پنج مسیری که جنگ با ایران خاورمیانه را برای همیشه عوض خواهد کرد | شوک بزرگ جنگ نامحبوب
امیر عسمر تحلیلگر و نویسنده این یادداشت در مجله آتلانتیک استدلال میکند که جنگ ایران، مانند شوکهای تاریخی بزرگ خاورمیانه (از تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸ تا انقلاب ۱۳۵۷ ایران و حمله آمریکا به عراق) منطقه را بهصورت دائمی تغییر خواهد داد.
به گزارش خبر فوری، به نوشته او این جنگ تنها یک درگیری نظامی نبود، بلکه نقطه آغاز بازآرایی جدیدی در توازن قدرت، امنیت منطقهای و روابط آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی است.
در سطح راهبردی نویسنده میگوید ایران ممکن است به این نتیجه برسد که سیاست قدیمی «آستانه هستهای» شکست خورده و اگر هنوز ذخایر اورانیوم غنیشده و زیرساختهای لازم را حفظ کرده باشد، احتمال دارد به سمت نمایش علنی توانایی هستهای حرکت کند.
دیگر تحول مهم، ماندگاری حضور آمریکا در خاورمیانه است. مقاله توضیح میدهد که جنگ غزه و سپس جنگ ایران، آمریکا را عمیقتر از گذشته در ساختار امنیتی منطقه درگیر کرده است. واشنگتن نهتنها در کنار اسرائیل وارد جنگ شد، بلکه اکنون احتمالا مجبور خواهد بود برای باز نگه داشتن تنگه هرمز و محافظت از خطوط انرژی نیز در منطقه باقی بماند. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ــ عربستان، امارات، قطر، بحرین، کویت و عمان ــ نیز همچنان آمریکا را مهمترین شریک امنیتی خود میدانند، هرچند همزمان نسبت به تعهد واقعی واشنگتن به دفاع از آنها تردید دارند. مقاله میگوید جنگ نشان داد منطقه هنوز برای ایجاد یک سیستم دفاعی یکپارچه مستقل آماده نیست و تنها آمریکا توان هدایت چنین ساختاری را دارد.
بیشتر بخوانید:
آمریکا برای این زن در ایران ۲۰۰ هزار دلار پاداش تعیین کرد
جنجال دستیار بلوند و مرموز ترامپ که تلفن رئیس جمهور دست اوست | ناتالی هارپ کیست؟
ترامپ میگوید جنگ با ایران ارزش درد اقتصادیاش را دارد | روستاییها با او موافقند
بخش مهم دیگری از مقاله به تغییر تدریجی نگاه آمریکاییها نسبت به اسرائیل اختصاص دارد. نویسنده میگوید جنگ اخیر ایران در آمریکا بسیار نامحبوب بود و دولت آمریکا نیز نتوانست دلیل روشنی برای ورود به آن ارائه دهد. همین مسئله باعث شکلگیری این روایت شد که اسرائیل آمریکا را وارد جنگ کرده است. مقاله توضیح میدهد که تصویر اسرائیل پیشتر بهدلیل جنگ غزه در افکار عمومی آمریکا آسیب دیده بود، اما اگر آمریکاییها به این نتیجه برسند که اسرائیل واشنگتن را وارد جنگی پرهزینه و غیرضروری کرده، این روند تشدید خواهد شد. به گفته مقاله، درخواستها برای مشروط کردن کمک نظامی آمریکا به رفتار اسرائیل، بررسی نقض حقوق بشر و حتی بازبینی منافع راهبردی رابطه واشنگتن و تلآویو، در میان سیاستمداران و افکار عمومی آمریکا بیشتر خواهد شد.
مقاله همچنین تأکید میکند که خصومت افکار عمومی عرب با اسرائیل پس از جنگ ایران شدیدتر خواهد شد. بر اساس نظرسنجیهای «عرب بارومتر» و «شاخص افکار عمومی عرب»، اکثریت مردم جهان عرب جنگ غزه را نسلکشی، قتلعام یا پاکسازی قومی میدانند و اکنون جنگ ایران را نیز بخشی از پروژه گسترشطلبی اسرائیل در منطقه تلقی میکنند؛ در یکی از نظرسنجیها، ۴۴ درصد پاسخدهندگان اسرائیل را بزرگترین تهدید منطقه دانستهاند، در حالی که ایران تنها ۶ درصد رأی داشته است. همچنین ۸۷ درصد مردم عرب با عادیسازی روابط با اسرائیل مخالف بودهاند. مقاله نتیجه میگیرد که این وضعیت، روند عادیسازی روابط عربی-اسرائیلی و پروژههای منطقهای آمریکا را دشوارتر خواهد کرد. همزمان، کشورهای خلیج فارس نیز به این نتیجه رسیدهاند که اتکای جداگانه هر کشور به آمریکا کافی نیست و احتمالا به سمت همکاری دفاعی نزدیکتر و حتی همکاری با قدرتهایی مانند چین، روسیه و پاکستان حرکت خواهند کرد.
نویسنده در پایان هشدار میدهد جنگ ایران بهعنوان جنگی پرهزینه و بینتیجه در حافظه منطقه باقی خواهد ماند و همه روندهای بیثباتکننده فوق را تشدید خواهد کرد.