روایتی که پیش از قضاوت، نیازمند تأمل است
چرا ماجرای انیمیشنهای اقتصاد و ابراهیم رئیسی چنین جنجالی شد؟ | چرا مشاوران و وزرا مسئولیت آموزش را به عهده نگرفتند!؟
فرض کنیم ادعایی که پوریا بختیاری در برنامه پادکستی «باضیا» مطرح کرده، برخلاف برخی تردیدها، نادرست نباشد.
به گزارش خبرفوری، فرض کنیم در مقطعی که شهید رئیسی ریاستجمهوری را برعهده داشت، تیم نزدیک به او در نهاد ریاستجمهوری برای بررسی برخی مسائل اقتصادی، از یک کارشناس بیرون از حلقه رسمی دولت کمک گرفته و او در جلسات کارشناسی، دیدگاهها و تحلیلهای خود را با رئیسجمهور در میان گذاشته باشد.
حتی با پذیرفتن این فرض، مسئله اصلی لزوما محتوای ادعا نیست؛ بلکه پرسش مهمتر میتواند درباره چگونگی انتخاب چنین فردی برای این جایگاه باشد. اگر قرار بوده فردی به حلقهای محدود و حساس از تصمیمسازی اقتصادی راه پیدا کند و در موضوعاتی با اهمیت بالا با رئیسجمهور گفتوگو داشته باشد، طبیعتا این پرسش مطرح میشود که معیار انتخاب او چه بوده و چه سابقه، تخصص و اعتمادی پشت این تصمیم قرار داشته است؟
اقدام عجیب گمرک؛ انتشار فهرست قیمت مشروبات الکلی خارجی | از آبجوی ۴۲۰ هزار تومانی تا بطری ۳۱ میلیونی
وقتی نفت دیگر قدرت سابق را ندارد | چرا افزایش قیمت نفت به سود ایران نیست؟
هر فرد در ماه چقدر غذا خورده است؟ | ایرانیها غذا را از سفره حذف کردند!
البته این روایت، دستکم در شکل فعلی، آنقدر محکم و مستند به نظر نمیرسد که بتوان بر مبنای آن درباره عملکرد یک دولت یا شخصیت سیاسی قضاوتی قطعی صادر کرد. فاصله میان یک روایت شفاهی، یک ادعا و یک واقعیت اثباتشده، فاصلهای جدی است که نمیتوان با نادیده گرفتن آن، به نتیجهگیریهای بزرگ رسید.
از همین منظر، طبیعی است که نسبت به چنین روایتی با دیده تردید نگاه شود. هر ادعایی، بهویژه وقتی پای روابط درونی دولت، جلسات خصوصی و مسائل محرمانه در میان است، نیازمند شواهد و قرائن کافی است. نمیتوان صرف طرح یک روایت در یک برنامه رسانهای، آن را بهعنوان واقعیتی قطعی پذیرفت و بر اساس آن حکم صادر کرد.
اما حتی اگر فرض کنیم روایت مطرحشده درست باشد، پرسش دیگری نیز به همان اندازه اهمیت دارد: آیا اخلاقی است فردی که به واسطه اعتماد، از فضای بیرونی به یک حلقه محدود و درونی راه یافته، پس از آنکه از آن محیط خارج شد، جزئیات و مسائل آن را دوباره به فضای عمومی منتقل کند؟
روزنامه قدس در این باره نوشته است؛ اعتماد، بهخصوص در مناسبات حرفهای و سیاسی، صرفا یک رابطه شخصی نیست؛ نوعی مسئولیت نیز به همراه دارد. کسی که به واسطه اعتماد وارد یک مجموعه میشود، ممکن است به اطلاعاتی دسترسی پیدا کند که برای انتشار عمومی طراحی نشدهاند. افشای چنین اطلاعاتی، حتی اگر از نظر حقوقی در مواردی قابل مناقشه باشد، دستکم از منظر اخلاق حرفهای نیازمند تأمل جدی است.
با این حال، نباید از این مسئله نیز غافل شد که نقد یک روایت با حمله به گوینده آن تفاوت دارد. اگر روایت مستند نیست، باید ضعف مستندات آن را نشان داد؛ اگر انتخاب یک مشاور محل پرسش است، باید درباره معیارهای آن انتخاب بحث کرد و اگر ادعایی خلاف واقع است، باید با سند و استدلال آن را رد کرد. تبدیل یک روایت ضعیف به ابزار تسویهحساب سیاسی، نه به روشنشدن حقیقت کمک میکند و نه به اعتبار نقدکنندگان میافزاید.
مشکل دقیقا از جایی آغاز میشود که یک روایت مبهم و اثباتنشده، بهانهای برای ساختن یک دوگانه سیاسی تازه شود؛ دوگانهای که در آن، افراد پیشاپیش در جایگاه «دوست» و «دشمن» قرار میگیرند و اصل موضوع به حاشیه میرود.
شهید سیدابراهیم رئیسی، فارغ از قضاوتهای سیاسی درباره عملکرد دولتش، از سوی طیفهای مختلف حتی منتقدانش با ویژگیهایی مانند خوشخلقی، سعهصدر و رفتار محترمانه شناخته میشد. اگر این ویژگیها را بخشی از میراث اخلاقی او بدانیم، طبیعی است که انتظار داشته باشیم همین رویکرد در میان نزدیکان و همکارانش نیز دیده شود.
اخلاق سیاسی فقط در دفاع از یک شخصیت یا جریان معنا پیدا نمیکند؛ در نحوه مواجهه با منتقد، مخالف و حتی کسی که روایتی ناخوشایند مطرح کرده نیز خود را نشان میدهد. بنابراین شاید بهتر باشد به جای آنکه از یک روایت سست، دیواری برای صفبندی سیاسی بسازیم، ابتدا از خود بپرسیم چه مقدار از آن قابل اثبات است، چه مقدار صرفا یک ادعاست و آیا اساسا شایسته است اطلاعاتی که در بستر اعتماد به دست آمده، به ابزار مناقشه عمومی تبدیل شود؟
شاید آموزش پذیری خدا آمرزیده با چالشهای جدی مواجه بوده ..!!!
گول مردم نزد
برو بابا دلت خوشه کسی دیگه به حرفهای صد من یک غاز فکر نمی کنه هرچه بود تمام شد رفت به این فکر کن که سرمایه اجتماعی ایران ۴۷ سال روی اسب های بازده شرط بندی شد برای هیچ و پوچ سوریه فلسطین غزه یمن عراق گروهک حزبالله ونزوئلا برخی کشورهای آفریقایی!!
خدا رحمت کنه اما تخصصی برای ریاست جمهوری نداشت تخصص او فلسفه و قضایی بود هر کسی را بهر شغلی ساختند به هر حال روحش شاد