیزی تا کاربران فضای مجازی؛ چرا همه اینقدر راحت به هم فحش میدهیم؟
حرف از مشکلات مردم با پُز زندگی لاکچری | رامین رضاییان و فریب مردم با جت شخصی و نقاب دورویی
یک رسوایی بزرگ | فدراسیون فوتبال به داوران خدمات جنسی داده است!
زن جنجالی انگلیس و همسر ایرانیاش باشگاه فوتبال میخرند
استفاده از چنین واژگانی مقابل دوربینها یا در فضای رسمی فوتبال، نهتنها توهین مستقیم به مخاطبان، هواداران و جامعه ورزشی است، بلکه بار دیگر نشان داد که مصونیتهای بیدلیل و چشمپوشیهای مکرر در سالهای گذشته، چگونه برخی چهرهها را به این باور رسانده که فراتر از هرگونه قانون و اخلاق ایستادهاند.
تئوریزه کردن فحاشی در تبریز
اما اگر فحاشی و ادبیات نامتعارف خداداد عزیزی مسبوق به سابقه بود و جامعه فوتبال را چندان شگفتزده نکرد، واکنش باشگاه تراکتور تبریز شوک واقعی را به افکار عمومی وارد کرد. سخنگوی هیئت مدیره تراکتور در کمال ناباوری و با چشمپوشی آشکار بر ادبیات شنیع بهکار رفته، در موضعگیری عجیبی به دفاع تمامقد از عزیزی پرداخت و او را «آزادهای که حاضر شده خودش را فدا کند» نامید!
این تعبیر شگفتانگیز و استفاده از واژگان و مفاهیمی مقدس همچون «آزادگی» و «فداکاری» برای توجیه یک تخلف آشکار اخلاقی، نشاندهنده عمق زوال مدیریتی در بدنه فوتبال ایران است. مدیران تراکتور با این بیانیه عملا اعلام کردند که در ازای منافع زودگذر تیمی، حواشی فنی یا فرافکنی فشارها، حاضرند هر سطح از هتک حرمت و پردهدری را مشروع جلوه دهند.
دفاعی که از فحاشی غمانگیزتر است
تراژدی واقعی ماجرا دقیقا در همین نقطه متولد میشود: دفاع مسئولان باشگاه از خداداد عزیزی حتی از خود فحاشی او شرمآورتر، تلختر و خطرناکتر است. وقتی یک چهره مشهور در لحظهای از کوره درمیرود یا ادبیات زشتی به کار میبرد، یک خطای فردی رخ داده که نیازمند برخورد انضباطی، جریمه و عذرخواهی رسمی است؛ اما وقتی یک نهاد رسمی و مدیریتی پشت این فحاشی میایستد و با واژهسازیهای مضحک برای آن لباس شجاعت و آزادگی میدوزد، ماجرا از یک خطای فردی به یک «انحطاط نهادینهشده» تبدیل میشود.
پیام این نوع دفاع برای نسل نوجوان و هواداران فوتبال چیست؟ اینکه اگر در تیم ما باشید و منافع ما را تأمین کنید، میتوانید هر توهینی را روانه هرکسی کنید و در نهایت مدال «آزادگی» هم به سینهتان زده خواهد شد!
این توجیه مضحک، توهین مضاعف به شعور افکار عمومی و هواداران اصیل فوتبال بود. تقلیل دادن مفهوم والای آزادگی به سپری برای توجیه الفاظ رکیک، نمایشی تلخ از بحران فرهنگی عمیقی است که در پشت نقابهای پرزرقوبرق مدیریت فوتبال پنهان شده است؛ بحرانی که اگر مراجع نظارتی و ارکان قضایی فدراسیون در برابر آن سکوت کنند، مرزهای اخلاق را در ورزش برای همیشه پاک خواهد کرد.
باشگاه تراکتور مایه ننگ ورزش ایران شد