معمای تالار خاموش؛ آیا بورس تهران از «نقدشوندگی» هراس دارد؟
خبرنگار: امیرحسین داناییدر حالی که اظهارات رسمی بر عبور از شرایط بحرانی و ثبات نسبی تأکید دارند، تداوم تعطیلی بورس تهران و تعویقهای مکرر در بازگشایی آن، پرسشهای جدی را در میان فعالان اقتصادی برانگیخته است. به نظر میرسد فاصله میان شاخصهای حیاتی در بازار غیررسمی و واقعیتهای روی تابلو، متولیان امر را در دوراهی دشواری برای مواجهه با «حقیقت اقتصادی» قرار داده است.
به گزارش خبر فوری، بورس تهران که از اوایل اسفندماه سال گذشته و در پی تشدید تنشهای نظامی، کرکرههای خود را پایین کشیده است، همچنان در وضعیت انجماد به سر میبرد. اگرچه طبق آخرین وعدهها، انتظار میرفت در روزهای اخیر شاهد بازگشایی نمادها باشیم، اما تمدید تعطیلی تا اواسط اردیبهشتماه نشان میدهد که احتیاط، جای خود را به نوعی عقبنشینی استراتژیک داده است.
تحلیلگران معتقدند این وقفه طولانی، بیش از آنکه جنبه حمایتی داشته باشد، ناشی از هراس نسبت به آشکار شدن شکاف عمیق میان قیمتهای دستوری و تورم واقع موجود در بازار است.
در شرایطی که آمارهای غیررسمی از جهش قیمت کالاهای اساسی و هزینههای تولید حکایت دارند، بازگشایی بورس میتواند به معنای پذیرش رسمی کاهش ارزش داراییهای ریالی و یا برعکس، فشار فروش سنگین توسط سهامدارانی باشد که به دنبال نقدینگی برای جبران هزینههای گزاف زندگی در روزهای اخیر هستند.
از سوی دیگر، سکوت درباره وضعیت سلامت زیرساختهای صنعتی و کارخانجات بزرگ که وزنههای اصلی شاخص کل محسوب میشوند، تردیدها را دوچندان کرده است. عدم شفافیت در خصوص میزان آسیبهای احتمالی به زنجیره تولید و تامین مواد اولیه، این شائبه را تقویت میکند که شاید «بستن درهای تالار»، تنها راه موقت برای پنهان کردن ترازنامههایی است که جنگ، اعداد آنها را جابجا کرده است.
در نهایت، باید پرسید که تا چه زمانی میتوان با تکیه بر ابزارهای نظارتی، مانع از ایفای نقش اصلی بورس، یعنی «نقدشوندگی» شد؟ انجماد سرمایهها در حالی که تورم با سرعت در حال پیشروی است، نه تنها اعتماد سرمایهگذاران را ترمیم نمیکند، بلکه این شائبه را به وجود میآورد که مدیریت بازار، بیش از آنکه نگران ضرر سهامداران باشد، نگران مواجهه با واقعیتهای عریان اقتصاد پس از بحران است.