رادیو قمه؛ رسانه ای که باعث بزرگترین نسل کشی تاریخ شد
وقتی یک شبکه رادیویی باعث تجاوز به 400 هزار زن شد
رادیو هزار تپه که در میان مردم رواندا به «رادیو قمه» شهرت یافت، نمونهای هشداردهنده از این حقیقت است که رسانهها میتوانند هم ابزار سازندگی باشند و هم ابزار تخریب. نسلکشی رواندا نشان داد که وقتی رسانهها به جای اطلاعرسانی، به دنبال تحریک و تفرقهافکنی باشند، میتوانند به مؤثرترین ابزار کشتار جمعی تبدیل شوند.
به گزارش خبرفوری، اقدامات تحریک آمیز رسانههای آمریکایی به خوبی روی دیگر رسانه ها را نشان میدهد. قدرت رسانه را هرگز نباید دست کم گرفت. شاید عجیب باشد اما یک شبکه «رادیویی» محلی، روزگاری توانست یکی از بزرگترین نسلکشیهای تاریخ را رقم بزند.
«نسلکشی رواندا» در شرایطی رخ داد که تنشهای قومی میان دو گروه اصلی جمعیتی این کشور آفریقایی یعنی هوتوها و توتسیها، طی دههها توسط سیاستمداران افراطی تشدید شده بود. در شامگاه ۶ آوریل ۱۹۹۴، هواپیمای حامل ژوونال هابیاریمانا، رئیسجمهور هوتو، در نزدیکی فرودگاه کیگالی هدف موشک قرار گرفت و سقوط کرد. این حادثه بهانهای برای آغاز کشتار سازمانیافتهای شد که از آوریل تا ژوئیه ۱۹۹۴ ادامه یافت و در جریان آن بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون توتسی و هوتوی میانهرو قتلعام شدند.
اما این فقط یک وجه قضیه است. یکی از مهمترین عواملی که سبب شد هوتوها شروع به قتل عام توتسیها کنند، تحریک یک شبکه رادیویی محلی بود که بسیاری آن را «رادیو وحشت» مینامند. اما این رادیو چیست و چگونه سبب نسلکشی رواندا شد؟
رادیو هزار تپه؛ یک ابزار سرگرمی که به ماشین کشتار تبدیل شد

رادیو آزاد هزار تپه (RTLM) که در ۸ ژوئیه ۱۹۹۳ تأسیس شد، ابتدا به عنوان یک ایستگاه خصوصی و سرگرمکننده فعالیت خود را آغاز کرد. این رادیو که نامش از توصیف رواندا به عنوان «سرزمین هزار تپه» گرفته شده بود، به سرعت به محبوبترین رسانه عمومی کشور تبدیل شد؛ چرا که از طرفی موسیقی، طنز و برنامههای روزمره پخش میکرد و از طرف دیگر، از دولت نژادپرست هوتوها و حامیان فرانسویاش طرفداری میکرد. به همین دلیل، این شبکه رادیویی به ظاهر بیخطر، آرام آرام به یک ماشین تبلیغاتی نفرتانگیز تبدیل شد.
این ایستگاه رادیویی که به طور غیررسمی توسط شاخه افراطی دولت رواندا اداره میشد، از حمایت رادیو رواندا — رسانه تحت کنترل دولت — برخوردار بود و در ابتدا از تجهیزات آن برای پخش استفاده میکرد. برخی از پژوهشگران RTLM را «بازوی واقعی دولت هوتو» توصیف کردهاند.
بعد از سقوط هواپیمای رئیس جمهور رواندا و آغاز جنگ داخلی در این کشور، دولت هوتوها شروع به مقصر جلوه دادن توتسیها کرد. نظامیان تصمیم گرفتند شروع به تصفیه نژادی رواندا کرده و همه توتسیها را قتل عام کنند. آنها می خواستند هوتوها را به جان توتسیها بیندازند و از طریق آنها، کشتار را پیش ببرند. در این میان، شبکه رادیویی هزارتپه مهمترین ابزار آنان به حساب میآمد.
بلندگوی وحشت؛ دعوت صریح به قتل

آنچه RTLM را از یک رسانه معمولی به ابزاری مرگبار تبدیل کرد، محتوای پخشهای آن بود. این رادیو توتسیها را «سوسک» مینامید و از شنوندگان هوتو میخواست تا در «جنگ نهایی» برای «نابود کردن سوسکها» به پا خیزند. تحلیلهای انجامشده بر روی متون پخششده از این رادیو نشان میدهد که RTLM از شیوههای گفتاری شفاهی و روانشناسی جمعی برای «عادیسازی» تخریب زندگی استفاده میکرد.
بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد، تا اواسط آوریل ۱۹۹۴، RTLM به طور مؤثر به «نهاد هماهنگکننده نسلکشی» تبدیل شده بود. گویندههای رادیو، روزانه فهرست افرادی را که باید کشته میشدند، پخش میکردند و به مردم کوچه و بازار اطلاع میدادند که آنها را کجا پیدا کنند. یک روزنامهنگار BBC که در زمان نسلکشی در رواندا حضور داشت، گفته کهRTLM طوری عمل میکرد که گویی در حال هدایت قاتلان است.
نقش کلیدی در تحریک خشونت جمعی

تحقیقات دانشگاهی نشان میدهد که RTLM نقش پررنگی در آمادهسازی جمعیت عادی برای خشونت جمعی ایفا کرد. یک مطالعه منتشرشده در دانشگاه هاروارد تأیید میکند که برنامههای این رادیو در روزهای نسلکشی، بخش مهمی از فرآیند بسیج جمعیت بوده است. تحلیلهای آکادمیک نشان میدهد که مخاطبان RTLM به سه گروه تقسیم میشدند: «قاتلان مشتاق»، «قاتلان مردد» و «مقاومان و قربانیان نسلکشی». تبلیغات این شبکه سبب شد بسیاری از مردم عادی با قمه و چاقو به خانه همسایه حمله کرده و زن و بچهها را تکه تکه کنند. نتیجه این جنون جمعی، کشتار حدود 1 میلیون انسان و تجاوز به حدود 400 هزار زن بود؛ فاجعهای که نظیر و نمونهاش را در تاریخ ندیدهایم.
مطالعهای که توسط آرون فیلیپ کارنل در موزه یادبود هولوکاست ایالات متحده انجام شد، نشان داد که سازماندهندگان نسلکشی و روزنامهنگاران RTLM به یک «همزیستی قوی» دست یافتند: سازماندهندگان از RTLM برای افزایش اعتبار خود استفاده میکردند و RTLM این تصور را در میان هوتوهای عادی ایجاد میکرد که گویی همه مقامات کشور با یک صدا صحبت میکنند و آن یک صدا، صدای رادیو هزارتپه است.
واکنش بینالمللی و محاکمه رسانهای

جامعه بینالمللی پس از نسلکشی، واکنش قضایی بیسابقهای به این ماجرا نشان داد. دادگاه کیفری بینالمللی برای رواندا (ICTR) در شهر آروشای تانزانیا، پروندهای را که به «پرونده رسانهای» معروف شد، علیه سه تن از رهبران رسانههای نفرتپراکن تشکیل داد. فردیناند ناهیمانا، بنیانگذار و ایدئولوگ RTLM، ژان-بوسکو بارایاگویزا، عضو ارشد هیئت مدیره RTLM، و حسن نگزه، سردبیر روزنامه کانگورا، در سال ۲۰۰۳ به اتهام نسلکشی، تحریک مستقیم و علنی به نسلکشی و جنایت علیه بشریت محکوم شدند.
ناهیمانا و نگزه به حبس ابد محکوم شدند، در حالی که بارایاگویزا به ۳۵ سال زندان محکوم شد. قاضی هنگام صدور حکم خطاب به ناهیمانا گفت: «شما از قدرت کلمات کاملاً آگاه بودید و از رادیو، رسانهای با گستردهترین دامنه ارتباط جمعی، برای انتشار نفرت و خشونت استفاده کردید... بدون سلاح گرم، قمه یا هر سلاح فیزیکی، شما باعث مرگ هزاران غیرنظامی بیگناه شدید».
در یک تحول مهم دیگر، ژرژ روگیو، روزنامهنگار بلژیکیتبار RTLM، در سال ۲۰۰۰ به جرم تحریک مردم به قتلهای نسلکشی از طریق پخشهای رادیویی، به دو دوره ۱۲ ساله حبس همزمان محکوم شد. این نخستین بار بود که یک غیررواندایی برای نقش رسانهای خود در نسلکشی محکوم میشد.
درسهای تاریخی

نسلکشی رواندا و نقش مخرب RTLM در این فاجعه، درسهای عمیقی برای جامعه بینالمللی به همراه داشته است. ژنرال رومئو دالر، فرمانده نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در زمان نسلکشی، اظهار داشت: «فقط مختل کردن پخشها و جایگزینی آنها با پیامهای صلح و آشتی میتوانست تأثیر قابلتوجهی بر روند رویدادها داشته باشد.»
دولت پس از نسلکشی رواندا با آگاهی از نقش مخرب رسانههای نفرتپراکن، قوانینی را برای تشویق اتحاد و محدود کردن سخنرانیهایی که میتواند نفرت را ترویج کند، تصویب کرد. با این حال، این قوانین خود موضوع بحثهای مربوط به آزادی بیان را در این کشور آفریقایی برانگیخته است.
حلول رادیو قمه در آکسیوس و فاکس نیوز

رادیو هزار تپه که در میان مردم رواندا به «رادیو قمه» شهرت یافت، نمونهای هشداردهنده از این حقیقت است که رسانهها میتوانند هم ابزار سازندگی باشند و هم ابزار تخریب. نسلکشی رواندا نشان داد که وقتی رسانهها به جای اطلاعرسانی، به دنبال تحریک و تفرقهافکنی باشند، میتوانند به مؤثرترین ابزار کشتار جمعی تبدیل شوند.
این اتفاقی است که امروز نیز توسط برخی رسانههای غربی دنبال میشود. مهمترین نمونه دو رسانه آکسیوس و فاکس نیوز است که به دو بال چپ و راست ترامپ تبدیل شده و قبل از حمله آمریکا به یک کشور، آن را عادی سازی میکنند. پیش از این و در زمان جنگ عراق نیز، بسیاری از رسانهها از طریق اخذ بودجه از دولت آمریکا، شروع به عادی سازی جنگ، تحریک مردم، وحشی نشان دادن مردم عراق و افغانستان و به طور کل، جلب رضایت عمومی و موافقت مردم آمریکا با حمله کردند؛ اتفاقی که می توان آن را «تداوم سیاست رادیو قمه» نامید.
چرا آکسیوس و فاکس نیوز؟ از اونا انتظاری نمیره اونا خارجی و مال دشمن هستن ... نمونه نزدیکترش اینترنشنال لجن هستش که کم کم داره وقاحت تشویق دشمن برای بمباران اتمی رو هم پیدا و عادی میکنه و یه عده جاهل و بی وطن میشینن شب و روز این آشغالو نگاه میکنن و پیاده نظام اون اسراییل و امریکای بی همه چیز میشن
علی کجایی؟؟؟
عللللییییی
سازمان ملل قرمساق چه کاری کرد در قبال این جنایت ؟
چقدر آشنا است ...
بله رسانه ای هم هست که انواع و اقسام سریال ها را در موارد اقوام ایرانی میسازه به اسم طنز و همیشه تلاش کرده اقوام ایران را عقب افتاده نشان دهد و مرکز را مدرن!!!
چون در ایران تپه سالمی باقی نمونده پس اسم صدا و سیمای جبلی رو هم بزاریم ( رادیو و تلویزیون هزار قله ) .
اون نتیجه گیریِ آخر نویسنده تو حلقم!😁😁😁😁😁😁
باسلام.به نظرم،یک میلیون نفر قربانی یک ژنرال آفریقایی شدند که زنده و مرده اش باعث مرگ یک میلیون انسان بی گناه و نا آگاه شد،این سیاستمداران برخی کشورهای آفریقایی فقط و فقط فکر منافع خودشان هستند و تا مردم بی گناه خودشان را قربانی نکنند از قدرت و ثروت کناره گیری و به قول ما ایرانی ها فرار را بر قرار ترجیح نمی دهند، عکس ها این یک میلیون نفر کشته شده واقعا "قلب" آدم را به درد می آورد.باتشکر