پایان دوره «وسط بازی» برای اروپا؛ پیام تعطیلی سفارتخانهها برای تهران چیست؟
ماجرای تعطیلی سفارتخانههای اروپایی در تهران چیست؟/ تهدید بیصدای ایران یا هراس از جنگی فراگیر؟
اتریش نیز همانند بریتانیا در سکوت و بی سروصدا سفارتخانهاش را در تهران تعطیل کرد. در نگاه نخست شاید این اقدام نوعی اعتراض اروپایی به رخدادهای اخیر در ایران باشد، اما داستان فراتر از این حرفها است و اینبار اروپا در تنش بین ایران و آمریکا وضع متفاوتی دارد.
سفارت اتریش بعد از تعطیلی سفارتخانه بریتانیا در ایران حالا دومین سفارتخانهای است که ایران را ترک کرده است.
تعطیلی یک سفارتخانه، صرفاً بستن درِ یک ساختمان دیپلماتیک نیست؛ این اقدام حامل پیامی چندلایه و معنادار در عرصه سیاست بینالملل است که مخاطبان آن تنها دولتِ مقابل نیستند، بلکه افکار عمومی، بازیگران منطقهای و حتی متحدان نزدیک را نیز دربرمیگیرد. سفارتخانهها نماد حداقلی از گفتوگو، ارتباط و بهرسمیتشناختن متقابلاند و تعطیلی آنها معمولاً نشانه ورود روابط دو کشور یا وضعیت کشور میزبان به مرحلهای بحرانیتر است.
نخستین و آشکارترین پیام تعطیلی سفارت، اعتراض رسمی و سیاسی است. کشوری که سفارت خود را میبندد، عملاً اعلام میکند که سطح تنش به حدی رسیده که ادامه روابط دیپلماتیک عادی را ممکن یا مفید نمیداند. علاوه بر اختلافات حل نشده، این اقدام بعضا نشانهای از تهدیدهای جغرافیایی است و نوعی دماسنج برای بالا رفتن دمای تنشها محسوب میشود.
پیام دوم، کاهش کانالهای ارتباطی و افزایش ریسک سوءبرداشت است. سفارتخانهها نقش حیاتی در مدیریت بحران، انتقال پیامهای فوری و جلوگیری از تشدید تنشها دارند. با تعطیلی آنها، گفتوگوها به مسیرهای غیرمستقیم، واسطهها یا کانالهای محدود امنیتی منتقل میشود؛ مسیری که هم کندتر است و هم مستعد سوءتفاهم. در چنین شرایطی، حتی یک حادثه کوچک میتواند به بحرانی بزرگتر تبدیل شود، چرا که ابزارهای دیپلماتیکِ مهار تنش تضعیف شدهاند.
سومین آسیب بسته شدن یک سفارتخانه، اثری است که بر افکار عمومی کشور مبدأ می گذارد؛ پیام این است؛ تهدید یا خطر را جدی تلقی کنید، چون یک کشور میهمان حاضر شده هزینه سیاسی قطع روابط را بپذیرد. گاه این تصمیم، کارکردی نمادین برای نمایش اقتدار، حفظ امنیت اتباع یا پاسخ به فشارهای داخلی دارد؛ بهویژه در شرایطی که دولتها نیازمند نشان دادن واکنشی قاطع هستند.

تعطیلی سفارتخانه ها و پیام های پیدا و پنهان
تعطیلی اخیر دو سفارتخانه اروپایی در ایران را باید جدی گرفت. گزارشهای رسیده نشان می دهد در روزهای بسته شدن اینترنت و شدت گرفتن اعتراضات مردمی، جلسات مهمی بین مقامات وزارت خارجه ایران و مقامات امنیتی، با سفارتخانههای خارجی در ایران برگزار شده است. در این جلسات تهران چند پیام هشدارآمیز مهم برای میهمانان خود داشته است؛ پاسخ ایران به هرنوع حمله احتمالی آمریکا یا اسراییل، اینبار محدود نخواهد بود.
نشانههای این جلسات با سفرای کشورهای همسایه در رایزنیهای هفته گذشته آنها با دولت آمریکا روشن شد. گزارش رسانههای آمریکایی نشان میدهد چهارشنبه دو هفته پیش، آمریکا قصد داشته به ایران حمله کند اما چندین اتفاق مانع این حمله شده است؛ یکی از موانعی که واشنگتن پست هم به آن اشاره کرده، پیام کشورهای همسایه از جمله ترکیه، قطر و عربستان به ترامپ بوده است. واشنگتن پست نوشته: رهبران متحدان آمریکا در خاورمیانه نگران بودند که ایران در صورت حملهٔ آمریکا چگونه تلافی خواهد کرد.
به گفتهٔ چند مقام منطقهای، ایران به دولتهای حاشیهٔ خلیج فارس هشدار داده بود که تلافیاش این بار مانند دفعهٔ پیش «کالیبره و کنترلشده» نخواهد بود؛ پس از حملهٔ آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن، ایران قصدش را از قبل مخابره کرده بود و سپس حدود یک دوجین موشک به پایگاه هوایی العدید شلیک کرد. نگرانیهایی وجود داشت که نیروهای نیابتی ایران، از جمله حزبالله، حملات خود را آغاز کنند؛ خطری که بدون حضور یک گروه ضربت ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه جدیتر میشد.
اسرائیل آماده حمله متقابل ایران نبود
گزارشهای رسیده نشان میدهد، همین جنس پیام به اروپاییها نیز مخابره شده است. مقامات وزارت خارجه و مقامات امنیتی ایران به سفرای کشورهای اروپایی در تهران هشدار داده اند که در صورت کارشکنی کشورهایشان و نقش داشتن آنها در هرگونه حمله آمریکا، «ایران هم دست بسته نیست». بر اساس شنیدهها آمریکا بخشی از تجهیزات برای حمله احتمالی به ایران را در کشورهای اروپایی مستقر کرده است. از نظر ایران این اقدام نوعی اعلام تخاصم رسمی در شرایط حساس کنونی است.
به نظر میرسد تعطیلی این دو سفارتخانه از جانب اتریش و بریتانیا نوعی واکنش به موضع جدید ایران است؛ احتمالا تعطیلی به همین دو کشور هم محدود نخواهد ماند.
تعطیلی اخیر دو سفارتخانه اروپایی در ایران را باید جدی گرفت. گزارشهای رسیده نشان می دهد در روزهای بسته شدن اینترنت و شدت گرفتن اعتراضات مردمی، جلسات مهمی بین مقامات وزارت خارجه ایران و مقامات امنیتی، با سفارتخانههای خارجی در ایران برگزار شده است
تحلیل مهم خبرگزاری فارس درباره راهبردهای جدید ایران
خبرگزاری فارس نیز در روزهای اخیر بخشهایی راهبرد جدید ایران را در گزارشی با عنوان «بازی تهران با کارت مرد دیوانه؛ امنیت در ایران یا بحران برای همه» منتشر کرده و نوشته : براساس گزارش نشریۀ اکونومیست، برآورد اطلاعاتی اسرائیل این است که در صورت حملۀ آمریکا به ایران، تهران نهتنها پاسخ مستقیم میدهد، بلکه متحدان منطقهای واشنگتن را نیز وارد جنگ خواهد کرد. به بیان سادهتر هر جنگ علیه ایران، جنگی منطقهای و تمامعیار خواهد بود!
خبرگزاری فارس در ادامه این مطلب به بازخوانی آنچه «تئوری مرد دیوانه» خوانده پرداخته و نوشته است: «دهۀ ۱۹۶۰، ریچارد نیکسون برای خروج از بنبست ویتنام، به نظریهای متوسل شد که بعدها به «تئوری مرد دیوانه» معروف شد؛ نمایش چهرهای غیرقابلپیشبینی برای مرعوبکردن دشمن. ژانویۀ ۲۰۲۵، ترامپ با همان الگو وارد کاخ سفید شد؛ از تهدید کانادا و گرینلند تا لرزاندن ناتو، حمله به تأسیسات هستهای ایران و حتی ربودن رئیسجمهور ونزوئلا. هدف چیست؟ القای این پیام که «هیچ خط قرمزی وجود ندارد. با آغاز اغتشاشات اخیر، تهدیدهای نظامی ترامپ تشدید شد؛ حتی تهدیدهای مستقیم علیه رهبر انقلاب.»
پاسخ تهران صریح بود؛ هرگونه اقدام نظامی، یعنی هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در منطقه. هر کشوری که خاک، آسمان یا امکاناتش مبنای حمله باشد، شریک جنگ تلقی میشود.
از نگاه ایران، «پایگاه آمریکا» فقط محل استقرار نیرو نیست؛ هر مرکز لجستیکی، اطلاعاتی، هوایی یا پدافندی که به آمریکا یا اسرائیل کمک کند، هدف مشروع است.
ایران هشدار داده در صورت جنگ، خلیج فارس ناامن میشود، تأسیسات نفتی کشورهای همکار با دشمنان، هدف قرار میگیرد، هیچ خط قرمزی برای مراکز حیاتی انرژی منطقه وجود نخواهد داشت.
ریچارد نفیو، مقام سابق آمریکایی که به معمار تحریمهای فلجکننده علیه ایران شهرت دارد نیز در یادداشت اخیر خود گفته است که «ایران توان تلافی قابلتوجهی علیه زیرساختهای انرژی منطقه و منافع اصلی آمریکا دارد».
خطبههای نماز جمعه تهران نیز حاوی همین پیام بود؛ وقتی حاج علی اکبری پشت تریبون نماز جمعه میگوید که «یک تریلیون دلاری که آمریکا در منطقه سرمایهگذاری کرده، زیر نظر موشکهای ماست» همین پیام در حال مخابره است.
پایان دوره «وسط بازی» برای اروپا؛ پیام تعطیلی سفارتخانهها برای تهران چیست؟
در امتداد این تحولات، تعطیلی بیسروصدای سفارتخانهها را باید نه یک تصمیم مقطعی، بلکه بخشی از بازآرایی صحنه دیپلماسی در آستانه یک دوره پرریسک دانست. آنچه امروز در تهران، لندن و وین رخ میدهد، بیش از آنکه محصول یک اختلاف دوجانبه ساده باشد، بازتاب تغییری عمیقتر در معادلات بازدارندگی و درک تهدید میان ایران، آمریکا و اروپا است. اروپا که سالها تلاش کرده بود خود را بازیگری «میاندار» و تا حدی مستقل از واشنگتن معرفی کند، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که ناچار است هزینه انتخابهای امنیتی خود را بپردازد.
در واقع، پیام اصلی تعطیلی این سفارتخانهها را باید در «انتقال نگرانی» جستوجو کرد، نه صرفاً اعتراض سیاسی. وقتی کشوری تصمیم میگیرد سطح حضور دیپلماتیک خود را به صفر یا نزدیک به صفر برساند، پیشفرض آن است که احتمال بروز یک سناریوی پرتنش را واقعی و نه صرفاً فرضی میداند. این تصمیم بیش از آنکه خطاب به ایران باشد، خطاب به پایتختهای اروپایی و افکار عمومی داخلی آنهاست: شرایط منطقهای در حال ورود به مرحلهای غیرقابل پیشبینی است و دولتها ترجیح میدهند پیشاپیش ریسک حضور اتباع و دیپلماتهای خود را کاهش دهند.
این رفتار اروپاییها، ناخواسته روایت ایران از شرایط را تقویت میکند. تهران مدتهاست تلاش دارد این پیام را القا کند که هرگونه درگیری احتمالی، محدود، کنترلشده و صرفاً میان ایران و آمریکا نخواهد بود. تعطیلی سفارتخانهها، عملاً این تصویر را تأیید میکند که حتی بازیگران اروپایی نیز سناریوی گسترش تنش را جدی گرفتهاند. به بیان دیگر، اروپا با این اقدام، ناخواسته به اعتبار روایت بازدارندگی ایران کمک میکند.
عبور از دیپلماسی بحران به دیپلماسی احتیاط
از سوی دیگر، این تحولات نشان میدهد که «دیپلماسی بحران» جای خود را به «دیپلماسی احتیاط» داده است. اروپا در سالهای گذشته، بهویژه پس از خروج آمریکا از برجام، کوشید با حفظ کانالهای دیپلماتیک، نقش ضربهگیر را ایفا کند. اما اکنون به نظر میرسد این راهبرد یا به بنبست رسیده یا دستکم برای مقطع فعلی کارایی خود را از دست داده است. وقتی حتی کشورهایی مانند اتریش که معمولاً نماد بیطرفی و میزبانی گفتوگوهای دیپلماتیکاند، تصمیم به تعطیلی سفارت میگیرند، این پیام مخابره میشود که سطح بیاعتمادی به آینده کوتاهمدت منطقه بهشدت افزایش یافته است.
در این شرایط نباید از پیامدهای بلندمدت این وضعیت غافل شد. کاهش حضور دیپلماتیک، به معنای کاهش ظرفیت مدیریت بحران است. در شرایطی که پیامها بهجای کانالهای رسمی، از طریق رسانهها، واسطهها یا هشدارهای علنی منتقل میشوند، احتمال سوءبرداشت و خطای محاسباتی بالا میرود. این دقیقاً همان وضعیتی است که میتواند یک بحران قابلکنترل را به بحرانی فراگیر تبدیل کند. تعطیلی سفارتخانهها اگرچه در کوتاهمدت اقدامی محافظهکارانه تلقی میشود، اما در بلندمدت میتواند به افزایش ناامنی ساختاری منجر شود.
از منظر ایران، این شرایط یک فرصت است؛ فرصتی که در آن پیام بازدارندگی تهران جدیتر گرفته میشود و دیگر صرفاً در حد شعار یا تهدید لفظی باقی نمانده است. تهدید از آن جهت که هرچه سطح تماسهای مستقیم کمتر شود، امکان تبیین مواضع، رفع سوءتفاهمها و مدیریت تنش نیز محدودتر خواهد شد. ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که باید میان تشدید پیامهای بازدارنده و حفظ حداقلی از کانالهای دیپلماتیک، توازن ظریفی برقرار کند.
کسی منتظر جنگ نیست، اما همه منتظر جنگ هستند!
تعطیلی بیصدای سفارتخانهها را میتوان نشانه ورود منطقه به فاز «تعلیق پرتنش» دانست؛ وضعیتی که در آن هیچکس خواهان جنگ نیست، اما همه خود را برای بدترین سناریو آماده میکنند. اروپا با بستن سفارتخانهها، نه بیطرفی خود را تثبیت کرده و نه از معادله کنار کشیده است؛ بلکه ناخواسته اعتراف کرده که دیگر توان یا اراده ایفای نقش مستقل در مهار بحران را ندارد. در چنین فضایی، هر اقدام، هر پیام و هر سکوت، معنایی فراتر از ظاهر خود پیدا میکند. تعطیلی سفارتخانهها شاید بیسر و صدا باشد، اما صدای آن در معادلات امنیتی منطقه، بلندتر از بسیاری از بیانیههای رسمی شنیده میشود.
اینقدر صغری کبری نچین همه می دونن که جنگ نزدیکه
ترامپ ده دلار میخاد بندازه صندوق اعانه کلیسا ده بار پول رو شمرد بعد ناو ده میلیارد دلاری با هزینه روزی حداقل دو میلیون دلار رو بیخودی راهی منطقه میکنه؟ بعد دیدید تمام رییس جمهورهای جمهوری خواه جنگ میکنن دیگه چرا هی تهدید الکی میکنید؟