چین و پرونده هستهای ایران؛ راهبرد «احترام و همکاری» در برابر سیاستهای فشار
پس از آنکه آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روزهای پیش اشاره کرد که دولت آمریکا شایستگی برقراری ارتباط با ایران را ندارد، دولت ایران نیز توافق قاهره با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بیاعتبار اعلام کرد.
این واکنش ایران در پی آن صورت گرفت که آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان قطعنامهای ضدایرانی را در آژانس به تصویب رساندند و تروئیکای اروپایی با حمایت آمریکا مکانیسم ماشه را فعال کرد؛ اقدامی که همزمان با جنگ ۱۲ روزه و حمله به تأسیسات هستهای ایران در جریان مذاکرات سوئیس انجام شد.
اقدامات مکرر این کشورهای غربی، بارها فضای مثبت ایجاد شده پس از امضای توافق قاهره و روند مذاکرات را تخریب کرده و مسئله را به بنبست کشانده است. بهویژه توافق قاهره که ایران برای دستیابی به آن حسننیت قابلتوجهی از خود نشان داده و انعطافپذیری به خرج داده بود، فرصتی مناسب برای احیای همکاری دوطرف در حوزه نظارت و تضمین ایجاد کرده بود؛ اما متأسفانه بهدلیل همین اقدامات آمریکا و سه کشور اروپایی — بهویژه فعالسازی مکانیسم ماشه — عملاً لغو شد.
میتوان گفت برخی کشورها در مسئله هستهای ایران به «اعتیاد» به ابزار زور و فشار متوسل شدهاند و مسئول اصلی ورود این پرونده به بنبست هستند.
این کشورهای غربی در قبال موضوع هستهای ایران منطق عجیبی را در پیش گرفتهاند: از یک سو ادعای آمادگی برای مذاکره دارند، و از سوی دیگر با تحریم و اعمال فشار، مسیر گفتوگو را مسدود میکنند. این رویکرد نهتنها نشاندهنده رویکرد استکباری آنهاست، بلکه این واقعیت را نیز افشا میکند که با تداوم چنین تاکتیکهایی، پرونده هستهای ایران وارد چرخه معیوب «تحریم – تقابل – تحریم شدیدتر» خواهد شد. به عبارت دیگر، هدف این تحریمها به زانو درآوردن ایران است، نه حل واقعی مسئله.

در مقایسه با این ذهنیت «تقابلی» کشورهای غربی، راهکارهای ارائه شده توسط چین برای مسئله هستهای ایران همواره بر دو کلیدواژه اساسی استوار بوده است: «احترام» و «همکاری». منظور از احترام، به رسمیت شناختن حقوق ایران به عنوان عضو NPT و حق مسلم آن برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای است؛ و مراد از همکاری، کار در چارچوب آژانس اتمی برای ایجاد اعتماد متقابل از طریق استقرار سازوکارهای نظارتی و تضمینبخش است.
این دو نکته دقیقاً همان مواردی است که «لی سونگ»، نماینده چین در آژانس، هنگام تشریح دلایل رأی منفی خود به قطعنامه ضدایرانی بر آن تأکید کرد. او اظهار داشت که شورای حکام بهجای تشدید تقابل، باید در جهت فراهم کردن فضای سازنده و شرایط مثبت برای گفتوگو اقدام کند.
موضع جامعتر چین در قبال این پرونده در «پیشنهادهای پنجگانه» که «وانگ یی»، وزیر امور خارجه چین، در ۱۴ مارس در دیدار با معاونان وزیر امور خارجه روسیه و ایران مطرح کرد، تبلور یافته است.
این محورها عبارتند از:
ــ حل صلحآمیز اختلافات
ــ برقراری تعادل بین تعهدات و حقوق ایران و احترام به حقوق آن به عنوان عضو NPT
ــ دستیابی به اجماع جدید در چارچوب برجام
ــ مخالفت با فعالسازی مکانیسم ماشه
ــ پایبندی به اصل گامبهگام و عمل متقابل
این مواضع چین در قبال مسئله هستهای ایران صرفاً شعارهای توخالی نیست، بلکه بر درکی عمیق از ریشههای این مسئله استوار است. چین بر این باور است که مسئله هستهای ایران اساساً یک مسئله فنی نیست، بلکه نتیجه کمبود یا تخریب اعتماد متقابل سیاسی است.
وقتی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان قطعنامهای ضدایرانی را در شورای حکام آژانس با عنوان «پایبندی به هنجارهای بینالمللی» مطرح میکنند، در عمل اصل برابری در حقوق بینالملل را نادیده میگیرند؛ زیرا در برابر کشوری مانند ژاپن، که ۴۷ تن پلوتونیوم در اختیار دارد ــ مقداری که برای ساخت هزاران بمب اتمی کفایت میکند ــ سکوت پیشه میکنند.
البته این نابرابری فقط به این مورد محدود نمیشود. از این رو، چین خواستار خودداری از تشدید تقابل در پرونده هستهای ایران است — هم برای استیفای عدالت برای ایران، و هم برای حفظ نظم و انصاف در عرصه بینالمللی.