دهک دوم با تورم 100 درصدی، صدرنشین تورم دهک ها شد
شکاف تورمی میان دهک ها به 9.6 درصد رسید/ اینفوگرافیک
بر اساس تازهترین دادههای مرکز آمار ایران، تورم سالانه دهک دوم خانوارها در تیرماه ۱۴۰۵ به ۷۳.۵ درصد رسید و فاصله آن با دهک دهم به ۹.۶ واحد درصد افزایش یافت؛ شکافی که از تفاوت سبد مصرفی خانوارها ناشی میشود.
تازهترین دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد تورم در تیر ۱۴۰۵ فقط یک عدد عمومی برای همه خانوارها نبوده و شدت آن میان دهکهای مختلف هزینهای تفاوت محسوسی داشته است. نرخ تورم سالانه دهک دوم با ثبت رقم ۷۳.۵ درصد در بالاترین سطح قرار گرفت؛ در حالی که این نرخ برای دهک دهم ۶۳.۹ درصد بود. به این ترتیب فاصله تورمی دهکها به ۹.۶ واحد درصد رسید؛ شکافی که نسبت به خرداد ۱.۲ واحد درصد بیشتر شده است.
سهم بزرگ خوراکیها از تورم دهکهای پایین
در مقیاس نقطهبهنقطه نیز دهک دوم با تورم ۱۰۰.۶ درصدی وارد محدوده سهرقمی شد و دهک اول با نرخ ۹۹.۹ درصد تنها یکدهم واحد درصد تا این مرز فاصله داشت. در مقابل، تورم نقطهای دهک دهم ۸۴.۷ درصد اعلام شد. بررسی وزن گروههای مصرفی نشان میدهد ریشه اصلی این تفاوت در ترکیب سبد هزینهای خانوارهاست. خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات بیش از ۴۲ درصد سبد دهکهای نخست را تشکیل میدهند، اما سهم آنها در سبد دهک دهم تنها ۲۱.۶ درصد است.
از آنجا که تورم سالانه خوراکیها نزدیک به ۱۰۰ درصد بوده، خانوارهای کمدرآمد بخش بزرگتری از مخارج خود را در معرض شدیدترین موج گرانی قرار دادهاند. بنابراین شاخص کل ۶۶ درصدی، تجربه واقعی و یکسانی برای همه دهکها ایجاد نکرده است.

7 دهک نخست بالاتر از میانگین کشور ایستادند
تورم سالانه کل کشور در تیر ۱۴۰۵ به ۶۶ درصد رسید، اما این میانگین تفاوت قابلتوجهی میان دهکهای هزینهای را پنهان میکند. دهک دوم با تورم ۷۳.۵ درصدی بالاترین نرخ را ثبت کرد و دهکهای اول و سوم نیز هر کدام تورم ۷۲.۶ درصدی داشتند.
نرخ تورم سالانه دهک چهارم ۷۰.۹ درصد، دهک پنجم ۷۰.۱ درصد و دهک ششم ۶۸.۸ درصد اعلام شد. دهک هفتم نیز با تورم ۶۷.۸ درصدی همچنان بالاتر از متوسط کشور قرار داشت. در مقابل، نرخ تورم دهک هشتم ۶۶.۵ درصد و تقریباً برابر میانگین کل بود. دهک نهم با ۶۵.۵ درصد و دهک دهم با ۶۳.۹ درصد کمترین تورم سالانه را تجربه کردند.
بنابراین، هفت دهک نخست نرخهایی بالاتر از شاخص کل داشتند و فقط دو دهک بالای درآمدی پایینتر از متوسط کشور قرار گرفتند. فاصله میان بیشترین و کمترین نرخ تورم سالانه به ۹.۶ واحد درصد رسیده است؛ در حالی که این فاصله در خرداد ۸.۴ واحد درصد بود.
افزایش ۱.۲ واحد درصدی شکاف در یک ماه نشان میدهد موج اخیر تورم بهصورت نامتوازن توزیع شده است. به بیان دیگر، افزایش قیمتها در ماههای گذشته فشار بیشتری بر سبد خانوارهایی وارد کرده که سهم اقلام ضروری در مخارج آنها بالاتر است.
تورم نقطهای دهک دوم از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرد
تصویر نابرابری تورمی در شاخص نقطهبهنقطه آشکارتر است. تورم نقطهای دهک دوم در تیر به ۱۰۰.۶ درصد رسید؛ یعنی خانوارهای این دهک برای خرید سبدی مشابه تیر سال گذشته، بیش از دو برابر هزینه کردهاند. دهک اول نیز با تورم ۹۹.۹ درصدی عملاً در آستانه همین محدوده قرار گرفت و دهک سوم تورم ۹۸.۹ درصدی را تجربه کرد.
با حرکت به سمت دهکهای بالاتر، نرخها بهتدریج کاهش یافتهاند. تورم نقطهای دهک چهارم ۹۶.۲ درصد، دهک پنجم ۹۴.۱ درصد، دهک ششم ۹۱.۹ درصد و دهک هفتم ۹۰ درصد بوده است. این نرخ در دهک هشتم به ۸۷.۷ درصد، در دهک نهم به ۸۵.۷ درصد و در دهک دهم به ۸۴.۷ درصد رسیده است. بنابراین فاصله تورم نقطهای دهک دوم و دهم به ۱۵.۹ واحد درصد میرسد؛ شکافی بسیار بیشتر از فاصله تورم سالانه. این تفاوت نشان میدهد شوک قیمتی یک سال اخیر با شدت بیشتری به سبد دهکهای پایین منتقل شده است.
در مقیاس ماهانه، شکاف محدودتر بوده و بیشترین تورم با ۳.۲۱ درصد در دهکهای چهارم و پنجم و کمترین نرخ با ۲.۹ درصد در دهک دهم ثبت شده است. با این حال، کوچکتر بودن فاصله ماهانه به معنای رفع نابرابری نیست؛ زیرا فشار انباشته قیمتها همچنان در نرخهای نقطهای و سالانه دهکهای پایین نمایان است.

خوراکیها بودجه فقرا را میبلعند
دلیل اصلی تفاوت تورم دهکها را باید در ساختار سبد مصرفی آنها جستوجو کرد. خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات ۴۲.۳۶ درصد از هزینههای دهک اول و ۴۲.۲۹ درصد از مخارج دهک دوم را تشکیل میدهند. این سهم در دهک سوم ۴۱.۰۹ درصد است و با افزایش سطح هزینه خانوار بهتدریج کاهش مییابد؛ تا جایی که در دهک دهم به ۲۱.۵۵ درصد میرسد.
به این ترتیب، وزن خوراکیها در سبد دهک اول تقریباً دو برابر دهک دهم است. اهمیت این تفاوت زمانی بیشتر میشود که تورم سالانه خوراکیها برای کل کشور به ۹۷.۶ درصد رسیده است. تورم خوراکی دهک اول ۱۰۱.۵ درصد و دهک دوم ۱۰۱.۲ درصد بوده، در حالی که این نرخ در دهک دهم نیز همچنان رقم بالای ۹۵.۳ درصد را نشان میدهد.
فاصله نرخ تورم خوراکی دهک اول و دهم فقط ۶.۲ واحد درصد است؛ بنابراین منشأ اصلی اختلاف تورم کل، تفاوت شدید قیمت خرید مواد غذایی نیست، بلکه وزن متفاوت این گروه در سبد خانوارهاست. فقرا بخش بزرگتری از منابع خود را صرف گروهی میکنند که تقریباً دو برابر شده است.
این تفاوت در ترکیب هزینه خوراک و مسکن نیز دیده میشود. مجموع سهم این دو گروه در سبد دهک اول به ۸۱.۷ درصد میرسد، اما در دهک دهم حدود ۵۴.۴ درصد است. یعنی دهک نخست بیش از چهارپنجم مخارج خود را فقط صرف خوراک و مسکن میکند و فضای بسیار محدودی برای سایر نیازها دارد.
وزن بالای تورم خدمات برای ثروتمندان
دادههای مرکز آمار یک تناقض ظاهری مهم را نیز نشان میدهد. تورم سالانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات برای دهک دهم ۵۳.۳ درصد بوده، در حالی که این نرخ برای دهک اول ۴۷.۲ درصد ثبت شده است. به بیان دیگر، خانوارهای پردرآمد در گروه خدمات و کالاهای غیرخوراکی تورم بیشتری تحمل کردهاند؛ اما در نهایت تورم کل دهکهای پایین بالاتر بوده است.
علت این وضعیت در وزن متفاوت گروهها قرار دارد. حملونقل ۱۳.۶۶ درصد از سبد دهک دهم را تشکیل میدهد، در حالی که سهم آن در دهک اول فقط ۳.۵۲ درصد است. وزن بهداشت و درمان نیز در دهک دهم ۹.۴۳ درصد و در دهک اول ۴.۲۱ درصد است. آموزش، تفریح و فرهنگ نیز در سبد خانوارهای پردرآمد سهم بیشتری دارند.
در مقابل، دهکهای پایین بخش بسیار بیشتری از هزینههای خود را به خوراکیها و مسکن اختصاص میدهند؛ دو گروهی که امکان حذف یا تعویق مصرف آنها محدود است. از همین رو، حتی اگر تورم برخی خدمات برای دهکهای بالا بیشتر باشد، جهش قیمت مواد غذایی فشار شدیدتری بر بودجه خانوارهای کمدرآمد وارد میکند.
بنابراین تورم ۶۶ درصدی شاخص کل، فقط میانگینی از تجربههای متفاوت است. برای دهک دوم این تجربه ۷۳.۵ درصد و برای دهک دهم ۶۳.۹ درصد بوده است؛ فاصلهای که نشان میدهد تورم نهتنها قدرت خرید را کاهش داده، بلکه توزیع فشار اقتصادی را نیز نابرابرتر کرده است.
هرچی بدبختی هست مال فقیر بیچاره هاس.. نماینده ها و سردار و حقوق بگیر میدان ها و وزیر و مدیر چه می فهمند مردم پا برهنه چه دردی دارند
بفرست واسه اونایی که پهپاد و موشک می زنند، کمتر پول مردم بدبخت رو دود کنند
نتیجه واقعی پیروزی قهرمانانه برای مردم ایران
از نظر علمی در مورد شکاف طبقاتی در ایران انتخاب گسلنده روی داده یعنی برخلاف سالهای نه چندان دور که قشر متوسط داشتیم اکنون مردم یا فقیرند یا غنی و دیگر خبری از قشر متوسط نیست. مردم حتی آنکه خانه دارد ، غذای خوب می خورد و سفر می رود باز هم فقیر است وای به حال آنانی که دستشان به دهانشان نمی رسد. یک درصدی هم که از بقیه جدا شده و به اصطلاح گسل شده اند، مولتی میلیاردر گردیده و سوار بقیه شده اند. درک این موضوع یعنی مقایسه بین کسی که یک میلیارد تومان پول نقد دارد و باز هم از نظر علم اقتصاد فقیر است و کسی که پول خردهایش میلیاردها تومان پول و دلار و سکه ای است که در بانک های خارج و گاوصندوق های داخل گذاشته و ارزش املاک و کارخانه ها و پاساژهایش سر به فلک کشیده.