هتک حرمت حاکمان مختلف به مرقد شریف اباعبدالله(ع)/ کدام یک از پادشاهان در طول تاریخ به حرم شریف حمله کرده اند؟

صدام حسین، هارون الرشید و متوکل عباسی از جمله خلفا و حکامی بوده اند که نسبت به حرم شریف امام حسین(ع) بی حرمتی کرده و آن را تخریب نموده اند.

هتک حرمت حاکمان مختلف به مرقد شریف اباعبدالله(ع)/ کدام یک از پادشاهان در طول تاریخ به حرم شریف حمله کرده اند؟

به گزارش خبر فوری ، از ابتدای تاریخ، حکومتهای ظالم و ستمگر همواره برای از بین بردن نام و یاد ائمه اطهار(س) تمام تلاش خود را کرده اند. تخریب بارگاه نورانی امام حسین(ع) در کربلا یکی از این اقدامات شوم بوده است. البته شواهد تاریخی حاکی از این است که کسانی که گمان می بردند می‌توانند با انجام جرائم گوناگون نور خداوند را خاموش کنند و با این کار حکومت و سلطنت خود را پایدار سازند سخت در اشتباه بوده اند و بیشترین نصیبشان تنها زیان و ضرر بود. گفتار حضرت زینب کبری دختر امیرالمؤمنین علیهما السلام به امام زین العابدین(ع) به خوبی این بحث را نشان می‌دهد: «پرچمی را برای پدرت به اهتزاز در خواهند آورد که هیچگاه اثر آن از بین نخواهد رفت و گذشت شبها و روزها آن را کهنه نخواهد ساخت و سردمداران کفر و پیروان ضلالت اقدام به محو و پنهان کردن این آثار خواهند کرد ولی چیزی جز تلألؤ روزافزون و آشکاری بیشتر دربر نخواهد داشت.»

در زیر به برخی از مهم ترین این اقدامات ( تخریب بارگاه امام حسین(ع) در طول تاریخ) اشاره می‌کنیم:

تخریب بارگاه امام حسین(ع) توسط هارون الرشید
در سال 193ق یکی از ظالم ترین و مقتدر ترین خلفای عباسی یعنی هارون الرشید دستور به تخریب کامل کربلا به همراه بناهای موجود بر مزار امام حسین و برادر بزرگوارش حضرت ابالفضل عباس علیهما السلام داد و زمین مزار مبارک امام علیه السلام را شخم زد و خانه های اطرافش را با خاک یکسان نمود و درخت سدری که سایبان قبر امام حسین(ع) بود را برید. هدف او از قطع این درخت این بود که زائرین زیر سایه آن ننشینند و محل قبر شریف را گم کنند. هارون تمام این کارها را بوسیله والی خود در کوفه به نام موسی بن عیسی بن موسی انجام داد.

دشمنی متوکل عباسی با خاندان اهل بیت و تخریب چند باره مرقد شریف
متوکل عباسی بارها و بارها اقدام به تخریب بارگاه امام حسین (ع) کرده است. در کتاب «اخبار الدول» به نقل از «مثیرالاحزان» چنین آمده است:
"متوکل دستور داد قبر امام حسین علیه السلام را ویران نموده و خانه های اطراف قبر شریف را خراب کنند. آنگاه در آن محل زراعت نمایند و زائرین را از زیارت بازداشت و به زندان انداخت و مورد شکنجه قرار داد. تا جایی که دستور داد: هر کس به زیارت رود، باید دستش قطع شود."
برخی از محبین حاضر به قطع دست خود شدند و به زیارت رفتند و از این جهت مسلمانان بغداد بسیار متاثر شدند و بر دیوارها بر آن خبیث فحش ‌و ناسزا نوشتند.
در «شرح الشافیه» به نقل «مثیر الاحزان» آمده است: "متوکل دستور داد که آب به قبر مقدس حضرت سیدالشهداء علیه السلام ببندند؛ هنوز بیست و دو ذراع به قبر حضرتش مانده بود که آب ها روی هم جمع شدند. و بعدها همان جا «حائر» نامیده شد."

داستان زید مجنون و ارادتش به بارگاه شریف امام حسین(ع)
فضاحت اعمال متوکل نسبت به قبور کربلا به همه بلاد پخش گردید تا به آفریقا رسید، زید مجنون که یک فرد عالم فاضل و ادیب بود و در مصر اقامت داشت، شنید که متوکّل با کمال وقاحت دستور داده که قبر امام حسین علیه السلام را خراب کرده و جای آن را زراعت نمایند و آثار آن را از بین ببرند و آب را از نهر علقم بر آن جاری سازند و مردم را از زیارت بازدارند.
از این خبر ناگوار بسیار ناراحت شد و حزن شدید به وی رخ داد، به طوری که حادثه کربلا را به وی تازه کرد. مصر را با پای پیاده به قصد زیارت امام حسین علیه السلام ترک گفت. صحراها، بیابان ها، کوه و دره ها را پیمود تا به کوفه رسید و با بهلول عالم ملاقات نمود. به اتفاق هم به سال 237 هجری به قصد زیارت امام حسین علیه السلام از کوفه بیرون شدند و از دست هم گرفتند تا نینوا رسیدند.

ناگاه دیدند آب را که به قبر می بندند، آب دور تا دور قبر - در یک حد معینی - می ایستد و قطره ای به طرف قبر نمی رسد و گاوهای شیاری به نزدیک نمی روند.
زید به بهلول نگاه کرد و این آیه را تلاوت نمود: «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ».
سپس اشعار بسّامی را خواند:

تالله اذا کانت بنو امیّة قد اءتت قتل ابن بنت نبیّها مظلوما

مردی که سالها بود در آنجا مامور کشت و زراعت بود، پیش زید آمد و گفت: تو از کجا آمده ای؟ زید جواب داد: از مصر. کشاورز گفت: برای چه آمده ای؟ من بسیار وحشت دارم که تو را بکشند. زید سخت گریه کرد و گفت: شنیدم که قبر فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله را خراب کرده، کشت کاری می کنند.
در این هنگام مرد کشاورز خود را به قدمهای زید انداخت و داشت می بوسید و می گفت: پدر و مادرم به قربانت! از لحظه ای که تو را دیده ام قلب من نورانی شده و من خدا را شاهد می گیرم. سالها است که من در این سرزمین کشت کاری می کنم. هر وقت آب بر قبر امام حسین علیه السلام بستم آب می ایستاد و بالای هم می زد و حیران می ماند و دور می زد، قطره ای به قبر مطهر نزدیک نمی گردید و من گویا تا به حال مست بودم به برکت قدم های تو بیدار شدم.
زید سخنان مرد کشاورز را شنید، هر دو اشک ریختند. وی گفت:من الآن به شهر سامرّا پیش متوکل می روم و حقایق را به وی کشف می کنم، خواه مرا بکشد یا آزاد کند. زید گفت: من هم با تو می روم.
هر دو با هم پیش متوکل آمدند، مرد کشاورز قضیه را کشف کرد، متوکّل چنان خشمش گرفت و دستور داد مرد زارع را کشتند و طناب به پایش ‌بستند در کوچه و بازار به رویش می کشیدند، سپس به دار آویختند.
زید مجنون روزها به انتظار نشست تا مرد کشاورز را از دار پایین آوردند و به مزبله انداختند و زید آمد، جنازه او را بغل گرفت، به دجله برد، غسل داد و کفن کرد و نماز خواند و به خاک سپرد و سه روز کنار قبرش نشست و تلاوت قرآن نمود.
در این هنگام دید جنازه ای را می آورند، مردم او را نوحه سرایی می کنند و اضطراب شدید حکمفرما است، زید پرسید: این مرده کیست که این قدر پرچم سیاه بدست مردم است و دسته جات زیاد او را تشییع می کنند. گفتند: کنیز حبشیه متوکّل است، نام وی ریحانه است و بسیار مورد علاقه متوکل بود. او را در مقبره متوکل دفن کردند، فرش انداختند و عطر پاشیدند و قبه عالی بر او برپا کردند.
زید مجنون وقتی این ها را دید، خاک بر سر خود ریخت و داشت می نالید و می گفت: قبر پسر پیامبر صلی الله علیه و آله را ویران می کنند، برای یک کنیز زنازاده قبه و بارگاه بنا می کنند. آنقدر می گریست که مردم به حال او رقّت می کردند، روزی اشعار زیر را سرود، سپس نوشت و به یکی از درباریان داد.

اءیحرث بالطّف قبر الحسین و یعمر فبر بنی الزّانیة...

همین که اشعار پیش متوکل خوانده شد، غیظ و غضبش جوش کرد و زید را احضار نمود. وی سخنانی در توبیخ و وعظ متوکّل گفت، او را بیش از هر چیز ناراحت کرد به طوری که دستور قتل زید را داد. در همین لحظه از حضرت علی علیه السلام پرسید و منظوری غیر از تحقیر نداشت.

زید گفت: به خدایم سوگند! فضل او را انکار نمی کند مگر کافر شکاک و دشمن نمی شود با علی مگر منافق و دروغگو. آنگاه از فضائل علی علیه السلام آنقدر سخن گفت که متوکل دستور داد او را به زندان بردند. وقتی که شب تاریکی خود را گسترانید، مردی که دیده نمی شد پیش متوکّل آمد با پای خود او را زد و گفت: زید را آزاد کن و الا هلاکت می کنم.
متوکّل وحشت زده برخاست خود به زندان آمد و زید را آزاد ساخت و خلعت مورد پسندی به وی داد و گفت: هر چه از من می خواهی دریغ نخواهد شد. زید گفت: من از تو فقط تعمیر قبر امام حسین علیه السلام و عدم تعرض به زوّار او را می خواهم. متوکّل قبول نمود و زید شاد از نزد او بیرون شد و شهرها را می گشت و اعلان می کرد: هر کس اراده زیارت امام حسین علیه السلام را دارد بدون وحشت برود.
بعد از این، ده سال قبر حسین علیه السلام از اعمال شیعه متوکل بدکار محفوظ ماند و مردم بدون هراس به سوی کربلا برای زیارت می آمدند.

غارت حرم در قرن ششم توسط المسترشد بالله
المسترشد بالله خلیفه سی ام عباسی در سال ۵۲۶ق به حرم امام حسین(ع) یورش برده و تمام تزئینات، جواهرات حرم را به غارت برد تا بین سربازان خود تقسیم کند، وی می‌گفت قبر نیازی به این جواهرات ندارد. بسیاری از شیبعیان در این یورش توسط نیروهای خلیفه عباسی کشته شدند چرا که در مقابل یورش و هتک حرمت خلیفه ایستادند.. با این حال، عاقبت المسترشد بعد از این اتفاق تغییر کرد. به روایت بسیاری از مورخین، خلیفه متکبرعباسی و پسرش راشد پس از خروج از کربلا کشته شدند.

تخریب حرم به دست وهابی‌ها
در سال 1216 وهابیها به سرکردگی سعود بن عبدالعزیز پس از تسلط بر حجاز و عراق به کربلا یورش برده و خرابی‌های زیادی به بار آورده و افراد زیادی را قتل عام کردند. وهابیون به مرقد مطهر صدمات زیادی وارد کرده و ذخائر موجود در آن جا را به غارت بردند.
یکی از شاهدان این حادثه می‌نویسد:
"آنان درب‌های حرم و نرده‌های فلزی و آینه کاری حرم را کندند و اشیای قدیمی و هدایای پادشاهان و شاهزادگان ایرانی را به تاراج بردند. همچنین تزئینات دیوارها و طلاهای سقف، شمعدان ها، فرش‌های گرانبها، لوسترهای گران قیمت، درب‌های کنده کاری شده و غیره را تاراج کردند. افزون بر این کار نزدیک به پنجاه نفر را کنار ضریح و پانصد نفر را در صحن شریف به قتل رساندند. شهر کربلا را نیز ویران کردند و بی‌رحمانه به کشتار پیرمردان و کودکان و زنان و مردان و غارت خانه‌ها پرداختند و کسی از حمله وحشیانه آنان در امان نماند."
این حادثه به قدری تاسف بار بود که وقتی میرزا ابوطالب اصفهان ی، چندین ماه پس از این فاجعه به کربلا وارد شد، تلخ کامی‌ها و آشفتگی‌های ناشی از آن را چنین گزارش کرد:
"در صحن مقدس، خون مذبوحان روان، گنبد و حجره‌های صحن از لاش مقتولین پُر بود.، شدت آن حادثه به جایی رسید که من بعدِ یازده ماه از آن وارد کربلا شدم، هنوز آن قدر تازگی داشت که به جز نقل آن، حدیثی دیگر در شهر نبود و راویان در اثنای حکایت می‌گریستند و از شنیدن آن، موها بر اندام راست می‌شد."


حمله یکی از زیردستان روس حاکم بغداد به کربلا
در این مورد نوشته اند: "شخصی به نام سلیمان با تابعیت روسی، مدت‌ها مناخور (امیرآخور) والی بغداد بود. حاکم بغداد، مناخور را مأمور حمله به کربلا کرد. مردم کربلا تا سال ۱۲۴۷ پیوسته از ستم مناخور در فشار بودند، قوای او به سوی کربلا روان شد و مدت هجده روز آن را در محاصره گرفت. در این مدت، سه بار به شهر هجوم بردند، ولی موفق نشدند. در مجموع کربلا در نیمه قرن سیزدهم هجری از سوی سپاه مناخور بارها تهدید شد تا این که سرانجام داوود پاشا برای اهالی کربلا امان صادر کرد. در این رویدادها کسانی که به خانه رؤسای فرقه شیخیه، از جمله شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی پناه می‌آوردند، از یورش و تهاجم مصون بودند."

حمله بعثی ها به بارگاه مقدس
صدام حسین در سال 1991 ميلادی (1370 شمسی) به‌منظور برنامه‌ريزی برای حمله به مرقد مطهر امام حسين(علیه السلام) در كربلا و شيعيان و زوار اين مرقد، با دو پسرش «عدی» و «قصی» و «حسين كامل»، دامادش، در قصر «السجود» عراق تشكيل جلسه داد.عدی، پسر صدام از حسين كامل می‌خواهد كه تمامی مناطق كربلا را بدون مشورت با صدام هدف قرار دهد و زمانی كه حسين كامل در اين رابطه با صدام مشورت می‌كند، ديكتاتور سابق عراق می‌گويد "به گنبدهای امام حسين(علیه السلام) حمله‌ور شويد و سرها را تكه تكه كنيد."
حسين كامل از ژنرال «قيس حمزه عبود» حمله به گنبدهای مرقد امام حسين(علیه السلام) و حرم حضرت حضرت عباس را خواستار می‌شود و صدام نيز از وی می‌خواهد كه تمامی زائران اين دو حرم را مورد حمله قرار دهد و حتی كسانی را كه در بازداشت نيروهای امنيتی هستند، در همانجايی كه بازداشت می‌شوند، اعدام كنند. حسين كامل با يك تانك وابسته به گارد ويژه رياست جمهوری، گنبد امام حسين(علیه السلام) را مورد هدف قرار دهد و پس از اطمينان از انجام وظيفه، صدام را در جريان اين حمله وحشيانه قرار می‌دهد و صدام نيز به وی وعده تجليل از سوی رژيم حاكم را می‌دهد.

38

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید