یادداشت‌های محمدعلی فروغی، ۲۱ دی ۱۲۹۸؛

مشغول لایحه خسارات شدم


22 دی 1399 - 19:00
5ffc6db190cc5_2021-01-11_18-54
«مشغول لایحه خسارات شدم. محسن‌خان پسر حاجی سیاح را که خواسته بودم آمد و مطالبی را که میرزا همایون‌خان نوشته بود با او گفت‌وگو کردم.»

یادداشت‌های محمدعلی فروغی، ۲۱ دی ۱۲۹۸؛

 صبح دیر برخاسته برای ناهار رفتم منزل مادام رو و بعد از آن هم به هوتل موریس. مشغول لایحه خسارات شدم. محسن‌خان پسر حاجی سیاح را که خواسته بودم آمد و مطالبی را که میرزا همایون‌خان نوشته بود با او گفت‌وگو کردم. حکیم‌الدوله آمد و گفت: «امشب دکتر لگرو و رفقایش می‌آیند مهمان ما هستند، شما هم بیایید که بعد در باب کار باکتریولوژیست صحبت کنیم.» چنین کردیم. سر میز غیر از حکیم‌الدوله و لقمان‌الدوله، دکتر لگرو بود و ناتان‌لاریه و مسیو منار که داوطلب رفتن به ایران است و مسیو رنار. بعد از شام صحبت زیاد کردیم و قریب نصف‌شب منزل آمدیم.

چند جلد کتاب که در لندن در کتابخانه طیمس گفته بودم که این‌ها را می‌خرم و بعد دیگر ذکر آن‌ها نشده بود و تصور می‌کردم که حرفی بود و گذشت، امشب فرستاده‌اند. عجب این‌که صورت‌حساب آن چند روز قبل رسیده بود و من تعجب می‌کردم که معنی آن چیست و به نظم‌السلطنه نوشته بودم که تحقیق کند.

منبع: یادداشت‌های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش محمدافشین وفایی و پژمان فیروزبخش، تهران: سخن، چاپ هفتم، ۱۳۹۸، ص ۲۹۱.

«مشغول لایحه خسارات شدم. محسن‌خان پسر حاجی سیاح را که خواسته بودم آمد و مطالبی را که میرزا همایون‌خان نوشته بود با او گفت‌وگو کردم.»

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5ffc6db190cc5_2021-01-11_18-54
22 دی 1399 - 19:00

یادداشت‌های محمدعلی فروغی، ۲۱ دی ۱۲۹۸؛

 صبح دیر برخاسته برای ناهار رفتم منزل مادام رو و بعد از آن هم به هوتل موریس. مشغول لایحه خسارات شدم. محسن‌خان پسر حاجی سیاح را که خواسته بودم آمد و مطالبی را که میرزا همایون‌خان نوشته بود با او گفت‌وگو کردم. حکیم‌الدوله آمد و گفت: «امشب دکتر لگرو و رفقایش می‌آیند مهمان ما هستند، شما هم بیایید که بعد در باب کار باکتریولوژیست صحبت کنیم.» چنین کردیم. سر میز غیر از حکیم‌الدوله و لقمان‌الدوله، دکتر لگرو بود و ناتان‌لاریه و مسیو منار که داوطلب رفتن به ایران است و مسیو رنار. بعد از شام صحبت زیاد کردیم و قریب نصف‌شب منزل آمدیم.

چند جلد کتاب که در لندن در کتابخانه طیمس گفته بودم که این‌ها را می‌خرم و بعد دیگر ذکر آن‌ها نشده بود و تصور می‌کردم که حرفی بود و گذشت، امشب فرستاده‌اند. عجب این‌که صورت‌حساب آن چند روز قبل رسیده بود و من تعجب می‌کردم که معنی آن چیست و به نظم‌السلطنه نوشته بودم که تحقیق کند.

منبع: یادداشت‌های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش محمدافشین وفایی و پژمان فیروزبخش، تهران: سخن، چاپ هفتم، ۱۳۹۸، ص ۲۹۱.

منبع: انتخاب

66

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks