سومین محاکمه مردی که دوستش را هنگام شوخی کشت
مرد مکانیک که مدعی است دوستش را ناخواسته با شلیک گلوله کشته برای بار سوم محاکمه شد و باز هم ادعا کرد همهچیز شوخی بوده است.
متهم سه بار پای میز محاکمه رفته و هر بار هم ادعا کرده هنگام شوخی آدم کشته است.
مردی در یکی از روزهای سال ۱۳۹۸، با پلیس تماس گرفت و از وقوع شلیک در یک مغازه مکانیکی خبر داد. ماموران بلافاصله به محل حادثه اعزام و با جسد مردی مواجه شدند که آثار گلوله روی بدنش مشهود بود. جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و ضارب که از محل گریخته بود تحت تعقیب قرار گرفت.
تحقیقات پلیس برای یافتن متهم آغاز شد. پس از ۱۸ ماه تعقیب و بررسی سرنخها، ماموران موفق شدند پیمان، مردی حدوداً ۳۰ساله را بازداشت کنند. او در بازجوییها به قتل اعتراف کرد، اما مدعی شد قصد کشتن دوستش را نداشته و همهچیز یک شوخی بوده که به فاجعه ختم شده است.
با صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی، ابتدا اولیای دم مقتول درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه ایستاد و گفت: چند روز قبل از حادثه، کاری برای مقتول و دوستش انجام داده بودم، اما پولم را ندادند. روز حادثه آمدند که تسویهحساب کنیم. من پایین در مکانیکی بودم و آنها طبقه بالا. تازه یک اسلحه خریده بودم که فروشنده گفت چهار تیر دارد. من هم تیرها را درآورده بودم. وقتی رفتم بالا، خواستم شوخی کنم. چون مشروب خورده بودم، خیلی در حال خودم نبودم. اسلحه را سمت حامد گرفتم و ماشه را چکاندم. تصورم این بود که سلاح خالی است، اما تیر شلیک شد و به حامد برخورد کرد. بلافاصله با اورژانس و پلیس تماس گرفتم، اما وقتی فهمیدم فوت کرده از ترس فرار کردم. قسم میخورم قصد قتل نداشتم.
پس از شنیدن دفاعیات متهم و وکیل مدافع، قضات وارد شور شدند. با رأی اکثریت، متهم به قصاص محکوم شد. با این حال، یکی از قضات پرونده رأی به شبهعمد داد و اعلام کرد متهم در حالت مستی و بدون قصد قبلی مرتکب قتل شده است.
متهم به رأی صادره اعتراض کرد و پرونده به یکی از شعبههای دیوان عالی کشور رفت. قضات دیوان با بررسی دقیق اظهارات متهم و شرایط وقوع حادثه، رأی صادره را نقض کردند. آنها اعلام کردند ادعای شوخی و ناآگاهی از وجود گلوله در اسلحه، میتواند مصداق شبهعمد باشد.
پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض فرستاده شد. در جلسه دوم دادگاه، اولیای دم بار دیگر خواهان قصاص شدند. متهم نیز در دفاعیات خود گفت: من همچنان اتهام قتل عمد را قبول ندارم. قصد کشتن نداشتم. حتی خودم با اورژانس و پلیس تماس گرفتم. من از اتفاقی که رخ داد، پشیمان هستم.
با پایان جلسه دوم دادگاه، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند و باز هم متهم را به قصاص محکوم کردند.
این حکم یک بار دیگر در دیوان عالی کشور نقض شد و متهم برای بار سوم پای میز محاکمه رفت. او باز هم اتهام قتل عمدی را رد کرد و گفت: من یک اسلحه خریده بودم دو فشنگ داخل آن را خالی کرده بودم و فکر نمیکردم باز هم فشنگ داشته باشد. برای همین هم شوخیشوخی شلیک کردم. من قصد قتل نداشتم و مشکلی هم با مقتول نداشتم. همهچیز شوخی بود.
با پایان جلسه دادگاه برای بار سوم قضات وارد شور شدند.