آیا امکان زنده کردن حیوانات منقرض شده و بازگرداندن آنها به حیات وجود دارد؟

بشریت هزاران سال است که با زندگی طبیعی دست و پنجه نرم می کند و به‌طور قابل‌توجهی در این کار ماهر شده‌ است. تا به امروز، انسان باکتری‌ها را برای تولید دارو اصلاح کرده است. حتی محصولاتی را با آفت‌کش‌های داخلی تولید نموده و یک سگ درخشان در تاریکی نیز ساخته‌ است. با این حال، علیرغم دستاوردهای بسیار انسان در حوزه مهندسی ژنتیک، یکی از مواردی که هنوز روی آن کار می شود، بازگرداندن حیوانات منقرض شده به زندگی است.

یک رشته کامل از زیست شناسی وجود دارد که بر احیای گونه های منقرض شده متمرکز شده است.

این تصویر با استفاده از داده‌های منتشر شده در Science News، مقدمه‌ای کوتاه بر حوزه علمی شگفت‌انگیز به نام زیست‌شناسی رستاخیز یا انقراض را ارائه می‌دهد.

مزایای انقراض

اولین چیزی که اولویت دارد پیدا کردن پاسخ این پرسش است: بازگرداندن حیوانات منقرض شده چه فایده ای دارد؟

تعدادی از مزایای تحقیقاتی وجود دارد که با نابودی زدایی همراه است. به عنوان مثال، برخی از دانشمندان بر این باورند که مطالعه حیواناتی که قبلاً منقرض شده اند و بررسی نحوه عملکرد آنها می تواند به پر کردن شکاف های موجود در نظریه های فعلی ما در مورد تکامل کمک کند.

انقراض نیز می تواند تأثیر مفیدی بر محیط زیست داشته باشد. این به این دلیل است که وقتی یک حیوان منقرض می شود، فقدان آن تأثیر موجی بر تمام گیاهان و جانوران درگیر در شبکه غذایی آن حیوان می گذارد.

به همین دلیل، بازگرداندن گونه‌های منقرض شده قبلی به اکوسیستم‌های قدیمی‌شان می‌تواند به تعادل مجدد و بازیابی محیط‌های دور از بحران کمک کند.

حتی این احتمال وجود دارد که انقراض زدایی می تواند گرمایش جهانی را کاهش دهد. دانشمند سرگئی زیموف معتقد است که اگر بخواهیم حیوانی شبیه ماموت پشمالو را دوباره به تندرا بازگردانیم، می‌تواند به جمعیت مجدد منطقه، رشد مجدد دشت‌های باستانی و احتمالاً کاهش سرعت آب شدن کلاهک‌های یخی کمک کند.

انقراض زدایی چگونه انجام می شود؟

عنصر کلیدی که برای بازآفرینی یک گونه مورد نیاز است DNA آن است.

متأسفانه، DNA به آرامی تحلیل می‌رود و پس از از بین رفتن کامل، راهی برای بازیابی آن وجود ندارد. محققان معتقدند نیمه عمر DNA  به ۵۲۱ سال می رسد. بنابراین، پس از ۶.۸ میلیون سال، اعتقاد بر این است که به طور کامل از بین رفته است.

به همین دلیل است که گونه هایی مانند دایناسورها عملاً هیچ شانسی برای انقراض ندارند. با این حال، بسیاری از ارگانیسم‌هایی که اخیراً منقرض شده‌اند، مانند دودو، می‌توانند شانسی برای حفاظت داشته باشند.

وقتی صحبت از انقراض می شود، سه تکنیک اصلی وجود دارد:

① شبیه سازی

این تنها راه برای ایجاد یک کپی DNA دقیق از چیزی است.

با این حال، یک ژنوم کامل برای این مورد نیاز است. بنابراین، این شکل از نجات ژنتیکی در مورد گونه‌هایی که اخیراً از دست رفته یا گونه‌هایی که در حال انقراض هستند، مؤثرتر است.

② ویرایش ژنوم

ویرایش ژنوم دستکاری DNA برای تقلید از DNA منقرض شده است.

راه های مختلفی برای انجام این کار وجود دارد. اما به طور کلی، این فرآیند شامل دستکاری محققان در ژنوم گونه های زنده برای ساخت گونه جدیدی است که بسیار شبیه گونه های منقرض شده است.

از آنجایی که این یک کپی دقیق از DNA گونه های منقرض شده نیست، این روش یک گونه هیبریدی ایجاد می کند که فقط شبیه حیوان منقرض شده است.

③ پرورش مجدد

پرورش مجدد شکلی از پرورش است که در آن یک ویژگی متمایز از یک گونه منقرض شده (یک شاخ یا یک الگوی رنگی) به جمعیت های زنده باز می گردد.

این امر مستلزم آن است که این صفت همچنان در برخی از فرکانس‌ها در گونه‌های مشابه وجود داشته باشد و این ویژگی به طور انتخابی به محبوبیت بازگردانده شود.

این روش مانند ویرایش ژنوم، یک گونه منقرض شده را احیا نمی کند، بلکه DNA و تنوع ژنتیکی را احیا می کند که به گونه منقرض شده یک ویژگی متمایز داده است.

آیا بازگرداندن گونه های جانوری منقرض شده واقعا ارزشش را دارد؟

در حالی که در مورد ایده بازگرداندن گونه های جانوری منقرض شده سر و صدا و پتانسیل زیادی وجود دارد، چند منتقد وجود دارند که معتقدند تلاش های دانشمندان بهتر است صرف چیزهای دیگر شود.

تحقیقات در زمینه اقتصاد انقراض نشان داد که اگر در برنامه‌های حفاظت از گونه‌های زنده سرمایه‌گذاری شود، این پول بیشتر می‌شود. اگر در برنامه‌های گفتگوی موجود سرمایه‌گذاری شود، تقریباً دو تا هشت برابر گونه‌های بیشتری نجات خواهند یافت.

جوزف بنت، زیست‌شناس دانشگاه کارلتون در اتاوا، در مقاله‌ای در Science، می‌گوید:

«اگر [یک] میلیاردر فقط به بازگرداندن گونه‌ای از مردگان علاقه دارد، قدرت به او خواهد رسید».

منبع: روزیاتو
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • ناشناس
    0

    ترجمه عبارتهای پایانی نامفهوم است و نشان از ناتوانی مترجم در درک مفهوم دارد.