مردانی مشابه بختیار با چهار سرنوشت متفاوت


18 بهمن 1396 - 10:40
filemanager/2/Bakhtiyar
در وضعیت‌های انقلابی بسیار پیش آمده که دولت‌های مستقر تن به اصلاحات بدهند تا از انقلاب جلوگیری کنند اما مصلحان در تاریخ سرنوشت‌های متفاوتی داشتند.


به گزارش خبر فوری، آنچه محمدرضا شاه را بر آن داشت که شاپور بختیار را به عنوان نخست وزیر انتخاب کند، عضویت او در جبهه ملی ای است که مهم ترین اپوزیسیون نظام پهلوی بود. شاپور بختیار یکی از ملی گراهای مخالف شاه بود که پس از کودتای 28 مرداد 1332 همیشه علیه شاه و تصمیاتش جبهه گیری کرده بود.
با این حال، سیاست شاه در آخرین ماههای سلطنتش، به قدرت رسیدن یک مخالف بود. او قدرت را به بختیار داد تا این بار یکی از مخالفان به قدرت برسد. مخالفی که نه قصد براندازی حکومت بلکه اصلاح آن را داشت.
بختیار چهره ای ملی و مخالف شاه بود که هم ارج و قربی نزد مخالفان داشت و هم بر خلاف بسیاری از آنها اعتقاد به براندازی سلطنت نداشت.
شاپور بختیار را می‌توان در یک کلمه نوعی مخالف غیرانقلابی دانست و حکومت با اعطای قدرت به او سعی کرد که از نابودی خودش جلوگیری کند.


در طول تاریخ شخصیت‌های بسیاری وجود دارند که به نوعی نقش بختیار را در دوران و حکومت خود ایفا می‌کنند. شخصیت‌هایی که نقش میانجی را در تاریخ ایفا می‌کنند. مصلحان غیرانقلابی‌ای که حکومت با اعطای قدرت به آنها، تا حد امکان سعی دارد نابودی خود را به تاخیر انداخته و یا قدرت خود را استحکام بخشد.
در تاریخ حکومت های بسیاری وجود داشته اند که پس از فتح یک قلمرو، حاکمی تابع خود از بین مردم کشور فتح شده یا مستعمره انتخاب می‌کردند تا از شورش مردم جلوگیری کنند. روش هخامنشیان در قبال دولت-شهرهای یونانی و آسیای صغیر همین بود. تقریبا تمام دولت هایی که به صورت ملوک الطوایفی اداره می‌شدند چنین وضعی داشتند. تقریبا در اکثر انقلابها، جنگ ها و یا شورش های سیاسی ما چنین روشی را می بینیم.
اما این بختیارها در طول تاریخ چه سیاستی را پس از گرفتن قدرت پیش گرفتند. به طور کلی، چهار سرانجام برای چنین اشخاص و سیاستمدارانی متصور است. در زیر به طور خلاصه به آنها اشاره می‌کنیم:


الف. بختیارهای موفق: محمد علی فروغی
برخی از بختیارها نقش خود را به درستی انجام می‌دهند و با قدرت خود می‌توانند قدرت را برگردانند. محمدعلی فروغی یکی از این سیاستمدارها است. پس از شهریور 1320 و اشغال تهران توسط نیروهای متفق، رضا شاه که نابودی خود را قطعی می‌دید پس از مدتها، گرایش خود به آلمانها را قطع کرد و بار دیگر به نخست وزیری روی آورد که رابطه خوبی با انگلیسها داشت.
امید رضاشاه این بود که فروغی از سقوط پهلوی جلوگیری کند و البته محمد علی فروغی با قدرت تمام وظیفه‌ی خود را به سرانجام رساند. در پایان شهریور 1320 رضا شاه از حکومت ساقط و به جزیره سن موریس تبعید شد اما دودمان پهلوی همچنان در قدرت ماند. فروغی حدود یک سال نخست وزیر محمد رضا پهلوی(جانشین رضا شاه) بود و بعد از رو به راه کردن اوضاع و استحکام حکومت پهلوی از قدرت کناره گرفت.

ب. بختیارهای مخلوع: گئورکی لووف و الکساندر کرنسکی
بسیاری از کسانی که نقشی همچون بختیار را در تاریخ ایفا کردند همانند خود بختیار بداقبال بودند و توسط انقلابیون و گروه‌های مخالف حکومت سرنگون شدند. یکی از این اشخاص گئورکی لووف و جانشینش، الکساندر فیودورویچ کرنسکی است که نقش بختیار را در انقلاب اکتبر 1917 روسیه ایفا کردند.
کرنسکی البته خود فردی انقلابی بود و از طرف خاندان سلطنتی روسیه انتخاب نشد. در حقیقت، آنها توسط اعضای مجلس روسیه انتخاب شدند تا با انحلال بدون خشونت سلطنت رومانوف ها و انتقال نرم قدرت، اوضاع را آرام کنند و از انقلاب بنیادین کمونیست‌ها در روسیه جلوگیری نمایند. اما سیاست آنها نتوانست مانع انقلاب بلشویک ها شود و سرانجام کرنسکی قدرت را به انقلابیون بلشویک داد.

 

ج. بختیارهای مستعفی: محمد مصدق
برخی از بختیارها نتوانستند کشور و حکومت را از حالت بلاتکلیفی بیرون بیاورند و به همین علت ترجیح دادند استعفا دهند. محمد مصدق در دوره ی اول نخست وزیری اش یکی از بهترین مثالها است.
شاه پس از ترور رزم آرا و ملتهب شدن اوضاع سیاسی در ایران به اجبار مصدق را به عنوان نخست وزیر پذیرفت تا بلکه با قدرت گرفتن ملی گراها، فضا کمی آرام تر شود. مصدق اما پس از مدت کوتاهی از نقش خود در دودمان پهلوی با خبر شد و پس از اینکه شاه از اجابت کردن خواسته او مبنی بر اداره وزارت جنگ توسط نخست وزیر ابا کرد، استعفا داد.


د. بختیارها در راس قدرت: بوریس یلتسین
برخی از کسانی که به عنوان میانجی به قدرت رسیدند اما پس از مدتی به جای حفظ قدرت موجود، خود به صف انقلابیون و مخالفین پیوستند و به نوعی قدرت را در دست گرفتند.
بوریس یلتسین یکی از این شخصیت ها است. بوریس یلتسین، یک عضو اصلاح طلب حزب کمونیست شوروی بود که پس از به قدرت رسیدن، نه تنها نظام کمونیستی شوروی را تقویت نکرد بلکه دستور به انحلال آن هم داد.
یلتسین، اولین رئیس جمهور روسیه جدید شد و تا زمانی که به علت بیماری قلبی استعفا دهد، قدرت مطلق این کشور پهناور بود.

در وضعیت‌های انقلابی بسیار پیش آمده که دولت‌های مستقر تن به اصلاحات بدهند تا از انقلاب جلوگیری کنند اما مصلحان در تاریخ سرنوشت‌های متفاوتی داشتند.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

filemanager/2/Bakhtiyar
18 بهمن 1396 - 10:40


به گزارش خبر فوری، آنچه محمدرضا شاه را بر آن داشت که شاپور بختیار را به عنوان نخست وزیر انتخاب کند، عضویت او در جبهه ملی ای است که مهم ترین اپوزیسیون نظام پهلوی بود. شاپور بختیار یکی از ملی گراهای مخالف شاه بود که پس از کودتای 28 مرداد 1332 همیشه علیه شاه و تصمیاتش جبهه گیری کرده بود.
با این حال، سیاست شاه در آخرین ماههای سلطنتش، به قدرت رسیدن یک مخالف بود. او قدرت را به بختیار داد تا این بار یکی از مخالفان به قدرت برسد. مخالفی که نه قصد براندازی حکومت بلکه اصلاح آن را داشت.
بختیار چهره ای ملی و مخالف شاه بود که هم ارج و قربی نزد مخالفان داشت و هم بر خلاف بسیاری از آنها اعتقاد به براندازی سلطنت نداشت.
شاپور بختیار را می‌توان در یک کلمه نوعی مخالف غیرانقلابی دانست و حکومت با اعطای قدرت به او سعی کرد که از نابودی خودش جلوگیری کند.


در طول تاریخ شخصیت‌های بسیاری وجود دارند که به نوعی نقش بختیار را در دوران و حکومت خود ایفا می‌کنند. شخصیت‌هایی که نقش میانجی را در تاریخ ایفا می‌کنند. مصلحان غیرانقلابی‌ای که حکومت با اعطای قدرت به آنها، تا حد امکان سعی دارد نابودی خود را به تاخیر انداخته و یا قدرت خود را استحکام بخشد.
در تاریخ حکومت های بسیاری وجود داشته اند که پس از فتح یک قلمرو، حاکمی تابع خود از بین مردم کشور فتح شده یا مستعمره انتخاب می‌کردند تا از شورش مردم جلوگیری کنند. روش هخامنشیان در قبال دولت-شهرهای یونانی و آسیای صغیر همین بود. تقریبا تمام دولت هایی که به صورت ملوک الطوایفی اداره می‌شدند چنین وضعی داشتند. تقریبا در اکثر انقلابها، جنگ ها و یا شورش های سیاسی ما چنین روشی را می بینیم.
اما این بختیارها در طول تاریخ چه سیاستی را پس از گرفتن قدرت پیش گرفتند. به طور کلی، چهار سرانجام برای چنین اشخاص و سیاستمدارانی متصور است. در زیر به طور خلاصه به آنها اشاره می‌کنیم:


الف. بختیارهای موفق: محمد علی فروغی
برخی از بختیارها نقش خود را به درستی انجام می‌دهند و با قدرت خود می‌توانند قدرت را برگردانند. محمدعلی فروغی یکی از این سیاستمدارها است. پس از شهریور 1320 و اشغال تهران توسط نیروهای متفق، رضا شاه که نابودی خود را قطعی می‌دید پس از مدتها، گرایش خود به آلمانها را قطع کرد و بار دیگر به نخست وزیری روی آورد که رابطه خوبی با انگلیسها داشت.
امید رضاشاه این بود که فروغی از سقوط پهلوی جلوگیری کند و البته محمد علی فروغی با قدرت تمام وظیفه‌ی خود را به سرانجام رساند. در پایان شهریور 1320 رضا شاه از حکومت ساقط و به جزیره سن موریس تبعید شد اما دودمان پهلوی همچنان در قدرت ماند. فروغی حدود یک سال نخست وزیر محمد رضا پهلوی(جانشین رضا شاه) بود و بعد از رو به راه کردن اوضاع و استحکام حکومت پهلوی از قدرت کناره گرفت.

ب. بختیارهای مخلوع: گئورکی لووف و الکساندر کرنسکی
بسیاری از کسانی که نقشی همچون بختیار را در تاریخ ایفا کردند همانند خود بختیار بداقبال بودند و توسط انقلابیون و گروه‌های مخالف حکومت سرنگون شدند. یکی از این اشخاص گئورکی لووف و جانشینش، الکساندر فیودورویچ کرنسکی است که نقش بختیار را در انقلاب اکتبر 1917 روسیه ایفا کردند.
کرنسکی البته خود فردی انقلابی بود و از طرف خاندان سلطنتی روسیه انتخاب نشد. در حقیقت، آنها توسط اعضای مجلس روسیه انتخاب شدند تا با انحلال بدون خشونت سلطنت رومانوف ها و انتقال نرم قدرت، اوضاع را آرام کنند و از انقلاب بنیادین کمونیست‌ها در روسیه جلوگیری نمایند. اما سیاست آنها نتوانست مانع انقلاب بلشویک ها شود و سرانجام کرنسکی قدرت را به انقلابیون بلشویک داد.

 

ج. بختیارهای مستعفی: محمد مصدق
برخی از بختیارها نتوانستند کشور و حکومت را از حالت بلاتکلیفی بیرون بیاورند و به همین علت ترجیح دادند استعفا دهند. محمد مصدق در دوره ی اول نخست وزیری اش یکی از بهترین مثالها است.
شاه پس از ترور رزم آرا و ملتهب شدن اوضاع سیاسی در ایران به اجبار مصدق را به عنوان نخست وزیر پذیرفت تا بلکه با قدرت گرفتن ملی گراها، فضا کمی آرام تر شود. مصدق اما پس از مدت کوتاهی از نقش خود در دودمان پهلوی با خبر شد و پس از اینکه شاه از اجابت کردن خواسته او مبنی بر اداره وزارت جنگ توسط نخست وزیر ابا کرد، استعفا داد.


د. بختیارها در راس قدرت: بوریس یلتسین
برخی از کسانی که به عنوان میانجی به قدرت رسیدند اما پس از مدتی به جای حفظ قدرت موجود، خود به صف انقلابیون و مخالفین پیوستند و به نوعی قدرت را در دست گرفتند.
بوریس یلتسین یکی از این شخصیت ها است. بوریس یلتسین، یک عضو اصلاح طلب حزب کمونیست شوروی بود که پس از به قدرت رسیدن، نه تنها نظام کمونیستی شوروی را تقویت نکرد بلکه دستور به انحلال آن هم داد.
یلتسین، اولین رئیس جمهور روسیه جدید شد و تا زمانی که به علت بیماری قلبی استعفا دهد، قدرت مطلق این کشور پهناور بود.

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


38

نظرات 2
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
ابوالفضل احمدی 0 3 پاسخ 1397/11/17 -16:39

این که شخصی را مورد خطاب دهید مشکل نیست اما چرا اینجا بختیاری ها رامورد خطاب قرار دادی توهین آشکاری است

حمید خ 3 0 پاسخ 1397/11/17 -13:00

سلام عنوان بختیار موفق ! چسباندن به محمد علی فروغی بیشتر به طنز میماند و خنده دار است. بختیار موفق !!!!!? اگر نویسنده عنوان فروغی ناموفق را به بختیار داده بود قابل توجیه و منطقی تر بود .

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
مهم‌ترین رهبران جهان را که جنازه‌شان گم شده است بشناسید/ از ناپدید شدن هیتلر و شایعه زنده بودنش تا ناپدید شدن جنازه صدام و رضا شاه و حل کردن جسد تزار روسیه در اسید
سازوکار حزبی برای بررسی پرونده اخلاقی مدیران اصلاح طلب نداریم / «نجفی» عضو کارگزاران بود، چرا از انتصاب او حمایت کردند؟ / حاشیه های اخلاقی مدیران، اصلاح طلب و اصولگرا نمی شناسد
اینفوگرافی؛ تعداد ناوهای جنگی 8 کشور اول جهان/ ایران در رتبه‌ چهارم قرار دارد
بنیاد مستضعفان؛ سازمانی با بیش از 56 هزار میلیارد درآمد؟ / از شایعه ساخت باشگاه در دبی تا هزینه 100 میلیارد تومانی برای یک ساختمان
آمریکایی‌ها معتقدند ظریف سرشان کلاه گذاشته / ترامپ برای انتخابات به عکس یادگاری با روحانی نیاز دارد / آمریکا در جنگ با ایران پیروز نمی‌شود
بیت‌کوین چیست و چگونه کار می‌کند؟ / معرفی کامل این ارز دیجیتال
در این دوره مردم به سمت حرکات پوپولیستی نخواهد رفت/ به جز مرحوم هاشمی بقیه باور به رییس‌جمهور شدن نداشتند/مردم از دو جناح رویگردانند/ نگاه‌های یک طرفه چالش جریان اصولگرا است