رباتها، شمشیر دولبه مراقبت از سالمندان و بیماران
رباتهای اجتماعی که نویدبخش تبدیل شدن به همراهانی برای افراد مسن و مبتلایان به زوال عقل هستند و میتوانند به تحرک بیشتر آنها کمک کنند، توجه سرمایهگذاران را به خود جلب کردهاند، با این وجود تردیدهایی در مورد مزایای آنها نیز وجود دارد.
کلارا بریج، متخصص بیماریهای سالمندان در دانشگاه واشنگتن، سیاتل، داستانی را که یکی از همکارانش برای گروهی از دانشجویان مراقبتهای بهداشتی و مددکاری اجتماعی تعریف کرده بود، به یاد میآورد.
به مرد مسنی در خانه سالمندان، رباتی داده شد که شبیه یک عروسک بود تا با او همراهی کند. او به آن وابسته شد و وقتی بعدا بیمار شد و درگذشت، کارکنان خانه سالمندان او را در حالی یافتند که ربات همراهش را در آغوش گرفته بود.
وقتی از دانشجویان خواسته شد تا برداشتهای خود را از این سناریو ارائه دهند، آنها به دو دسته تقسیم شدند: گروهی که فکر میکردند تنها نماندن این فرد میانسال در آخرین لحظات زندگیاش زیباست و گروهی که احساس میکردند جان باختن بدون وجود یک ارتباط انسانی، غمانگیز است.
رباتها به نوعی درمان برای افراد مسن مبتلا به زوال عقل تبدیل شده و به طور فزایندهای محبوب شدهاند. گفته میشود که رباتهای اجتماعی که بسیاری از تحقیقات بر اساس آنها انجام شده است، میتوانند خلق و خوی افراد را بهبود بخشند، تعامل اجتماعی را افزایش دهند، علائم زوال عقل را کاهش دهند و به مراقبان اطمینان خاطر و آرامش بیشتری بدهند. اما برخی از محققان شروع به زیر سؤال بردن این موضوع کردهاند که آیا این دستگاهها برای استفاده گسترده آماده هستند یا خیر. تحقیقاتی که ارزش رباتها را اثبات میکند، پراکنده است و نگرانیهای اخلاقی نیز وجود دارد. به خصوص در مورد این ایده که استفاده از آنها ممکن است ارتباطات انسانی را در جمعیتی که به شدت به آنها نیاز دارند، کاهش دهد.
بریج میگوید: اگر قرار است منابعی را برای مراقبت از سالمندان به کار بگیریم، من میخواهم کارکنان بیشتری در مرکز خود داشته باشم تا آنها در تنهایی از دنیا نروند. مادربزرگ او در طول همهگیری کووید-۱۹ به تنهایی در یک خانه سالمندان با کمبود کارمند درگذشت. مادربزرگ بریج ربات همراه را نداشت، اما بریج به هر حال این را برای او نمیخواست. او میگوید: گزینههای بسیار دیگری وجود دارد که من قبل از یک ربات برای او انتخاب میکردم.
پذیرندگان اولیه رباتهایی که در درمان افراد مسن و افراد مبتلا به زوال شناختی اولیه استفاده میشوند، در دو دسته کلی قرار میگیرند: رباتهای خدماتی و رباتهای اجتماعی. رباتهای خدماتی برای کمک به افراد در زندگی روزمرهشان، مانند کمک به انجام کارهای خانه یا تحرک، طراحی شدهاند. با این حال، توسعه یک دستیار رباتیک که بتواند در خانه حرکت کند و با خیال راحت با افراد و اشیاء در محیط خود تعامل داشته باشد، از نظر فناوری چالش برانگیز است. در نتیجه، رباتهای اجتماعی که برای ارائه همراهی و تحریک شناختی در نظر گرفته شدهاند، در محیطهای مراقبت از افراد مسن، بیشتر به چشم میخورند. برخی از آنها از نظر طراحی مانند انسان هستند و قرار است به عنوان همراهان «هوشمند» عمل کنند، مکالمات ابتدایی را انجام دهند و بازیها و فعالیتها را هدایت کنند. سایر رباتهای اجتماعی با هدف شبیهسازی حیوانات خانگی که میتوانند به نوعی به صدا و لمس فرد پاسخ دهند، ساخته شدهاند.
حیوانات (اغلب سگها) در محیطهای مراقبتی برای کمک به ساکنان برای اجتماعیتر شدن و کاهش آشفتگی و بهبود کیفیت زندگی آنها استفاده میشوند. اما حیوانات به مراقبت زیادی نیاز دارند، در حالی که یک حیوان خانگی رباتیک اینگونه نیست. رایجترین نمونه این نوع ربات اجتماعی، پارو است. این ربات که در ژاپن طراحی شده است، شبیه یک بچه فُک است. فُک به این دلیل انتخاب شد که آشنا و قابل دسترس باشد، اما حیوان خانگی رایجی نیست، بنابراین فرد بلافاصله متوجه تفاوت بین رفتار آن و حیوان واقعی نمیشود. پارو معمولا برای ارائه نوعی درمان با حیوانات خانگی به سالمندان در مراکز نگهداری سالمندان استفاده میشود و در طول جلسات درمانی، همراهی و تعامل بین ساکنان مراکز و کارکنان را تشویق میکند.
لیلیان هانگ، خالق آزمایشگاه نوآوری در مراقبت از زوال عقل و پیری (IDEA) در دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور، کانادا، این ربات پشمالو را در سال ۲۰۱۷ برای استفاده از سوی افراد مبتلا به زوال عقل که در بیمارستان عمومی ونکوور بستری شده بودند، خریداری کرد. در ابتدا، او از آن در گروه درمانی برای افراد مبتلا به زوال عقل و برای کمک به افرادی که در طول بستری و ترخیص از صحبت کردن خودداری میکردند، استفاده کرد. اما با گذشت زمان، هانگ کاربردهای بیشتری برای پارو پیدا کرد.
![]()
در یک مورد، این ربات به کمک بیماری آمد که پس از تصادف در بخش اورژانس بود. بیمار به کارکنانی که به او نزدیک میشدند، ضربه میزد و به یک متخصص آزمایشگاه که سعی در گرفتن نمونه خون او داشت، لگد زد. هانگ میگوید: او یک بیماری قلبی داشت که نیاز به تشخیص داشت و ما دو انتخاب داشتیم: او را از نظر فیزیکی یا شیمیایی مهار کنیم، یا او را به حال خود رها کنیم. هر دو گزینه خوب نبودند.
در عوض، هانگ، پارو را روی پای او قرار داد. پارو سرش را چرخاند، انگار که از خواب بیدار شده باشد، چشمانش را باز کرد و به بیمار نگاه کرد. مرد از ربات پرسید که آیا اخیرا چیزی خورده است یا نه. وقتی پارو شروع به حرکت کرد، مرد شروع به نوازش آن کرد. در حالی که او با پارو مشغول بود، کارکنان توانستند آزمایشهای مورد نیاز خود را انجام دهند.
هانگ میگوید: من قصد نداشتم به این دلیل از ربات استفاده کنم، اما در آن لحظه مفید بود. بیمار از مراقبت و ایمنی با کیفیتی برخوردار بود و کارکنان توانستند کار خود را انجام دهند. در سال ۲۰۱۹، هانگ ۲۹ مطالعه در مورد استفاده از پارو در مراکز مراقبت از سالمندان در سراسر جهان با افراد مبتلا به زوال عقل را بررسی کرد. او سه مزیت اصلی این ربات را یافت: کاهش احساسات و رفتارهای منفی در بین بیماران، تعامل اجتماعی بهتر و بهبود خلق و خو و تجربه مراقبت. هانگ میگوید: برای یک فرد مسن که ضعیف است و در صحبت کردن زبانهای دیگر مشکل دارد، ربات قضاوتگر نیست. این ربات حضور بیقید و شرطی را ارائه میدهد. صرف نظر از آنچه میگویند، همیشه از گوش دادن خوشحال میشود.
سازندگان سایر رباتهای اجتماعی فکر میکنند که آنها نیز میتوانند برای این جوامع نیز مفید باشند. در سال ۲۰۲۰، محمد ماهور، مهندس برق و رایانه در دانشگاه دنور در کلرادو، سومین نسخه از یک ربات همراه انساننما را که او رایان مینامد، ساخت که کار بر روی آن را از سال ۲۰۱۳ آغاز کرده بود. این ربات میتواند گفتار و حالات چهره را تشخیص دهد و به گونهای طراحی شده است که با مشارکت دادن افراد مبتلا به زوال عقل یا افسردگی در گفتگو در مراحل اولیه، به کاهش انزوای اجتماعی در بین آنها کمک کند.
![]()
رایان همچنین میتواند به افراد یادآوری کند که داروها را مصرف کنند و میتواند بازیهای ذهنی و جسمی را رهبری کند. ماهور میگوید: بیشتر این افراد تنها زندگی میکنند و حالشان خوب نیست. ما میخواهیم کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشیم. وقتی با ساکنان ارتباط برقرار میکنید، آنها شادتر هستند و اعضای خانوادهشان رضایت بیشتری دارند.
ماهور به همراه رایان تحقیقاتی را در مراکز نگهداری سالمندان انجام داده است. در یک مطالعه، به ۶ فرد مسن مبتلا به زوال شناختی زودرس، به مدت چهار تا ۶ هفته، دسترسی شبانهروزی به رایان داده شد. شرکتکنندگان گزارش دادند که از تعامل و گفتگو با رایان لذت میبرند و وقتی او آنجا بود، احساس شادی بیشتری میکردند. با این حال، آنها پس از صحبت با ربات، احساس افسردگی کمتری را گزارش نکردند و گفتند که این مانند صحبت با یک شخص واقعی نیست. این تمایزی است که ماهور درک میکند. او میگوید: ما جایگزین تعامل انسانی نمیشویم، فقط جای خالی را پر میکنیم.
رایان در حال حاضر در دو مرکز نگهداری سالمندان در نزدیکی دنور استفاده میشود. این ربات در فضای عمومی میماند. ساکنان کارتی دارند که میتوانند روی آن ضربه بزنند تا هر روز ۳۰ دقیقه با آن صحبت کنند، بازی کنند یا فعالیتهای دیگری انجام دهند.
ارشیا خان، دانشمند رایانه در دانشگاه مینهسوتا دولوث، نیز در تلاش است تا نشان دهد که رباتها میتوانند کیفیت زندگی افراد مبتلا به زوال عقل را بهبود بخشند. او میگوید رباتهای همراه انساننما میتوانند افراد را درگیر و تحریک کنند و سطح اضطراب و افسردگی را کاهش دهند. آنها همچنین میتوانند با برگزاری جلسات بینگو و بازی با ساکنان در مراکز نگهداری سالمندان، برای مراقبان آرامش فراهم کنند.
به مرد مسنی در خانه سالمندان، رباتی داده شد که شبیه یک عروسک بود تا با او همراهی کند. او به آن وابسته شد و وقتی بعدا بیمار شد و درگذشت، کارکنان خانه سالمندان او را در حالی یافتند که ربات همراهش را در آغوش گرفته بود.
در یک مطالعه، خان و همکارانش دو ربات انساننما که توسط شرکت Softbank Robotics در توکیو ساخته شده و سپس توسط خان به طور ویژه برنامهریزی شدهاند را در هشت خانه سالمندان در مینهسوتا قرار دادند. قبل و بعد از بهکارگیری رباتها، نظرسنجیهایی انجام شد. در مقایسه با خانههای سالمندانی که رباتها را به کار نمیگرفتند، ساکنان مراکزی که این کار را انجام میدادند، پس از تعامل با رباتها، احساس شادی، مراقبت بیشتر و خستگی و ناامیدی کمتری داشتند.
هانگ نگرشهای محتاطانهای دارد و انتظار دارد که مراقبان در برابر استفاده از رباتها مقاومت کنند. او میگوید: همه آماده داشتن ربات نیستند. وقتی با رهبران سازمانی مصاحبه کردیم، آنها گفتند که پول مسئله نیست و کارکنان آنها حاضر به کار با رباتها نبودند. هانگ و همکارانش هنگام اجرای یک گروه کانونی در یک خانه سالمندان، پس از بازگشت از ناهار مشاهده کردند رباتی را که با خود آورده بودند، نه تنها از برق کشیده شده بود، بلکه یک کیسه کاغذی نیز روی سرش گذاشته بودند. او میگوید: آنها نگران بودند که ربات مخفیانه از آنها فیلمبرداری کند.
برخی از افراد مسن نیز نگرانیهایی دارند. در مطالعهای در سال ۲۰۲۳ به رهبری بریج، از ۲۹ نفر مبتلا به آلزایمر خفیف پرسیده شد که چه احساسی نسبت به رباتها و سایر فناوریهای کمکی دارند. نگرانیهای اصلی آنها حریم خصوصی بود. آنها میخواستند بدانند که آیا این فناوری آنها را زیر نظر دارد یا خیر. از دست دادن ارتباط انسانی نگرانی دیگر آنها بود. اکثر شرکتکنندگان گفتند که ملاقات و تماس تلفنی از دوستان و خانواده یا گردشها و فعالیتهای اجتماعی را به آنچه یک ربات میتواند ارائه دهد، ترجیح میدهند.
در یک نظرسنجی جداگانه از بزرگسالانی که عموما با فناوری آشنا بودند، پاسخدهندگان رباتهای اجتماعی را «ترسناک»، «دستکاریکننده» و «غیراخلاقی» توصیف کردند و گفتند که آنها فقط توهم صمیمیت را ارائه میدهند.
بیشتر آنها فکر میکردند که یک همراه مصنوعی باعث نمیشود که احساس تنهایی کمتری داشته باشند.
آنها همچنین با این ایده احساس ناراحتی میکردند که ممکن است مراقب به آنها اجازه دهد باور کنند که ربات، یک انسان واقعی است، زمانی که خود آنها توانایی شناختی لازم برای تشخیص این موضوع را ندارند. بریج میگوید این موضوعی است که اخلاقدانان در مورد آن اختلاف نظر دارند. برخی فکر میکنند که اگر این باور مردم را آرام میکند، پس فریب، عمدی یا غیرعمدی، نباید مهم باشد.
![]()
برخی دیگر آن را به عنوان سوءاستفاده بالقوه از افراد بسیار آسیبپذیر میدانند. بریج میگوید: نگرانیها به طور مداوم در مورد احتمال قطع تعامل و تماس انسانی، عدم صداقت و احتمال کاهش کرامت انسانی وجود دارد که اخلاقدانان آموزشدیده در فلسفه به شما خواهند گفت که باید از آنها محافظت شود، حتی هنگامی که افراد فاقد استقلال هستند.
فواید نامشخص
علاوه بر نگرانیهایی که درباره سالمندان و رباتهای همراه وجود دارد، رباتهای «ارتباطی از راه دور»، رباتهای کمکی و رباتهای چندمنظوره نیز برای حمایت از افراد مبتلا به زوال عقل به کار گرفته میشوند. کلر یو، که در دانشگاه کالج لندن روی پیشگیری از زوال عقل مطالعه میکند، همراه با همکارانش دریافت که بسیاری از این رباتها بهطور کلی مورد علاقه شرکتکنندگان در مطالعه بودند و میتوانند بهطور عملی در خانههای سالمندان استفاده شوند و اکثر مطالعات گزارش دادهاند که رباتها همان کاری را انجام میدهند که نویسندگان پیشبینی میکردند: رفع تنهایی و انزوا، کاهش اضطراب و بهبود کیفیت زندگی. اما محققان به مشکلات قابل توجهی نیز اشاره کردند. به عنوان مثال، پارو سنگین، گران و پر سر و صدا است؛ رباتهای همراه انساننما معمولا مشکلات تشخیص گفتار دارند و استفاده از رباتهای از راه دور و چندمنظوره دشوار بود.
یو و همکارانش همچنین معتقدند که طراحی این مطالعات برای ارائه شواهد قانعکننده درباره سودمندی برای افراد مبتلا به زوال عقل کافی نبوده است. به گفته یو، بسیاری از مطالعات، رباتها را با سایر اشکال مراقبت، مانند مداخلات انسانی مقایسه نکردهاند. حجم نمونهها اغلب برای نتیجهگیری بسیار کوچک بود، برخی از مطالعات از نتایج معتبر استفاده نکردند و بسیاری از آنها به طور مناسب گروههای خود را تصادفی انتخاب نکردند. در نتیجه، با وجود نتایج به ظاهر مثبت در بسیاری از موارد، یو و همکارانش به این نتیجه رسیدند که هیچ مدرک روشنی وجود ندارد که نشان دهد رباتها کیفیت زندگی، شناخت یا رفتار افراد را بهبود میبخشند.
![]()
یو میگوید: قبل از اینکه این متاآنالیز را انجام دهم، واقعا هیجانزده بودم. فکر میکردم رباتها چیزی هستند که میتوانند در آینده برای افراد مبتلا به زوال عقل استفاده شوند. او اکنون تردیدهای جدی دارد و میگوید: فکر میکنم آنها گزینهای هستند که میتوانند در آینده استفاده شوند، اما در حال حاضر مناسب نیستند. ما به کمی زمان برای انجام تحقیقات بیشتر نیاز داریم تا بتوانیم بگوییم که آنها قطعا مفید هستند.
یک بررسی دیگر در سال ۲۰۲۲ که ۹ مطالعه در مورد پارو را تجزیه و تحلیل کرد، نشان داد که این ربات میتواند کیفیت زندگی افراد مبتلا به زوال عقل را بهبود بخشد و مصرف دارو توسط آنها را کاهش دهد. با این حال، نویسندگان به طور مشابه نتیجهگیری خود را تعدیل کردند و خاطرنشان کردند که مطالعاتی که آنها تجزیه و تحلیل کردهاند، عمدتا از کیفیت پایین تا متوسطی برخوردار بودهاند، به این معنی که نویسندگان در ارائه نظرات مثبت در مورد نقش پارو محتاط بودهاند.
یک مطالعه در سال ۲۰۲۰ توسط گروهی از محققان در ژاپن تا آنجا پیش رفت که نشان داد رباتهای ارتباطی ممکن است برای برخی از افراد مبتلا به زوال عقل مضر باشند. ۲۸ فرد مسن که ۱۱ نفر از آنها دچار زوال شناختی بودند، جلساتی با یک ربات اسباببازی به نام چاپیت (Chapit) با قابلیت تشخیص گفتار که میتواند با کاربران بازی کند، گذراندند. اندازهگیریهای فعالیت الکتروانسفالوگرام (EEG) و سطح کورتیزول بزاق که قبل و بعد از جلسات انجام شد، سطوح بالاتری از استرس را در بین شرکتکنندگانی که دچار زوال شناختی بودند پس از استفاده از چاپیت نشان داد، اما در بین افراد گروه بدون زوال شناختی اینطور نبود. افراد مبتلا به زوال شناختی همچنین گزارش دادند که از وقت خود با چاپیت لذت نمیبرند، در حالی که افراد بدون زوال شناختی از آن لذت میبردند. این یافته با نتایج EEG مطابقت داشت. سال گذشته، مطالعهای از همین گروه بر روی فعالیت EEG انجام شد تا تعیین شود که آیا چاپیت، بخشهایی از مغز را که بر تأمل، خودآگاهی، تخیل و پیشبینی تأثیر میگذارند، فعال میکند یا خیر. در افراد بدون اختلال شناختی، این نواحی با استفاده از چاپیت فعال شدند. با این حال، در افراد مبتلا به اختلال شناختی، تغییر قابل توجهی در فعالیت مغز مشاهده نشد.
جذابیت فناوری
با زیر سؤال رفتن اثربخشی و نشانههای مقاومت در بین مراقبان و کاربران بالقوه، پذیرش گسترده رباتها در محیطهای مراقبت از سالمندان با موانع آشکاری روبرو است. یو میگوید: احساس میکنم که برای استفاده از رباتها در مقیاس بزرگ آماده نیستیم.
او معتقد است که ابتدا باید مطالعات با کیفیت بالاتر و کارآزماییهای تصادفی کنترلشده انجام شوند که توانایی نشان دادن فواید روشن را داشته باشند. سپس یافتهها باید در برابر هزینه مداخله سنجیده شوند. او میگوید: فکر نمیکنم کسی ارزیابی اقتصادی انجام دهد تا ببیند آیا پول خرجشده واقعا به اندازه فوایدی که به دست میآوریم، میارزد یا خیر.
![]()
ماهور بیش از ۶ میلیون دلار آمریکا هزینه کرد تا به نسخه فعلی رایان برسد. او هفت ربات دارد که به دنبال خریدار برای آنها میگردد. اکثر خانههای سالمندانی که او با آنها کار کرده است، توانایی خرید رایان را ندارند، بنابراین این ربات نیز از طریق اجاره ماهانه ارائه خواهد شد. در همین حال، خان میگوید که قیمت پایه رباتهایی که او با آنها کار کرده است، ۳۷ هزار دلار است که شامل نرمافزار، نگهداری یا آموزش و پشتیبانی نمیشود. این هزینهها نگرانیهایی را ایجاد کرده است که اگر این رباتها مؤثر واقع شوند، به جز خانههای سالمندانی که از بودجه بسیار خوبی برخوردارند و منحصر به فرد هستند، از دسترس همه خارج خواهند بود.
کالب جانستون، انسانشناس دانشگاه نیوکاسل، انگلستان که اخلاق استفاده از رباتها را برای جمعیتهای مسن مطالعه کرده است، میگوید که در بسیاری از مناطق از جمله در بریتانیا، مراقبتهای اجتماعی به طور مزمن با کمبود بودجه مواجه هستند، حتی با اینکه پول به سمت رباتهای اجتماعی سرازیر میشود.