وقتی شیطان به شمایل بازاری در می‌آید/ روایتی کوتاه از گشت و‌گذار در بازاری عجیب


5 فروردین 1398 - 09:43
filemanager/6/8C14D6E4-39C4-4FA7-8378-6E29FD1900D9
امروز به شیطان بازار اسلامشهر آمدیم جایی که حتی ساکنین هم از چرایی نامش نمی‌دانند.

به گزارش گروه اجتماعی خبر فوری٬ آسمان اینجا در اسلامشهر آخرین منزلگاه خورشید است، اینجا در جنوبی‌غربی‌ترین نقطه پایتخت آفتاب دیر میاید و حضورش از پس آلودگی‌های هوا دوام چندانی ندارد. بوی چسبنده‌‌‌ای در جای جای جاده همراهیت می‌کند. بویی که در ذهنت تصویری ناخوشایند می‌سازد و تو را یاد زباله می‌اندازد.

درست چند قدم مانده به آخرین غروب و در جایی که مشام به بوی تند پراکنده اینجا عادت کرده است، در میان درختان و گیاهان تنک، پیرمردانی با کلاه شاپو و کت و شلواری مندرس، زیراندازی کوچک را پهن می‌کنند و رویش را پر می‌کنند از خرده ریزهایی دست چندم با قیمت‌های اندک.

اهالی این منطقه به این بازار با مساحت چند قدم در چند قدم می‌گویند شیطان بازار. علت این نام گذاری عجیب را که می‌پرسی، اول می‌خندند و بعد می‌گویند، لابد شیطان آنجاست دیگر! شیطان میان فروشندگان و خریداران.

پیرمردان فروشنده اما انگار روایتی از چرایی این اسم ندارند، فقط می‌دانند که باید این خنزرپنزرهایی که روی دستشان مانده را با قیمتی به فروش برسانند.

روایت‌ها از اینکه این اجناس چگونه به دست پیرمردان رسیده مشخص نیست،‌ عده‌ای می‌گویند اجناس دزدیست و عده‌ای دیگر می‌گویند که سخت بدست آمده. پیرمردان خنزرپنزری هم می‌گویند اجناس دسته دومیست که سخت و دیر بدست آمده است.

از لباس و گوشی و عینک تا کفش و دستبند و انگشتر در اینجا یافت می‌شود، خودشان می‌گویند از شیر مرغ تا جان آدمیزاد. بعضی وسایل عمری به اندازه پیرمردان دارند و برخی دیگر جوانتر هستند.

پلیس هم این مردم را خوب می شناسد، وقتی به دنبال آدرسی از آنها می‌گردی تنها کسی که می‌تواند تو را به سمت پیرمردان شاپو پوش راهنمایی کند، پلیس است:« کوچه درختی٬ پشت ساختمان شهرداری در نسیم شهر٬ اسلامشهر.»

پیرمردان اغلب لهجه دارند، اغلب نمی‌توانند فارسی سلیس صحبت کنند. معتاد نیستند، هیچ یک اثری از اعتیاد بر چهره ندارند. از دیگر ویژگی‌های رفتاریشان این است که تخفیفی در کارشان نیست، نه بر سر پوشاک،نه بر سر انگشتر و نه بر سر هیچ یک از کالاهای دست دوم و چندمی در این مکان دارند. هیچ کدام سر کوچکترین مساله‌ای با تو چانه نمی‌زنند. 

اینجا حوالی غروب جای سوزن انداختن پیدا نمی‌شود، فقط مردان هستند که رژه می روند تا بتواند اندک کالایی برای زیستن بیایند. اینجا وقتی هنوز بوی چسبنده جنوب پایتخت هم قدم با آدمی است،پیرمردان بساط پهن می‌کنند و تا تاریکی در دل سیاه شیطان نفوذ نکرده پراکنده می شوند. پیرمردانی ساکن اسلامشهر که هیچگاه باور نمی کنند اجناسشان چگونه بدست می آید.

 

امروز به شیطان بازار اسلامشهر آمدیم جایی که حتی ساکنین هم از چرایی نامش نمی‌دانند.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

filemanager/6/8C14D6E4-39C4-4FA7-8378-6E29FD1900D9
5 فروردین 1398 - 09:43

به گزارش گروه اجتماعی خبر فوری٬ آسمان اینجا در اسلامشهر آخرین منزلگاه خورشید است، اینجا در جنوبی‌غربی‌ترین نقطه پایتخت آفتاب دیر میاید و حضورش از پس آلودگی‌های هوا دوام چندانی ندارد. بوی چسبنده‌‌‌ای در جای جای جاده همراهیت می‌کند. بویی که در ذهنت تصویری ناخوشایند می‌سازد و تو را یاد زباله می‌اندازد.

درست چند قدم مانده به آخرین غروب و در جایی که مشام به بوی تند پراکنده اینجا عادت کرده است، در میان درختان و گیاهان تنک، پیرمردانی با کلاه شاپو و کت و شلواری مندرس، زیراندازی کوچک را پهن می‌کنند و رویش را پر می‌کنند از خرده ریزهایی دست چندم با قیمت‌های اندک.

اهالی این منطقه به این بازار با مساحت چند قدم در چند قدم می‌گویند شیطان بازار. علت این نام گذاری عجیب را که می‌پرسی، اول می‌خندند و بعد می‌گویند، لابد شیطان آنجاست دیگر! شیطان میان فروشندگان و خریداران.

پیرمردان فروشنده اما انگار روایتی از چرایی این اسم ندارند، فقط می‌دانند که باید این خنزرپنزرهایی که روی دستشان مانده را با قیمتی به فروش برسانند.

روایت‌ها از اینکه این اجناس چگونه به دست پیرمردان رسیده مشخص نیست،‌ عده‌ای می‌گویند اجناس دزدیست و عده‌ای دیگر می‌گویند که سخت بدست آمده. پیرمردان خنزرپنزری هم می‌گویند اجناس دسته دومیست که سخت و دیر بدست آمده است.

از لباس و گوشی و عینک تا کفش و دستبند و انگشتر در اینجا یافت می‌شود، خودشان می‌گویند از شیر مرغ تا جان آدمیزاد. بعضی وسایل عمری به اندازه پیرمردان دارند و برخی دیگر جوانتر هستند.

پلیس هم این مردم را خوب می شناسد، وقتی به دنبال آدرسی از آنها می‌گردی تنها کسی که می‌تواند تو را به سمت پیرمردان شاپو پوش راهنمایی کند، پلیس است:« کوچه درختی٬ پشت ساختمان شهرداری در نسیم شهر٬ اسلامشهر.»

پیرمردان اغلب لهجه دارند، اغلب نمی‌توانند فارسی سلیس صحبت کنند. معتاد نیستند، هیچ یک اثری از اعتیاد بر چهره ندارند. از دیگر ویژگی‌های رفتاریشان این است که تخفیفی در کارشان نیست، نه بر سر پوشاک،نه بر سر انگشتر و نه بر سر هیچ یک از کالاهای دست دوم و چندمی در این مکان دارند. هیچ کدام سر کوچکترین مساله‌ای با تو چانه نمی‌زنند. 

اینجا حوالی غروب جای سوزن انداختن پیدا نمی‌شود، فقط مردان هستند که رژه می روند تا بتواند اندک کالایی برای زیستن بیایند. اینجا وقتی هنوز بوی چسبنده جنوب پایتخت هم قدم با آدمی است،پیرمردان بساط پهن می‌کنند و تا تاریکی در دل سیاه شیطان نفوذ نکرده پراکنده می شوند. پیرمردانی ساکن اسلامشهر که هیچگاه باور نمی کنند اجناسشان چگونه بدست می آید.

 

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


33

نظرات 2
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
حسین 0 0 پاسخ 1398/1/8 -18:06

دوست عزیزی ک زحمت این متن و کشیدی،بهتر بود قبل فوروارد کردنش تو تقسیمات استانی یه نگاهی مینداختی ببینی که نسیم شهر تو کدوم شهرستان استان تهرانه،بیسواد ترین ادمها هم اینو میدونن.باتشکر

اریا شمس 0 0 پاسخ 1398/1/5 -16:06

اینجا خارج از محدوده اسلامشهر هست جز نسیم شهر که زیر مجموعه بهارستان هستند

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
;
پیشنهاد ما
تعدد احزاب نشان دهنده روحیه استبداد زدگی است/ مسیح علی‌نژاد زبان گویای جامعه زنان نیست/ لزوم نگرش جنسیتی برای حل آسیب‌های اجتماعی
روایت خبرفوری از زندگی‌هایی که به گل نشستند/ «او» که آمد، انگار آخرالزمان شد
واکنش هادی غفاری به صحبت‌های جنجالی سعید قاسمی/ امثال ایشان خاله خرسه‌هایی هستند که انقلاب را به زیر می‌کشند/ به مردم بگوید زمان جنگ کجا بوده؟
شعارهای دولت در زمینه زنان قابلیت اجرا نداشت/ آقای روحانی در شرایط یاس مفرط کار را بر عهده گرفت/ دولت باور و اعتقاد قلبی به مشارکت زنان نداشت/ انتخاب خانم ابتکار برای حفظ دوز اصلاح‌طلبی کابینه بود
مروی: سال 53 یک حالت عاطفی بین من و آقای رئیسی به وجود آمد/ آقای رئیسی اگر اراده می‌کرد، از راه قانونی می‌توانست خانه آنچنانی داشته باشد اما...
ما حتی به بیت رهبری هم پیامک ارسال کردیم/ کجای قانون پیام دادن را جرم تلقی کرده است؟ / وقتی کارد به استخوان مردم برسد، فعالیت‌هایمان را عمومی می‌کنیم
اروپا در انتخاب بین ایران و آمریکا مردد است/ اینستکس جدی‌ترین اقدام اروپا جهت حمایت از برجام بود/ آیا در سال جاری برجام از بین می‌رود؟