نوادگان ویکتور هوگو به جان هم افتادند!/ اسفند ۱۳۳۰
بحث و نزاع بر سر این موضوع وقتی شروع شد که کمونیستهای فرانسه به رهبری «اراگون» شاعر معروف معاصر فرانسه کمیتهای به نام «کمیته جشن یکصدوپنجاهمین سال تولد هوگو» تشکیل دادند و در این کمیته «ژان هوگو» یکی از نوههای نویسنده بزرگ فرانسوی را شرکت دادند.
هفت اسفند ۱۳۳۰، همزمان با دویستوششمین سالگرد تولد ویکتور هوگو، نویسنده نامدار فرانسوی و خالق آثاری چون «بینوایان»، در فرانسه و بسیاری از کشورهای جهان مراسمی برای بزرگداشت یکصد و پنجاهمین سال تولد او برگزار شد. اما این جشنها بهجای آنکه تنها یادبودی ادبی باشند، به مناقشهای گسترده در محافل فرهنگی و سیاسی اروپا تبدیل شدند؛ جدالی بر سر این پرسش که آیا ویکتور هوگو کمونیست بوده است یا نه.
ماجرا زمانی آغاز شد که گروهی از کمونیستهای فرانسه به رهبری لوئی آراگون، شاعر مشهور فرانسوی، کمیتهای برای برگزاری جشن یکصد و پنجاهمین سال تولد هوگو تشکیل دادند. در این کمیته ژان هوگو، یکی از نوههای نویسنده بزرگ فرانسوی، نیز حضور داشت. پس از تشکیل این کمیته، احزاب کمونیست در کشورهای مختلف، بهویژه در اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی، مراسم و کمیتههایی مشابه برگزار کردند و تبلیغات گستردهای به راه انداختند. در این تبلیغات، ویکتور هوگو به عنوان نویسندهای با گرایشهای کمونیستی معرفی میشد.
این ادعاها واکنش بسیاری از نویسندگان و روشنفکران فرانسوی و همچنین دیگر اعضای خانواده هوگو را برانگیخت. آنان معتقد بودند که نام و اعتبار این نویسنده بزرگ برای اهداف سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. در نتیجه، کمیتهای دیگر با عنوان «کمیته ملی جشن تولد هوگو» تشکیل شد که ریاست افتخاری آن را ونسان اوریول، رئیسجمهور وقت فرانسه، بر عهده گرفت. چند تن از نوههای دیگر هوگو نیز از این کمیته حمایت کردند و همین مسئله اختلافی آشکار در میان اعضای خانواده او به وجود آورد.
در جریان جشنها در پاریس و برخی شهرهای دیگر فرانسه، طرفداران دو دیدگاه در برابر یکدیگر تظاهرات کردند و حتی در برخی نقاط کار به دخالت پلیس کشید. ژان هوگو نیز بهجای شرکت در مراسم پاریس، همراه با کمیته کمونیستی به مسکو رفت؛ جایی که مراسم بزرگداشت او با شکوه بیشتری برگزار شد.
پس از پایان جشنها نیز این بحث در مطبوعات اروپا ادامه یافت. کمونیستها با اشاره به تبعید هوگو به دلیل جمهوریخواهی، مخالفتش با ناپلئون سوم و حمایت او از کمون پاریس، تلاش میکردند او را همسو با اندیشههای خود معرفی کنند. در مقابل، منتقدان تأکید داشتند که اعتقاد عمیق هوگو به دین و دیدگاههای سیاسی او نشان میدهد که نمیتوان او را در قالب ایدئولوژی کمونیسم قرار داد. بدین ترتیب، دههها پس از مرگ این نویسنده بزرگ، نام او همچنان در مرکز یک جدال فکری و سیاسی قرار گرفت.