به مناسبت بیست و نهمین سالگرد دوم خرداد ۱۳۷۶

دوم خرداد ۲۹ ساله شد؛ از حماسه رأی تا حسرت اصلاحات

۲۹ سال پیش، در دوم خرداد ۱۳۷۶، سید محمد خاتمی با کسب ۲۰ میلیون رأی از مجموع ۲۹ میلیون رأی مأخوذه، به عنوان پنجمین رئیس‌جمهور ایران برگزیده شد. این پیروزی که «حماسه دوم خرداد» نام گرفت، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب بود. خاتمی که وزیر ارشاد دولت میرحسین موسوی و سپس رئیس کتابخانه ملی بود، با شعارهای «توسعه سیاسی»، «جامعه مدنی» و «گفت‌وگوی تمدن‌ها» پا به عرصه رقابت گذاشت و توانست ناطق نوری، نامزد جبهه راست سنتی، را با اختلافی فاحش شکست دهد.

دوم خرداد ۲۹ ساله شد؛ از حماسه رأی تا حسرت اصلاحات

پوریا زرشناس، دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر نوشت: تقریبا سه دهه پیش، در چنین روزی، زلزله‌ای سیاسی ایران را لرزاند؛ نه زلزله‌ای به وسعت ورزقان، بلکه جنبشی که از صندوق‌های رأی برخاست. سید محمد خاتمی با ۲۰ میلیون رأی از مجموع ۲۹ میلیون، به عنوان پنجمین رئیس‌جمهور ایران برگزیده شد و «حماسه دوم خرداد» در حافظه تاریخی این سرزمین ثبت شد. دو سال پیش، سالگرد این واقعه مصادف شده بود با سانحه بالگرد رئیس‌جمهور وقت و فرصت تأمل در این باره از دست رفت. سال پیش هم، جنگ 12 روزه، فرصت تفکری عمیق را از جامعه سیاسی ایران گرفت.

اما امسال، در بیست و نهمین سالگرد، شاید زمان آن رسیده که نه مثل دهه ۸۰ با شور و شوق، بلکه مانند یک نسخه‌شناس باتجربه، با دقت و تأمل به این رویداد بنگریم. این نوشته برای نسل جوان امروزی است که خاتمی را فقط با «لبخند» و «توسعه سیاسی» و «گفت‌وگوی تمدن‌ها» می‌شناسند، اما نمی‌دانند چرا دل ما دانشجویان آن سال‌ها برای او می‌تپید. و چرا بعدها «نان و آب خاتمیسم» سر سفره فرصت‌طلبان رفت و از حماسه فقط حسرت ماند. انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶، از ۲ خرداد شروع نشد؛ نه حتی از پاییز ۷۵. ریشه‌های آن به سال‌ها قبل، به جدال «چپ» و «راست» سنتی و ظهور «کارگزاران» بازمی‌گشت. در گزارش پیش رو، جزئیات کامل این رویداد تاریخی، دلایل پیروزی خاتمی و چرایی ناکامی اصلاحات را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.

ریشه‌های سیاسی دوم خرداد؛ از کارگزاران تا شکاف چپ و راست

انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ نتیجه یک روند چندین ساله بود، نه یک اتفاق یک شبه. پس از پایان جنگ تحمیلی و دوران سازندگی (اکبر هاشمی رفسنجانی)، دو جریان اصلی سیاسی در ایران تثبیت شده بودند: «راست سنتی» (جامعه روحانیت مبارز) و «چپ سنتی» (مجمع روحانیون مبارز) که بعدها «خط امام» نام گرفت. در انتخابات مجلس چهارم (۱۳۷۱)، راست سنتی پیروز شد و چپ‌ها به حاشیه رفتند. اما در آستانه انتخابات مجلس پنجم (۱۳۷۴)، یک بازیگر جدید وارد معادله شد: «حزب کارگزاران سازندگی». کارگزاران که عمدتاً از مدیران اجرایی و اقتصادی دولت هاشمی تشکیل شده بودند، به دنبال تداوم برنامه‌های توسعه اقتصادی و زیرساختی بودند. هاشمی رفسنجانی پیشنهاد ائتلاف «پنج چهره کارگزاران با فهرست جامعه روحانیت» را مطرح کرد، اما راست سنتی مخالفت کرد. این مخالفت باعث شد کارگزاران به سمت «خط امامی‌ها» (چپ‌های سابق) متمایل شوند. در انتخابات مجلس پنجم، این ائتلاف موفق شد کرسی‌های قابل توجهی را به دست آورد و زمینه برای رقابت ریاست‌جمهوری بعدی فراهم شد.

خاتمی، که وزیر ارشاد دولت موسوی و سپس رئیس کتابخانه ملی بود، توسط شورای عالی سیاست‌گذاری «خط امام» به عنوان نامزد نهایی انتخاب شد. او در مقابل ناطق نوری قرار گرفت. تفاوت رویکرد دو جریان: راست سنتی بر «تعدیل اقتصادی» (که در قالب برنامه اول توسعه با نتایج تورمی همراه بود) تأکید داشت، در حالی که خاتمی با شعار «توسعه سیاسی» و «جامعه مدنی» پا به عرصه گذاشت. در آن زمان، نارضایتی از وضعیت اقتصادی (بیکاری، تورم، فساد) باعث شده بود بسیاری از مردم به دنبال یک «تغییر» باشند، حتی اگر آن تغییر در وهله اول سیاسی بود، نه اقتصادی.

دلایل پیروزی خاتمی؛ مردم، لاریجانی و عاشورا

پیروزی قاطع خاتمی با ۲۰ میلیون رأی (در مقابل ۷ میلیون رأی ناطق نوری) حاصل سه عامل اصلی بود:

۱. خستگی جامعه از «تعدیل اقتصادی»

برنامه اول توسعه (۱۳۶۸-۱۳۷۲) اگرچه زیرساخت‌های اقتصادی را بهبود بخشید، اما تورم بالا (بیش از ۳۰ درصد) و کاهش قدرت خرید مردم را به همراه داشت. اعتراضات کارگری و بازاریان در مشهد و قزوین (سال ۱۳۷۱) نشانه‌ای از این نارضایتی بود. خاتمی با وعده «آزادی بیان»، «نقدپذیری» و «گفت‌وگو»، نسخه‌ای متفاوت ارائه کرد.

۲. افشای گفت‌وگوهای لاریجانی

چند روز قبل از انتخابات، گفت‌وگوهای محرمانه «محمدجواد لاریجانی» (مسئول دفتر رئیس‌جمهور وقت، ناطق نوری) با یک مقام انگلیسی در لندن منتشر شد. در این مذاکرات، لاریجانی چهره‌های حامی خاتمی را «تندرو و خطرناک» توصیف کرده و اشغال سفارت آمریکا را محکوم کرده بود. این افشاگری (که برخی آن را یک «عملیات برنامه‌ریزی‌شده» می‌دانستند) ضربه سنگینی به ستاد ناطق وارد کرد و آرای شناور را به سمت خاتمی روانه ساخت.

۳. مدیریت رهبری در قضیه «کارناوال عصر عاشورا»

در روزهای منتهی به انتخابات، برخی رسانه‌ها فیلمی منتشر کردند که در آن خودروهایی با عکس خاتمی در روز عاشورا در خیابان‌ها حرکت می‌کردند. این اقدام (که «کارناوال عصر عاشورا» نام گرفت) توسط راست سنتی به عنوان «بی‌حرمتی به شعائر مذهبی» و «ارتباط خاتمی با ضد انقلاب» تعبیر شد. اما آیت‌الله خامنه‌ای (رهبر وقت) با مداخله به موقع، این حرکت را «دست دشمن» دانست و تأکید کرد که ربطی به نامزدهای انتخابات ندارد. این موضع‌گیری، خاتمی را از اتهامات مبرا کرد و از بسته شدن فضای سیاسی جلوگیری نمود.

نسل جوان امروز ایران (متولدین ۱۳۷۰ به بعد) تجربه مستقیمی از «دوم خرداد» ندارد. آنها خاتمی را با «لبخند» و «شعارهای جذاب» می‌شناسند، اما فضای پرالتهاب سال ۱۳۷۶ و انتظارات آن دوره را درک نمی‌کنند

دستاوردها و ناکامی‌های دولت خاتمی

دولت خاتمی (۱۳۷۶-۱۳۸۴) در دو دوره چهار ساله، دستاوردهای قابل توجهی داشت:

در حوزه سیاسی

آزادی نسبی مطبوعات (تأسیس ده‌ها روزنامه جدید)، تأسیس احزاب و انجمن‌های اسلامی، برگزاری انتخابات شوراهای شهر و روستا (برای اولین بار پس از انقلاب)، کاهش خشونت و فضای امنیتی.

در حوزه اقتصادی

برخلاف تبلیغات مخالفان، شاخص‌های اقتصادی در دولت خاتمی (به ویژه دوره اول) بهبود یافت: نرخ تورم تک رقمی شد (کمتر از ۱۰ درصد)، نرخ ارز تثبیت شد، و سرمایه‌گذاری خارجی (به ویژه پس از «گفت‌وگوی تمدن‌ها») افزایش یافت.

در حوزه سیاست خارجی

تنش‌زدایی با کشورهای همسایه و اروپایی (از جمله عربستان، فرانسه، آلمان، بریتانیا)، و طرح «گفت‌وگوی تمدن‌ها» که با استقبال سازمان ملل مواجه شد.

اما ناکامی‌ها نیز کم نبودند:

تضاد با ساختار قدرت

خاتمی نمی‌توانست با نهادهای موازی (شورای نگهبان، قوه قضائیه، صداوسیما، نیروهای نظامی-امنیتی) که در اختیار اصولگرایان بود، کنار بیاید. بستن روزنامه‌ها (از جمله «سلام» و «جامعه»)، حذف برخی کاندیداهای اصلاح‌طلب توسط شورای نگهبان، و لغو مصوبات دولتی از سوی مجمع تشخیص، ضربات جبران‌ناپذیری به دولت وارد کرد.

سهم‌خواهی و فرصت‌طلبی

بخشی از بدنه اصلاح‌طلب به جای نهادینه‌سازی اصلاحات، گرفتار «سهم‌خواهی» و «جنجال‌سازی» رسانه‌ای شدند. برخی نیز (کارگزاران) به امور اقتصادی خود مشغول شدند و از حمایت مؤثر از خاتمی بازماندند.

شعارهای بزرگ بدون ابزار اجرایی

خاتمی بارها گفت: «می‌توانم خیابان‌ها را شلوغ کنم، اما فایده ندارد.» او نمی‌خواست وارد رویارویی مستقیم با ساختار شود. این رویکرد، اگرچه از خشونت جلوگیری کرد، اما اصلاحات را در نطفه خفه ساخت.

نسل امروز و دوم خرداد؛ دگردیسی مطالبات

نسل جوان امروز ایران (متولدین ۱۳۷۰ به بعد) تجربه مستقیمی از «دوم خرداد» ندارد. آنها خاتمی را با «لبخند» و «شعارهای جذاب» می‌شناسند، اما فضای پرالتهاب سال ۱۳۷۶ و انتظارات آن دوره را درک نمی‌کنند. این نسل امروز با مشکلات متفاوتی روبروست:

بحران معیشت

بیکاری (به ویژه بیکاری تحصیلکردگان)، تورم افسارگسیخته (بیش از ۴۰ درصد)، و کاهش شدید قدرت خرید (به دلیل تحریم‌ها و جنگ تحمیلی سوم).

محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی

فیلترینگ گسترده اینترنت، فشار بر فعالیت‌های مدنی، و فقدان فضای نقد و گفت‌وگوی واقعی (برخلاف دوره خاتمی).

کرامت فردی و حقوق شهروندی

دغدغه‌هایی مانند حقوق زنان، آزادی پوشش، دسترسی به اطلاعات، و عدالت قضایی.

به همین دلیل، نسل امروز چندان مشتاق شنیدن از «جامعه مدنی» و «گفت‌وگوی تمدن‌ها» نیست. آنها یک «تغییر بنیادین» (نه فقط تعدیل) می‌خواهند؛ تغییری که اقتصاد را بهبود بخشد، آزادی‌های پایدار ایجاد کند، و ساختارهای غیرپاسخگو را دگرگون سازد. به قول یکی از فعالان دانشجویی: «ما دیگر به وعده‌های «توسعه سیاسی» اکتفا نمی‌کنیم. می‌خواهیم بدانیم چرا با وجود ۲۰ میلیون رأی، هنوز یک روزنامه منتقد می‌تواند تعطیل شود؟» بنابراین، بازخوانی دوم خرداد برای نسل امروز نه به عنوان یک «حماسه خاطره‌انگیز»، بلکه به عنوان یک «آموزه» است: مردم می‌توانند با صندوق رأی تغییر ایجاد کنند، اما برای تثبیت این تغییر، باید ساختارهای قدرت را نیز اصلاح کنند. صرف رأی دادن کافی نیست.

دوم خرداد ۲۹ سال بعد؛ درس‌ها و چشم‌انداز

بیست و نهمین سالگرد دوم خرداد، فرصتی است برای تأمل و نه بزرگداشت ساده‌انگارانه. درس‌های این رویداد عبارتند از:

۱. صندوق رأی یک ابزار قدرتمند است، اما کامل نیست. مردم می‌توانند با رأی خود رئیس‌جمهور و مجلس را تغییر دهند، اما نهادهای موازی (شورای نگهبان، قوه قضائیه، صداوسیما) که منتخب مردم نیستند، قدرت وتو دارند. اصلاحات واقعی نیازمند تغییر در «نظام انتخاباتی» و «توزیع قدرت» است.

۲. نخبگان اصلاح‌طلب باید بین «نظریه‌پردازی» و «عملگرایی» تعادل برقرار کنند. در دوره خاتمی، بسیاری از روشنفکران و سیاستمداران به جای ارائه راهکارهای عملی برای کاهش فقر و بیکاری، به «جنجال‌های مطبوعاتی» و «تئوری‌پردازی» مشغول بودند. این امر، فاصله میان «نخبگان» و «توده مردم» را افزایش داد.

۳. ضرورت ائتلاف واقعی با طبقات محروم و کارگران. حمایت دانشجویان، زنان و روشنفکران از خاتمی بالا بود، اما اقشار کم‌درآمد (کارگران، کشاورزان، بازنشستگان) چندان به او اعتماد نداشتند (چون شعارهای اولیه خاتمی عمدتاً «سیاسی» بود، نه «اقتصادی»). برای پیروزی مجدد، اصلاح‌طلبان باید به دغدغه‌های معیشتی مردم نیز توجه کنند.

۴. ارتباط مستمر با رهبری و نهادهای حاکمیتی. موفقیت خاتمی در مهار بحران «کارناوال عاشورا» مدیون حمایت رهبری بود. اصلاح‌طلبان امروز نیز اگر خواهان تغییر هستند، باید روابط خود را با نهادهای حاکمیتی بازتعریف کنند و از «تقابل‌سازی» بپرهیزند. اما این به معنای «سکوت در برابر بی‌عدالتی» نیست.

چشم‌انداز آینده

آیا «دوم خرداد دومی» در کار است؟ با توجه به نارضایتی گسترده از وضعیت اقتصادی و سیاسی (به دلیل جنگ، تورم، و محدودیت‌ها)، برخی تحلیلگران معتقدند که اگر فضای انتخاباتی باز باشد (و نامزدهای اصلاح‌طلب تأیید صلاحیت شوند)، احتمال پیروزی یک گفتمان «تغییرطلب» وجود دارد. اما این بار، مردم دیگر به شعارهای «توسعه سیاسی» و «جامعه مدنی» اکتفا نمی‌کنند. آنها یک «برنامه اقتصادی شفاف»، «مبارزه جدی با فساد»، و «آزادی پایدار (نه موقتی)» می‌خواهند. اگر اصلاح‌طلبان نتوانند این مطالبات را پاسخ دهند، صندوق رأی (حتی اگر پررونق باشد) باز هم به «حسرت» تبدیل خواهد شد. یاد دوم خرداد گرامی باد، اما بیایید از آن به عنوان یک «آغاز» یاد کنیم، نه یک «پایان». آغاز یک مسیر پر پیچ‌وخم برای تحقق مردم‌سالاری دینی واقعی.

منبع: آسیانیوز ایران
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 34
  • ناشناس

    بهترین دولت ایران که مردم در نهایت رفاه و آرامش و امنیت بودن؛ دولت خاتمی بود!
    بدترین دولت ایران دولت پزشکیان که عرضه استعفا هم نداره!

  • ناشناس

    دوم خرداد زنگ خطر را برای تندروهای حاکمیت به صدا آورد که نظرات اکثریت جامعه با ایده های این گروه بشدت منافات دارد و برای همین از ان تاریخ به بعد سعی در مصادره ارا و تحمیل نظرات خودشان داشتند تا رسیدند به اینجا که آرای مردم فقط نمایش است.

  • علی

    بعضی ها حاضرند مملکت نابود بشه ولی دست اصلاحات نیفته
    یعنی تا این حد تعصب

  • ناشناس

    فقط یکی از دستاوردهای اصلاحات ، تحمیل نظام شورائی بر اداره شهرها و روستاها بود ، اجرای این قانون ، همه شهرها ، منابع طبیعی ، محیط زیست ، سلامت نیم بند اداری و هر امیدی برای بهبود شهرسازی ، معماری و زندگی را آلوده به هرج و مرج ، سیاسی کاری و رواج فضای ناسالم مدیریتی و تحمیل هزینه های رقابتهای جناحی به مردم و ... کرد .....

  • ناشناس

    نتیجه اصلاحات ، تغییر رویکرد زندگی مردم ، از سبک زندگی اجتماعی به سبک زندگی سیاسی و رقابتهای پایان ناپذیر جناحی و خنثی سازی هر تلاشی برای زندگی مدنی بود ....

  • ناشناس

    یادش بخیر
    آخرین باری که جامعه جوان آنروزها فرصت عرض اندام یافت
    هرچند کمی بعد فاجعه کوی دانشگاه تا ابد زخمی کاری برجان و روحمان نهاد
    یاد جانباختگان مظلوم آن فاجعه تا ابد جاویدان 💔

  • ناشناس

    سران اصلاحات ، خودشان مسبب تخریب رابطه با جهان غرب شدند ( با تخیر سفارت امریکا) ، بعد با 180 درجه تغییر جهت ، به دلباختگان غرب مبدل شدند و فرزندان و خانواده خود را برای زندگی به غرب گسیل داشتند و معضلات بزرگی برای مردم ایران ، برای دهه ها تراشیدند !!!

  • ناشناس

    تدارکاتچی ترسو

  • ناشناس

    حتی خود خاتمی پیام ۲ خرداد را درک نکرد یا خودش رو به خواب زد،،،،

  • ناشناس

    خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

    یادم میاد اون موقع من دانشجو بودم. چقدر شعار دادیم؛ چقدر پوستر چسبوندیم!
    خواب و آروم نداشتیم. فکر کردیم که سید میتونه ایران رو نجات بده، اما دیدیم که اون هم سوپاپ اطمینانی بیش نبود و اومده بود که فقط به دوام و بقای حکومت کمک کنه !

  • ناشناس

    دوره اصلاحات متاسفانه یک دروغ بود که زیر بار سنگین ادعاهای غلو آمیز خودش رمبید

  • ناشناس

    متاسفانه راهکار ۴ عامل بن بست و بی عدالتی جامعه ایران هست،و این ساختار باید به کلی اصلاح شود.

  • ناشناس

    دوعامل اصلی عدم موفقیت ، تندروهای اصلاحات امثال عبدی و حجاریان و مهاجرانی و پروژه عبور از خاتمی.
    و لجبازی بسیار زیاد راس نظام با ایجاد تغییرات.
    حیف که دوران طلایی از دست رفت و نامحمود رو آوردن بزعم خودشون دولت انقلابی بسازن و ژاپن اسلامی

  • ناشناس

    باز هم از همه بهتر بود ند
    دیدی کشور را به بن بست رساندید
    از همه نظر

  • ناشناس

    خاتمی هم فرصت سوزی کرد و از پشتوانه رای ۲۰ میلیونی بهره کافی برای اصلاحات ساختاری در نظام سیاسی نبرد و هوادارانش را سرخورده کرد. مردم ایران از شعارهای اصلاح طلبانه مایوس شده اند.

  • حمید

    نبش قبر و کج روی؟ثمرات این فرمایشات شد سیاست های ظریف و روحانی و برجام و... گرفتاری های آلان که سهم بیشتری از این گرفتاری ها همان سیاست هاست که در تحلیل شما فراموش شد! برجام لکه ننگی شد که و این همه خسارت و حقارت را در پی داشت که ما در یادمان هست ولی عده ای می خواهند که فراموش شود و با بهانه تندرو و کندرو مقصر را کسان دیگر معرفی شوند و اینطور می شود که کشور خسارت می بیند که دیده..... الان ۱۷ سال است که در حال مذاکره بی فایده با آمریکا هستند باز هم یک عده ای می گویند چرا با آمربکا مذاکره نمی کنیم ؟ عجب

    نظرات شما -
    • ناشناس

      کمترین بهره برجام این بود که جنگه ده سال عقب انداخت

  • ناشناس

    نتیجه دولتش را امروز می‌بینیم.

  • ناشناس

    اگر همان مسیر اصلاحات را می رفتیم
    الان کشوری پیشرفته و مدرن داشتیم با مردمانی شاد
    و دارا
    مطب ها اینقدر شلوغ نمی بودند
    مدارس باز بود
    شایسته سالاری حاکم بود
    این همه کشت و کشتار نمی شد
    و درگیر جنگی دیگر هم نمی شدیم
    به راستی چه کسانی جوابگوی این همه خسارات به کشور هستند؟؟

  • ناشناس

    از همان ابتدای شکل‌گیری جنبش به اصطلاح اصلاحات هم کاملا مشخص است که اصلاح‌طلبان در این کشور قدرتی ندارند و تنها برای جمع کردن رای توده‌های مردم، هر از گاهی سر و کله‌شان پیدا می‌گردد!

  • ناشناس

    در نظام‌های سیاسی که با انقلاب و بنیادگرایی ایجاد و تأسیس می شود اصلاحات کلی و ساختاری بی معنی و نشدنی است.

  • ناشناس

    ظهورو سقوط خاتمی فقط اثبات‌کننده این بود که تو این ساختار اصلاح امکان‌پذیر نیست و هرچه بریم جلوتر رادیکالیسم عین سرطان فراگیر میشه و خود اصلاحات رو هم مبتلا می‌کنه

  • خالدی

    یادش بخیر

  • ناشناس

    آخه رییس جمهور فرمالیته و دکوری چه حماسه ای داره

  • ناشناس

    یادش بخیر!
    اولین تودهنی مردم ایران به بعضیهابود!!!
    حیف که خاتمی بی عرضه ترازاون بودکه بتونه ازقدرت مردم برای تغییرات استفاده کنه!

  • عاقل

    صندوق رای اگر هم با خواست مردم تغییر را باعث شود باز پاسخگویی اگر از سوی رئیس جمهور نباشد فایده ای ندارد مثل همین الان که رئیس جمهور پزشکیان با وعده های زیادی مردم را فریب داد و رای گرفت اما نه اینترنت آزادی هست نه کاهش تورمی نه اقتصاد درست و حسابی و تنها به مثابه شعار برای گرفتن رای و گذر از درگاه هست و پاسخگویی ندارند

  • ناشناس

    در این مملکت اصولگرایان همیشه دنبال توهمات آخرالزمانی خودشون بودند، اصلاح طلبان هم دنبال جیب خودشون

  • ناشناس

    سید محمد خاتمی تا ابد تو قلب مردم .
    گرچه جبهه اصلاحات مورد تایید مردم بود و در یک حرکت کاملا دمکراتیک ظهور کرد تا نوید بخش دوره گذار جامعه ایران به سمت یک تمدن اسلامی مدرن باشد لکن شعار تنش زدایی (خاتمی) از جانب هسته سخت قدرت نوعی تسلیم در برابر استکبار تلقی شد . ثبات اقتصادی دروه خاتمی نتیجه همین سیاست بود . همه شاهد بودیم رفتار دولتهای بعد به جای توسعه پایدار همه جانبه سمت و سوی تشدید تنش با جهان پیرامون رو طی کرد . مشخصا موضوع غنی سازی مسبب مشکلات حاد اقتصادی شد و تا امروز کشور را به حالت سردر گم و بلاتکلیف درآورده و هیچ چشم اندازی برای خروج از این وضعیت وجود ندارد .
    عده ای با بی شرمی اصلاحات رو مسبب مشکلات مینامند در حالیکه بسیاری از آزادی های مدنی هم اکنون از مردم سلب شده .
    انتخاب پزشکیان نیز کشور را نجات نداد زیرا جنگی که به ما تحمیل شد نتیجه عملکرد اصلاحات نبود بلکه میراث منتقدین آن است.

  • ناشناس

    اصلاح چی؟ دهه 70 دانشجو بودم و مرید خاتمی. با عشق بهش رای دادم ولی سالهاست فهمیدم اصلاح در این کشور بی معنی است وقتی رئیس جمهور هیچ قدرت اجرایی ندارد که حتی اجازه وصل شدن اینترنت کل کشور را بدهد. اصلاحات سوپاپ اطمینانی بود که به تاریخ پیوست.

  • ناشناس

    اصول گرا و اصلاحطلب دو روی یک سکه هستند.

  • ناشناس

    دوم خرداد حرکت بسیارارزشمندی بود و میتوانست نقطه شروع رشد همه جانبه کشور باشه !

    ولی گروههای مغرض که موقعیت خود را ضعیف شده و درخطر میدیدن همه جانبه ان را تضعیف کردند .
    میتوانستن به این حرکت کمک کنند تا امروز گرفتار این روزگار نباشیم .

  • ناشناس

    خاتمی همه مون رو فریب داد چیزی به اسم اصلاحات فقط یک سراب و امید واهی بود که نتیجه اون نا امیدی و پشت کردن مردم به حاکمیت بود

  • پویا

    یادش بخیر در اوج جوانی و شادابی بودیم اما خسته از فضای بسته و سانسور و بی قانونی در همه اصول اما خاتمی آمد و جرقه نشاط و پویایی زده شد و انصافا تا جایی که زورش رسید به شعارهایش جامع عمل داد اما نهادهای موازی و سنگ انداز کم نبودند که هر ۹روز یک جور بامبول درست می کردند اگر انقلابی واقعی را می خواهی نام ببرید فقط در راس انقلابی خاتمی را نام ببرید زیرا با آمدن او انقلابی شد که نگو انقلابی شیرین و گوارا که با افراد مزاحم به مشکل خورد جالب این بود خاتمی هیچگونه شعار اقتصادی نداد اما اقتصادش از همه روسای جمهور شکوفا تر بود و رفاه نسبی آورد و سازندگی در اوج بود ارزانی هم که نگم براتون خاتمی یک برکت از طرف خداوند بود که دیگه تکرار نشد این مرد محترم و با فرهنگ و ادب براستی لایق سپاس و احترام است هر جا هستش سلامتی برای او آرزو مندم زیرا او با لباس شخصی و گروه فشار سر سازش نداشت و مردمی ترین رییس جمهور بود که تاکنون در ایران دیده ام

  • ناشناس

    یادش بخیر
    اول خدمت در یکی از مناطق مرزی
    چون مجرد بودیم یک جیپ به ما ۵ نفر دادن که بریم از عشایر مناطق مرزی رای گیری کنیم‌
    کلا ۳۰۰ رای جمع کردیم حدود ۲۹۰ خاتمی بود
    هنگام بر گشت هم چیزی نمونده بود که سیل مارا و صندوق رای را ببرد که بخیر گذشت
    بعدش سیل دوم خرداد، خیلی ها را باخودش برد
    نزاشتن به اهدافش برسد هر چند که آقای خاتمی دوره اول صد درصد موفق بود ولی فشار ها چنان بالا بود که سیل خود آقای خاتمی و بسیاری از وزرا و نمایندگان را با خودش برد!!!
    افسوس که چه فرصت هایی از بین رفت!!
    و آخرش این شد !!
    که سیل همه را دارد با خودش می برد!!!