فولاد خوزستان و اقتصاد ناپایدار؛ روایت یک بنگاه در غیاب سیاست صنعتی پایدار

اگر صنعت فولاد را آیینه سیاست‌گذاری اقتصادی بدانیم، آنچه در فولاد خوزستان می‌گذرد، آزمون حکمرانی صنعتی در شرایط ناپایداری مزمن است.

فولاد خوزستان و اقتصاد ناپایدار؛ روایت یک بنگاه در غیاب سیاست صنعتی پایدار

در دو سال اخیر، هم‌زمان با تشدید ناترازی انرژی، محدودیت‌های صادراتی و بی‌ثباتی مقررات، این شرکت ناگزیر بوده تصمیم‌هایی بگیرد که مرزشان با سیاست عمومی باریک است: چگونه تولید را نگه داشت وقتی نهاده‌ها ناپایدارند؟ چگونه سهم بازار را حفظ کرد وقتی سیگنال‌های سیاستی متناقض‌اند؟ 

۱) از تولیدمحوری به ریسک‌محوری

تحولات اخیر صنعت فولاد نشان می‌دهد مزیت رقابتی دیگر فقط ظرفیت اسمی نیست؛ توان مدیریت ریسک است. فولاد خوزستان در مواجهه با شوک‌های انرژی و مقررات، تمرکز را از حداکثرسازی مقطعی تولید به کاهش نوسان و تضمین تداوم منتقل کرده است. این تغییر، به معنای پذیرش یک واقعیت سیاستی است: در اقتصاد ناپایدار، سود پایدار از مسیر کاهش ریسک می‌گذرد، نه صرفاً افزایش حجم.

۲) سیاست فروش به‌مثابه ابزار تنظیم بازار

در دوره‌ای که بازار داخلی فولاد با رکود پروژه‌های عمرانی و نوسان تقاضا روبه‌روست، رفتار فروش می‌تواند یا به بی‌ثباتی دامن بزند یا نقش تنظیم‌گر غیررسمی را ایفا کند. انتخاب فولاد خوزستان برای عرضه منظم و پرهیز از رفتارهای شوک‌آفرین، بیش از آنکه تصمیم بازاریابی باشد، انتخابی حکمرانی‌گونه است؛ انتخابی که هزینه کوتاه‌مدت را می‌پذیرد تا ثبات زنجیره حفظ شود.

۳) صادرات؛ نه فرار از بازار داخل، نه انکار آن

در دو سال اخیر، صادرات فولاد به‌شدت تحت تأثیر سیاست‌ها و هزینه‌های لجستیک بوده است. رویکرد فولاد خوزستان در این میان، نه «فرار به صادرات» بوده و نه «انزوای داخلی». توازن‌سازی میان این دو، نشان می‌دهد شرکت به صادرات به‌عنوان ابزار پوشش ریسک می‌نگرد، نه جایگزین مسئولیت داخلی. این نگاه، از بلوغ سیاست تجاری حکایت دارد.

۴) محیط‌زیست و بهره‌وری؛سیگنال به آینده سیاست

تمرکز بر پروژه‌های زیست‌محیطی، بازیافت و بهره‌وری در گزارش‌های اخیر شرکت، سیگنال پیش‌دستانه به آینده سیاست صنعتی است؛ آینده‌ای که در آن، هزینه کربن، مصرف انرژی و مدیریت پسماند به متغیرهای قیمت‌ساز تبدیل می‌شوند. شرکت‌هایی که زودتر خود را تطبیق دهند، فردا هزینه کمتری می‌پردازند.

۵) پیام پنهان عملکرد

عملکرد فولاد خوزستان در این دوره، یک پیام غیرمستقیم به سیاست‌گذاران دارد: وقتی قواعد بازی ناپایدارند، بنگاه‌ها ناچارند بخشی از بار حکمرانی را خود به دوش بکشند. این وضعیت، اگرچه نشان‌دهنده توان بنگاه است، اما هم‌زمان هشدار می‌دهد که بدون اصلاح ساختار انرژی، تجارت و مقررات، حتی بهترین مدیریت‌ها نیز با سقف رشد مواجه می‌شوند.

فولاد خوزستان امروز بیش از آنکه درباره «چقدر تولید کرده»، درباره چگونه تصمیم گرفته قضاوت می‌شود. در صنعتی که آینده‌اش به کیفیت حکمرانی گره خورده، این شرکت نمونه‌ای است از بنگاهی که کوشیده از دل بی‌ثباتی، منطق بسازد. اگر این منطق با اصلاحات سیاستی همراه شود، فولاد خوزستان می‌تواند نه فقط یک تولیدکننده بزرگ، بلکه مرجع تجربه حکمرانی صنعتی در اقتصاد پرریسک ایران باشد.

 

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید