توصیه رئیسجمهور پیشین ترکیه به تهران برای پرهیز از رویکرد حداکثری و نهاییسازی توافق/ عبدالله گل: پنجره فرصت ایران رو به پایان است/ اهرم راهبردی ایران در کنترل تنگه هرمز دائمی نیست/ مسئولیت اصلی هر حکومتی حفظ و ارتقای رفاه شهروندان است
رئیسجمهور پیشین ترکیه نوشت: ایران باید از اتخاذ مواضع حداکثری دوری کند؛ چرا که کشور میتواند به لغو تحریمها، پایان محاصره دریایی و بازگشت به جامعه جهانی دست یابد، بدون آنکه ناچار به تسلیم باشد.
تهاجم مشترک ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران نه تنها به اهداف از پیش تعیینشده برای براندازی دست نیافت، بلکه با آشکار ساختن آسیبپذیری پایگاههای آمریکایی و متزلزل کردن اعتماد کشورهای عربی به چتر امنیتی واشنگتن، جایگاه منطقهای آمریکا را با چالش ساختاری مواجه کرد؛ با این حال، تهران برای تثبیت دستاوردهای تاکتیکی خود نیازمند پرهیز از رویکردهای حداکثری، اولویتبخشی به رفع تحریمها و بهرهبرداری از فرصت تاریخی مصالحه پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر است.
عبدالله گل، رئیسجمهور اسبق ترکیه در یادداشتی برای پایگاه تحلیلی «پراجکت سیندیکیت» نوشت که در تاریخ ۱۰ اسفند گذشته (۲۸ فوریه)، ایالات متحده و اسرائیل با آغاز حملاتی گسترده در سراسر ایران و ترور رهبر عالی این کشور، جامعه جهانی را در بهت فرو بردند.
غرور ناشی از به چالش کشیدن رقبای قدرتمندتر میتواند رهبران ایران را به سوی در پیش گرفتن یک رویکرد حداکثری در مطالبات سوق دهد، اما چنین رویکردی نتیجه عکس خواهد داشت؛ بنابراین رهبری ایران باید از لحظه تاریخی کنونی استفاده کرده و دستاوردهای حاصله را تثبیت کندتلفات غیرنظامی به سرعت افزایش یافت؛ از جمله شهادت ۱۵۰ غیرنظامی (که اغلب آنان کودک بودند) در پی اصابت موشکهای آمریکایی به یک مدرسه ابتدایی.
ایران نیز در پاسخی متقابل، اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر منطقه را هدف حملات قرار داد و عبور و مرور ترانزیت دریایی از تنگه هرمز را با محدودیت مواجه ساخت.
این تهاجم یکجانبه علیه ایران فاقد هرگونه مشروعیت بینالمللی بود و ثبات کل خاورمیانه را دستخوش بحران کرد.
کشورهای عربی به دلیل میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا متحمل حملات تلافیجویانه ایران شدند و کشورهای سراسر جهان با هزینههای اقتصادی سنگین ناشی از جهش بهای انرژی روبهرو گشتند؛ رخدادی که به اعتبار و جایگاه امنیتی کشورهای خلیج فارس نیز لطمات شدیدی وارد آورد.
دو خطای بنیادین در محاسبات کاخ سفید
مسئولیت اصلی هر حکومتی حفظ و ارتقای رفاه شهروندان است؛ در شرایطی که حاکمیت و مردم هر دو خسارات سنگینی را متحمل شدهاند، بالاترین اولویت باید دستیابی به لغو تحریمها و بهبود شرایط معیشتی مردم باشدرئیس جمهور پیشین ترکیه در ادامه نوشت: سپس، در تاریخ ۱۸ فروردین (هفتم آوریل)، روزنامه نیویورکتایمز گزارشی تفصیلی منتشر کرد مبنی بر اینکه چگونه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل توانست دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را به حمله به ایران ترغیب کند؛ تصمیمی که اکنون باید از دو منظر بنیادین مورد بررسی قرار گیرد.
نخست، این واقعه نشان میدهد که ایالات متحده با چه سهولتی میتواند به درون یک جنگ کشانده شود. بیتردید یک ابرقدرت مجهز به تسلیحات هستهای باید در مسائل مربوط به جنگ و صلح دارای سازوکارهای تصمیمگیری فوقالعاده مستحکم باشد.
دوم، به نظر میرسد پیروزی پیشین آمریکا در ونزوئلا نوعی اعتمادبهنفس مفرط و کاذب ایجاد کرد که زمینه تهاجم به ایران را فراهم ساخت.
دولت ترامپ تصور میکرد با استفاده از اهرم قدرت نظامی توقفناپذیر است، اما اوضاع در قبال ایران بسیار پیچیدهتر و دشوارتر رقم خورد.
تا زمانی که آمریکاییها دریافتند تنها شباهت میان دو کشور ذخایر نفتی آنهاست، دیگر بسیار دیر شده بود.
تصویر کشوری که در باتلاق درگیری با ایران گرفتار آمده، به شدت به موقعیت بینالمللی واشنگتن آسیب زده است؛ رقبای پیشین آمریکا ابرقدرتهایی چون چین و روسیه بودند، اما اکنون ایران نیز به این معادله پیوسته است.
ایران باید با هوشمندی و احتیاط کامل گام بردارد و دستاوردهای کوتاهمدت را با پیروزیهای راهبردی درازمدت اشتباه نگیرد
فرسایش هژمونی آمریکا و چرخش اعراب به سوی شرق
اسرائیل مدتها تلاش کرد تا عربستان را به همراهی با واشنگتن در مقابله نظامی با ایران ترغیب کند، اما پادشاهی سعودی با هوشمندی از این دام دوری گزید و شایسته است رهبران ایران این خویشتنداری را به رسمیت بشناسندبه عقیده رئیسجمهور اسبق ترکیه، همزمان کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل اقدامات نسنجیده آمریکا متحمل لطمات فراوانی شدهاند.
اعتماد این پایتختها پیشتر در سال ۲۰۱۹ آسیب دیده بود؛ زمانی که ایالات متحده پس از حملات صورتگرفته به تاسیسات نفتی عربستان نتوانست به تعهد خود به عنوان ضامن امنیت پایبند بماند.
اکنون، پایگاهها و داراییهای نظامی آمریکا که در خاک کشورهای خلیج فارس مستقر هستند، به جای آنکه منبع تامین امنیت باشند، به نقطه ضعف و منشأ آسیبپذیری آنها بدل شدهاند و واشنگتن دیگر یک شریک امنیتی قابلاعتماد تلقی نمیشود.
کشورهای خلیج فارس بدون تردید تلاش خواهند کرد شرکای بینالمللی خود را نه فقط در حوزه دفاعی، بلکه در عرصههای دیگر همچون تجارت تنوع ببخشند؛ روندی که هژمونی و دستبرتر آمریکا در منطقه را تضعیف خواهد کرد.
چین احتمالاً بزرگترین برنده این فضا خواهد بود، بهویژه با تکیه بر جایگاهی که پس از میانجیگری در توافق آشتی میان ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ به دست آورد.
ایران با وجود تمامی خساراتی که متحمل شد، اثبات کرد که توانایی پاسخگویی متقابل و ایستادگی در برابر حملات آمریکا و اسرائیل را داراست.
آشفتگی داخلی و تغییر ساختار حاکمیتی که بسیاری در غرب انتظار آن را میکشیدند رخ نداد؛ برعکس، ایران از خود دفاع کرد و مردم در برابر یک متجاوز خارجی یکپارچه شدند.
ضرورت عبور از رویکرد حداکثری و اولویت رفاه عمومی
ایران باید از اتخاذ مواضع حداکثری دوری کند؛ چرا که کشور میتواند به لغو تحریمها، پایان محاصره دریایی و بازگشت به جامعه جهانی دست یابد، بدون آنکه ناچار به تسلیم باشد. با این حال، این تحلیلگر ارشد بینالمللی هشدار داد که ایران باید با هوشمندی و احتیاط کامل گام بردارد و دستاوردهای کوتاهمدت را با پیروزیهای راهبردی درازمدت اشتباه نگیرد.
غرور ناشی از به چالش کشیدن رقبای قدرتمندتر میتواند رهبران ایران را به سوی در پیش گرفتن یک رویکرد حداکثری در مطالبات سوق دهد، اما چنین رویکردی نتیجه عکس خواهد داشت؛ بنابراین رهبری ایران باید از لحظه تاریخی کنونی استفاده کرده و دستاوردهای حاصله را تثبیت کند.
دو مسئله بنیادین در این زمینه شایسته بازبینی دقیق است: نخست ساختار سیاسی و رفاه داخلی در ایران، و دوم نظم فراگیر منطقهای که فرصتهای فراوانی برای همکاریهای متقابلاً سودمند فراهم میسازد.
حتی اگر به نظر برسد ایران توان ادامه دادن به این منازعه را برای مدتی طولانی دارد، رهبران کشور باید هزینههای سنگین آن را در محاسبات خود لحاظ کنند.
مسئولیت اصلی هر حکومتی حفظ و ارتقای رفاه شهروندان است؛ در شرایطی که حاکمیت و مردم هر دو خسارات سنگینی را متحمل شدهاند، بالاترین اولویت باید دستیابی به لغو تحریمها و بهبود شرایط معیشتی مردم باشد.
علاوه بر این، اهرم راهبردی که ایران در کنترل تنگه هرمز به دست آورده دائمی نیست، زیرا مسیرهای جایگزین خطوط لوله به سرعت در حال توسعه هستند.
رهبران ایران همچنین باید مناسبات آینده با همسایگان خلیج فارس را مد نظر قرار دهند؛ اسرائیل مدتها تلاش کرد تا عربستان را به همراهی با واشنگتن در مقابله نظامی با ایران ترغیب کند، اما پادشاهی سعودی با هوشمندی از این دام دوری گزید و شایسته است رهبران ایران این خویشتنداری را به رسمیت بشناسند.
افق عادیسازی روابط منطقهای و فرصت رو به افول نوامبر
نویسنده یادداشت با تاکید بر اینکه در شرایط کنونی و در حالی که کشورهای عربی وابستگی امنیتی خود به آمریکا را زیر سوال بردهاند، تداوم اقدامات تنشزا دستاوردهای راهبردی تهران را به خطر میاندازد، تصریح کرد برای رسیدن منطقه به موازنهای نوین، ایران و عربستان باید پیوندهای خود را به حالت عادی برگردانند.
همین گام به تنهایی تحولی بزرگ خواهد بود، چرا که اجازه میدهد دو کشور از نگریستن به یکدیگر به عنوان یک تهدید همیشگی دست بردارند.
افزون بر این، عادیسازی روابط میان کشورهای مسلمان، پیشرفت در پرونده فلسطین را تسهیل میکند؛ جایی که رویکردهای پیشین صرفاً بهانهای به دست اسرائیل داده بود تا با بهرهگیری از کمکهای نظامی نامحدود آمریکا برنامههای خود را به پیش ببرد.
ایران باید از اتخاذ مواضع حداکثری دوری کند؛ چرا که کشور میتواند به لغو تحریمها، پایان محاصره دریایی و بازگشت به جامعه جهانی دست یابد، بدون آنکه ناچار به تسلیم باشد.
عبدالله گل در پایان تاکید کرد با این وجود، پنجره فرصت تاریخی به سرعت در حال بسته شدن است.
پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در نوامبر، دولت ترامپ فوریت کمتری برای نهاییسازی یک توافق دیپلماتیک احساس خواهد کرد و حتی ممکن است در صورت شکست احتمالی جمهوریخواهان در پای صندوقهای رای، مسیر انتقامجویی را در پیش بگیرد.
اما همانگونه که ایران باید پیش از تضعیف موقعیت چانهزنی خود شتاب کند، دیگر بازیگران نیز باید دغدغهها و ادراک امنیتی تهران را به رسمیت بشناسند؛ چندین دهه خصومت مداوم علیه کشور صرفاً مواضع تهران را سرسختتر کرده است و چالش اصلی پیش روی تمام طرفها، ایجاد آشتی میان نگرانیهای امنیتی ساختار سیاسی با حق مشروع ملت ایران برای زندگی در رفاه، صلح و امنیت پایدار خواهد بود.
اون به فکر ما ایرانی هاست و مال ما به فکر مال خودشان
برای نخستین بار ،دیدگاهی را تا پایان خواندم و ارزش خواندن داشت...