محاکمه مردی که بعد از قتل دوستش به آلمان فرار کرد
مردی که 10 سال قبل در یک نزاع خیابانی مرتکب قتل شده بود، در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.
متهم 10 سال قبل مقابل دانشگاهی در پرند تهران جوانی به نام یوسف را که از قبل با او اختلاف داشت با ضربه چاقو به قتل رسانده و فرار کرده بود. متهم به کشور آلمان رفته بود اما 9 سال بعد برگشت و به دست پلیس بازداشت شد.
پرونده بعد از تکمیل تحقیقات به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی، پدر و مادر مقتول درخواست قصاص کردند. همسر مقتول گفت: وقتی شوهرم کشته شد، دخترم یک سال و نیمه بود و حالا دختری 11ساله است. ما در این مدت سختی زیادی کشیدیم و حاضر به گذشت نیستیم.
او درباره روز حادثه گفت: روز حادثه شخصی به نام وحید که متهم ردیف دوم است با شوهرم تماس گرفت و از او خواست بهسمت دانشگاه برود. شوهرم گفت ماشین ندارد اما وحید اصرار کرد و او هم رفت. بعد به من خبر دادند شوهرم چاقو خورده است. خودم را به بیمارستان رساندم. شوهرم قبل از اینکه به اتاق عمل برود به من گفت شهرام او را زده است.
شوهر من خیلی به شهرام کمک میکرد. من هر روز برای او غذا درست میکردم. شوهرم لباسهایش را به شهرام میداد. من عصبانی میشدم و میگفتم چرا این کار را میکنی. یوسف میگفت او فقیر است و خانواده درستی ندارد و در خیابان میخوابد اما همین آدم بچه مرا یتیم کرد.
سپس متهم در جایگاه حاضر شد و گفت: قتل عمدی را قبول ندارم. قصدم کشتن نبود. از خودم دفاع کردم. یوسف دوست خوبی برایم بود و خیلی به من کمک میکرد. او از من پول قرض گرفته بود. بعد از مدتی درخواست کردم پول را برگرداند اما عصبانی شد و سر این موضوع با من جروبحث کرد.
خیلی عصبی و پرخاشگر شده بود. با اینکه هر بار پرخاشگری میکرد چیزی نمیگفتم اما بار آخر فقط برای اینکه بتوانم جلوی ضرباتی را که بر من وارد میکرد بگیرم یک ضربه به او زدم.
او ادامه داد: من از ترس فرار کردم. به ترکیه سفر کردم و از آنجا به آلمان رفتم. مدت ۹ سال در آلمان زندگی کردم. فکر میکردم همهچیز حل شده به خاطر همین به تهران برگشتم که به محض ورود دستگیر شدم.
سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من از ترس این کار را کرد. مقتول بهسمت او حمله کرده بود. به گفته همسر مقتول، یوسف شب قبل از حادثه بهشدت دعوا کرده و گردن و دستهایش کبود بود. او پرخاشگر بود و موکلم از ترس جانش یک ضربه به او زد که البته ضربه به جای حساس هم نخورده بود. او یک ضربه به پا زد که باعث مرگ شد.
سپس متهم ردیف دوم به نام وحید به جایگاه آمد. او توضیح داد: من با یوسف تماس نگرفتم. اصلاً در این درگیری نقشی نداشتم.
داشتم جلوی دانشگاه فوتبال بازی میکردم که دیدم این دو نفر درگیر شدند و یوسف چاقو خورد. درخواست کمک کرد و من هم او را به درمانگاه بردم و بعد هم برگشتم. اینکه گفته میشود فرار کردم دروغ است. نگهبان بیمارستان به من گفت تو دیگر کاری نداری، برو. من هم رفتم. بعد شنیدم یوسف جانش را از دست داده است. من هیچ نقشی در درگیری نداشتم.
در ادامه وکیل او در جایگاه قرار گرفت و خواستار تبرئه موکلش شد.
سپس متهم ردیف اول برای بیان آخرین دفاع در جایگاه حاضر شد. او گفت: من اتهام را قبول ندارم. از اولیای دم درخواست بخشش دارم. من قصد کشتن نداشتم و ضربه را هم به پای یوسف زدم فقط برای اینکه بتوانم جلوی او را بگیرم.
سپس قضات ختم جلسه را اعلام کردند و برای صدور رأی وارد شور شدند.