تولید و حمایت از صنعت؛ تنها راه عبور از تحریم
در شرایطی که اقتصاد ایران سالهاست زیر فشار تحریمهای ظالمانه، محدودیتهای بیرونی و برخی خطاهای انباشته سیاستگذاری قرار دارد، نسخه عبور از بحران همچنان همان نسخهای است که بارها از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفته است: تولید.
نه تولید هرچیز و به هر قیمت، بلکه تولیدی که بتواند به صادرات غیرنفتی، ارزآوری پایدار و تقویت بنیه اقتصاد ملی منجر شود. در این میان، صنایع بزرگ و پیشران مانند فولاد، ستونهای اصلی این راهبرد بهشمار میآیند و هرگونه اختلال در آنها، مستقیماً به تضعیف اقتصاد مقاومتی منتهی میشود.
با این حال، سیاستگذاری در حوزههای کلان و اثرگذار—بهویژه انرژی—هنوز با این واقعیت هماهنگ نشده است. مدیریت ناترازی انرژی در سالهای اخیر، اغلب به سادهترین و پرهزینهترین راه ممکن فروکاسته شده است: قطع برق و گاز صنایع. رویکردی که شاید در ظاهر کمهزینهترین گزینه برای دولت باشد، اما در عمل، پرهزینهترین انتخاب برای اقتصاد کشور است. خاموشی صنایع مادر، یعنی کاهش تولید، افت صادرات، از دست رفتن بازارهای منطقهای و فشار مضاعف بر اشتغال و معیشت.
در این میان، برخی شرکتها مانند فولاد خوزستان توانستهاند با اتکا به مدیریت حرفهای، انضباط سازمانی و سرمایه انسانی، از دل این فشارها عبور کنند و همچنان روی پای خود بایستند. اما این تابآوری بههیچوجه رایگان نبوده است. محدودیتهای مکرر انرژی در سالهای اخیر، خسارتهای قابلتوجهی به فولاد خوزستان تحمیل کرده است؛ از کاهش جدی تولید و از دست رفتن صدها هزار تن محصول گرفته تا از بین رفتن فرصتهای صادراتی، افزایش بهای تمامشده و فرسایش انگیزه سرمایهگذاری.
نباید فراموش کرد که فولاد خوزستان فقط یک بنگاه اقتصادی نیست. این شرکت، یکی از ستونهای اقتصاد استان خوزستان است؛ استانی که هر اختلال در تولید صنعتی، بلافاصله به بیکاری، کاهش گردش نقدینگی و تشدید آسیبهای اجتماعی منجر میشود. قطع انرژی در چنین واحدهایی، بهمعنای خاموش کردن بخشی از ظرفیت توسعه منطقهای است؛ آن هم در استانی که سالهاست بار سنگین محرومیت و توسعه نامتوازن را به دوش میکشد.
اقتصاد مقاومتی دقیقاً در چنین بزنگاههایی معنا پیدا میکند. مقاومتی که قرار نیست با فشار مضاعف بر تولیدکننده محقق شود، بلکه باید از مسیر حمایت هوشمندانه، سرمایهگذاری در زیرساخت و سیاستگذاری خلاقانه شکل بگیرد. اگر صنایع بزرگی مانند فولاد خوزستان ناچار شوند هزینه ناترازی انرژی را بهتنهایی پرداخت کنند، دیر یا زود همان موتورهایی که قرار بود اقتصاد را از تحریم عبور دهند، فرسوده خواهند شد.
اگر تولید، راه عبور از تحریم است، باید در عمل هم در اولویت باشد، نه فقط در شعار. سیاست انرژی باید بهجای مدیریت روزمره و خاموشیمحور، بهسمت راهحلهای پایدار و تولیدمحور حرکت کند.