حکم قصاص مرد مشاور تأیید شد
مرد مشاور که به اتهام قتل پسری جوان به قصاص محکوم شده بود، با تأیید حکمش در دیوانعالی کشور به یک قدمی چوبه دار رسید.
آبان سال 1399 مرد جوانی با مراجعه به پلیس، ناپدید شدن برادرش به نام وحید را اعلام کرد. او در توضیح به مأموران گفت: «چند ماه قبل برادرم را به خاطر اختلافهای شدیدش با پدر و مادرم پیش یک مشاور مسائل اجتماعی و روانشناسی بردیم اما بعد از مدتی ارتباطشان با هم دوستانه و صمیمی شد. آخرین بار هم پیش او رفته بود اما دیگر برنگشت.»
وقتی مأموران به سراغ مرد مشاور رفتند، وی منکر ملاقات با وحید شد اما وقتی خودروی پژو 206 وحید در خانه او پیدا شد، گفت ماشین را 85 میلیون تومان از وحید خریدم و قرار بود که چند روز بعد باهم به محضر برویم. اما او 90 گرم طلاهای همسرم را سرقت کرد و از خانهام گریخت. پس از آن مأموران به بررسی خانه خسرو پرداختند و مشخص شد چند روز قبل رد خون در حمام و دستشویی و خودرو مرد مشاور با شوینده قوی پاکسازی شده است.
در ادامه مأموران به خانه خسرو رفتند و متوجه شدند که دیوارهای خانه به تازگی کاغذ دیواری شده است. وقتی علت را از همسرش پرسیدند، گفت رنگ دیوارها خراب شده بود. اما وقتی مأموران بخشی از کاغذ دیواری را کندند، اثر ساییدگی جسم سخت مانند گلوله را پیدا کردند.
همین موارد سبب شد تا مرد میانسال بار دیگر تحت بازجویی قرار گیرد و در نهایت با مستندات موجود لب به اعتراف گشود و گفت: «من اسلحه داشتم و فکر میکردم داخل خشابش خالی است؛ وقتی به حالت بازی و شوخی سمت وحید گرفتم و ماشه را چکاندم، به یکباره گلولهای شلیک شد و او روی زمین افتاد. سعی کردم وحید را احیا کنم که نشد. چون وحید حدوداً دو متر قد و 150 کیلو وزن داشت، او را مثله کردم و جسدش را شبانه به حواشی قم بردم و همانجا دفنش کردم.» با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه 8 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
اولین جلسه دادگاه
در ابتدای این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. پس از آن متهم به جایگاه رفت و اتهام قتل را رد کرد و با تناقضگویی تلاش کرد تا خودش را بی گناه نشان دهد. در پایان جلسه، قضات متهم را به قصاص محکوم کردند. پس از آن متهم به رأی صادره اعتراض کرد و پرونده به دیوانعالیکشور رفت و قضات دیوان به خاطر پیدا نشدن جسد، حکم را نقض و پرونده را برای تحقیقات و بررسی بیشتر به شعبه همعرض (شعبه ۱۰) فرستادند.
دومین جلسه دادگاه
در این جلسه نیز اولیای دم خواستار حکم قصاص شدند. پس از آن متهم بار دیگر مدعی شد: «اعتراف به قتل به خاطر فشار روانی بوده وگرنه قتلی در کار نبوده است. وحید آدم روراستی نبود و مطمئنم که او زنده است و حالا هم دارد به من میخندد و اگر آزاد شوم، او را پیدا میکنم.»
در پایان، قضات بر اساس مستندات و اظهارات متهم، او را به قصاص و به خاطر جنایت بر میت به پرداخت دیه محکوم کردند. با صدور این احکام، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و با تأیید قضات دیوان، متهم در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.