از حضور مقابل یوونتوس تا طولانی ترین تعویض تاریخ

وقتی پسر دیکتاتور وارد فوتبال شد/ نگاهی به زندگی ورزشی ساعدی قذافی


3 دی 1397 - 12:43
filemanager/6/varzeshi/ghazafi
پسر سوم معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی روزگاری در مستطیل سبز حضور پررنگی داشت. او به عنوان مهاجم در تیم‌هایی ایتالیایی پروجا،اودینیزه و سمپدوریا بازی کرد و روزگاری یکی از سهام‌داران باشگاه یوونتوس بود.

به گزارش خبر فوری؛ سرهنگ قذافی در بخش آخر «کتاب سبز» که پاسخی به «کتاب قرمز» مائو است، ديدگاهش درباره فوتبال را نوشته است: «رفتن به رستوران و نگاه کردن به غذاخوردن ديگران همان قدر احمقانه است که جمعيتی به ورزشگاه بروند و ورزش کردن ديگران را تماشا کنند». چنین دیدگاهی در نگاه پسر او وجود نداشت اما به همان میزان عجیب بود.

در نقطه مقابل، سايمون کوپر از مولفين سرشناس فوتبال جهان درباره فوتبال و نگاه مردم به آن در لیبی نوشت: «در نهم ژوئیه ۱۹۹۶ در استاديوم طرابلس، يک پنالتی بیش‌ازحد مشکوک برای تيمی گرفته شد که متعلق به پسران قذافی بود. فرزندان سرهنگ، تحمل اعتراض جمعيت را نداشتند و شروع به تيراندازی کردند و اين اتفاقات به صورت زنده از تلويزيون حکومتی پخش می شد. شعار عليه داور در مدت زمانی کوتاه به شعار عليه سرهنگ در خيابان های اطراف ورزشگاه تغيير کرد. منابع غير رسمی از کشته شدن ۵۰ نفر خبر دادند اما دولت فقط جان باختن هشت نفر را تاييد کرد. از همان بازی به بعد بود که آتش از زير خاکستر بيرون آمد و مردم در مواجهه با خاندان قذافی، انتقادات شان از حکومت ليبی را مطرح می کردند.»

پس از آن اتفاق، ساعدی قذافی در آستانه سی سالگی، در حالی که ريیس فدراسيون فوتبال ليبی بود، تصميم گرفت خودش هم پا به توپ شود، در تيم ملی ليبی بازی کند و حضور در ليگ های اروپايی را هم تجربه کند. او مثل اکثر هم‌تایانش در منطقه، بخشی از درآمد نفت را برای تحقق ماجراجويی هايش به حساب خود منتقل کرد. با مارادونا تماس گرفت و از او مشورت گرفت. او نيز کارلوس بيلاردو را با ساعدی آشنا کرد و قرارداد سرمربيگری اش در تيم ملی ليبی را به امضا رساند. بن جانسون کانادايی یکی دیگر از دوستان مارادونا بود که هدایت بدنسازی تيم ملی فوتبال ليبی را برعهده گرفت. در چنین شرایطی در ليگ ليبی، مدافعان تيم های مختلف از مقابل ساعدی قذافی ستاره تيم الاهلی طرابلس می گريختند تا اگر مقدور باشد، او توپ را وارد دروازه خالی کند!

درخشش کثیف او در فوتبال لیبی در کنار هزینه های بی‌پایان برای حضور در اروپا باعث شد تا ساعدی پنج سال در سطح اول فوتبال ايتاليا حضور داشته باشد. پروجيا، اودينزه و سمپدوريا باشگاه های پسر دیکتاتور لیبی بودند. البته که او در این سه تیم مجموعا در ده رقابت هم حضور نداشت. او در بازی پروجا-یوونتوس تنها ۱۵ دقیقه بازی کرد و بعد از آن بازی به دلیل استفاده از هورمون ناندرولونبه با دوری سه ماهه از مسابقات مواجه شد. پس از آن به باشگاه اودینیزه نقل مکان کرد و برای این تیم نیز ۲۰ دقیقه مقابل سامپدریا به زمین رفت. او که رئیس فدراسیون لیبی هم شده بود، درخواست میزبانی جام جهانی ۲۰۱۰ را به فیفا ارائه کرد که این درخواست رد شد.

 

اما حضور او در تمرينات يوونتوس، نشان می داد نفت لیبی تا چه حد قدرت دارد. برخی معتقدند هيچ باشگاهی در فوتبال جهان، حتی تيم های طرابلس، به اندازه يوونتوسی ها از نفت لیبی تغذیه نکره است. او در ۳۴ سالگی به سمپدوريا پيوست و اگر اوضاع سياسی ليبی همراه خاندان قذافی حرکت می کرد، او هنوز هم در فوتبال غرب حضور داشت. شاید در شرایط فعلی در لیگ حرفه ای آمریکا بازی می‌کرد یا راهی لیگ های حاشیه خلیج فارس شده بود.

ساعدی ابتدا می خواست با تيم بيرکيرکارا از مالت قرارداد ببندند و ليگ قهرمانان اروپا را تجربه کند، اما ترجیح داد در سطح نخست فوتبال اروپا حضور داشته باشد. سرمایه ای که می‌توانست از اعتراضات يک دهه بعد ليبی پيشگيری کند، ساعدی را راهی هيات مديره يوونتوس کرد. در حدود هشت درصد از باشگاه بزرگ شهر کوچک تورین، متعلق به ليبی بود و خانواده قذافی با ۲۸۵ ميليون دلار به تبليغ شرکت نفتی تايم اويل روی پيراهن يووه می‌پرداختند.

سايمون کوپر در کتاب «فوتبال عليه دشمن» درباره سرمایه گذاری لیبی در یوونتوس نوشته است:«شرکت های توليد نفت اصولاَ محتاج تبليغات نيستند و اين قرارداد، صرفاً بخشی از جاه طلبی های ساعدی قذافی را ارضا می کرد». در پروجيا تست مواد مخدر او مثبت بود. اما یوفا در برابر پول ملت لیبی به ساعدی اجازه ماندن می‌داد. هنگام انتقال آن پول های هنگفت به حساب تيم های ايتاليايی، دلیلی برای اعتراض وجود نداشت.اما وقتی صدای خرد شدن استخوان های دیکتاتوری لیبی از دور هم شنیده شد، ايتاليا پس از فرانسه، دومين کشور اروپايی بود که اعلام کرد شورای ملی انتقالی را به عنوان تنها نماينده مردم ليبی به رسميت می شناسد. ساعدی قذافی و برادرش محمد، بازيکنان فوتبال را بدون مشورت با کادر فنی انتخاب می‌کردند و مديران فنی از حضور بازيکنانی که اصلاً آنها را نمی شناختند، تعجب می‌کردند. بازيکنی که از اوامر فرزندان سرهنگ سرپيچی می کرد، مجبور بود از فوتبال خداحافظی کند.

در چنین شرایطی، ساعدی قذافی همزمان کاپيتان تيم ملی فوتبال ليبی و رييس فدراسيون فوتبال اين کشور بود. اما فيفا هيچ گاه درباره عدم دخالت دولت در فوتبال به اين کشور هشدار نداد. او ده ها ميليون دلار خرج کرد تا کمتر از پانزده دقيقه برای اودينزه به میدان برود. اتفاقی که در دوران سرمربيگری سرسه کوزمی رخ داد. حضور او در اروپا حواشی زیادی داشت. هواداران اکثر رقیبان ساعدی او را هو می کردند. یکی از جنجالی ترین بازی های ساعدی، به رقابت کالياری و اودينزه اختصاص دارد. تماشاگران ايتاليايی برای دقایق طولانی او را مسخره کردند و می‌خندیدند. چنین شرایطی برای او بیگانه بود. زمانی که او در لیگ لیبی، در تیم هایی هم‌چون الاتحاد و الاهلی طرابلس بازی می کرد، داوران قبل از هر سوت به او نگاه می کردند. نيروهای امنيتی ورزشگاه همیشه ستاره حکومتی فوتبال لیبی را تشویق می‌کردند. تمامیت خواهی حکومت قذافی ها در فوتبال هم پایان نداشت. معمر قذافی دستور داده بود در گزارش‌های فوتبال، نام بازيکن‌ها برده نشود و تنها شماره لباس آن ها ذکر شود.

اما خنده‌دار ترین اتفاق زندگی ورزشی ساعدی قذافی به فوريه سال ۲۰۰۳ و رقابت کانادا و ليبی در ديداری دوستانه برمی‌گردد. وقتی پسر ديکتاتور دیگر توان راه رفتن نداشت، دستور تعويض خودش را صادر کرد. او طولانی ترین تعويض جهان را رقم زد. ساعدی با همه بازيکنان کانادا، کادر داوری و کادر سرپرستی حريف دست داد و چند دقيقه بعد، از زمين خارج شد. ساعدی قذافی پس از انقلاب لیبی در نیجر بازداشت شد و به اتهام تیراندازی به سوی معترضان و سایر جرایم ارتکابی در دوران قدرت پدرش به لیبی بازگردانده شد. او در زندان های کشورش متحمل بدترین شکنجه ها شد تا پایانی قابل پیش‌بینی برای روز های طلایی ساختگی‌اش رقم بزند.

پسر سوم معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی روزگاری در مستطیل سبز حضور پررنگی داشت. او به عنوان مهاجم در تیم‌هایی ایتالیایی پروجا،اودینیزه و سمپدوریا بازی کرد و روزگاری یکی از سهام‌داران باشگاه یوونتوس بود.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

filemanager/6/varzeshi/ghazafi

به گزارش خبر فوری؛ سرهنگ قذافی در بخش آخر «کتاب سبز» که پاسخی به «کتاب قرمز» مائو است، ديدگاهش درباره فوتبال را نوشته است: «رفتن به رستوران و نگاه کردن به غذاخوردن ديگران همان قدر احمقانه است که جمعيتی به ورزشگاه بروند و ورزش کردن ديگران را تماشا کنند». چنین دیدگاهی در نگاه پسر او وجود نداشت اما به همان میزان عجیب بود.

در نقطه مقابل، سايمون کوپر از مولفين سرشناس فوتبال جهان درباره فوتبال و نگاه مردم به آن در لیبی نوشت: «در نهم ژوئیه ۱۹۹۶ در استاديوم طرابلس، يک پنالتی بیش‌ازحد مشکوک برای تيمی گرفته شد که متعلق به پسران قذافی بود. فرزندان سرهنگ، تحمل اعتراض جمعيت را نداشتند و شروع به تيراندازی کردند و اين اتفاقات به صورت زنده از تلويزيون حکومتی پخش می شد. شعار عليه داور در مدت زمانی کوتاه به شعار عليه سرهنگ در خيابان های اطراف ورزشگاه تغيير کرد. منابع غير رسمی از کشته شدن ۵۰ نفر خبر دادند اما دولت فقط جان باختن هشت نفر را تاييد کرد. از همان بازی به بعد بود که آتش از زير خاکستر بيرون آمد و مردم در مواجهه با خاندان قذافی، انتقادات شان از حکومت ليبی را مطرح می کردند.»

پس از آن اتفاق، ساعدی قذافی در آستانه سی سالگی، در حالی که ريیس فدراسيون فوتبال ليبی بود، تصميم گرفت خودش هم پا به توپ شود، در تيم ملی ليبی بازی کند و حضور در ليگ های اروپايی را هم تجربه کند. او مثل اکثر هم‌تایانش در منطقه، بخشی از درآمد نفت را برای تحقق ماجراجويی هايش به حساب خود منتقل کرد. با مارادونا تماس گرفت و از او مشورت گرفت. او نيز کارلوس بيلاردو را با ساعدی آشنا کرد و قرارداد سرمربيگری اش در تيم ملی ليبی را به امضا رساند. بن جانسون کانادايی یکی دیگر از دوستان مارادونا بود که هدایت بدنسازی تيم ملی فوتبال ليبی را برعهده گرفت. در چنین شرایطی در ليگ ليبی، مدافعان تيم های مختلف از مقابل ساعدی قذافی ستاره تيم الاهلی طرابلس می گريختند تا اگر مقدور باشد، او توپ را وارد دروازه خالی کند!

درخشش کثیف او در فوتبال لیبی در کنار هزینه های بی‌پایان برای حضور در اروپا باعث شد تا ساعدی پنج سال در سطح اول فوتبال ايتاليا حضور داشته باشد. پروجيا، اودينزه و سمپدوريا باشگاه های پسر دیکتاتور لیبی بودند. البته که او در این سه تیم مجموعا در ده رقابت هم حضور نداشت. او در بازی پروجا-یوونتوس تنها ۱۵ دقیقه بازی کرد و بعد از آن بازی به دلیل استفاده از هورمون ناندرولونبه با دوری سه ماهه از مسابقات مواجه شد. پس از آن به باشگاه اودینیزه نقل مکان کرد و برای این تیم نیز ۲۰ دقیقه مقابل سامپدریا به زمین رفت. او که رئیس فدراسیون لیبی هم شده بود، درخواست میزبانی جام جهانی ۲۰۱۰ را به فیفا ارائه کرد که این درخواست رد شد.

 

اما حضور او در تمرينات يوونتوس، نشان می داد نفت لیبی تا چه حد قدرت دارد. برخی معتقدند هيچ باشگاهی در فوتبال جهان، حتی تيم های طرابلس، به اندازه يوونتوسی ها از نفت لیبی تغذیه نکره است. او در ۳۴ سالگی به سمپدوريا پيوست و اگر اوضاع سياسی ليبی همراه خاندان قذافی حرکت می کرد، او هنوز هم در فوتبال غرب حضور داشت. شاید در شرایط فعلی در لیگ حرفه ای آمریکا بازی می‌کرد یا راهی لیگ های حاشیه خلیج فارس شده بود.

ساعدی ابتدا می خواست با تيم بيرکيرکارا از مالت قرارداد ببندند و ليگ قهرمانان اروپا را تجربه کند، اما ترجیح داد در سطح نخست فوتبال اروپا حضور داشته باشد. سرمایه ای که می‌توانست از اعتراضات يک دهه بعد ليبی پيشگيری کند، ساعدی را راهی هيات مديره يوونتوس کرد. در حدود هشت درصد از باشگاه بزرگ شهر کوچک تورین، متعلق به ليبی بود و خانواده قذافی با ۲۸۵ ميليون دلار به تبليغ شرکت نفتی تايم اويل روی پيراهن يووه می‌پرداختند.

سايمون کوپر در کتاب «فوتبال عليه دشمن» درباره سرمایه گذاری لیبی در یوونتوس نوشته است:«شرکت های توليد نفت اصولاَ محتاج تبليغات نيستند و اين قرارداد، صرفاً بخشی از جاه طلبی های ساعدی قذافی را ارضا می کرد». در پروجيا تست مواد مخدر او مثبت بود. اما یوفا در برابر پول ملت لیبی به ساعدی اجازه ماندن می‌داد. هنگام انتقال آن پول های هنگفت به حساب تيم های ايتاليايی، دلیلی برای اعتراض وجود نداشت.اما وقتی صدای خرد شدن استخوان های دیکتاتوری لیبی از دور هم شنیده شد، ايتاليا پس از فرانسه، دومين کشور اروپايی بود که اعلام کرد شورای ملی انتقالی را به عنوان تنها نماينده مردم ليبی به رسميت می شناسد. ساعدی قذافی و برادرش محمد، بازيکنان فوتبال را بدون مشورت با کادر فنی انتخاب می‌کردند و مديران فنی از حضور بازيکنانی که اصلاً آنها را نمی شناختند، تعجب می‌کردند. بازيکنی که از اوامر فرزندان سرهنگ سرپيچی می کرد، مجبور بود از فوتبال خداحافظی کند.

در چنین شرایطی، ساعدی قذافی همزمان کاپيتان تيم ملی فوتبال ليبی و رييس فدراسيون فوتبال اين کشور بود. اما فيفا هيچ گاه درباره عدم دخالت دولت در فوتبال به اين کشور هشدار نداد. او ده ها ميليون دلار خرج کرد تا کمتر از پانزده دقيقه برای اودينزه به میدان برود. اتفاقی که در دوران سرمربيگری سرسه کوزمی رخ داد. حضور او در اروپا حواشی زیادی داشت. هواداران اکثر رقیبان ساعدی او را هو می کردند. یکی از جنجالی ترین بازی های ساعدی، به رقابت کالياری و اودينزه اختصاص دارد. تماشاگران ايتاليايی برای دقایق طولانی او را مسخره کردند و می‌خندیدند. چنین شرایطی برای او بیگانه بود. زمانی که او در لیگ لیبی، در تیم هایی هم‌چون الاتحاد و الاهلی طرابلس بازی می کرد، داوران قبل از هر سوت به او نگاه می کردند. نيروهای امنيتی ورزشگاه همیشه ستاره حکومتی فوتبال لیبی را تشویق می‌کردند. تمامیت خواهی حکومت قذافی ها در فوتبال هم پایان نداشت. معمر قذافی دستور داده بود در گزارش‌های فوتبال، نام بازيکن‌ها برده نشود و تنها شماره لباس آن ها ذکر شود.

اما خنده‌دار ترین اتفاق زندگی ورزشی ساعدی قذافی به فوريه سال ۲۰۰۳ و رقابت کانادا و ليبی در ديداری دوستانه برمی‌گردد. وقتی پسر ديکتاتور دیگر توان راه رفتن نداشت، دستور تعويض خودش را صادر کرد. او طولانی ترین تعويض جهان را رقم زد. ساعدی با همه بازيکنان کانادا، کادر داوری و کادر سرپرستی حريف دست داد و چند دقيقه بعد، از زمين خارج شد. ساعدی قذافی پس از انقلاب لیبی در نیجر بازداشت شد و به اتهام تیراندازی به سوی معترضان و سایر جرایم ارتکابی در دوران قدرت پدرش به لیبی بازگردانده شد. او در زندان های کشورش متحمل بدترین شکنجه ها شد تا پایانی قابل پیش‌بینی برای روز های طلایی ساختگی‌اش رقم بزند.

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


31

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
;