انکار متهم در آتش زدن همسر


5 اسفند 1399 - 16:00
6034c50d45bf5_2021-02-23_12-34
مرد جوانی که به اتهام آتش زدن همسرش دستگیر شده در بازجویی‌ها مدعی شد همسرش این آتش را به پا کرده بود.

ظهر سه‌شنبه 30 دی مأموران کلانتری 117 جوادیه در جریان مرگ زن جوانی در بیمارستان قرار گرفتند. در تحقیقات به دستور بازپرس حبیب‌الله صادقی، مشخص شد زن 34 ساله روز 25 دی به خاطر آتش‌سوزی خانه‌اش بر اثر سوختگی شدید به بیمارستان منتقل شده اما پس از 5 روز به کام مرگ رفته است.

تحقیقات از همسایه‌ها نشان می‌داد که همسر زن جوان به‌ نام مهوش عامل این حریق مرگبار است. یکی از همسایه‌ها گفت: صدای دعوا و درگیری زوج جوان مدام به گوش می‌رسید.

آن روز هم دعوایشان شده بود. از صحبت‌های آنها این‌طور متوجه شدم که دعوا بر سر اختلاف ملکی است. چند دقیقه‌ای از دعوا گذشته بود که ناگهان در آپارتمان طبقه سوم که محل سکونت آنها بود باز شد و سیروس، همسر مهوش، در حالی که دست پسر 7 ساله‌اش را گرفته بود از آپارتمان خارج شد.

او به طبقه همکف رفت و دقایقی بعد با یک ظرف 20 لیتری بنزین به خانه برگشت.

او ادامه داد: سیروس بنزین را روی همسرش و داخل خانه ریخت و فندک را کشید. صدای انفجار شدیدی آمد، انفجاری که باعث شکسته شدن شیشه‌ها و پرتاب در شد. بعد از این حادثه، سیروس، خود را به خودرواش رساند و با بچه‌اش از محل متواری شد.

با مشخص شدن هویت عامل این آتش‌سوزی دستور بازداشت سیروس صادر شد و چند روز بعد رد وی در زادگاهش که یکی از شهرهای استان مرکزی بود شناسایی شد از آنجا که سیروس در آتش‌سوزی دچار سوختگی شده بود برای درمان به بیمارستان رفته بود تا در آنجا تحت درمان قرار بگیرد، بدین ترتیب بازپرس جنایی دستور بازداشت متهم در بیمارستان را صادر کرد و پس از بهبودی نسبی مرد جوان که از ناحیه سر و صورت دچار سوختگی شده بود، او به تهران منتقل شد.

 ادعای عجیب
مرد جوان در تحقیقات اولیه مدعی شد که در قتل همسرش نقشی نداشته است. او گفت: همسرم خانه‌دار بود و مدتی قبل با مرگ پدرش ارثیه‌ای به او رسید.

با تلاش خودم، این ارثیه را تبدیل به خانه‌ای کردیم که در آن ساکن بودیم. ارثیه پدری همسرم خیلی کمتر از پول خانه‌ای بود که در آن ساکن بودیم به همین دلیل از همسرم خواستم دو دانگ از خانه را به‌نام من بزند.

اما همسرم راضی نمی‌شد، روز حادثه هم سر همین مسأله باهم دعوایمان شد. از باک ماشینم مقداری بنزین کشیدم و روی خودم ریختم و به او گفتم خودم را آتش می‌زنم. اما او که باور نکرده بود من بنزین روی خودم ریختم، کبریت را روشن کرد و باعث آتش‌سوزی شد.

بعد از آتش‌سوزی از ترس آنجا را ترک کرده و بچه‌ام را به خانه یکی از بستگانم گذاشتم و برای درمان به شهرستان خودم رفتم.

متهم جوان به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار داده شد و تحقیقات در رابطه با این جنایت آتشین ادامه دارد.

مرد جوانی که به اتهام آتش زدن همسرش دستگیر شده در بازجویی‌ها مدعی شد همسرش این آتش را به پا کرده بود.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

6034c50d45bf5_2021-02-23_12-34
5 اسفند 1399 - 16:00

ظهر سه‌شنبه 30 دی مأموران کلانتری 117 جوادیه در جریان مرگ زن جوانی در بیمارستان قرار گرفتند. در تحقیقات به دستور بازپرس حبیب‌الله صادقی، مشخص شد زن 34 ساله روز 25 دی به خاطر آتش‌سوزی خانه‌اش بر اثر سوختگی شدید به بیمارستان منتقل شده اما پس از 5 روز به کام مرگ رفته است.

تحقیقات از همسایه‌ها نشان می‌داد که همسر زن جوان به‌ نام مهوش عامل این حریق مرگبار است. یکی از همسایه‌ها گفت: صدای دعوا و درگیری زوج جوان مدام به گوش می‌رسید.

آن روز هم دعوایشان شده بود. از صحبت‌های آنها این‌طور متوجه شدم که دعوا بر سر اختلاف ملکی است. چند دقیقه‌ای از دعوا گذشته بود که ناگهان در آپارتمان طبقه سوم که محل سکونت آنها بود باز شد و سیروس، همسر مهوش، در حالی که دست پسر 7 ساله‌اش را گرفته بود از آپارتمان خارج شد.

او به طبقه همکف رفت و دقایقی بعد با یک ظرف 20 لیتری بنزین به خانه برگشت.

او ادامه داد: سیروس بنزین را روی همسرش و داخل خانه ریخت و فندک را کشید. صدای انفجار شدیدی آمد، انفجاری که باعث شکسته شدن شیشه‌ها و پرتاب در شد. بعد از این حادثه، سیروس، خود را به خودرواش رساند و با بچه‌اش از محل متواری شد.

با مشخص شدن هویت عامل این آتش‌سوزی دستور بازداشت سیروس صادر شد و چند روز بعد رد وی در زادگاهش که یکی از شهرهای استان مرکزی بود شناسایی شد از آنجا که سیروس در آتش‌سوزی دچار سوختگی شده بود برای درمان به بیمارستان رفته بود تا در آنجا تحت درمان قرار بگیرد، بدین ترتیب بازپرس جنایی دستور بازداشت متهم در بیمارستان را صادر کرد و پس از بهبودی نسبی مرد جوان که از ناحیه سر و صورت دچار سوختگی شده بود، او به تهران منتقل شد.

 ادعای عجیب
مرد جوان در تحقیقات اولیه مدعی شد که در قتل همسرش نقشی نداشته است. او گفت: همسرم خانه‌دار بود و مدتی قبل با مرگ پدرش ارثیه‌ای به او رسید.

با تلاش خودم، این ارثیه را تبدیل به خانه‌ای کردیم که در آن ساکن بودیم. ارثیه پدری همسرم خیلی کمتر از پول خانه‌ای بود که در آن ساکن بودیم به همین دلیل از همسرم خواستم دو دانگ از خانه را به‌نام من بزند.

اما همسرم راضی نمی‌شد، روز حادثه هم سر همین مسأله باهم دعوایمان شد. از باک ماشینم مقداری بنزین کشیدم و روی خودم ریختم و به او گفتم خودم را آتش می‌زنم. اما او که باور نکرده بود من بنزین روی خودم ریختم، کبریت را روشن کرد و باعث آتش‌سوزی شد.

بعد از آتش‌سوزی از ترس آنجا را ترک کرده و بچه‌ام را به خانه یکی از بستگانم گذاشتم و برای درمان به شهرستان خودم رفتم.

متهم جوان به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار داده شد و تحقیقات در رابطه با این جنایت آتشین ادامه دارد.

منبع: ایران

68

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks
پیشنهاد ما
انتخابات هفت ضلعی 1400 / اصولگرایان و اصلاح طلبان گرفتار کابوس رای منفی ژنرالهای انتخاباتی / بازیگران اصلی انتخابات خرداد را بشناسید
واکسن ایرانی می زنم، نه روسی/ عید امسال با پارسال فرقی ندارد، برایش برنامه نریزید/ شاید از تابستان زندگی عادی شود
با افتخار سپاهی ام اما اسلحه دست نگرفته ام/ زنجانی به واسطه من ممنوع الخروج شد/ قرارگاه خاتم الانبیا با کدام سرمایه ایجاد شد و حالا سودش کجا هزینه می شود؟
ترور دکتر فخری زاده ایران را از برنامه هسته ای خود عقب نمی‌ اندازد/ جمهوری اسلامی به دنبال سلاح هسته ای نیست
فرزندانی که راهشان از پدر جدا شد / وقتی آقازاده‌ها می‌خواهند انقلاب را ببلعند!
روش‌های ترور موساد؛ از شلیک موتور سوار تا فعالیت گروه کیدون/ دو شهری که حیاط خلوت جاسوس‌های اسرائیل شده است
رضاشاه فراماسون نبود / چرخش پهلوی اول به‌سوی آلمانها با چراغ سبز انگلیس بود / قاجارها هم به‌دنبال توسعه ایران بودند ولی نگذاشتند / رضاخان به مجلس می‌گفت طویله! / رضاشاه نمی‌رفت، انقلاب می‌شد