وقتی شوهر مهربان این کارگردان متهم به آزار جنسی کودکان شد
چطور میتوان با مردی مهربان و همسری دلسوز زندگی کرد و ناگهان فهمید که او به سوءاستفاده جنسی از کودکان متهم شده است؟
به گزارش خبرفوری، این پرسش، محور فیلم تازه ماری کرویتسر، کارگردان فیلم «کورساج»، است؛ فیلمی که تلاش میکند یکی از هولناکترین تناقضهای خشونت جنسی را به تصویر بکشد: اینکه فرد متهم یا مجرم، لزوما چهرهای خشن و غریبه ندارد و ممکن است همان کسی باشد که خانواده و نزدیکانش او را قابل اعتماد، دوستداشتنی و بیخطر میدانند.
کرویتسر ایده فیلم «هیولای مهربان» را با الهام از آمار مربوط به خشونت جنسی علیه کودکان شکل داده است. بر اساس آماری که فیلم به آن اشاره میکند، نزدیک به یک پنجم زنان و حدود یکهفتم مردان در جهان، پیش از رسیدن به بزرگسالی قربانی خشونت جنسی شدهاند. از سوی دیگر، در بسیاری از موارد، فرد آزارگر از میان افراد نزدیک به کودک انتخاب میشود.
همین واقعیت، ایده اصلی فیلم را شکل میدهد: اگر آزارگران اغلب از میان اطرافیان قربانیان باشند، احتمالا بسیاری از ما نیز بدون آنکه بدانیم، فردی را میشناسیم که مرتکب چنین جرمی شده است. «هیولای مهربان» نام خود را از همین تضاد گرفته؛ مردی که میتواند پدری دوستداشتنی، دوستی قابل اعتماد و همسری مهربان باشد و در عین حال، متهم به ارتکاب جنایتی هولناک شود.
ورود پلیس به خانه
داستان درباره لوسی، یک نوازنده پیانو با بازی لئا سیدو، است. زندگی او در خانهای روستایی در منطقهای از ایالت باواریا، در کنار همسرش فیلیپ، با بازی لارنس روپ، جریان دارد؛ تا اینکه یک روز مأموران پلیس مقابل خانه ظاهر میشوند.
بیشتر بخوانید:
تصاویر دوربین مداربسته ویدئوی آزار جنسی خواننده زن را افشا کرد؛ شهر بهم ریخت
بازیگر زن فیلمهای مستهجن میگوید به شوهرش اجاره دوستی با زنان را نمیدهد!
این زن اینفلوئنسر مسائل جنسی برای افراد بالای ۶۰ سال است
سیدنی سوئینی چگونه به نماد جنسی هالیوود بدل شد؟
آنها رایانه و هارددیسکهای فیلیپ را با خود میبرند. برای لوسی، این اتفاق تنها یک حادثه قضایی نیست؛ بلکه پایههای زندگی خانوادگیاش را به لرزه درمیآورد. او نمیتواند آنچه را میشنود باور کند و تلاش میکند توضیحی پیدا کند که نشان دهد همهچیز یک اشتباه یا سوءتفاهم بوده است.
لوسی در جستوجوی حقیقت، همزمان به دنبال چیزی است که بتواند امنیت و اطمینان ازدسترفته خانوادهاش را دوباره بازگرداند.
روایتی که از ملودرام فاصله میگیرد
بازی لئا سیدو در نقش زنی که ناگهان با چنین حقیقتی روبهرو میشود، یکی از نقاط برجسته فیلم است. با این حال، منتقد «اشپیگل» معتقد است ساختار روایی فیلم گاهی بیش از اندازه شلوغ میشود.
در یکی از خطوط فرعی داستان، شخصیت السا، پلیس پرونده با بازی یلا هاسه، نیز با پدر متجاوز و آزارگر خود روبهروست. این خط داستانی قرار است نشان دهد خشونت جنسی چگونه میتواند در شبکهای گسترده از روابط خانوادگی و اجتماعی ریشه داشته باشد. با وجود این، کرویتسر تلاش میکند فیلم را به یک ملودرام اغراقآمیز تبدیل نکند. «هیولای مهربان» در نهایت تصویری دوگانه از یک فاجعه انسانی ارائه میدهد؛ فیلمی که میخواهد مخاطب را بترساند، اما نه با هیاهو و اغراق. شاید به همین دلیل، «هیولای مهربان» خود نیز هیولایی ظریف باقی میماند؛ اثری تکاندهنده و ناآرامکننده، اما کنترلشده.