چرا پوتین اعتراضات ایران را به «انقلاب رنگی» تشبیه کرد؟/ روسیه یکی به نعل می‌زند و یکی به میخ؟!

ولادیمیر پوتین در گفت‌وگوی تلفنی اخیر خود با مسعود پزشکیان رخداد‌های اخیر در ۱۰ روز گذشته در ایران را مشابه انقلاب‌های رنگی خوانده است. قیاسی مع الفارغ که لازم بود با پاسخی کامل از جانب رییس جمهور و یادآوری این نکته همراه باشد که ایران تکه پاره‌های باقی مانده از یک فروپاشی (همچون شوروی) نیست.

چرا پوتین اعتراضات ایران را به «انقلاب رنگی» تشبیه کرد؟/ روسیه یکی به نعل می‌زند و یکی به میخ؟!

«مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین رؤسای جمهوری اسلامی ایران و روسیه، ظهر روز جمعه ۲۶ دی‌ماه ۱۴۰۴، در گفت‌وگویی تلفنی در خصوص تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی به‌ویژه حوادث اخیر در ایران به تبادل نظر و رایزنی پرداختند».

این جملات کوتاه خلاصه خبری است که چند روز پیش روی خروجی رسانه‌ها قرار گرفت و شاید در میان اخبار و آمار‌های این روز‌ها گفت شد. با این وجود مرور متن این خبر نشان می‌دهد که نکته مهمی در بین سخنان ولادیمیر پوتین وجود دارد که مغفول مانده است.

 ولادیمیر پوتین در این گفت‌و‌گو آنچه در روز‌های گذشته در ایران رخ داد را مشابه سناریو‌های انقلاب رنگی توصیف کرد!

انقلاب‌های مخملی یا رنگین نامی است که به دسته‌ای از تحرکات مربوط به هم اطلاق شده است و در بسیاری از کشور‌های بلوک شرق سابق به وقوع پیوسته است. وجه مشترک همه این انقلابها، مبارزه منفی است که علیه حکومت‌های به اصطلاح دیکتاتور باقی مانده از شوروی سابق به کار گرفته می‌شوند. در تمام این انقلاب‌ها یک رنگ یا گل خاص، به عنوان نماد و سمبل آن مورد استفاده قرار گرفته است و به آن رنگ یا گل مشهور شده‌اند.

اکنون به خوبی ثابت شده است که سازمان‌ها و نهاد‌هایی که در این انقلاب‌ها نقش داشته‌اند، وابسته به نظام سرمایه داری غربی یا مورد حمایت آنها بوده‌اند. سقوط» ادوارد شواردنادزه «در انقلاب رُز در سال ۱۳۸۲، ویکتوریا نوکویچ در انقلاب نارنجی ۱۳۸۳ اُکراین و سقوط و فرار عسکر آقایف در انقلاب لاله ۱۳۸۴ قرقیزستان از جمله مهمترین موارد انقلاب‌های رنگی در حوزه بلوک شرق سابق بوده‌اند که در این مقاله مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

در تمام موارد فوق الگوی سرنگونی نظام‌های سیاسی کم و بیش مشابه بوده است. در این سه کشور و حتی کشور‌های دیگر، به دنبال برگزاری انتخابات بحث برانگیز، مخالفت‌های گسترده خیابانی منجر به عزل، سقوط یا فرار رهبرانی شده است که از سوی مخالفان، دیکتاتور معرفی شده بودند.

انقلاب‌های رنگین در محدوده‌ای اتفاق افتاده‌اند که جزو قلمرو شوروی سابق بود. در دوره جنگ سرد؛ یعنی از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۰ میلادی، شوروی سابق در محاصره دولت‌های غربی و آمریکا قرار داشت. پس از فروپاشی این کشور و بلوک شرق سابق و پایان جنگ سرد، آمریکا از یکسو و روسیه و چین از سوی دیگر، برای سلطه نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در قلمرو امپراتوری شوروی سابق در رقابت و ستیز قرار گرفته‌اند.

انقلاب‌های رنگی در کشور‌های فروپاشیده شوری

نقطه شروع انقلاب گل رُز در سال ۱۳۸۲ در گرجستان، انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۳ میلادی بود. با اعلان نتایج اولیه انتخابات از سوی کمیسیون مرکزی آن، احزاب مخالف به نتایج اعلان شده، اعتراض کردند. اما» ادوارد شوارد نادزه «رئیس جمهور وقت گرجستان بی اعتنا به این مخالفت ها، فرمان تشکیل اولین جلسه پارلمان را صادر کرد. (الهه کولایی، افسانه انقلاب‌های رنگی (تهران، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر، ۱۳۸۴)

انقلاب نارنجی اوکراین همانند گرجستان در سال ۱۳۸۳ / ۲۰۰۵ میلادی بر سر انتخابات ریاست جمهوری این کشور آغاز شد. در این انتخابات، رقابت اصلی بین» ویکتوریا نوکوویچ طرفدار روسیه و ویکتور یوشچنکو طرفدار غرب و امریکا بود که طبق اعلان مجریان، اولی ۴۹/۴۶ درصد و دومی ۴۶/۶۱ درصد از آرای مردم را کسب کرده بودند. اما یوشچنکو و طرفداران او صحّت انتخابات را مورد تردید قرار دادند و مردم را به خیابان‌ها ریختند

انقلاب گل لاله قرقیزستان یا انقلاب صورتی قرقیزستان نیز همانند گرجستان و اوکراین از انتخابات پارلمانی این کشور شروع شد. پس از آن که امریکا و روسیه اعلان کردند که با ادامه ریاست جمهوری آقایف برای چهارمین بار مخالف می‌باشند، آنها برای ایجاد تحولی برای تبدیل نظام ریاستی به پارلمانی استقبال کردند تا قدرت به پارلمان منتقل شود و پارلمان قدرت بیشتری در اختیار داشته باشد. این همان سناریویی بود که در اوکراین به نمایش در آمد و به نتیجه رسید.

این که ولادیمیر پوتین در این گفت‌و‌گو حرکت اعتراضی مردم که به گفته منابع رسمی با حضور نیرو‌های پیاده نظام سرویس‌های خارجی به خشونت کشیده شده است را نوعی انقلاب رنگی بنامد نه تنها نیازمند پاسخگویی بوده و هست، بلکه نیازمند نیت خوانی از رییس جمهور کشور دوست و برادر نیز هست.

پوتین با به کار بردن این توصیف کدام یک از خصلت‌های این انقلاب را مورد تاکید و تداعی قرار داده است؛ این که این انقلاب‌ها عموما در کشور‌های دیکتاتور زده به وقوع پیوسته و می‌پیوندند یا این که برنامه ریزی آن‌ها عموما توسط غرب و آمریکا صورت گرفته است؟! جناب پوتین یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ؟!

منبع: رویداد ۲۴
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید