چرا مردان در محل کار زنان را مورد آزار جنسی قرار میدهند؟ | علم دو توضیح ارائه میدهد
چه عواملی باعث آزار جنسی در محیط کار میشوند؟ چگونه میتوان این پدیده را بهتر شناخت؟ و مهمتر از همه، چه اقداماتی برای پیشگیری از آن مؤثر است؟
به گزارش خبرفوری، پاسخ دقیق به این پرسشها نیازمند یک توضیح علمی معتبر است. اما در میان پژوهشگران علوم اجتماعی، دو دیدگاه کاملا متفاوت درباره منشأ آزار جنسی در محیط کار وجود دارد. نتایج یک پژوهش تازه نشان میدهد که یکی از این دو نظریه، قدرت توضیحدهندگی بسیار بیشتری دارد.
دو نظریه رقیب؛ غریزه جنسی یا ساختار قدرت؟
بر اساس دیدگاه نخست که ریشه در روانشناسی تکاملی دارد، آزار جنسی اساسا پدیدهای مرتبط با تمایلات جنسی است. این نظریه میگوید مردان و زنان در طول هزاران سال تکامل، سازوکارهای روانی متفاوتی برای افزایش شانس تولیدمثل خود ایجاد کردهاند.
بر این اساس، مردان به طور طبیعی تمایل بیشتری به روابط کوتاهمدت دارند و ممکن است علاقه جنسی زنان را بیش از واقعیت تصور کنند. در مقابل، زنان به دلیل حساسیت بیشتر نسبت به تهدیدهای احتمالی علیه استقلال جنسی خود، رفتارهای مردان را بیشتر به عنوان آزار تلقی میکنند.
اما نظریه دوم که بر مفهوم «سلسلهمراتب جنسیتی» استوار است، آزار جنسی را نه ناشی از میل جنسی، بلکه ابزاری برای حفظ برتری مردان در محیط کار میداند. در این نگاه، آزار جنسی یکی از جلوههای تبعیض جنسیتی است که برای تثبیت قدرت و جایگاه بالاتر مردان به کار میرود.
چگونه میتوان درستی این نظریهها را سنجید؟
پژوهشگران برای مقایسه این دو نظریه از سه معیار اصلی فلسفه علم استفاده کردند. نخست، یک نظریه باید بتواند طیف گستردهای از پدیدهها را توضیح دهد. دوم، باید پیشبینیهای جدیدی تولید کند که قابل آزمون باشند. سوم، باید راهکارهایی برای مداخله و کاهش مشکل ارائه دهد.
بیشتر بخوانید:
انتشار عکسهای منشوری نماینده زن در مجلس | عکس
بازیگر زن مشهور، مزاحم آنلاین جنسیاش را پیدا کرد: شوهرش!
چگونه فناوری علیه زنان شد؟ | تولید تصاویر جنسی جعلی تا کی ادامه دارد
با استفاده از این معیارها، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که نظریه سلسلهمراتب جنسیتی به مراتب توضیح کاملتر و کاربردیتری ارائه میکند.
رایجترین شکل آزار جنسی چیست؟
در تصور عمومی، آزار جنسی معمولا به شکل درخواست رابطه جنسی از سوی یک مدیر قدرتمند به کارمند زن تصور میشود. اما پژوهشها نشان میدهد رایجترین نوع آزار، چیزی به نام «آزار جنسیتی» است.
این نوع رفتار شامل جوکهای جنسیتزده، اظهارنظرهای تحقیرآمیز، نمایش تصاویر جنسی و حتی درخواست انجام کارهایی مانند یادداشتبرداری است که نقشهای سنتی زنانه را تقویت میکنند.
روانشناسی تکاملی نمیتواند به خوبی توضیح دهد که چرا چنین رفتارهایی رخ میدهند، زیرا بسیاری از آنها هیچ ارتباط مستقیمی با تلاش برای برقراری رابطه جنسی ندارند. در مقابل، نظریه سلسلهمراتب جنسیتی همه این رفتارها را به عنوان ابزارهایی برای حفظ قدرت مردان توضیح میدهد.
مشکل اصلی نظریه تکاملی
اگرچه نظریه روانشناسی تکاملی برخی فرضیههای قابل بررسی ارائه کرده، اما مهمترین ادعای آن قابل آزمایش نیست. این نظریه فرض میکند مردانی که در گذشته علاقه زنان را بیش از حد برآورد میکردند، از نظر تولیدمثل موفقتر بودند.
اما چون امکان مشاهده مستقیم رفتار انسانهای دوران باستان وجود ندارد، این فرضیه هرگز به طور قطعی قابل اثبات یا رد نیست.
چه راهکارهایی واقعا مؤثرند؟
مهمترین مزیت نظریه سلسلهمراتب جنسیتی این است که راهکارهای عملیتری برای کاهش آزار جنسی پیشنهاد میکند.
کاهش فاصله قدرت در سازمانها، مشارکت بیشتر زنان در تصمیمگیری، و از بین بردن ارتباط میان اقتدار و مردانگی میتواند احتمال بروز چنین رفتارهایی را کاهش دهد.
در مقابل، روانشناسی تکاملی عمدتا بر آموزش مردان درباره تعریف آزار جنسی تأکید میکند. با این حال، شواهد نشان میدهد این نوع آموزشها به تنهایی تأثیر محدودی دارند.
آزار جنسی محصول فرهنگ است، نه سرنوشت زیستی
نتیجه این پژوهش امیدبخش است. اگر آزار جنسی ناشی از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی باشد، میتوان با اصلاح این ساختارها محیطهای کاری ایمنتر و عادلانهتری ایجاد کرد.
این دیدگاه نشان میدهد مردان ذاتا آزارگر نیستند و رفتارهای مشکلساز محصول شرایط اجتماعیاند. بنابراین با تغییر فرهنگ سازمانی، توزیع قدرت و هنجارهای جنسیتی، میتوان آیندهای سالمتر و امنتر برای همه کارکنان رقم زد.