مهار نوسان دلار در سایه محاصره اقتصادی | آیا فروش ۱۰ هزار دلار به هر کدملی اشتباه است؟
خبرنگار: علی محزونبانک مرکزی با آغاز طرح فروش ارز تا سقف ۱۰ هزار دلار به هر کد ملی و اعلام تزریق ۲ میلیارد دلار به بازار، به دنبال مهار نوسانات ارزی و کنترل انتظارات تورمی است؛ سیاستی که در روزهای نخست اجرای آن با کاهش محسوس نوسان قیمت دلار همراه بوده است. با این حال، تداوم این ثبات به میزان منابع ارزی در دسترس، نحوه قیمتگذاری و چشمانداز تحولات سیاسی و اقتصادی وابسته است.
به گزارش خبرفوری، بانک مرکزی در هفتههای اخیر امکان خرید ارز از طریق شعب منتخب بانکها را فراهم کرده است. بررسیها نشان میدهد نرخ فروش ارز در این طرح به قیمت بازار نزدیک است و اختلاف آن کمتر از ۵ درصد برآورد میشود. همین موضوع از نگاه کارشناسان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا فروش ارز با نرخ نزدیک به بازار، احتمال شکلگیری رانت و تقاضای غیرواقعی را کاهش میدهد.
نوسان دلار از ۱۵ درصد به ۱.۲ درصد رسید
بررسی تغییرات قیمت ارز نشان میدهد در هشت روز پس از آغاز طرح فروش ۱۰ هزار دلار به هر کد ملی، میزان نوسان قیمت به حدود ۱.۲ درصد رسیده است؛ درحالیکه این رقم در هشت روز پیش از اجرای طرح حدود ۱۵ درصد بود. این تفاوت میتواند نشانهای از اثرگذاری مداخله بانک مرکزی بر کاهش تلاطم بازار باشد، هرچند بهتنهایی برای اثبات رابطه مستقیم میان اجرای طرح و ثبات قیمتها کافی نیست.
بیشتر بخوانید:
وام ۵۰۰ میلیونی که فقط ۲۷۰ میلیون آن به دست مردم میرسد | پشت پرده بازار وامفروشی
دلار چرا آرام نمیگیرد؟ | از کمبود ارز تا شوکهای سیاسی در بازار ایران
ماجرای مصرف گوشت اسب و الاغ در ایران | پشت پرده یک نامه جنجالی
دلار در کدام روزهای ماه رشد بیشتری دارد؟ | ردپای یک الگوی عجیب در افزایش قیمت دلار
منطق این سیاست آن است که دسترسی به ارز از یک مسیر رسمی، بخشی از تقاضای احتیاطی خانوارها و فعالان اقتصادی را از بازار غیررسمی خارج کند. در مقابل، اگر ارز با قیمتی بهمراتب پایینتر از نرخ بازار عرضه شود، انگیزه خرید با هدف کسب سود از اختلاف قیمت افزایش مییابد و منابع بانک مرکزی ممکن است به جای پاسخگویی به نیاز واقعی، صرف تقاضای مازاد شود.
فشار تحریمها و محدودیت منابع ارزی
این سیاست در شرایطی اجرا میشود که مقامهای آمریکایی از تشدید فشار اقتصادی بر ایران سخن میگویند. ارین براون، معاون وزیر خزانهداری آمریکا در امور بینالملل، در گفتوگو با بیبیسی مدعی شده است که تنها حدود یکمیلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار نفت ایران خارج از محاصره دریایی باقی مانده و واشنگتن برای محدود کردن دسترسی تهران به منابع مالی خود تلاش میکند.
او همچنین از گفتوگو با چین برای پایان دادن به بخشی از روابط اقتصادی و مالی این کشور با ایران خبر داده است. این اظهارات در کنار تهدیدهای پیشین وزیر خزانهداری آمریکا درباره افزایش نرخ دلار، بر اهمیت مدیریت انتظارات و حفظ منابع ارزی کشور میافزاید. البته ادعاهای مقامهای آمریکایی درباره میزان منابع باقیمانده ایران، بهتنهایی تصویر کاملی از وضعیت واقعی ذخایر و درآمدهای ارزی کشور ارائه نمیکند.
دو پیشنهاد برای مدیریت بازار ارز
محمدحسین رحمتی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه شریف، معتقد است بانک مرکزی ناگزیر از مداخله در بازار ارز است، اما انتخاب ابزار مناسب اهمیت تعیینکنندهای دارد. او ایجاد بازار رسمی اسکناس یا معاملات آتی ارز و استفاده از بازار طلا بهعنوان سیگنالدهنده قیمت ارز را دو راهکار قابل بررسی میداند.
رحمتی همچنین پیشنهاد کرده است با راهاندازی سازوکاری برای معاملات طلا به ریال و دلار و استفاده از ذخایر طلا، امکان مدیریت حباب قیمتی و تسهیل مبادلات میان صادرکنندگان و واردکنندگان فراهم شود.
غلامعلی کامیاب، معاون سابق ارزی بانک مرکزی، نیز بر ضرورت کوتاهمدت بودن مداخله تأکید کرده است. از نگاه او، سیاستگذار باید محدودیت ذخایر و سرعت ورود ارز را در تصمیمگیریهای خود لحاظ کند؛ بهویژه آنکه اطلاعات کافی از جریان واقعی ورود و خروج ارز در دسترس نیست.
علی سرزعیم، اقتصاددان، نیز فروش ارز را در صورتی قابل دفاع میداند که عامل اصلی افزایش قیمت، کمبود اسکناس در بازار باشد و بانک مرکزی ذخایر کافی برای پاسخگویی به این تقاضا داشته باشد.
ثبات کوتاهمدت یا آرامش پایدار؟
دنیای اقتصاد در این باره مینویسد؛ مداخله ارزی میتواند در کوتاهمدت از شدت نوسانات بکاهد و بخشی از تقاضای احتیاطی را مدیریت کند؛ اما تضمینی برای تثبیت بلندمدت نرخ ارز نیست. اگر فشار تحریمها افزایش یابد، درآمدهای ارزی کاهش پیدا کند یا تورم داخلی همچنان بالا بماند، حفظ ثبات قیمت با اتکا به عرضه ارز دشوارتر خواهد شد.
در نهایت، موفقیت این طرح نه صرفاً با میزان دلار فروختهشده، بلکه با هزینه مداخله، میزان تقاضای پاسخدادهشده و توان بانک مرکزی برای حفظ منابع ارزی سنجیده میشود. سیاست مؤثر، سیاستی است که بدون ایجاد رانت و تخلیه بیرویه ذخایر، از تبدیل نااطمینانی به موج تازه تقاضای سفتهبازانه جلوگیری کند.
این مملکت اگه واقعا دلش میخواد همه امور نابسامان سامان پیدا کند باید روراست باشد و روی دست منافع برخی قدرتمندان و دزدان بلند شود در غیر اینصورت وقت خودتان را تلف نکنید و فریب نطق ها را هم نخورید
دلار ۲۷۰ تومان شدن کار بانک مرکزی و نظام بود تا بتوانند دلار که قرار بود ۲۸۵۰۰ برای واردات کالاهای اساسی و دارو بقیمت ۲۶۰ هزار تومان بفروشند ، اشخاصی حقیرتر از آنان در ایران وجود ندارد
فرض بر اینکه من یک دلال باشم هر نفری را که در صف خرید می فرستم برای من بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان سود روزانه دارد که ۳ تا ۵ میلیون آنرا به مالک هر کدملی می دهم. ، آدم فروشی و برده داری چیزی شبیه همین است. دلال پولدار فقیر را برای حمل پول استفاده می کند. این روند در فروش خودرو و هر نوع کالای سرمایه ای دیگر هم هست ، مثل فروش حقوق مسکن ملی و حقوق انحصاری جانبازان برای وام و .... ، این حکومت فقط برایش اوجب واجبات جیب خاندان مسئولین است و فرهنگ برده داری از عناصر مباح چنین حکومتی است