از ناپدید شدن تا جسد سربریده؛ واقعیت تلخ افغانستانی که طالبان ادعای امنیت کامل می کند!
کابل، کنر، تخار، پنجشیر؛ نامهایی که این روزها نه بر سر زبانها، که بر لبهای لرزان مادرانی مینشیند که فرزندانشان صبح از خانه رفتند و شب بازنگشتند. در سایه ادعای «امنیت کامل» طالبان، افغانستان با موجی خاموش و هولناک از ناپدیدشدنهای اجباری، آدمربایی و قتلهای وحشیانه علیه کودکان، زنان و مردان غیرنظامی دستوپنجه نرم میکند؛ موجی که اجساد سربریده و سلاخیشده، پایان تلخ بسیاری از این داستانهاست و سکوت سنگین مسئولان، حلقهای بسته بر دور فریاد بیپناه خانوادهها.
در ماههای اخیر، افغانستان با پدیدهای نگرانکننده و فزاینده روبرو شده است: افزایش چشمگیر موارد آدمربایی، ناپدیدسازی اجباری و خشونتهای وحشیانه علیه غیرنظامیان، بهویژه کودکان، زنان و نوجوانان. این گزارش با استناد به منابع میدانی و گزارشهای منتشرشده، ابعاد این بحران انسانی را واکاوی میکند.
موج جدید ناپدیدشدنها: از کودکان تا سالمندان
در روزهای اخیر، گزارشهای متعددی از ناپدید شدن شهروندان در ولایتهای مختلف کشور منتشر شده است. در ولایت کنر، جسد سربریدهشده یک کودک پس از یک روز ناپدید شدن، در منطقه نوآباد مرکز این ولایت پیدا شد. همزمان در کابل، جسد محمد شهزاد نیازی، جوانی که ۱۱ روز پیش به قصد رفتن به مکتب از خانه خارج شده بود، در منطقه هودخیل با نشانههای قتل فجیع کشف گردید.
در ولایت تخار، دو کودک ۱۳ ساله به نامهای سید تمیم و زکریا از شهر تالقان و ولسوالی فرخار ناپدید شدهاند و جستوجوهای خانوادهها و باشندگان محلی تاکنون بینتیجه مانده است. در کابل نیز عبدالوحید مشهور به بریالی، مرد ۶۱ سالهای از ولسوالی رخه پنجشیر از هفته گذشته ناپدید شده و آخرین موقعیت تلفن همراه او در ساحه کمپنی شهر کابل ثبت شده است.

اجساد سربریده و سلاخیشده: نشانههای خشونت سازمانیافته
گزارشهای میدانی حاکی از آن است که در برخی موارد، قربانیان ناپدیدشدن با اجسادی مثلهشده و سربریده به خانوادههایشان بازگردانده میشوند. در ناحیه ۱۷ شهر کابل، اجساد دو نفر با سنهای ۱۹ و ۳۵ سال در دامنه کوه مسیر سرک مارشال فهیم با پوشش سفید و آثار خون کشف شد. به تازگی نیز جسد دو دختر در کابل پیدا شده که جزئیات هویت و علت قتل آنها هنوز روشن نیست.
در هرات، جسد نقیبالله، جوانی که از مقابل خراسان مارکت ربوده شده بود، با آثار ضربات چاقو در منطقه جبرئیل پیدا شد؛ منابع محلی میگویند او پس از مسموم شدن در یک رستورانت، ربوده و به قتل رسیده است. این الگوی خشونت، نگرانیها را از وجود شبکههای سازمانیافته جرم و جنایت در پسپرده این رویدادها تشدید کرده است.

خانوادههای درمانده: اطلاعیههای مفقودی و سکوت مسئولان
خانوادههای قربانیان میگویند تلاشهای آنان برای یافتن عزیزانشان بینتیجه مانده و هیچ پاسخ روشنی از سوی نهادهای امنیتی طالبان دریافت نکردهاند. در شبکههای اجتماعی، بهویژه فیسبوک دهها اطلاعیه مفقودی از سوی خانوادههای نگران منتشر شده است؛ از جمله مورد احمد آغا، جوانی از ولسوالی نجراب که حدود ۲۰ روز است ناپدید شده و هیچ نشانی از او در دست نیست.
یک دختر جوان نیز در ناحیه یازدهم شهر کابل ناپدید شده و خانوادهاش با مراجعه به طالبان، تاکنون به نتیجهای نرسیدهاند. منابع میگویند هنوز مشخص نیست این دختر از خانه فرار کرده یا ربوده شده است؛ ابهامی که بر درد خانوادهها میافزاید.
واکنش طالبان: سکوت یا انکار؟
طالبان تاکنون درباره این موج ناپدیدشدنها و قتلهای وحشیانه موضع رسمی و شفافی اتخاذ نکردهاند. در حالی که این گروه همواره مدعی تأمین امنیت کامل در کشور است، سکوت در برابر این رویدادها، نگرانی شهروندان را از بیکفایتی یا حتی دستداشتن عناصری از این گروه در جرایم مذکور تشدید کرده است. برخی شهروندان میگویند فقر گسترده، بیکاری و فروپاشی سیستم عدالت کیفری، زمینهساز افزایش آدمربایی و قاچاق انسان شده است.
بسترهای ساختاری بحران: فقر، بیعدالتی و فقدان پاسخگویی
افزایش ناپدیدشدنها و خشونت علیه غیرنظامیان در افغانستان ریشه در عوامل چندلایه دارد: فروپاشی سیستم قضایی مستقل، حذف نهادهای نظارتی، فقر شدید اقتصادی که خانوادهها را وادار به فرستادن کودکان به کار در خارج از کشور میکند و مصونیت عاملان جرایم از پیگرد قانونی. محدودیتهای شدید بر فعالیت رسانهها و سازمانهای حقوق بشری نیز مستندسازی و افشای این موارد را با دشواری مواجه ساخته است.
واکنشهای بینالمللی و محدودیتهای میدانی
سازمانهای بینالمللی حقوق بشری، از جمله یوناما و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، بارها نسبت به افزایش ناپدیدسازیهای اجباری و خشونت علیه غیرنظامیان در افغانستان هشدار دادهاند. با این حال، محدودیتهای شدید طالبان بر دسترسی نهادهای مستقل به داخل کشور، راستیآزمایی دقیق و مداخله مؤثر را با چالش جدی مواجه کرده است.
این در حالیست که موج ناپدیدشدنها و قتلهای وحشیانه در افغانستان، تنها یک بحران امنیتی نیست بلکه نشانه فروپاشی سیستم حکمرانی و فقدان مکانیسمهای پاسخگویی تحت حاکمیت طالبان است؛ تا زمانی که فشار بینالمللی هدفمند برای ایجاد نهادهای نظارتی مستقل فراهم نشود، این چرخه خشونت تداوم خواهد یافت.
از منظر منطقهای، این بحران میتواند به گسترش شبکههای قاچاق فرامرزی و تشدید موج پناهندگی به همسایگان و اروپا منجر شود؛ موضوعی که نیازمند هماهنگی فوری سازمانهای بینالمللی برای طراحی راهبرد جامع حمایتی-امنیتی است.