کتک خوردن ترلان پروانه از لاله اسکندری سکانسی که همه انتظارش را میکشیدند/ ویدئو
محبوبه با بازگشت رحیم، حاضر میشود مقابل خانوادهاش بایستد و عشقش به جوانی فقیر و بیاصلونسب را پنهان نکند. اما نازنین، مادر محبوبه، با شنیدن این تصمیم بهشدت خشمگین میشود و مخالفتش، اختلافی بزرگ را در خانواده رقم میزند.
در ادامه داستان عاشقانه و پر فراز و نشیب «بامداد خمار»، محبوبه پس از آنکه در آخرین لحظه از سر سفره عقد با اصلانخان بلند میشود، برای مدتی از چشم همه پنهان میشود تا از قضاوتها و حرف و حدیثهای اطرافیان دور بماند. او هنوز عشق رحیم را از دل بیرون نکرده و باور دارد روزی مردی که دوستش دارد دوباره به زندگیاش بازخواهد گشت. همین امید باعث میشود نتواند آغاز یک زندگی تازه را در کنار مرد دیگری بپذیرد.
در این میان، منصور، عموزاده محبوبه که سالهاست دل در گرو او دارد، برای جلوگیری از آبروریزی خانواده تصمیمی فداکارانه میگیرد. او وانمود میکند که محبوبه به خاطر علاقه به او از سر سفره عقد گریخته است تا کسی به عشق قدیمی محبوبه و رحیم شک نکند. محبوبه نیز برای جلوگیری از شعلهور شدن اختلافها، ناچار میشود این نمایش را ادامه دهد و در برابر دیگران نقش دختری عاشق را بازی کند؛ نمایشی که برای منصور رنگ واقعیت دارد، اما برای محبوبه تنها راهی برای حفظ آبرو و پنهان کردن عشق واقعیاش است.
در حالی که همه تصور میکنند محبوبه و منصور عاشق یکدیگر شدهاند، رحیم ناگهان بازمیگردد. بازگشت او همه معادلات را به هم میریزد و محبوبه بیهیچ تردیدی تصمیم میگیرد کنار مردی بایستد که هنوز تمام قلبش برای او میتپد. او برای رسیدن به رحیم حاضر میشود مقابل تمام خانوادهاش بایستد و با مخالفتهای شدید آنها روبهرو شود.
او از خواهر بزرگترش میخواهد واسطه شود و حقیقت را به مادرشان، نازنین، بگوید. اما نازنین به محض شنیدن نام رحیم، از شدت خشم از کوره در میرود. از نگاه او، رحیم جوانی فقیر و بیاصلونسب است و هیچ تناسبی با خانواده آنها ندارد. نازنین با صدای بلند فریاد میزند که هرگز اجازه نمیدهد دخترش آیندهاش را با چنین مردی گره بزند و معتقد است محبوبه با این انتخاب، آبروی خانواده را به خطر انداخته است.
اکنون محبوبه باید میان رضایت خانواده و عشقی که برایش جنگیده یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که نهتنها سرنوشت او، بلکه آینده رحیم، منصور و تمام اعضای خانواده را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
خلاصه داستان بامداد خمار
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیتهایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت میشود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، همزمان با سالهای جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانوادهای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبهرو میشود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.