روایت آیت الله هاشمی از اغتشاشات در معرفی فرمانده سپاه تهران/ به خدمت امام رفتم، در اندرون، تنها بودند و سرفه می کردند
در خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشته است: آقایان شیخ حسن صانعی و محمد علی انصاری آمدند و گفتند، امام سرماخوردگی دارند و از اندرون بیرون نمیآیند. احمد آقا هم از شهر بیرون رفته است. به خدمت امام رفتم. امام در اندرون، تنها بودند و سرفه میکردند. دکتر سفارش کرده است از اتاق بیرون نروند.
آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی در کتاب «به سوی سرنوشت» در تاریخ 5 آذر سال 1363 نوشته است:
امروز در منزل بودم. ظهر، آقایان محسن رضائی و محسن رفیقدوست و سیدجلال ساداتیان آمدند. گزارش مراسم معرفی فرمانده سپاه پاسداران تهران را آوردند که عدهای از مخالفان فرماندهی، شلوغ و اغتشاش کرده بودند. اجازه تعقیب آنها را میخواستند. وزیر نیرو، از نپرداختن مخارج کارهای انجام شده در هورالهویزه، تلفنی گله داشت.
آقایان شیخ حسن صانعی و محمد علی انصاری آمدند و گفتند، امام سرماخوردگی دارند و از اندرون بیرون نمیآیند. احمد آقا هم از شهر بیرون رفته است. به خدمت امام رفتم. امام در اندرون، تنها بودند و سرفه میکردند. دکتر سفارش کرده است از اتاق بیرون نروند. به امام ورود محموله اسلحه مهم از لیبی به ایران را اطلاع دادم. خبر عملیات آینده را گفتم و راجع به جایگزینی شورای انقلاب فرهنگی به جای ستاد انقلاب فرهنگی هم صحبت کردم. عصر، آقای دعاگو آمد و گله از اخوی محمد رئیس سازمان صداوسیما، داشت که بعضی از مصوبات شورای سرپرستی صداوسیما را اجرا نکرده است و آقای کیوان آرا را از مسئولیت پخش سیما برداشته است.
از این خاطرات معلوم میشه که مملکتو چجوری اداره می کردند
کاروزندگی نداشته بااین همه خاطرات تلخ
مگه نظامی بوده چی کاره بوده همه چی روبهش میگفتن