شوهرم با دختران غریبه رابطه دارد


3 اردیبهشت 1398 - 13:06
5cbece842d9d7_2019-04-23_13-06
از روزی که فهمیدم همسرم با دختران غریبه ارتباط دارد یاس و ناامیدی سراسر وجودم را فراگرفت به طوری که حیران و سرگردان شده بودم و نمی دانستم چگونه باید این مشکل را حل کنم...

از روزی که فهمیدم همسرم با دختران غریبه ارتباط دارد یاس و ناامیدی سراسر وجودم را فراگرفت به طوری که حیران و سرگردان شده بودم و نمی دانستم چگونه باید این مشکل را حل کنم چرا که زندگی ام به هم ریخته بود و همسرم نیز توجهی به من نداشت این بود که به پیشنهاد مادرشوهرم تصمیم گرفتم تا ...

نوعروس 20 ساله ای که فقط چهار ماه بعد از ازدواج راهی کلانتری شده بود تا به اتهام ضرب و جرح عمدی و توهین و فحاشی از همسرش شکایت کند در حالی که بیان می کرد، کاش تفاوت های فرهنگی و اجتماعی با همسرم را جدی می گرفتم که این گونه زندگی ام در آستانه نابودی قرار نگیرد، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: کودک خردسالی بودم که به همراه خانواده‌ام از افغانستان به مشهد مهاجرت کردیم و در یکی از شهرک های حاشیه شهر ساکن شدیم تا این که حدود چهار سال قبل پسر جوانی عاشقم شد.

 آن ها در محله ما زندگی می کردند و من هر بار که از منزل بیرون می رفتم او را می دیدم. «عابد» شغل مناسبی نداشت و همواره در کوچه و خیابان بود بالاخره ابراز علاقه های او به جایی رسید که خانواده اش را برای خواستگاری به منزل ما فرستاد اما پدرم در همان جلسه اول خواستگاری مخالفت خودش را با این ازدواج آشکارا بیان کرد و به خانواده عابد گفت: ما از نظر فرهنگی و اجتماعی با یکدیگر تفاوت های اساسی داریم از سوی دیگر نیز ما تبعه افغانستان هستیم و امکان دارد با فراهم شدن شرایط مناسب به کشور خودمان باز گردیم که در آن صورت نیز احتمال بروز اختلافاتی برای محل سکونت دخترم وجود دارد و ... اگرچه آن شب خانواده عابد با شنیدن مخالفت پدرم از منزلمان رفتند اما او دست بردار نبود و چندین بار دیگر نیز با واسطه کردن افراد مختلف از من خواستگاری کرد.

خلاصه چهار سال از ماجرای اولین خواستگاری خانواده عابد می گذشت تا این که پدرم نتوانست در برابر سماجت های عابد مقاومت کند و در نهایت با شرایطی به ازدواج ما رضایت داد.

پدرم در آخرین جلسه خواستگاری گفت: طبق آداب و رسوم ما، خانواده عروس حتی یک ریال برای جهیزیه نمی‌پردازند اما از سوی دیگر من شیربهای دخترم را کامل می گیرم و ... آن شب عابد و خانواده اش شروط پدرم را پذیرفتند و گفتند که مباحثی مانند تفاوت های فرهنگی و اجتماعی فقط سخنان بی ارزش است که روشنفکران مطرح می کنند وگرنه مهم آن است که دو جوان همدیگر را دوست داشته باشند!

بالاخره چهار ماه قبل هنوز یک هفته بیشتر از ازدواجمان نگذشته بود که متوجه شدم همسرم با  چند دختر دیگر در همان محله روابط نامتعارف دارد و جوانی پرخاشگر است. چاره ای نداشتم جز آن که این ماجرا را برای مادرشوهرم بازگو کنم او هم که گویی از این موضوع اطلاع داشت خیلی خونسرد گفت: اگر باردار شوی پسرم با دختران دیگر قطع رابطه می کند و توجهش به تو بیشتر می شود با آن که هنوز ازدواج ما به طور رسمی ثبت نشده بود من به پیشنهاد مادرشوهرم باردار شدم.

تا این که دو ماه قبل خواهر 15 ساله ام مشغول بازی با گوشی تلفن همراه بود که ناگهان همسرم با دیدن این صحنه او را با کمربند سیاه و کبود کرد ولی من و مادرم از همسرم حمایت کردیم تا پدرم ما را به خاطر رفتارهای خشن عابد سرزنش نکند چرا که اصرارهای من و مادرم منجر به این ازدواج شده بود.

در همین حال خواهرم به خاطر نداشتن امنیت جانی با اورژانس اجتماعی تماس گرفت و آن ها او را به بهزیستی بردند. همسرم که جری تر شده بود مدتی بعد من و مادرم را نیز به طور وحشیانه ای کتک زد و مدعی شد چون ازدواج ما رسمی نیست کاری هم از دست شما برنمی آید و ...

شایان ذکر است به دستور سرهنگ زمینی (رئیس کلانتری سپاد) پرونده این زوج در حالی به دایره مددکاری کلانتری سپرده شد که بسیاری از جوانان به دلیل آشنا نبودن با قوانین ازدواج با اتباع خارجی، دچار مشکلات حاد و جبران ناپذیری می شوند.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

 

از روزی که فهمیدم همسرم با دختران غریبه ارتباط دارد یاس و ناامیدی سراسر وجودم را فراگرفت به طوری که حیران و سرگردان شده بودم و نمی دانستم چگونه باید این مشکل را حل کنم...

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5cbece842d9d7_2019-04-23_13-06
3 اردیبهشت 1398 - 13:06

از روزی که فهمیدم همسرم با دختران غریبه ارتباط دارد یاس و ناامیدی سراسر وجودم را فراگرفت به طوری که حیران و سرگردان شده بودم و نمی دانستم چگونه باید این مشکل را حل کنم چرا که زندگی ام به هم ریخته بود و همسرم نیز توجهی به من نداشت این بود که به پیشنهاد مادرشوهرم تصمیم گرفتم تا ...

نوعروس 20 ساله ای که فقط چهار ماه بعد از ازدواج راهی کلانتری شده بود تا به اتهام ضرب و جرح عمدی و توهین و فحاشی از همسرش شکایت کند در حالی که بیان می کرد، کاش تفاوت های فرهنگی و اجتماعی با همسرم را جدی می گرفتم که این گونه زندگی ام در آستانه نابودی قرار نگیرد، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: کودک خردسالی بودم که به همراه خانواده‌ام از افغانستان به مشهد مهاجرت کردیم و در یکی از شهرک های حاشیه شهر ساکن شدیم تا این که حدود چهار سال قبل پسر جوانی عاشقم شد.

 آن ها در محله ما زندگی می کردند و من هر بار که از منزل بیرون می رفتم او را می دیدم. «عابد» شغل مناسبی نداشت و همواره در کوچه و خیابان بود بالاخره ابراز علاقه های او به جایی رسید که خانواده اش را برای خواستگاری به منزل ما فرستاد اما پدرم در همان جلسه اول خواستگاری مخالفت خودش را با این ازدواج آشکارا بیان کرد و به خانواده عابد گفت: ما از نظر فرهنگی و اجتماعی با یکدیگر تفاوت های اساسی داریم از سوی دیگر نیز ما تبعه افغانستان هستیم و امکان دارد با فراهم شدن شرایط مناسب به کشور خودمان باز گردیم که در آن صورت نیز احتمال بروز اختلافاتی برای محل سکونت دخترم وجود دارد و ... اگرچه آن شب خانواده عابد با شنیدن مخالفت پدرم از منزلمان رفتند اما او دست بردار نبود و چندین بار دیگر نیز با واسطه کردن افراد مختلف از من خواستگاری کرد.

خلاصه چهار سال از ماجرای اولین خواستگاری خانواده عابد می گذشت تا این که پدرم نتوانست در برابر سماجت های عابد مقاومت کند و در نهایت با شرایطی به ازدواج ما رضایت داد.

پدرم در آخرین جلسه خواستگاری گفت: طبق آداب و رسوم ما، خانواده عروس حتی یک ریال برای جهیزیه نمی‌پردازند اما از سوی دیگر من شیربهای دخترم را کامل می گیرم و ... آن شب عابد و خانواده اش شروط پدرم را پذیرفتند و گفتند که مباحثی مانند تفاوت های فرهنگی و اجتماعی فقط سخنان بی ارزش است که روشنفکران مطرح می کنند وگرنه مهم آن است که دو جوان همدیگر را دوست داشته باشند!

بالاخره چهار ماه قبل هنوز یک هفته بیشتر از ازدواجمان نگذشته بود که متوجه شدم همسرم با  چند دختر دیگر در همان محله روابط نامتعارف دارد و جوانی پرخاشگر است. چاره ای نداشتم جز آن که این ماجرا را برای مادرشوهرم بازگو کنم او هم که گویی از این موضوع اطلاع داشت خیلی خونسرد گفت: اگر باردار شوی پسرم با دختران دیگر قطع رابطه می کند و توجهش به تو بیشتر می شود با آن که هنوز ازدواج ما به طور رسمی ثبت نشده بود من به پیشنهاد مادرشوهرم باردار شدم.

تا این که دو ماه قبل خواهر 15 ساله ام مشغول بازی با گوشی تلفن همراه بود که ناگهان همسرم با دیدن این صحنه او را با کمربند سیاه و کبود کرد ولی من و مادرم از همسرم حمایت کردیم تا پدرم ما را به خاطر رفتارهای خشن عابد سرزنش نکند چرا که اصرارهای من و مادرم منجر به این ازدواج شده بود.

در همین حال خواهرم به خاطر نداشتن امنیت جانی با اورژانس اجتماعی تماس گرفت و آن ها او را به بهزیستی بردند. همسرم که جری تر شده بود مدتی بعد من و مادرم را نیز به طور وحشیانه ای کتک زد و مدعی شد چون ازدواج ما رسمی نیست کاری هم از دست شما برنمی آید و ...

شایان ذکر است به دستور سرهنگ زمینی (رئیس کلانتری سپاد) پرونده این زوج در حالی به دایره مددکاری کلانتری سپرده شد که بسیاری از جوانان به دلیل آشنا نبودن با قوانین ازدواج با اتباع خارجی، دچار مشکلات حاد و جبران ناپذیری می شوند.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

 

منبع: خراسان

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


1696

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
اصلاح‌طلبان اشتباهات بزرگی داشته‌اند / جهانگیری نماینده اصلاح‌طلبان در دولت نیست / لاریجانی پتانسیل ریاست‌جمهوری را ندارد / روحانی و خاتمی به طور مرتب دیدار می‌کنند / برای شکستن تحریم‌ها به یک دوم خرداد دیگر نیاز داریم
حیات بابک زنجانی در گروی بازگشت ۲میلیارد یورو است / او همچنان در انفرادی است و سلول لاکچری ندارد / اگر وزیر نفت سندی دارد، با صدای بلند اعلام‌کند
زنی که می‌تواند خلبان هواپیما باشد، چرا نتواند راننده موتور باشد / برخی مواجه‌ها با مسائل زنان، جفا به دین است
دختری که می‌تواند قدرتمندترین زن انگلیس بعد از ملکه شود/ عاشق پیشه یا قدرت‌طلب؟/ کری سایموند؛ نامزد بوریس جانسون واقعا کیست؟
دکتر عارف هنوز هم یک چهره سیاسی نیست / مهمترین کار واعظی حفظ فاصله بین اصلاح‌طلبان و شخص رییس‌جمهور است/ نمی‌دانم جهانگیری در دولت چه می‌کند/ حوادث دی 96 شوک برای اصلاح‌طلبان بود
مهم‌ترین رهبران جهان را که جنازه‌شان گم شده است بشناسید/ از ناپدید شدن هیتلر و شایعه زنده بودنش تا ناپدید شدن جنازه صدام و رضا شاه و حل کردن جسد تزار روسیه در اسید
اینفوگرافی؛ تعداد ناوهای جنگی 8 کشور اول جهان/ ایران در رتبه‌ چهارم قرار دارد