نقشه داماد برای دستبرد ۶۰میلیاردی به منزل پدرزن
جوان ۳۰ساله ای که نقشه عجیبی را برای دستبرد به پول های پدرزنش اجرا کرده بود، فقط چندساعت بعد در تور بازجویی های فنی نیروهای کلانتری میرزا کوچک خان مشهد افتاد و رسوا شد.
پیرمردی هراسان با پلیس تماس گرفت و از دستبرد به ۶۰میلیارد ریال وجوه نقدی خبر داد که برای خرید یک منزل مسکونی پس انداز کرده بود تا از اجاره نشینی رها شود.
به دنبال دریافت این خبر و با دستور مستقیم سرهنگ علی برزنونی(رئیس کلانتری میرزا کوچک خان)گروهی از افسران دایره تجسس به سرپرستی سروان شفیعی ماموریت یافتند تا سارق اموال پیرمرد ۷۰ساله را پیدا کنند.
ماموران انتظامی در اولین مرحله از تحقیقات میدانی متوجه شدند که در منزل تخریب نشده است اما دوچرخه گران قیمت مال باخته در کنار سطل زباله رها شده و توستر نیز به درون حیاط انتقال یافته است. همین موضوع کلید حل معمای سرقت شد و افسران تجسس براساس تجربه پلیسی خود به صحنه سازی سارق رسیدند تا چنین وانمود شود که دزد فقط برای پول ها به منزل دستبرد نزده است.
بنابراین فرضیه سرقت توسط فردی نزدیک به مال باخته قوت گرفت و پس از بررسی های نامحسوس در نهایت داماد پیرمرد به مرکز انتظامی احضار شد.او که در میان رگبار سوالات انحرافی و فنی دچار اضطراب عجیبی شده بود،درنهایت لب به اعتراف گشود و گفت: وقتی پدرزنم را دیدم که پول هایش را می شمارد، دچار وسوسه شیطانی شدم و نقشه سرقت میلیاردی را طرح کردم.این فرصت زمانی به دست آمد که موتورسیکلت او را برای تعمیر به تعمیرگاه بردم و از کلیدهای منزل او که به سوئیچ موتورسیکلت آویزان بود،کپی تهیه کردم.
سپس خانواده پدرزنم را برای صرف شام به منزلم فراخواندم و خودم به بهانه یافتن شغل جدید و گفت و گو با صاحبکار، از خانه بیرون رفتم.
وقتی چندبار با همسرم تماس گرفتم و متوجه شدم که آن ها هنوز در خانه هستند، با کلید در حیاط را گشودم و یکسره به سراغ کیف حاوی پول رفتم اما برای آن که کسی به من مشکوک نشود نقشه انداختن دوچرخه و توستر در حیاط را به اجرا درآوردم و کیف خالی پول ها را نیز در سطل زباله انداختم.
سپس به خانه بازگشتم و منتظر ماندم تا خبر دستبرد به منزل پدرزنم را به من اطلاع بدهند اما روز بعد وقتی ماموران مرا به کلانتری دعوت کردند ،فهمیدم که آن ها خیلی زود از معمای سرقت رمزگشایی کرده اند و...
داماد۳۰ ساله با دستور مقام قضایی در حالی روانه زندان شد که مدعی بود از رفتار خود بسیار پشیمان است.
بادا بادا مبارک بادا ؛ چه می کنن دامادا