افزایش قیمت ارز و باز هم افزایش بلیت هواپیما: ترمزی در کار نیست
با نزدیک شدن به تعطیلات بهمن ماه و آخر سال، بسیاری از مسافران هنگام خرید بلیط هواپیما با قیمتهایی روبه رو میشوند که نسبت به ماه ها و حتی هفتههای گذشته رشد چشمگیری داشته است.
متاسفانه طبق گزارش قبلی در این خصوص در شرایط فعلی بازار، چشمانداز روشنی برای کاهش قیمت بلیطها در کوتاه مدت وجود ندارد.
وابستگی هواپیما به دلار؛ چرا هزینهها ریالی نیست؟
این تصور که چون پروازهای داخلی با نیروی انسانی و پرداخت ریالی انجام میشود، نباید از نوسانات ارزی تأثیر بپذیرد، در ظاهر قابل قبول است؛ اما در عمل با واقعیتهای اقتصادی صنعت هوانوردی همخوانی ندارد. ساختار هزینهای ایرلاینها بهشدت وابسته به ارزهای خارجی است و این وابستگی، مستقل از داخلی یا خارجی بودن مسیر پرواز عمل میکند.
هواپیما یک دارایی کاملا وارداتی است و نگهداری آن بدون دسترسی به زنجیره تامین جهانی ممکن نیست. قطعات مصرفی و حیاتی، تعمیرات تخصصی موتور، خدمات فنی و مهندسی، به روزرسانی نرمافزارهای ناوبری و حتی بخشی از هزینههای عملیاتی پرواز، همگی با دلار یا یورو محاسبه و تسویه میشوند. علاوه بر این، شرکتهای هواپیمایی برای استفاده از مسیرهای پروازی، خدمات فرودگاهی بینالمللی و استانداردهای ایمنی جهانی، ناچار به پرداخت هزینههایی به نهادهای خارجی هستند.
در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز مستقیما هزینه تمام شده هر صندلی پرواز را بالا میبرد. وقتی بخش عمده مخارج دلاری است، تثبیت قیمت بلیط با نرخهای قبلی عملا امکانپذیر نیست.
هواپیماهایی که به خاطر نبود قطعه، پرواز نمیکنند
چالشهای صنعت هوایی تنها به افزایش نرخ ارز محدود نمیشود؛ مسئلهای عمیق تر در لایههای پنهان این بازار جریان دارد و آن اختلال مداوم در تامین قطعات است. حتی در مواردی که منابع مالی فراهم است، دسترسی به قطعات حیاتی با محدودیتهای جدی مواجه میشود؛ محدودیتی که مستقیما از شرایط تحریمی و انزوای ناخواسته صنعت هوانوردی کشور در زنجیره تامین جهانی ناشی میشود.
در نبود امکان خرید مستقیم از تولیدکنندگان اصلی، شرکتهای هواپیمایی ناچارند قطعات مورد نیاز خود را از مسیرهای غیرمستقیم و با واسطههای متعدد تامین کنند. این فرآیند هم زمانبر است، و هم هزینه نهایی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد و قیمت واقعی قطعات را چند برابر میکند. پیامد این وضعیت، کاهش تعداد هواپیماهای عملیاتی، محدودشدن ظرفیت صندلی و تشدید رقابت میان شرکتها برای حفظ ناوگان فعال است. نتیجه نهایی در بازار مسافری کاملا قابل پیشبینی است: کاهش عرضه، افزایش تاخیرها و جهش قیمت بلیط، به ویژه در دورههای اوج تقاضا؛ شرایطی که دسترسی به یک صندلی خالی را به چالشی جدی برای مسافران تبدیل کرده است.
چرا شرکتهای هواپیمایی هم از این وضعیت شاکی هستند؟
در نگاه بخشی از افکار عمومی، تصور غالب این است که شرکتهای هواپیمایی در شرایط نابسامان فعلی بازار، از افزایش قیمت بلیط هواپیما منتفع شده و سود بالایی کسب میکنند. اما بررسی وضعیت مالی ایرلاینها و اظهارات مدیران این شرکتها، تصویر متفاوتی را نشان میدهد؛ تصویری که بیشتر از فشار و ناترازی مالی حکایت دارد تا سودآوری.
به گفته فعالان این صنعت، بخش عمده هزینههای عملیاتی با نرخهای واقعی و متأثر از ارز آزاد پرداخت میشود، در حالیکه قیمت گذاری بلیط در بسیاری از مقاطع بر مبنای نرخهای دستوری و پایینتر از هزینه تمامشده انجام میگیرد. این شکاف میان هزینه و درآمد، تراز مالی شرکتها را به شدت تحت فشار قرار داده و ادامه فعالیت را برای برخی از آنها به مرز زیان دهی و حتی ورشکستگی نزدیک کرده است. در چنین شرایطی، ایرلاینها ناچارند میان بقا و توقف فعالیت یکی را انتخاب کنند.
از سوی دیگر، ماهیت صنعت هوانوردی اجازه کاهش یا چشمپوشی از هزینههای حیاتی را نمیدهد. ایمنی پرواز خط قرمزی است که نمیتوان آن را قربانی سیاستهای قیمتی کرد. پرداخت بدهیهای انباشته، تامین سوخت، هزینههای فرودگاهی، حفظ نیروی انسانی متخصص و افزایش بهای خدمات جانبی مانند کترینگ، همگی بار مالی سنگینی را بر دوش شرکتهای هواپیمایی گذاشتهاند. در این چارچوب، افزایش قیمت بلیط بیش از آنکه نشانه سودجویی باشد، تلاشی برای حفظ حداقل پایداری مالی و جلوگیری از زمین گیر شدن ناوگان هوایی کشور تلقی میشود.
پرواز؛ رویایی که برای طبقه متوسط دور میشود
شاید نگران کنندهترین بعد افزایش قیمت بلیط پرواز، پیامدهای اجتماعی آن باشد؛ جایی که یک خدمت عمومی و رفاهی، به تدریج از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج میشود. حملونقل هوایی قرار بود امکان جابهجایی سریع و ایمن را برای اقشار مختلف فراهم کند، اما روند فعلی قیمتها باعث شده این ابزار، بیش از آنکه یک ضرورت عمومی باشد، به گزینهای محدود برای گروههای پردرآمد تبدیل شود. تغییری که عملا نقش هواپیما را در سبد سفر خانوارهای عادی کمرنگ کرده است.
مقایسه سادهای با چند سال قبل، عمق این تغییر را نشان میدهد. زمانی هزینه بلیط برای یک خانوار یا یک کارمند قابل مدیریت بود، اما امروز در بسیاری از مسیرها، بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه صرف یک سفر کوتاه میشود. نتیجه این وضعیت، حذف تدریجی طبقه متوسط از سفرهای هوایی و جابهجایی تقاضا به سمت جادهها و قطارهاست؛ تغییری که افزایش خستگی و خطرات سفر زمینی، کاهش سفرهای زیارتی و تفریحی و حتی افت فعالیت در بخشهایی مانند هتلداری و گردشگری را به دنبال دارد.
چشم انداز آینده؛ آیا امیدی به ارزانی است؟
پرسشی که برای اغلب مسافران مطرح است به آینده قیمتها برمیگردد؛ اینکه آیا باید منتظر کاهش نرخ بلیط هواپیما بود یا نه. واقعیتهای اقتصادی پاسخ چندان امیدوارکنندهای نمیدهند. تا زمانی که متغیرهای کلان مانند تورم بالا و نوسان افزایشی ارز بر اقتصاد کشور حاکم است، کاهش پایدار قیمت بلیط چندان محتمل به نظر نمیرسد. تجربه بازار نیز نشان میدهد وقتی موج گرانی همه بخشها، از کالاهای اساسی تا خدمات تخصصی را دربر میگیرد، صنعتی پرهزینه و وابسته به خارج مانند هوانوردی نمیتواند مسیر متفاوتی طی کند.
با این حال، این وضعیت به معنای بسته بودن همه راهها نیست. کارشناسان معتقدند با مجموعهای از سیاستهای هدفمند میتوان از شدت فشار بر بازار کاست؛ از جمله تأمین ارز برای هزینههای حیاتی ایرلاینها، نوسازی ناوگان از طریق واردات هواپیماهای جدید، بازگرداندن هواپیماهای زمینگیر به چرخه پرواز و اعمال نظارت موثر و سختگیرانه بر قیمتگذاری و توزیع بلیط. تا تحقق چنین اقداماتی، سفر هوایی همچنان خریدی پرهزینه باقی میماند و مسافران ناچارند با برنامهریزی دقیقتری برای آن تصمیم بگیرند؛ در عین حال، انتظار عمومی این است که سیاستگذاران راهکاری عملی برای احیای این ناوگان فرسوده و کنترل فشار بر مصرفکننده ارائه دهند.
جمع بندی
در این گزارش تلاش شد با نگاهی تحلیلی، ابعاد کمتر دیدهشده افزایش قیمت بلیط هواپیما بررسی شود تا مشخص شود این ارقام بالا حاصل چه فرآیندهایی است. هرچند پذیرش این واقعیتها برای بسیاری از مسافران خوشایند نیست و خاطره سفرهای آسان و کم هزینه گذشته همچنان در ذهنها زنده است، اما تصویر فعلی بازار بر پایه همین متغیرها شکل گرفته است.
شناخت سازوکارهای واقعی این صنعت کمک میکند انتظارها با شرایط موجود همراستا شود و تصمیمگیریها واقعبینانهتر باشد. در عین حال، چشم انداز مطلوب همچنان روشن است؛ آیندهای که در آن ناوگان هوایی کشور نوسازی شده، ایمنی و ظرفیت افزایش یافته و سفر هوایی بار دیگر به گزینهای قابل دسترس برای عموم مردم تبدیل شود.